صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

میانجیِ نوظهور: چگونه «ژنرال ملّا» به پل ارتباطی تهران و واشنگتن بدل شد؟

وقتی دو دشمن دیرینه ناگزیرند پیامی را رد و بدل کنند، اما نه می‌توانند و نه می‌خواهند مستقیم با هم سخن بگویند، به کسی نیاز دارند که هم زبان هر دو را بداند و هم به هیچ‌کدام تعلق کامل نداشته باشد.
کد خبر: ۱۳۶۹۱۱۱
| |
3827 بازدید
میانجیِ نوظهور: چگونه «ژنرال ملّا» به پل ارتباطی تهران و واشنگتن بدل شد؟

به گزارش تابناک، در پنج دهه‌ای که ارتباط مستقیم میان ایران و ایالات متحده در حکم تابویی سیاسی بوده است، این نقش را معمولاً عمان یا قطر بر عهده داشته‌اند. اما در بحرانی‌ترین فصل این رابطه، نامی نامتعارف در پشت‌پردهٔ انتقال پیام‌های محرمانه دیده می‌شود: فیلدمارشال سید عاصم منیر احمدشاه، فرماندهٔ ارتش پاکستان.


معماری یک میانجی
 
منیر در میان نظامیان پاکستانی به «ژنرال ملّا» شهرت دارد؛ لقبی که ریشه در زندگی‌نامهٔ او دارد. پدرش روحانی و مدیر مدرسهٔ دینی بود، خود در مدارس دینی درس خواند و حافظِ قرآن است. این پیشینه در کنار کارنامه‌ای درخشان در نهاد‌های اطلاعاتی ــ او تنها ژنرالی در تاریخ پاکستان است که ریاست هر دو سازمان اطلاعات نظامی (ام‌آی) و اطلاعات بین‌سازمانی (آی‌اِس‌آی) را بر عهده داشته است ــ ترکیبی کم‌نظیر پدید آورده است.
 
ارتقای او به درجهٔ بی‌سابقهٔ فیلدمارشالی در اردیبهشت ۱۴۰۴ را نباید صرفاً پاداشی برای تحکیم قدرت داخلی دانست؛ این ارتقا در عین حال بازتابی از نقش پنهان او در معادلات ژئوپلیتیک منطقه نیز بود؛ نقشی که افکار عمومی پاکستان ــ که او را بیش از هر چیز با سرکوب مخالفان و مهندسی انتخابات ۲۰۲۴ می‌شناسد ــ از آن بی‌خبر است.
منیر در میان نظامیان پاکستانی به «ژنرال ملّا» شهرت دارد؛ لقبی که ریشه در زندگی‌نامهٔ او دارد. پدرش روحانی و مدیر مدرسهٔ دینی بود، خود در مدارس دینی درس خواند و حافظِ قرآن است.
 
هنر ترجمهٔ دوگانه
 
مهم‌ترین مهارت منیر در میانجی‌گری، توانایی «ترجمهٔ پیام» است؛ یعنی بازصورت‌بندی یک پیام سیاسی واحد برای دو مخاطب کاملاً متفاوت.
 
برای تهران، او چهره‌ای مذهبی و آشنا با سنت‌های فکری جهان اسلام است؛ نظامی‌ای که در محیط‌های دینی پرورش یافته، حافظِ قرآن است و با اشعار اقبال لاهوری مأنوس. این پیشینه به او امکان می‌دهد پیام‌های دیپلماتیک را در قالب مفاهیم مذهبی و متناسب با حساسیت‌های ایدئولوژیک جمهوری اسلامی صورت‌بندی کند.
 
برای واشنگتن، همان پیام‌ها در قالب مفاهیمی، چون بازدارندگی، مدیریت بحران و منافع ملی بازتعریف می‌شوند؛ زبانی که یک افسر اطلاعاتی کارآزموده به‌خوبی با آن آشناست. این توانایی در کاهش خطر سوءبرداشت‌های امنیتی چنان مؤثر بوده است که جی‌دی وِنس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در فروردین ۱۴۰۵ آشکارا از نقش سازندهٔ او تمجید کرد و دونالد ترامپ نیز او را عاملی «فوق‌العاده» در پیشبرد گفت‌و‌گو‌های ایران و آمریکا نامید.
 
افزون بر این، منیر در این مسیر از مزیتی نهادی و منحصر‌به‌فرد نیز بهره می‌برد: پاکستان رسماً نمایندگی حافظ منافع ایران را در ایالات متحده بر عهده دارد و او این موقعیت حقوقی را به ابزاری برای چانه‌زنی ژئوپلیتیک تبدیل کرده است.

میانجیِ نوظهور: چگونه «ژنرال ملّا» به پل ارتباطی تهران و واشنگتن بدل شد؟

بندبازی میان ریاض و تهران
 
حفظ این جایگاه مستلزم نوعی بندبازی دیپلماتیک است. سیاست منیر مبتنی بر تفکیکی ظریف میان سیاستِ اعلامی و سیاستِ اعمالی است.
 
در سطح رسمی، برای حفظ اتحاد راهبردی با عربستان سعودی و استمرار کمک‌های چندمیلیارددلاری ریاض، گاهی ناگزیر است مواضعی تند علیه ایران اتخاذ کند؛ نمونه‌اش سخنان انتقادی او در اسفند ۱۴۰۴ خطاب به برخی روحانیان شیعه در پاکستان بود.
 
اما در سطح عملی، او به‌خوبی می‌داند که تداوم تنشِ کنترل‌شده در منطقه برای پاکستان ارزش راهبردی ایجاد می‌کند؛ زیرا اسلام‌آباد را به کانالی کارآمد برای ارتباط غیرمستقیم میان تهران، واشنگتن، ریاض و پکن تبدیل می‌سازد. از این رو، منیر سطح تنش با ایران را در حدی نگه می‌دارد که نه به رویارویی واقعی بینجامد و نه نقش میانجی‌گرانهٔ پاکستان را بی‌اثر کند.


پاشنهٔ آشیل فیلدمارشال
 
با وجود مهارت او در مدیریت بحران‌های خارجی، آیندهٔ نقش‌آفرینی منیر با دو محدودیت جدی روبه‌روست.
 
نخست، رقابت میانجی‌گران منطقه‌ای. عمان و قطر سابقه‌ای طولانی در میانجی‌گری میان ایران و غرب دارند و برخلاف پاکستان، تعهدات امنیتی مستقیمی به قدرت‌های منطقه‌ای ندارند؛ همین امر به آن دو درجه‌ای از بی‌طرفی می‌بخشد که برای منیر دست‌نیافتنی است.
 
دوم، مسألهٔ مشروعیت سیاسی. سرکوب گستردهٔ هواداران عمران خان تصویری بحث‌برانگیز از او در سطح بین‌المللی ساخته است. اعتراض رسمی ۴۴ نمایندهٔ کنگرهٔ آمریکا و گزارش‌های نهاد‌های حقوق بشری ممکن است در بلندمدت جایگاه او را به‌عنوان شریکی موجه برای غرب مخدوش کند.
 
او به‌خوبی می‌داند که تداوم تنشِ کنترل‌شده در منطقه برای پاکستان ارزش راهبردی ایجاد می‌کند؛ زیرا اسلام‌آباد را به کانالی کارآمد برای ارتباط غیرمستقیم میان تهران، واشنگتن، ریاض و پکن تبدیل می‌سازد.
 
در نهایت باید گفت، فیلدمارشال سید عاصم منیر نمودی برجسته از «دیپلمات ـ نظامیِ عمل‌گرا» است؛ بازیگری که ایدئولوژی را نه هدف، بلکه ابزار سیاست می‌داند. او با ترکیب تجربهٔ اطلاعاتی، قدرت نظامی، شبکهٔ روابط غیررسمی و پیشینهٔ مذهبی، پاکستان را به حلقه‌ای ارتباطی میان برخی از متخاصم‌ترین بازیگران منطقه تبدیل کرده است.
 
پرسش مهم، اما این است: آیا مردی مسلح که در داخل کشورش با سرکوب شناخته می‌شود، می‌تواند در خارج از آن نقش میانجی و مصلح را تا انتها بازی کند؟ 
مرور تاریخ دیپلماسی پنهان نشان می‌دهد که اعتبار میانجی، سرمایه‌ای است که تنها یک‌بار خرج می‌شود. منیر هنوز آن را در اختیار دارد؛ اما نه برای همیشه. 
حمیدرضا حسن پور
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟