صفحه خبر لوگوبالا تابناک
در مقاله‌ای بررسی شد

«پیمان مکه» پاکستان را وارد جنگ با ایران می‌کند؟

پاکستان از روابط نظامی خود با عربستان و ترکیه برای کسب نفوذ استراتژیک در میان رقابت‌های خاورمیانه و مبادلات اقتصادی بهره می‌برد.
کد خبر: ۱۳۸۸۷۸۶
| |
1396 بازدید
توافق مکه

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «حسین حقانی» سفیر پیشین پاکستان در آمریکا در مقاله‌ای به بررسی توافق نظامی سه جانبه عربستان، ترکیه و پاکستان پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

پاکستان، تنها قدرت دارای سلاح هسته‌ای در جهان اسلام، به دنبال استفاده از قدرت نظامی خود برای تبدیل شدن به یک بازیگر کلیدی در خاورمیانه است. فراتر از نقش میانجی‌گری بین ایالات متحده و ایران، اسلام‌آباد به دنبال توافقات دفاعی و فروش نظامی است. موفقیت آن در تراشیدن نقشی منطقه‌ای قابل توجه، به توانایی‌اش در هدایت رقابت‌های پیچیده و به تمایل کشور‌های خاورمیانه برای به خطر انداختن روابط اقتصادی رو به رشدشان با هند در ازای مشارکت‌های امنیتی با پاکستان بستگی دارد.

از لحاظ تاریخی، پاکستان از سال ۱۹۴۷ که راج بریتانیا شبه‌قاره را به دو کشور تقسیم کرد، هند را دشمن اصلی خود می‌داند. هند و پاکستان چندین جنگ داشته‌اند که آخرین آن در مه ۲۰۲۵ رخ داد و هر دو به سلاح هسته‌ای مسلح هستند. پاکستان اغلب در رقابت خود با هند از کشور‌های مسلمان شمال آفریقا و غرب آسیا حمایت خواسته است، اما بسیاری از کشور‌های عربی از موضع‌گیری روشن خودداری کرده‌اند.

رهبران پاکستان معتقدند که با امضای توافقنامه دفاعی مشترک استراتژیک (SMDA) با عربستان سعودی در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵، این پویایی تاریخی را تغییر داده‌اند. دو کشور شراکت امنیتی داشته‌اند که شامل استقرار نیرو‌های پاکستانی در عربستان سعودی و آموزش پرسنل سعودی در پاکستان بوده است. توافقنامه SMDA بر این اصل استوار است که حمله به هر یک از این دو کشور، حمله به هر دو محسوب می‌شود.

جزئیات این توافقنامه عمومی نیست. با این حال، اگر اظهارات رهبران سعودی و پاکستانی قابل اعتماد باشد، این پیمان بیشتر از یک نماد، ماهیتی اساسی دارد. در ژانویه ۲۰۲۶، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه از مذاکرات برای یک توافقنامه دفاعی گسترده‌تر خبر دادند که این احتمال را مطرح کرد که یک سیستم دفاعی جمعی نهادینه شده مبتنی بر معاهده، مشابه ناتو، شکل گیرد.

دفاع مشترک معمولاً مستلزم وجود دشمنی مشترک است، اما اکثر کشور‌های جهان اسلام نگرانی‌های متفاوتی دارند. به عنوان مثال، دشمن فرضی پاکستان، هند، رابطه تجاری سالانه‌ای به ارزش ۴۱ میلیارد دلار با عربستان سعودی دارد که تقریباً نیمی از حجم کل تجارت پاکستان (۹۰ میلیارد دلار) است. ریاض به سختی می‌تواند تصور کند که در کنار پاکستان با هند بجنگد.

هدف احتمالی توافقنامه SMDA، توانمند ساختن عربستان سعودی برای استفاده از نیرو‌های پاکستانی جنگ‌دیده، خلبانان و اپراتور‌های پهپاد برای دفاع از خود، در ازای دسترسی پاکستان به سرمایه‌های سعودی برای صنایع نظامی خود است. اگر ترکیه همکاری نظامی خود با پاکستان و عربستان سعودی را از طریق یک معاهده یا توافقنامه مشترک رسمیت بخشد، به طور مشابه برای صنایع تولیدی نظامی خود از سرمایه سعودی بهره‌مند شده و در عین حال تولید مشترک با پاکستان یا فروش به آن را دنبال خواهد کرد.

جاه‌طلبی‌های پایدار پاکستان در خاورمیانه

پاکستان از دهه ۱۹۵۰ میلادی از همکاری امنیتی با دیگر کشور‌های مسلمان حمایت کرده است. در اوج جنگ سرد، اسلام‌آباد از پیشنهاد ایالات متحده برای سازمان دفاعی خاورمیانه (MEDO) حمایت کرد و به پیمان بغداد (که بعداً سازمان پیمان مرکزی یا CENTO نامیده شد) پیوست. اگرچه ترکیه و ایران (که در آن زمان تحت حکومت شاه بود) به این تلاش‌های غربی برای ایجاد یک "جبهه شمالی" در امتداد مرز جنوبی اتحاد جماهیر شوروی پیوستند، اما کشور‌های عربی به طور قابل توجهی از آن دوری کردند.

از زمان پایان رسمی CENTO در سال ۱۹۷۹ و تغییرات بعدی در اولویت‌های امنیتی منطقه‌ای، پاکستان به دنبال بهره‌برداری از نیرو‌های مسلح بزرگ خود برای اعمال نفوذ در سراسر غرب آسیا بوده است. پاکستان مشارکت‌های دفاعی با کشور‌های خاورمیانه را به عنوان ابزاری برای تقویت توان نظامی و اقتصادی خود و در عین حال اجتناب از وابستگی کامل به ایالات متحده یا چین می‌بیند.

برای سالیان متمادی، عربستان سعودی به عنوان متحد نهایی پاکستان عمل کرده است که هم از ملاحظات ایدئولوژیک و هم از ملاحظات استراتژیک نشأت می‌گیرد. روابط قوی با کشوری که مقدس‌ترین مکان‌های اسلام را در خود جای داده، به تقویت وجهه پاکستان به عنوان رهبری در میان کشور‌های مسلمان کمک کرده است. حمایت اقتصادی و منابع انرژی سعودی برای پاکستان حیاتی بوده است که اغلب در ازای نیروی کار پاکستانی و همکاری نظامی صورت می‌گرفته است.

در طول دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، نیرو‌های پاکستانی در عربستان سعودی برای دفاع از قلمرو آن، هدایت هواپیما‌های سعودی و آموزش ارتش آن مستقر شدند. در ازای آن، ریاض اغلب هزینه خرید تجهیزات نظامی پیشرفته پاکستان از ایالات متحده و متحدان غربی آن را تأمین می‌کرد. این پویایی پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ تغییر کرد که امکان استقرار نیرو‌های آمریکایی در این پادشاهی را فراهم کرد.

به نظر می‌رسد عربستان سعودی اکنون خود را برای کاهش احتمالی حضور امنیتی جهانی واشنگتن، به ویژه در خاورمیانه، آماده می‌کند. توافقنامه SMDA همکاری دیرینه را از یک مشارکت منعطف به یک تعهد متقابل صریح‌تر ارتقا می‌دهد.

محرک فوری برای این توافقنامه ممکن است حمله اسرائیل در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵ به رهبری حماس در دوحه، قطر بوده باشد. ناتوانی ایالات متحده در بازدارندگی اسرائیل، همراه با تحمل حمله به کشوری که میزبان پایگاه آمریکایی است، تهدید‌های آینده را برای کشور‌های حاشیه خلیج فارس نشان داد. ریاض به عنوان بخشی از یک استراتژی پوشش ریسک در میان عدم اطمینان در مورد تضمین‌های امنیتی موجود و بی‌ثباتی شدید منطقه‌ای، وارد این توافقنامه با اسلام‌آباد شد. هر دو کشور به گمانه‌زنی‌ها در مورد اینکه آیا این پیمان متضمن تعهدات هسته‌ای است، دامن زده‌اند.

برای پاکستان، این پیمان نشان‌دهنده تلاشی حساب‌شده برای تبدیل همکاری‌های امنیتی به مزیت اقتصادی است. اسلام‌آباد که با کمبود نقدینگی مواجه است، روابط دفاعی با عربستان سعودی و احتمالاً ترکیه را به عنوان راهی برای پول‌سازی از تخصص نظامی خود می‌بیند و آموزش، استقرار و فروش تسلیحات را به ارز خارجی و کمک به بودجه تبدیل می‌کند.

فراتر از حوزه نظامی، پاکستان امیدوار است با اتصال بنادر گوادر و کراچی به جده و دمام از طریق پایانه‌های دروازه‌ای پیشنهادی، همکاری را به حوزه دریایی نیز گسترش دهد. چنین یکپارچه‌سازی می‌تواند یک کریدور انرژی و تجارت دریایی ایجاد کند، منافع تجاری سعودی را در کریدور اقتصادی چین-پاکستان تثبیت کند و پاکستان را عمیق‌تر در ساختار اقتصادی و امنیتی خلیج فارس جای دهد.

با این حال، قابلیت اتکای پاکستان به عنوان شریک امنیتی برای سعودی‌ها در محیط جدید خاورمیانه، همچنان جای سوال دارد. ظهور تهدید ایران در بخش بزرگی از جهان عرب، الگوی سنتی پاکستان برای متحد کردن کشور‌های مسلمان علیه قدرت‌های غیرمسلمان مانند شوروی سابق یا اسرائیل را به چالش کشیده است. چندین درگیری منطقه‌ایی اکنون مسلمانان را در مقابل مسلمانان قرار می‌دهد و پاکستان اغلب از موضع‌گیری خودداری کرده است.

سعودی‌ها هنوز امتناع پاکستان از اعزام نیرو به حمله نظامی سال ۲۰۱۵ علیه حوثی‌های یمن را به یاد دارند. در آن زمان، عربستان سعودی درخواست کشتی‌های جنگی، هواپیما و نیرو کرد، اما پارلمان پاکستان به اتفاق آرا برای بی‌طرفی در درگیری یمن رأی داد.

حملات اخیر ایران به کشور‌های حوزه خلیج فارس در پاسخ به حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، معضل مشابهی ایجاد کرد. نیاز رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، به یک میانجی با تهران، همراه با تمایل پاکستان برای ایفای این نقش، مانع از آزمایش کامل توافقنامه سعودی-پاکستان شد. به عنوان یک میانجی، از پاکستان نمی‌توانست انتظار داشت که به نمایندگی از عربستان سعودی به عملیات نظامی بپیوندد، موضعی که به نظر می‌رسد سعودی‌ها آن را می‌پذیرند، هرچند برای دیگران مانند امارات متحده عربی مشکل‌ساز است.

امارات موضعی اتخاذ کرده است که دوستان و متحدان کشور‌های حوزه خلیج فارس باید حملات ایران را تجاوز تلقی کرده و یا از کشور‌های خلیج فارس دفاع کنند یا بر تهران فشار آورند تا حملات را متوقف کند. اگر عربستان سعودی موضع مشابهی اتخاذ کرده بود، پاکستان به جای میانجی‌گری، برای دفاع از این پادشاهی تحت فشار قرار می‌گرفت.

عوامل ترکیه و چین

مانند عربستان سعودی، روابط پاکستان با ترکیه به دوران جنگ سرد بازمی‌گردد. این دو کشور در ترتیبات امنیتی منطقه‌ای گذشته، اغلب در مشارکت با ایالات متحده، شرکت داشته‌اند. از دیدگاه آنکارا، چارچوب نوظهور سعودی-پاکستان-ترکیه نشان‌دهنده تغییر موقعیت برای ایجاد نفوذ است، نه یک تغییر موضع کامل.

ترکیه از ناتو خارج نمی‌شود. در عوض، در حال ایجاد مشارکت‌های موازی برای افزایش انعطاف‌پذیری استراتژیک و قدرت چانه‌زنی خود است. این ترتیبات به آنکارا اجازه می‌دهد تا با تعهدات محدودکننده کمتری، نقش منطقه‌ای خود را گسترش دهد.

علاقه ترکیه با بهبود روابطش با عربستان سعودی تقویت شده است. از سال ۲۰۲۱، این دو کشور روابط خود را ترمیم کرده و در مورد سوریه، سودان و سومالی مواضع خود را همسو کرده‌اند. 

آنکارا، که یکی از سریع‌ترین صادرکنندگان تسلیحات در جهان است، به دنبال دستاورد‌های مستقیم صنعتی-دفاعی از طریق مشارکت با پاکستان و عربستان سعودی است. ترکیه به دنبال دسترسی به خطوط لوله خرید کشور‌های حاشیه خلیج فارس برای پهپادها، وسایل نقلیه زرهی، سکو‌های دریایی و سیستم‌های دفاع هوایی، و همچنین فرصت‌هایی برای تولید مشترک، مونتاژ تحت لیسانس و انتقال فناوری در داخل عربستان سعودی است.

یک چارچوب امنیتی سه‌جانبه ریسک سیاسی را برای قرارداد‌های بلندمدت کاهش می‌دهد، شرکت‌های ترک را در تلاش‌های محلی‌سازی دفاعی عربستان ادغام می‌کند، و ترکیه را به عنوان یک تأمین‌کننده و یکپارچه‌ساز سیستم در کنار پاکستان قرار می‌دهد. این امر آنکارا را قادر می‌سازد تا همسویی استراتژیک را به درآمد‌های مکرر، مقیاس صنعتی و نفوذ منطقه‌ای بدون تعهدات به سبک ناتو تبدیل کند.

چین نه امضاکننده توافقنامه SMDA پاکستان و سعودی (که در ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد) است و نه به عنوان یک شرکت‌کننده رسمی در چارچوب دفاعی نوظهور سعودی-پاکستان-ترکیه شناخته می‌شود. با این حال، از نهادینه‌تر شدن روابط دفاعی سعودی و پاکستان، به طور غیرمستقیم منافع استراتژیک به دست می‌آورد.

تقریباً ۸۰ درصد از واردات دفاعی اخیر پاکستان از چین است، از جمله هواپیماها، پهپاد‌ها و سیستم‌های موشکی. هرگونه گسترش همکاری‌های دفاعی آن، تعامل عربستان و ترکیه با سیستم‌های با منشأ چینی یا تولید مشترک چین و پاکستان، مانند هواپیمای JF-۱۷ را افزایش می‌دهد.

سناریو‌ها

محتمل‌ترین حالت: پاکستان به عنوان میانجی، نه جنگجو

اولین و مهم‌ترین آزمایش توافقنامه SMDA در نحوه برخورد پاکستان با درگیری جاری ایران در حال وقوع است. بلافاصله پس از شروع جنگ، پاکستان همبستگی کامل خود را با عربستان سعودی اعلام کرد. رهبران ارشد به این پادشاهی سفر کردند تا حمایت خود را مجدداً تأکید کنند و ایران را در مورد توافقنامه دفاعی متقابل هشدار دهند تا حملات به خاک عربستان را بازدارند.

پاکستان در عین حال که روابط خود را با آمریکا، ایران و عربستان متعادل می‌کند، باید مخالفت شدید داخلی با حملات آمریکا به ایران را نیز مدیریت کند. جامعه شیعه آن تا حد زیادی با تهران همسو شده است. بیش از ۲۰ پاکستانی در جریان اعتراضات به کنسولگری آمریکا در کراچی جان باختند و رئیس‌جمهور آصف علی زرداری برای ایران ابراز همدردی کرد.

در سازمان ملل، پاکستان موضعی متناقض اتخاذ کرد. آن را قطعنامه به رهبری بحرین که حملات ایران به کشور‌های حوزه خلیج فارس را محکوم می‌کرد، هم‌امضا کرد، اما به قطعنامه به رهبری روسیه که خواستار پایان فوری تمام فعالیت‌های نظامی بدون سرزنش ایران بود، نیز رأی مثبت داد.

تلاش‌های پاکستان برای بی‌طرف ماندن، یادآور تردید تاریخی آن در اعزام نیرو به درگیری‌های خاورمیانه است. با این حال، اگر جنگ گسترش یابد، اسلام‌آباد ممکن است برای ارائه حمایت نظامی مستقیم به عربستان سعودی تحت فشار قرار گیرد یا در غیر این صورت، خطر تضعیف اعتبار تعهدات دفاعی متقابل خود را بپذیرد.

حالت کمتر محتمل: دخالت نظامی مستقیم

دومین و محدودتر آزمایش توافقنامه SMDA، نحوه تعامل عربستان سعودی با جنوب آسیا با توجه به اعلام "جنگ آشکار" پاکستان با افغانستان است. ریاض به دنبال این بوده است که خود را به عنوان یک میانجی منطقه‌ای معتبر معرفی کند و برای کاهش تنش‌ها تلاش می‌کند. همانطور که پاکستان از درگیری نظامی در خاورمیانه اجتناب کرده است، عربستان سعودی نیز بی‌میلی خود را برای درگیر شدن مستقیم در مناقشات جنوب آسیا نشان داده است.

به نظر می‌رسد هر دو کشور در حال حاضر زمانی که دیگری با بحران‌های منطقه‌ای مواجه می‌شود، گفتمان دیپلماتیک را بر دخالت نظامی ترجیح می‌دهند. نحوه واکنش آنها به این موقعیت‌های متغیر، در نهایت قدرت عملی مفاد امنیتی متقابل توافقنامه SMDA را تعیین خواهد کرد و نشان خواهد داد که آیا مفهوم گسترده‌تر "ناتوی اسلامی" از نظر استراتژیک قابل دوام است یا خیر.

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
وب گردی