تانک 700؛ غول تازهوارد چینی در بازار ایران، قدرت واقعی یا لوکسِ گرانقیمت؟

به گزراش تابناک؛وقتی صحبت از تانک 700 میشود، باید از همان ابتدا تکلیفمان را با ماهیت این خودرو روشن کنیم. این یک کراساوور شهری یا SUV خانوادگی معمولی نیست. تانک 700 در کلاس شاسیبلندهای فولسایز آفرودی قرار میگیرد؛ خودرویی با شاسی مستقل نردبانی، ابعاد بسیار بزرگ، وزن بالا و پیشرانهای که برای کشیدن بدنهای چند تنی طراحی شده است. به بیان ساده، این ماشین آمده تا قدرتنمایی کند، نه اینکه فقط نقش یک خودروی لوکس خیابانی را بازی کند.
ابعاد تانک 700 بهتنهایی پیام روشنی دارد. طول بیش از پنج متر، عرض نزدیک به دو متر و ارتفاع قابل توجه باعث میشود در اولین برخورد بصری، حس یک خودروی نظامی–لوکس به بیننده منتقل شود. فاصله محوری سه متری فضای کابین وسیعی ایجاد کرده و اجازه میدهد سرنشینان عقب هم تجربهای در حد خودروهای ردهبالا داشته باشند. اما همین ابعاد بزرگ، در شهرهای شلوغ ایران میتواند به یک چالش جدی تبدیل شود؛ از پارک کردن گرفته تا مانور در کوچههای تنگ و خیابانهای قدیمی.
زبان طراحی تانک 700 ترکیبی از خشونت بصری و تجمل است. جلوپنجره بزرگ، خطوط عضلانی بدنه، گلگیرهای برجسته و چراغهایی که بیشتر شبیه تجهیزات نظامی هستند تا عناصر تزئینی، نشان میدهد طراحان قصد نداشتند خودرویی ظریف بسازند. اینجا همه چیز درباره اقتدار است. در عین حال، جزئیات کرومی، رینگهای بزرگ و فرم خاص چراغها تلاش میکنند حس لوکس بودن را هم منتقل کنند. نتیجه، خودرویی است که همزمان میخواهد آفرودر باشد و لاکچری؛ ترکیبی که همیشه اجرای موفقی ندارد، اما در تانک 700 تا حد زیادی قابل قبول از کار درآمده است.
اما جذابیت اصلی این خودرو زیر پوست بدنه پنهان شده. تانک 700 به پیشرانه ۳ لیتری V6 توربوشارژ مجهز است؛ موتوری که بهتنهایی حدود ۳۵۰ اسب بخار قدرت و بیش از ۵۵۰ نیوتنمتر گشتاور تولید میکند. این نیرو از طریق گیربکس ۹ سرعته اتوماتیک به هر چهار چرخ منتقل میشود. همین ترکیب باعث میشود با وجود وزن بیش از سه تن، شتابگیری خودرو قابل قبول باشد و در مسیرهای خارج جادهای کم نیاورد.

نسخه جذابتر اما مدل هیبریدی شارژی است. در این تیپ، موتور بنزینی با یک موتور الکتریکی ترکیب میشود و مجموع توان خروجی به بیش از ۵۰۰ اسب بخار و گشتاور به حوالی ۸۰۰ نیوتنمتر میرسد. این اعداد روی کاغذ خیرهکنندهاند و تانک 700 را در رده شاسیبلندهای بسیار قدرتمند قرار میدهند. نسخه هیبریدی همچنین امکان حرکت تمامبرقی در مسافتهای کوتاه را فراهم میکند؛ قابلیتی که در ترافیک شهری میتواند مصرف سوخت را کاهش دهد، هرچند در استفاده واقعی و با این وزن بالا، نباید انتظار معجزه داشت.
شاسی نردبانی، سیستم چهارچرخ محرک دائمی، قفل دیفرانسیل جلو و عقب، حالتهای مختلف رانندگی برای شن، گل، سنگ و برف، و ارتفاع قابل تنظیم سیستم تعلیق بادی باعث شده تانک 700 روی کاغذ یک آفرودر جدی باشد. این خودرو برای کسانی طراحی شده که واقعاً قصد خروج از آسفالت را دارند، نه فقط نمایش ظاهر خشن در خیابان. زاویه ورود و خروج مناسب، عمق قابل عبور از آب و توان کشش بالا نشان میدهد با یک SUV نمایشی طرف نیستیم.
اما همین ساختار آفرودی هزینههایی هم دارد. وزن زیاد، مرکز ثقل بالا و ابعاد بزرگ باعث میشود در رانندگی شهری و جادهای، حس یک خودروی سنگین همیشه همراه راننده باشد. پیچیدن با سرعت بالا، تغییر لاین ناگهانی و مانورهای تند، آن چیزی نیست که تانک 700 در آن بدرخشد. این خودرو ترجیح میدهد با وقار حرکت کند، نه با هیجان اسپرت.

داخل کابین تلاش شده استانداردهای خودروهای لوکس رعایت شود. نمایشگرهای بزرگ دیجیتال، سیستم چندرسانهای پیشرفته، نورپردازی داخلی، صندلیهای برقی با گرمکن و سردکن، سیستم صوتی قوی و متریال نسبتاً باکیفیت فضایی ایجاد کرده که از یک خودروی چینی چند سال پیش فاصله زیادی دارد. تانک 700 میخواهد نشان دهد چین دیگر فقط سازنده خودروهای اقتصادی نیست و میتواند وارد قلمرو لوکسها شود.
با این حال، تجربه کاربران خارجی نشان میدهد هنوز فاصلهای میان این خودرو و برندهای باسابقه ژاپنی و اروپایی وجود دارد. نرمافزار سیستم مولتیمدیا، منطق عملکرد برخی دستیارهای رانندگی و کیفیت مونتاژ بعضی قطعات داخلی، گاهی انتقادهایی را به همراه داشته است. اینها ایرادهای مرگبار نیستند، اما برای خودرویی که در کلاس قیمتی بالا عرضه میشود، انتظار دقت بیشتری وجود دارد.
حالا برسیم به نقطه حساس ماجرا: بازار ایران.
تانک 500 که پیشتر وارد کشور شد، با قیمتی در حوالی ۱۱ میلیارد تومان معامله میشود. این عدد برای یک خودروی چینی، هرچقدر هم مجهز و قدرتمند باشد، عدد کوچکی نیست. حالا اگر تانک 700 با توجه به ابعاد بزرگتر، موتور V6 و نسخه هیبریدی پیشرفتهتر وارد شود، منطقی است که قیمت آن بهمراتب بالاتر باشد. حتی اگر واردکننده تلاش کند قیمت را کنترل کند، باز هم بعید است با رقمی کمتر از تانک 500 روبهرو شویم.

در بازه قیمتی احتمالی تانک 700، خریدار ایرانی گزینههای متعددی پیش روی خود دارد؛ از شاسیبلندهای ژاپنی کارکرده اما خوشنام گرفته تا برخی مدلهای اروپایی که هرچند صفر نیستند، اما برند، کیفیت ساخت و تجربه رانندگی متفاوتی ارائه میدهند. در چنین شرایطی، تانک 700 باید چیزی فراتر از عدد و آپشن عرضه کند تا بتواند خریدار را قانع کند.
واقعیت این است که تانک 700 از نظر فنی خودروی ضعیفی نیست. قدرت موتور، توان آفرودی، سطح تجهیزات و طراحی جسورانه، همگی نقاط قوت آن هستند. اما مسئله ارزش خرید است. وقتی خودرویی با برچسب قیمتی بسیار بالا وارد بازاری میشود که اعتماد به برند هنوز شکل نگرفته، مسیر سختی پیش رو دارد. بسیاری از خریداران ایرانی هنوز با تردید به خودروهای چینی نگاه میکنند، مخصوصاً در کلاس لوکس.
از سوی دیگر، هزینه نگهداری، تأمین قطعات، پیچیدگی سیستم هیبریدی و افت قیمت احتمالی در بازار دست دوم، عواملی هستند که نمیتوان نادیده گرفت. تانک 700 پر از فناوری است، اما هرچه تکنولوژی بیشتر باشد، ریسک خرابی و هزینه تعمیر هم بالاتر میرود؛ موضوعی که در شرایط فعلی بازار ایران اهمیت دوچندان دارد.

در مقام مقایسه، تانک 500 با موتور سادهتر چهار سیلندر، مصرف منطقیتر و قیمت پایینتر، برای بسیاری از خریداران انتخاب متعادلتری به نظر میرسد. تانک 700 بیشتر مناسب کسانی است که یا عاشق خودروهای بزرگ و خاص هستند، یا واقعاً به توان آفرود بالا و پیشرانه شش سیلندر نیاز دارند و حاضرند بابتش هزینه سنگینی بپردازند.
بدون تعارف ، تانک 700 یک نمایش جدی از توان خودروسازی چین در کلاس فولسایز لوکس محسوب میشود. خودرویی قدرتمند، مجهز و متفاوت که آمده مرزهای ذهنی درباره محصولات چینی را جابهجا کند. اما در بازار ایران، با توجه به قیمت احتمالی و رقابت با برندهای ریشهدار، بعید است بتوان آن را گزینهای «بهصرفه» دانست. این خودرو بیشتر انتخاب دل است تا انتخاب عقل.
اگر وارد شود، بدون شک نگاهها را به خود جلب خواهد کرد. خیابانها برایش جا تنگ میشود و حضورش حس قدرت منتقل میکند. اما اینکه بتواند به فروش پایدار برسد، بستگی مستقیم به قیمت نهایی دارد. تانک 700 یا باید با عددی هوشمندانه وارد شود، یا پذیرا باشد که مشتریانش محدود به قشر خاصی خواهند بود.
هیچکدام، تن لش حیف پول
چرا
چرا پر کردن جیب چینی ها مباح است



