صفحه خبر لوگوبالا تابناک
در مقاله‌ای مطرح شد

ترکیه و پاکستان برای جنگ سعودی علیه تهران ثبت‌نام نکرده‌اند/ ایران می‌تواند عضو «پیمان مکه» شود

ائتلاف جدید، «ناتوی اسلامی» سنی‌مذهبی علیه ایران نیست، اما می‌تواند پایه‌های چارچوب امنیتی مستقلی را بنا نهد که در نهایت تهران، قاهره و فراتر از آن را نیز در برگیرد.
کد خبر: ۱۳۸۹۸۵۷
| |
17203 بازدید
|
مسعود پزشکیان و رجب طیب اردوغان

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «میدل ایست آی» در مقاله‌ای نوشته است: «امضای موافقتنامه دفاعی مشترک در ۷ اوت در مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، به‌طور قابل‌پیش‌بینی‌ای موجی از تحلیل‌ها را برانگیخت.

این استدلال مطرح شد که سه تن از مهم‌ترین دولت‌های سنی‌مذهب، که از برتری راهبردی ایران و آشوب‌های فراگیر در منطقه به هراس افتاده‌اند، سرانجام دست به دست هم می‌دهند تا ائتلاف نظامی‌ای تشکیل دهند که می‌تواند در نهایت به نسخه‌ای «سنی» از ناتو بدل شود.

این خوانشِ بدیهی است. سهم عربستان روشن است: ذخایر عظیم مالی و جایگاه برجسته جغرافیایی و مذهبی.

ترکیه چیزی متفاوت عرضه می‌کند: به‌عنوان یکی از نیرومندترین ارتش‌های کلاسیک منطقه، پشتیبانی‌شده توسط صنعت دفاعی که در سال‌های اخیر پیچیده‌تر شده است.

پاکستان نیز شاید مهم‌ترین دارایی را به میان می‌آورد: ارتشی بزرگ و کارآزموده در نبرد، و تنها زرادخانه هسته‌ای جهان اسلام.

از نظر جغرافیایی، ترکیه در شمال‌غرب ایران، پاکستان در شرق آن، و عربستان در آن سوی خلیج‌فارس در جنوب‌غربی آن قرار دارد. بر روی نقشه، این سه کشور به نظر می‌رسند که هلالی پیرامون ایران تشکیل می‌دهند.

زمان‌بندی نیز به‌نظر این نتیجه‌گیری را تقویت می‌کند. این موافقتنامه پس از ماه‌ها جنگ میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، و به‌دنبال حملات ایران به پایگاه‌ها و منافع آمریکا در چندین کشور حاشیه خلیج‌فارس، به امضا رسیده است. در آن تصریح شده که حمله مسلحانه علیه یکی از اعضا، حمله به هر سه عضو تلقی خواهد شد.

وزیر خارجه ترکیه، هاکان فیدان، این بند را از نظر فنی معادل ماده ۵ ناتو توصیف کرده، در حالی که - تا حدودی گویا - اصرار دارد که این موافقتنامه متوجه ایران یا هیچ دولت دیگری نیست. به‌وضوح هدفی فراتر از یک بیانیه تشریفاتی دیگر در کار است.

با این حال، قیاس با ناتو، پرسشی بنیادین‌تر را پنهان می‌کند: پس از هفت دهه سلطه نظامی قاطع آمریکا در خاورمیانه، چرا عربستان معتقد است که برای تضمین امنیت خود به ترکیه و پاکستان نیاز دارد؟

پیمان مکه ممکن است کمتر درباره ایجاد ائتلافی جدید علیه ایران باشد و بیشتر درباره گسست تدریجی نظم امنیتی آمریکا-محوری که از پایان جنگ جهانی دوم بر منطقه حاکم بوده است.

نه پیروزی آمریکا

برای دهه‌ها، نظم امنیتی منطقه‌ای به مرکزیت آمریکا بر چند فرض استوار بود.

آمریکا تضمین‌کننده نهایی متحدان منطقه‌ای خود باقی خواهد ماند. دولت صهیونیستی بر هر ترکیب قابل‌تصوری از دشمنان، برتری نظامی قاطع خواهد داشت، در حالی که دولت‌های عرب و مسلمان به‌قدری دچار تفرقه خواهند بود که هیچ نظام امنیتی منطقه‌ای مستقلی که بتواند به چالش‌کشنده سلطه آمریکا باشد، پدید نخواهد آمد.

اکنون هر سه این فرضیات متزلزل شده‌اند.

تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران قرار بود برتری نظامی قاطعی را به نمایش بگذارد، و از نظر مادی هیچ شکی در نابرابری عظیم وجود نداشت: واشنگتن و تل‌آویو از برتری‌های چشمگیری در قدرت هوایی، اطلاعات، نظارت، تسلیحات دقیق و فناوری برخوردار بودند.

ایران متحمل خسارات عظیمی شد، اما با معیاری که در نهایت اهمیت دارد - یعنی پیامد سیاسی - این جنگ برای معماران آن یک شکست راهبردی بود.

علیرغم تهدید‌های مکرر دولت ترامپ، دولت ایران فرو نپاشید، حکومت آن سرنگون نشد و توانایی نظامی آن نابود نگردید. از همه مهم‌تر، تهران تسلیم نشد و وادار به پذیرش نظم منطقه‌ای مورد نظر آمریکا نیز نگردید

علیرغم تهدید‌های مکرر دولت ترامپ، دولت ایران فرو نپاشید، حکومت آن سرنگون نشد و توانایی نظامی آن نابود نگردید. از همه مهم‌تر، تهران تسلیم نشد و وادار به پذیرش نظم منطقه‌ای مورد نظر آمریکا نیز نگردید.

اگر هم چیزی باشد، ایران به جهان نشان داد که می‌تواند تلافی کند و هزینه‌های سنگینی بر دشمنان خود تحمیل نماید - و شاید بزرگ‌ترین دارایی راهبردی خود را آشکار ساخت: توانایی مختل‌کردن تنگه هرمز و به تبع آن، بخش قابل‌توجهی از عرضه انرژی جهان.

پنج ماه پس از آغاز جنگ، واشنگتن در حال مذاکره بر سر ترتیباتی درباره هرمز بود، در حالی که تهران خواستار لغو تحریم‌ها، غرامت و سایر امتیازات بود.

ایران توانست شرایط بسیار مساعدی را در تفاهم‌نامه امضا شده در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ به دست آورد و با نشان‌دادن توانایی خود در مقاومت در برابر تجاوز و تلافی‌گری، همچنان به اعمال اهرم‌فشاری قابل‌توجهی ادامه داده است.

جنگی که قرار بود بازدارندگی آمریکا و رژیم صهیونیستی را احیا کند، در عوض محدودیت‌های آن را به نمایش گذاشت.

درسی که در ریاض گرفته شد، به‌سادگی این نیست که ایران خطرناک است. رهبران سعودی اکنون به ضعف عمیق نظام امنیتی‌ای پی برده‌اند که دهه‌ها به آن متکی بودند.

پادشاهی سعودی نمی‌خواهد به میدان نبردی برای حل و فصل مناقشات واشنگتن، تل‌آویو و تهران تبدیل شود. نمی‌خواهد شهرها، تأسیسات انرژی و زیرساخت‌های اقتصادی‌اش گروگان جنگ‌هایی باشد که زمان و شدت آن را نمی‌تواند کنترل کند، و نه بقای خود را منحصراً به تصمیم‌های اتخاذ شده در واشنگتن وابسته بیند.

با توجه به این تحولات، پیمان مکه کمتر شبیه یک ائتلاف علیه ایران به نظر می‌رسد و بیشتر پاسخی است به گسست نظم منطقه‌ای به رهبری آمریکا.

بدون دشمن مشترک

مشکل توصیف پیمان جدید به‌عنوان ائتلافی ضدایرانی این است که نه ترکیه و نه پاکستان هیچ منفعتی قانع‌کننده برای جنگ با ایران ندارند.

ترکیه و ایران قرن‌ها رقیب یکدیگر بوده‌اند، منافعشان در سوریه، عراق، قفقاز و جا‌های دیگر به هم برخورد کرده، اما رقابت با دشمنی وجودی تفاوت دارد.

آنکارا هیچ علاقه‌ای به نابودی یا تجزیه دولت ایران ندارد. چنین پیامدی می‌تواند موج عظیم پناهجویان را به سمت ترکیه روانه کند، احساسات جدایی‌طلبانه کردی را تحریک نماید، گروه‌های مسلح جدیدی را در امتداد مرز شرقی‌اش ایجاد کند، راه‌های تجاری و انرژی را مختل سازد و مداخله خارجی دیگری را در کشوری همسایه رقم زند

آنکارا هیچ علاقه‌ای به نابودی یا تجزیه دولت ایران ندارد. چنین پیامدی می‌تواند موج عظیم پناهجویان را به سمت ترکیه روانه کند، احساسات جدایی‌طلبانه کردی را تحریک نماید، گروه‌های مسلح جدیدی را در امتداد مرز شرقی‌اش ایجاد کند، راه‌های تجاری و انرژی را مختل سازد و مداخله خارجی دیگری را در کشوری همسایه رقم زند.

خود فیدان از ایران به‌عنوان همسایه و دوست ترکیه یاد کرده و بر پایداری مرزی تأکید دارد که قرن‌ها اساساً بدون تغییر مانده و نسبت به عواقب بی‌ثبات‌سازی دولت ایران هشدار داده است.

پاکستان دلایل قوی‌تری برای رد چنین مسیری دارد. مرز طولانی آن با ایران از منطقه حساس بلوچستان می‌گذرد و فروپاشی ایران به‌آسانی می‌تواند از آن مرز عبور کرده و چالش‌های جدایی‌طلبانه خود پاکستان را تشدید کند.

نگرانی امنیتی متعارف و برتر اسلام‌آباد، هند باقی مانده و چین مهم‌ترین شریک راهبردی آن است. گشودن جبهه بزرگ دیگری در غرب، چندان منطقی به نظر نمی‌رسد؛ بنابراین عربستان ممکن است تا حدی این موافقتنامه را به‌عنوان بیمه‌ای در برابر ایران ببیند، اما این به آن معنا نیست که ترکیه و پاکستان برای جنگ سعودی علیه تهران ثبت‌نام کرده‌اند. کشوری که به‌نظر بارزترین هدف این موافقتنامه می‌رسد، دقیقاً همان کشوری است که دو تا از سه عضو آن کمترین تمایل را برای جنگ با آن دارند.

اگر این قرار است به یک ائتلاف نظامی متعارف ضدایرانی بدل شود، این تناقض می‌تواند آن را فلج کند. اما اگر هدف آن گسترده‌تر باشد، این تناقض کمتر گیج‌کننده می‌شود.

یمن و دریای سرخ نیز مشکل مشابهی ایجاد می‌کنند. عربستان به‌تازگی به‌دنبال ساماندهی یک ائتلاف دریایی چندملیتی پس از آن بوده که حملات حوثی‌ها تهدیداتی را متوجه کشتیرانی در باب‌المندب، دریای سرخ و خلیج عدن کرد، به‌ویژه پس از آنکه اختلال در هرمز، مسیر دریای سرخ را مهم‌تر ساخت.

ترکیه و پاکستان هر دو به‌وضوح در باز نگه‌داشتن این آبراه‌ها منفعت دارند و از تلاش‌ها برای حفاظت از کشتیرانی بین‌المللی حمایت کرده‌اند. اما این به آن معنا نیست که هیچ‌کدام خواهان کشیده شدن به جنگ دیگری میان عربستان و حوثی‌ها هستند.

آنکارا ممکن است در عملیات‌های امنیت دریایی مشارکت کند، در حالی که اسلام‌آباد به‌ویژه نگران است که ادامه حملات حوثی‌ها به خاک عربستان، آن را به رویارویی‌ای بکشاند که ترجیح می‌دهد از آن اجتناب کند.

حفاظت از مسیر‌های کشتیرانی یا خاک عربستان یک چیز است، اما پیوستن به جنگی بدون پایان علیه حوثی‌ها در داخل یمن کاملاً چیز دیگری است.

جاه‌طلبی‌های واگرا

در سال ۲۰۱۸، در آنکارا تبادل نظر خصوصی با یک مقام ارشد ترکی - که هنوز در سمت خود است - داشتم که وقتی از جهت‌گیری کلان راهبردی ترکیه پرسیده شد، پاسخی داد که خلاف انتظارات رایج بود.

گفت: «ما باید به دنبال یک مثلث راهبردی با ایران و پاکستان باشیم.» یادم می‌آید که از ساده‌انگارانه‌اش تعجب کردم.

این گفتگویی خصوصی بود، نه یک اعلامیه رسمی سیاست، اما از آن زمان به خاطر سپرده‌ام و تحولات چند ماه اخیر اهمیت تازه‌ای به آن بخشیده است.

هشت سال بعد، ایران در موافقتنامه امضا شده در مکه غایب است، در حالی که عربستان حضور دارد. یک توضیح این است که تفکر راهبردی ترکیه تغییر کرده است. با این حال، اظهارات اخیر آنکارا حاکی از آن است که داستان ممکن است پیچیده‌تر باشد.

اوایل امسال، فیدان درباره امکان ایجاد چارچوب امنیتی منطقه‌ای جدید صحبت کرد که شباهت چندانی به ایجاد بلوکِ فرقه‌ای دیگر ندارد.

وی استدلال کرد که چنین ترتیبی باید مبتنی بر اعتماد بوده و از سلطه ترکی، عربی یا فارسی جلوگیری کند. می‌تواند با دو یا سه کشور آغاز شود، اما در نهایت باید به‌طور گسترده جامع باشد. تأکید کرد که نباید به‌سادگی اردوگاه دیگری را در مقابل یک اردوگاه رقیب ایجاد کند.

اصرار او پس از امضای پیمان در مکه مبنی بر اینکه این موافقتنامه متوجه ایران نیست، باید در همین بافت فهمیده شود. غیبت امروز ایران لزوماً به معنای طرد دائمی آن در آینده نیست.

سه امضاکننده به این دلیل همگرا شده‌اند که هر کدام مزیتی در این موافقتنامه می‌بیند، اما اهداف یکسانی را دنبال نمی‌کنند.

برای عربستان، هدف فوری، آزادی راهبردی بیشتر است. ریاض عملاً امنیت نهایی خود را برای دهه‌ها به واشنگتن برون‌سپاری کرده است.

این رابطه از بین نخواهد رفت و عربستان دلیلی ندارد که یک شکل وابستگی را با شکل دیگری عوض کند. آنچه می‌خواهد کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر هر تضمین‌کننده خارجی منفرد است.

قدرت نظامی و قابلیت هسته‌ای پاکستان یک منبع بیمه راهبردی فراهم می‌کند؛ قدرت نظامی ترکیه و صنعت تسلیحاتی به‌سرعت در حال گسترش آن، منبع دیگری.

آشتی عربستان با ایران از زمان موافقتنامه با میانجی‌گری چین در سال ۲۰۲۳ نیز مرتبط است. ریاض نه به سلطه ایران بر خلیج‌فارس علاقه‌ای دارد و نه به بازگشت به رویارویی دائمی که دوره پیشین را رقم زده بود. جنگ اخیر نشان داد که چنین رویارویی‌ای چه اندازه می‌تواند برای خود دولت‌های حاشیه خلیج‌فارس خطرناک باشد.

ترکیه، که بیشتر دو دهه گذشته را صرف تلاش برای گسترش میدان مانور خود بدون ترک ناتو کرده است، فرصتی متفاوت می‌بیند. صنعت دفاعی آن به ابزاری فزاینده مهم در سیاست خارجی تبدیل شده و نفوذ سیاسی آن اکنون به بالکان، قفقاز، خاورمیانه، خلیج‌فارس، آفریقا و آسیای مرکزی کشیده شده است.

پیمان مکه راه دیگری به ترکیه می‌دهد تا توانایی نظامی و صنعتی را به نفوذ سیاسی تبدیل کند. اما جاه‌طلبی‌های آنکارا ممکن است فراتر از فروش سلاح یا گسترش نفوذ باشد. ترکیه به‌طور فزاینده خود را یکی از دولت‌هایی می‌بیند که قادر به شکل‌دهی به نظم منطقه‌ای است، نه صرفاً بازیگری در چارچوبی که دیگران ساخته‌اند

پیمان مکه راه دیگری به ترکیه می‌دهد تا توانایی نظامی و صنعتی را به نفوذ سیاسی تبدیل کند. اما جاه‌طلبی‌های آنکارا ممکن است فراتر از فروش سلاح یا گسترش نفوذ باشد. ترکیه به‌طور فزاینده خود را یکی از دولت‌هایی می‌بیند که قادر به شکل‌دهی به نظم منطقه‌ای است، نه صرفاً بازیگری در چارچوبی که دیگران ساخته‌اند.

برای پاکستان، که مدت‌ها به حمایت مالی عربستان متکی بوده و برای فناوری نظامی و همکاری صنعتی به ترکیه چشم دارد، این موافقتنامه وزن دیپلماتیک بیشتری در برابر هند و نقشی سیاسی فراتر از جنوب آسیا به آن می‌دهد.

زرادخانه هسته‌ای پاکستان ناگزیر اهمیت این نقش را برجسته می‌کند. اما اسلام‌آباد رویارویی خود با هند را تابع اولویت‌های سعودی نخواهد کرد، همان‌گونه که آنکارا به‌احتمال زیاد رابطه خود با تهران را تابع ریاض نمی‌کند؛ بنابراین این سه کشور یک ترتیب دفاعی جمعی برقرار کرده‌اند بدون آنکه درک مشترک واقعی از تهدید داشته باشند - واگرایی‌ای که پیش‌تر بر سر یمن آشکار بود.

با وجود تمام تناقض‌هایش، این موافقتنامه فراتر از یک اقدام نمادین است و سازوکاری وزیران و دبیرخانه‌ای دائمی ایجاد می‌کند.

همکاری می‌تواند از طریق رزمایش‌های مشترک، تبادل اطلاعات، دفاع موشکی، پهپادها، امنیت سایبری، تولید نظامی، آموزش، امنیت دریایی و تدارک هماهنگ پیش رود.

مصر یا دیگر دولت‌های منطقه‌ای نیز ممکن است مشارکت کنند.

با این حال، با نبود فرماندهی یکپارچه مشخص، نیروی چندملیتی دائمی، سازوکار استقرار خودکار و دشمن توافق‌شده، مکه ناتو نیست - نه هنوز، و شاید هرگز.

اما این ممکن است معیار اشتباهی برای داوری درباره موافقتنامه‌ای باشد که به واسطه آن سه قدرت بزرگ مسلمان، همکاری امنیتی را خارج از چارچوب سنتی آمریکا نهادینه کرده‌اند.

جایگاه ایران در این میان

با این حال، پرسش بزرگ‌تر این نیست که آیا مکه می‌تواند ایران را مهار کند، بلکه این است که آیا می‌توان در نهایت ایران را در معماری گسترده‌تر امنیت منطقه‌ای که اکنون در حال شکل‌گیری است، جای داد.

این به آن معنا نیست که ایران لزوماً باید به خود پیمان مکه بپیوندد. سازوکار‌های دیگری می‌توانند پیرامون آن توسعه یابند و یک نظام منطقه‌ای که عربستان، ترکیه، پاکستان، ایران، مصر و دیگر دولت‌ها را در برگیرد، دیگر غیرقابل‌تصور نیست.

از پیش پایه‌هایی برای چنین ترتیبی وجود دارد.

عربستان و ایران از طریق موافقتنامه پکن با میانجی‌گری چین در سال ۲۰۲۳ روابط دیپلماتیک خود را احیا کردند. با این کار، توافقنامه همکاری امنیتی ۲۰۰۱ خود را نیز احیا کرده و متعهد شدند که برای صلح و امنیت منطقه‌ای تلاش کنند.

به‌تازگی، ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر به‌طور مشترک بر ضرورت تنش‌زدایی میان آمریکا و ایران تأکید کرده و نسبت به خطر جنگ برای ثبات منطقه‌ای، مسیر‌های دریایی، بازار‌های انرژی و تجارت بین‌المللی هشدار دادند - رفتاری که به‌سختی شبیه دولت‌هایی است که به‌خوبی در دو اردوگاه متخاصم صف‌آرایی کرده‌اند

به‌تازگی، ترکیه، عربستان، پاکستان و مصر به‌طور مشترک بر ضرورت تنش‌زدایی میان آمریکا و ایران تأکید کرده و نسبت به خطر جنگ برای ثبات منطقه‌ای، مسیر‌های دریایی، بازار‌های انرژی و تجارت بین‌المللی هشدار دادند - رفتاری که به‌سختی شبیه دولت‌هایی است که به‌خوبی در دو اردوگاه متخاصم صف‌آرایی کرده‌اند.

سناریوی جایگزین، که در آن این پیمان به ائتلافی ضدایرانیِ سعودی-ترک-پاکستانی تبدیل شود، الگوی منطقه‌ای آشنا را بازتولید خواهد کرد.

ایران با تقویت ائتلاف‌های خود پاسخ خواهد داد، عربستان و حاشیه خلیج‌فارس را به سمت حفاظت آمریکا سوق خواهد داد - تضمینی که جنگ اخیر ثابت کرد غیرقابل‌اعتماد است - و تقسیم منطقه به بلوک‌های متخاصم را تثبیت خواهد کرد.

نظام منطقه‌ای که راهی برای جای‌دادن ایران بیابد، پیامدی بسیار متفاوت به بار خواهد آورد.

اگر ریاض و تهران بتوانند رقابت خود را مستقیماً مدیریت کنند، در حالی که ترکیه و پاکستان به ایجاد توازنی گسترده‌تر میان قطب‌های اصلی قدرت در منطقه کمک کنند، توجیه قیمومیت نظامی دائمی آمریکا به‌تدریج تضعیف می‌شود.

از منظر تهران، این دستاوردی راهبردی خواهد بود که بسیار مهم‌تر از سلطه بر عربستان یا تحمیل هژمونی ایران بر خلیج‌فارس است.

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ممکن است روزی نه فقط به‌خاطر ناکامی‌اش در وادارکردن ایران به تسلیم، بلکه به‌خاطر ترغیب دولت‌های منطقه‌ای به ساخت ترتیبات امنیتی خودشان، به یاد آورده شود.

آزمون فلسطین

اگر پیمان مکه و نظام گسترده‌تری که پیرامون آن در حال شکل‌گیری است، در نهایت متوجه ایران نباشند، این رژیم صهیونیستی است که بیش از همه دل نگرانی دارد.

پاکستان هرگز اسرائیل را به رسمیت نشناخته، در حالی که رابطه ترکیه با رژیم صهیونیستی به‌طور فزاینده‌ای جنجالی شده است. از سوی دیگر، عادی‌سازی روابط عربستان با اسرائیل که پیش از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ قریب‌الوقوع به نظر می‌رسید، به‌طور عمیقی تحت تأثیر نسل‌کشی در غزه و جنگ‌های بعدی قرار گرفته است.

این سه کشور یک ائتلاف نظامی ضداسرائیلی تشکیل نداده‌اند، اما همگرایی آنها، شکاف‌هایی را که اسرائیل برای دهه‌ها از آن بهره‌برداری کرده تا به‌طور جداگانه با دشمنان خود رو‌به‌رو شود، با برخی دولت‌های عرب عادی‌سازی کند و به دیگران حمله ور شود، و برای مسدودکردن هرگونه توازن منطقه‌ای که ممکن است آن را محدود کند، به واشنگتن تکیه کند، بر هم می‌زند

این سه کشور یک ائتلاف نظامی ضداسرائیلی تشکیل نداده‌اند، اما همگرایی آنها، شکاف‌هایی را که اسرائیل برای دهه‌ها از آن بهره‌برداری کرده تا به‌طور جداگانه با دشمنان خود رو‌به‌رو شود، با برخی دولت‌های عرب عادی‌سازی کند و به دیگران حمله ور شود، و برای مسدودکردن هرگونه توازن منطقه‌ای که ممکن است آن را محدود کند، به واشنگتن تکیه کند، بر هم می‌زند.

ترتیبات گسترده‌تری که ایران و مصر را نیز در برگیرد، پیامد‌های بیشتری برای اسرائیل خواهد داشت. در حالی که توانایی‌های نظامی و اقتصادی تک تک این دولت‌ها هرگز مورد تردید نبوده، آنچه مدت‌ها غایب بوده، چارچوبی سیاسی برای گره‌زدن آنها به هر هدف راهبردی مشترک است.

فلسطین می‌تواند به آزمون تعیین‌کننده‌ای برای اینکه آیا پیمان مکه می‌تواند چنین چارچوبی را فراهم کند، بدل شود.

چنین چارچوبی از همبستگی اسلامی و امنیت جمعی برای بیش از یک قرن مورد جست‌و‌جو بوده است، که روشنفکرانی، چون جمال‌الدین اسدآبادی در قرن نوزدهم و دولتمردانی، چون نجم‌الدین اربکان در قرن بیستم از آن حمایت کرده‌اند، با این حال، با وجود همه شعارها، واقعیت به‌طور دردناکی عقب مانده است.

در حالی که غزه در حال نابودی بود، پاکستان از قبل دارای سلاح هسته‌ای بود، ترکیه از قبل دارای یکی از بزرگ‌ترین ارتش‌های ناتو بود و عربستان از قبل دارای اهرم‌های عظیم مالی، دیپلماتیک و انرژی بود. هیچ‌کدام از این قابلیت‌ها مانع نسل‌کشی نشد - واقعیتی که نمی‌توان نادیده گرفت.

اگر پیمان مکه در نهایت به معنای حفاظت از رژیم‌ها، مرزها، تأسیسات نفتی و مسیر‌های کشتیرانی باشد، در حالی که فلسطینی‌ها همچنان در حال خلع ید و کشته شدن هستند، در آن آزمون مردود خواهد شد.

برای فلسطینی‌ها، جایگزین‌کردن نظم آمریکا-محورِ ضدایرانی با ائتلافی «سنی» علیه ایران، یا جایگزین‌کردن هژمونی آمریکا با سلطه ایران یا ترکیه، تغییر چندانی ایجاد نخواهد کرد.

آنچه وضعیت آنها را تغییر خواهد داد، توازنی منطقه‌ای بومی است که بتواند منافع عرب، ترک، ایرانی و جنوب آسیایی را مدیریت کند، بی‌آنکه اجازه دهد اختلافات آنها توسط قدرت‌های خارجی و رژیم صهیونیستی بهره‌برداری شود.

اگرچه چشم‌انداز وحدت در جهان اسلام و ائتلاف دفاعی مستقل از واشنگتن در بیشتر قرن گذشته غیرقابل‌تصور بود، پیمان مکه هر دو را در افق دید آورده است.

خاورمیانه پس از آمریکا

بسیاری تصور می‌کنند که یک هژمون رو به زوال باید با یک هژمون در حال ظهور جایگزین شود و بنابراین پکن نقش واشنگتن را به عنوان قدرت نظامی مسلط منطقه به ارث خواهد برد. با این حال، چین هرگز این نقش را نداشته و به دنبال آن نبوده است.

شی جین پینگ در سخنرانی خود در اتحادیه عرب در سال ۲۰۱۶ متعهد شد که چین هیچ نیروی نیابتی در خاورمیانه، هیچ حوزه نفوذی و هیچ تلاشی برای پر کردن هیچ "خلائی" را دنبال نخواهد کرد.

پکن به منابع انرژی، مسیر‌های دریایی امن، بازار‌های رو به گسترش و ثبات سیاسی نیاز دارد و از حفظ روابط با پاکستان، عربستان سعودی، ایران و ترکیه به طور همزمان سود می‌برد.

کشوری با این منافع، دلیل کمی برای بازتولید مدل آمریکایی دارد.

روابط حسنه عربستان سعودی و ایران در سال ۲۰۲۳ نشان داد که پکن چگونه ترجیح می‌دهد عمل کند. چین ریاض و تهران را بدون ایجاد پایگاه‌های نظامی یا ارائه حمایت از هر یک از طرفین در برابر دیگری آشتی داد و در نتیجه توافقی را تسهیل کرد که دو دشمن را قادر ساخت تا روابط خود را مستقیماً مدیریت کنند.

توافق مکه مطمئناً یک پروژه چینی نیست. ترکیه همچنان در ناتو باقی مانده است، عربستان سعودی روابط نظامی عمیقی با ایالات متحده دارد و پاکستان تاریخ پیچیده خود را با واشنگتن دارد.

اما پکن به این کشور‌ها به عنوان متحد نیاز ندارد و از کاهش وابستگی آنها به ایالات متحده، که نظم منطقه‌ای آن همیشه بر اتحاد‌های انحصاری متکی بوده است، سود می‌برد، در حالی که چین به راحتی در میان روابط چندگانه و همپوشانی عمل می‌کند.

افول هژمونی آمریکا ممکن است سیستم پیچیده‌تری ایجاد کند که در آن چندین قدرت در حالی که همزمان با واشنگتن، پکن و مسکو سر و کار دارند، یکدیگر را متعادل می‌کنند.

ایران نیز باید بسنجد که آیا ادغام در یک نظم منطقه‌ای گسترده‌تر به منافع بلندمدت آن خدمت می‌کند یا خیر، و آیا می‌تواند با شبکه‌ها و اتحاد‌هایی که از طریق آنها دهه‌ها نفوذ خود را اعمال کرده است، آشتی کند یا خیر

اینکه توافق مکه چقدر به چنین سیستمی کمک خواهد کرد، دور از ذهن است. ایران نیز باید بسنجد که آیا ادغام در یک نظم منطقه‌ای گسترده‌تر به منافع بلندمدت آن خدمت می‌کند یا خیر، و آیا می‌تواند با شبکه‌ها و اتحاد‌هایی که از طریق آنها دهه‌ها نفوذ خود را اعمال کرده است، آشتی کند یا خیر.

در هر صورت، نظمی که ایالات متحده بر اساس وابستگی و تفرقه بنا نهاده است، شروع به ترک خوردن کرده است.

هشت سال پیش، وقتی از یک مقام ارشد ترکیه در مورد استراتژی بزرگ ترکیه پرسیدم، او از اتحاد استراتژیک با ایران و پاکستان صحبت کرد.

در حالی که اتحادی که در نهایت پدید آمد، یک شریک را با شریک دیگر عوض می‌کند، اینکه آیا ایران در نهایت جایی در آن پیدا می‌کند، همچنان یک سوال بی‌پاسخ است. با این حال، ترکیه و پاکستان علاقه چندانی به اتحاد ضد ایرانی ندارند و عربستان سعودی دلایل محکمی برای عدم بازگشت به رویارویی دائمی با تهران دارد.

اگر این روند، قدرت‌های اصلی منطقه را به سمت یک ترتیبات امنیتی خودساخته سوق دهد، عواقب آن بسیار فراتر از ایران خواهد بود.

مثل همیشه، فلسطین همچنان آزمون نهایی است: پیمان مکه یا می‌تواند صرفاً یک تمرین دیگر برای حفاظت از دولت در حالی که غزه ویران شده است، باشد، یا آغاز یک چالش منطقه‌ای برای سلطه خارجی و تفرقه داخلی باشد که نسل‌هاست در خدمت پروژه صهیونیستی بوده است.

اینکه کدام نتیجه غالب شود، کمتر به امضا‌ها در مکه بستگی دارد، بلکه به این بستگی دارد که آیا امضاکنندگان اراده‌ای برای پیروی از آنها در جایی که منطقاً به آن منتهی می‌شوند، دارند یا خیر.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۸
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۲
ناشناس
|
Germany
|
۱۵:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
اون ضربه ای که ترکبه تو سوریه به ما زد باعث این همه مشکلات شده الان هم اتحاد شومی دارند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
این مقاله از اصل درست نیست.ناتوی اسلامی یک توهم ساده اندیشانه هست.چون کشورهای مسلمان هیچوقت یک دیدگاه نداشتند.عربستان بر علیه ایران دو کشور را جمع کرده.که باید به حساب هر سه رسیدگی کرد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
این هر سه کشور بی خاصیت که برای محافظت از خود آویزان آمریکا هستند و آمریکا در این کشورها پایگاه دارد ...
ایران در حاصل جنگ با عربستان خبیث است که ده سال است یمن را محاصره کرده !! بنابراین ایران نیازی به این کشورهای بی خاصیت ندارد که در مقابل اسراییل همیشه پشت خم را خالی کرده اند ... ترکیه آخرت فریبکاری و بی شرفی است هیچ قدرتی هم ندارد ...
یک ایرانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
شرط:پیوستن به ناتوی اسلامی و در واقع ناتوی امریکایی پذیرش پیمان ابراهیم است!!!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۳۵ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
نگران نباشید به اونجا هم می رسیم .
بخدا دیگه خسته شدیم . بسه دیگه. صبح از خواب بیدار میشیم همه اش جنگ و درگیری و تهدید . بسه دیگه خدا
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
حرف مفت ترکیه ؛ شماها با دستور ترامپ تروریست این پیمان را انجام دادید ،اولا چطور میتوانید از دستور اون عوضی خودداری کنید . ثانیا عربستان برای جلوگیری از حمله یمن اینکار را کرده است چطوری ایران میتواند به این پیمان مسخره بپیوندد ؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
ترکیه و پاکستان برای اعانه گرفتن از اعراب ثبت نام کرده اند.و ما هم نشستیم روی قدرت اینها داریم حساب میکنیم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
یک اصل این وسط وجود دارد. عربستان دشمن ایران هست و ما از دشمن خواهش نمی‌کنیم.اگر هم بگوییم عربستان قبول نمی‌کند.و اگر هم جزو اینها بشویم فایده ای ندارد.مرزی با اسرائیل ندارند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
اون که امریکا بود فرار کرد رفت و عربستان به جای اینکه یک عده زا با خود همراه کند بهتر است در مقابل ایران سر تعظیم فرود بیاورد تا کتک مفصلی از ایران نخورده و قول بدهد دیگر قدقد نکند . در روز واقعه ترکیه و پاکستان نهایتا میتوانند نقش میانجی را برای غربستان بازی کنند تا او را از زیر ضرب ایران او را در بیاورند
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۲:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۵
چشم
ناشناس
|
United States of America
|
۱۹:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۴
کشور دوست و برادر آقایان قطر : ۳ روز مهلت بدین اگر خلبانان راتحویل ندادند تمام تاسیسات lng قطر رو بزنید.
باز هم تحویل ندادند پالایشگاه ها رو بزنید.
باز هم تحویل ندادند برج ها رو بزنید.
امریکا برای یه خلبان سقوط کرده در داخل کشورمون زمین و زمان رو به هم دوخت اومد ورش داشت برد.
۳ تا شیرمرد ما به دل دشمن زدن ۶ ماه اونجا اسیر بودن؟
وب گردی