سفر به چین در بدترین شرایط

دونالد ترامپ پس از چند هفته مانور رسانهای چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت وارد پکن شد. این سفر در حالی صورت گرفت که آمریکا پس از حدود صد و پنجاه سال ادعای ابرقدرتی، با ضعیفترین موضع، این سفر را طراحی کرد.
ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی و پس از رسیدن به قدرت، چین را به عنوان تنها «دشمن راهبردی آمریکا» خواند و دولتهای دموکرات را به خاطر کمک به چین برای حضور در حوزههای نفوذ آمریکا سرزنش کرد.
او از همان روزهای اول استقرار در کاخ سفید، بر ضرورت تنبیه اقتصادی چین و افزایش حمایت از تایوان تاکید کرد و با وضع تعرفههای سنگین بر کالاهای وارداتی، وارد جنگ اقتصادی با پکن شد.
اما بتدریج با افزایش خودمحوریهای سیاسی ترامپ و ایجاد شکاف میان آمریکا و جامعه جهانی، فرصت مناسبی برای چین فراهم شد تا با برنامه ریزی صبورانه، حوزه نفوذ خود را در میان همسایگان آمریکا و متحدان اروپایی این کشور، گسترش دهد.
چین در حالی به استقبال ترامپ رفت که به عنوان شریک اول تجاری با حدود ۱۵۰ کشور شناخته میشد و ترامپ زمانی به پکن رفت که پس از تجاوز به ایران و شکست و ناکامیهای پی در پی، بخصوص در تنگه هرمز، از جایگاه ابرقدرتی فاصله زیادی گرفته بود.
به همین دلیل اکثر کارشناسان سیاسی، سفر ترامپ به چین را از موضع ضعف و برای خروج از انزوای بین المللی و انحراف افکار عمومی از ناکامیهای خود در خلیج فارس، تحلیل میکنند.
البته دولت ترامپ قبل از حرکت سعی کرد با تحقیر چین، سفر خود را از موضع قدرت جلوه دهد و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا چند روز قبل از عزیمت ترامپ، در مصاحبهای با «انبیسی نیوز» گفت که آمریکا از چین درخواست کمک نمیکند و ما به کمک آنها نیازی نداریم.
او همچنین در گفتوگو با «شان هانیتی» خبرنگار شبکه «فاکس نیوز» برای چندمین بار چین را «دشمن اصلی ژئوپولتیک» خطاب کرد و گفت کشورش به هدایت راهبردی روابط پیچیده خود با چین نیاز مبرم دارد.
در طرف مقابل، چین با رصد تحولات بین المللی و شناخت شکستهای آمریکا در جنگ با ایران به خوبی میدانست که آمریکا دیگر ابرقدرت نیست و میتوان از این کشور که نیاز به مطرح شدن در عرصه بین المللی دارد، امتیاز گرفت.
موضع بالای آقای «شی» در مذاکرات و بی اعتنایی او به تحریمهای آمریکا و تاکید بر تداوم خرید نفت از ایران، ثابت کرد که رئیس جمهور آمریکا در بدترین شرایط ممکن راهی پکن شده است.
طبعا سفر ترامپ به چین را نمیتوان صرفا در ارتباط با موضوع ایران تحلیل کرد و این سفر تنوع گستردهتری در حوزههای اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی داشت، اما هشدار چین به آمریکا برای جلوگیری از ورود به موضوع تایوان و همچنین گلایه جدی از جنگ اقتصادی و تعرفهای علیه چین، عمق اختلافات دو کشور و جایگاه برتر پکن در مذاکرات را نشان داد.
چین به عنوان یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی از منطقه خلیجفارس، نسبت به ایجاد ناامنی در این منطقه حساسیت جدی دارد و صریحا مخالفت خود با اقدامات آمریکا را بخاطر بیثبات ساختن دریای عمان اعلام کرد.
مواضع چین در ماههای اخیر نیز نشان داده که این کشور حاضر نیست بهراحتی در چارچوب سیاست فشار حداکثری آمریکا چه در موضوع تایوان و چه در مساله ایران حرکت کند.
اینکه چین تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران را نپذیرفته، همکاریهای اقتصادی خود با تهران را ادامه داده و در شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز از همراهی با برخی قطعنامههای ضدایرانی خودداری کرده، نشان میدهد که در بسیاری از حوزهها، منافع راهبردی ایران و چین با یکدیگر انطباق دارد.
به همین دلیل همانطور که انتظار میرفت چین در برابر فشارهای واشنگتن برای همراهسازی کامل پکن علیه تهران مقاومت کرد.
در این مذاکرات، پایان اقدامات خصمانه آمریکا در دریای عمان و شکلگیری ثباتی پایدار در دریای عمان که منافع همه کشورهای منطقه و بازیگران بیطرف بینالمللی را تامین کند، خواسته چین بود و علاقمندی پکن برای ایفای نقش در این روند را نشان داد.
در مجموع به نظر میرسد ترامپ در این سفر به خواسته اصلی خود که «دستاورد سازی» برای سیاست خارجی آمریکا بود، نرسید و با دستان خالی و البته با شعارهای تبلیغاتی به کاخ سفید برگشت.
*سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان


