چه شد دُن کورلئونه مجبور شد جلوی خاخام یهودی زانو زده و دستش را ببوسد؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، دیوید دوک عضو سابق مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا سال ۲۰۰۳ کتابی با عنوان «برتریطلبی یهود» نوشت که اثری افشاگر محسوب میشد و حقایق بدیهی و پیشتر گفتهشده و همچنین حقایق ناگفتهای را درباره یهودیان و سلطهشان بر آمریکا و جهان را افشا میکرد.
اینکتاب فصلی با عنوان «رسانههای آمریکا تحت سلطه کیست؟» دارد که فراز پایانی آن، با تیتر «عبرت مارلون براندو» جلب توجه میکند. فراز مورد اشاره، بیانگر واقعیت ناراحتکننده افشاگری مارلون براندو بازیگر اسطورهای تاریخ سینما، علیه یهود بینالملل و سپس معذرتخواهیاش از آنها و اظهار خاکساریاش، بهخاطر ترس و وحشت از کینهتوزی اینجامعه جنایتکار است.
اینحقیقت تلخ تاریخی که توسط یکنماینده مجلس آمریکا بیان میشود، گوشهای از واقعیتهای تاریک آمریکا و چرایی سرسپردگی ترامپ نسبت به یهود بینالملل و اطاعت بیچونوچرایش از گانگسترهای یهودی را نشان میدهد.
در ادامه قصد داریم اینبخش تلخ و آموزنده را از کتاب «برتریطلبی یهود» مرور کنیم:
عبرت مارلون براندو
قدرت یهود بهگونهای است که آنها میتوانند بزرگترین چهرههای هالیوود را به ذلت و حقارت بکشند. مارلون براندو یکنمونه تمامعیار است. در اولینروزهای بازیگریاش او کاملا تحت کنترل عوامل یهود و وابستگانشان بود. براندو در خودزندگینامهاش نوشت که در یکنمایش مشمئزکننده صهیونیستی بهنام «پرچمی متولد میشود» که نوشته یکصهیونیست فعال به نام بِن هِشت و به کارگردانی لوتر آدلر بود، به او یکنقش مهم داده شده بود.
براندو مینویسد:
«در حقیقت این فیلم یکقطعه تبلیغات سیاسی در حمایت از تشکیل دولت اسرائیل بود ... تمام عوامل پرچمی متولد میشود یهودی بودند غیر از من ... من در آنمقطع نمیدانستم که تروریستهای یهودی، اعراب را از یککنار قتلعام میکردند و برای غصب سرزمینشان آنها را به پناهندگی وا میداشتند... ایننمایش و همچنین دوستی من با آدلرها، در تبدیلشدن من به یکطرفدار متعصب اسرائیل و بعدا یکنوع فروشنده دورهگرد اینرژیم تاثیرگذار بود ...»
سپس براندو شروع به سخنرانیهای تبلیغاتی برای یکسازمان صهیونیستی کرد و حتی خودش به سازمان صهیونیستی ایرگون که یکگروه تروریستی بود کمک مالی کرد.
مارلون براندو بعدا از حقیقت صهیونیسم آگاه شد و بهطور بنیادینی دیدگاه خود را تغییر داد. در ۱۹۹۴ گفت:
«حالا من بسیار بهتر پیچیدگی موقعیت را نسبت به گذشته میفهمم... من با تروریستهای یهودی در یکصف قرار گرفتم؛ بدون اذعان به اینکه آنها فلسطینیان بیگناه را در راستای تلاششان برای تشکیل دولت اسرائیل میکشتند... یکی از عجیبترین سیاستهای دولت ما این است که عمدتا بهدلیل نفوذ سیاسی یهودیان، کشور ما میلیاردها دلار به همراه جان بسیاری از آمریکاییها را برای کمک به اسرائیل سرمایهگذاری کرده تا کشوری که میگویند اجدادشان سههزارسال پیش اشغال کردند را پس بگیرند.»
یکبار در حین یکحضور تلویزیونی در برنامه لری کینگ، مارلون براندو جرات کرد بگوید:
«هالیوود را یهودیان اداره میکنند. یهودیان مالک هالیوود هستند.»
براندو اظهار کرد که یهودیان همیشه شوخطبع، مهربان، دوستداشتنی و کریم تصویر میشوند درحالیکه به تمام گروههای نژادی دیگر تهمت میزنند: «اما آنها همیشه بسیار مراقب هستند تا اطمینان یابند که هیچتصویر منفی از کایکها (نامی زننده برای اشاره به یهودیان) ارائه نمیشود.
گروههای یهودی بیرحمانه به براندو حمله کردند و در نشریات خود اظهار کردند که چشم ندارند ببینند که «او دوباره فعالیت کند». هیچکس در رسانههای یهودی متوجه نشد که اینتهدیدات خود تصدیقکننده مشاهده براندو مبنی بر غیرقابل چالشبودن قدرت رسانهای آنها بود. براندو آنقدر در اثر هجمه نفرتها و تهدیدات مرعوب گشت که مجبور شد همایشی را به همراه خاخام هایر از مرکز سایمن ویزنتال ترتیب دهد. براندو احتمالا در بهترین بازیگری عمرش، شروع به گریه کرد و در برابر خاخام هایر زانو زد و دستان او را بوسید و به او التماس میکرد که از گناه او در تعرض به الهههای یهودی اعلای دنیای غرب درگذرد. براندو در ملا عام از کفرگوییاش علیه خدایان یهود ابراز ندامت کرد و بدینترتیب کاهن یهودی او را از گناهش عفو کرد. براندو بدینترتیب درست عبرتی شد برای جنتایلهایی که ممکن است جرات سخنگفتن از حقیقت برتریطلبی یهود را داشته باشند و از آن به بعد بود که او جز سخنان مثبت درباره یهودیان به زبان نیاورده است.
اگر کسی کنجکاو است که بداند برتریطلبان یهود چگونه کنترل تقریبا کامل خود بر رسانهها را حفظ میکنند، حادثه براندو بهترین مثال است. آنها اینکار را هم با هویج و هم با چماق انجام میدهند. آنها به گوییمهایی که با شرارت آنها کنار میآیند پاداش هم میدهند، همانطور که در نخستیندوران فعالیت براندو او را تشویق میکردند اما نسبت به هرکسی که جرات کند علیه آنها کلمهای بگوید بیرحم هستند. چهرههای معروفی که علنا با آنها مخالفت میکنند یا باید بسیار احمق باشند یا بهطور باشکوهی شجاع. مارلون براندو با سادهلوحی گمان میکرد که با اشاره به حقایق بدیهی مربوط به اسرائیل، ممکن است نهایتا با انتقادات تندی مواجه شود، اما هیچگاه در خواب هم نمیدید که با موج ویرانگر کثافات و سوءرفتاری که بررویش آوار گشت، روبهرو شود. در صحنهای ترحمبرانگیز، براندو مثل سگی نالان با پشیمانی به پای اربابانش افتاد و دستان اربابی را که او کتک میزد، لیسید.
مادامی که اینقدرت خوفانگیز درهم نشکسته، مردم ما نخواهند توانست خود را احیا کنند. هیچراهی برای نجات مردم ما وجود نخواهد داشت مگر اینکه ما شجاعت لازم برای به مبارزهطلبیدن خداوندان یهودی خود را داشته باشیم. نهایتا تا زمانی که مردم ما بار دیگر از آزادی واقعی بیان و مطبوعات برخوردار نشوند، جامعه ما بازتولید نخواهد شد.
با کشف قدرت فائق یهودیان بر رسانههای آمریکا، من عهد کردم که هیچگاه آزادی بیانم را به پای آن تسلیم نکنم. من مصمم بودم و خواهم بود تا با اربابان رسانهها که قصد نابودی سبک زندگی و شکل حیاتمان را دارند مبارزه کنم، حتی اگر اینکار به قیمت قربانیکردن اعتبارم، آزادیام و حتی زندگیام تمام شود. من اطمینان دارم که با گذشت زمان برادران من نیز به منظور مبارزه قیام میکنند؛ بهجای اینکه مانند مارلون براندو ذلیلانه در برابر اربابان آرزومند ما زانو بزنند.




