احسان صالحی در برنامه روبروی تصویر تابناک| بخش دوم:

عده‌ای منتظر سقوط دولت هستند/ خاتمی با رهبر شهید زاویه داشت اما حمایت ‎‌شد/ رسانه ملی با وضعیت کنونی قابل ادامه نیست/برخی دنبال سلبریتی‌زدایی از صداوسیما بودند!

یک فعال حوزه رسانه و سیاست تاکید کرد که اگر جریانی منتظر باشد که دولت چه زمانی زودتر سقوط می‌کند، این رویکرد غلط است و مبنای رهبر شهید ما نیز این نبود.
کد خبر: ۱۳۹۶۳۴۷
| |
2438 بازدید

احسان صالحی

در بخش نخست برنامه «روبروی تصویر» تابناک با احسان صالحی، فعال رسانه‌ای، درباره نسبت میان میدان و دیپلماسی، جایگاه مذاکره، نحوه مواجهه با جامعه و ضرورت حفظ تنوع اجتماعی سخن گفته شد و او به عملکرد دولت، ضرورت ترمیم کابینه، فرماندهی اقتصادی و ضعف دولت در گفت‌وگو با مردم پرداخت.

احسان صالحی در بخش دوم گفتگو با تابناک به موضوعات دیگری از جمله ضرورت اصلاح رویکرد رسانه‌ای و تقویت ارتباط رسمی با جامعه، نحوه مواجهه با چهره‌های اجتماعی و رسانه‌ای، نقش صداوسیما و مدیریت چهره‌ها و نسبت ایران با روسیه و چین می‌پردازد. او همچنین درباره تصویری که از قدرت و جایگاه ایران پس از تحولات اخیر شکل گرفته و نقش رهبری در ایجاد و حفظ این قدرت سخن می‌گوید؛ موضوعاتی که روایت او از تحولات اخیر را وارد زاویه‌ای متفاوت می‌کند.

متن کامل بخش دوم گفت‌وگوی تابناک با این فعال رسانه‌ای را می‌خوانیم.

احسان صالحی

تابناک: تصویر مربوط به آقای ثابتی است، اخیراً یک رفت‌وبرگشت میان شما و کانال منتسب به ایشان که قاعدتاً متعلق به خودشان است، شکل گرفت و با وجود اینکه شما سال‌ها با یکدیگر رفاقت دارید، اختلاف نظری ایجاد شد، در واقع، تعامل میان سیستم حاکمیت که اکنون مستقر است از یک سو و دوستانی که مسیر دیگری را دنبال می‌کنند از سوی دیگر، چگونه باید باشد؟ نظر شما درباره آقای ثابتی، که دست‌کم نماینده بخشی از جریان مجلس هستند، چیست؟

آقای ثابتی از دوستان قدیمی هستند و نیروی مخلصی هم هستند. آن چیزی را که به ذهن‌شان می‌رسد و فکر می‌کنند برای کشور درست است، بیان می‌کنند و آن را پیش می‌برند. اختلافی که به‌خصوص بعد از این ایام جنگ ایجاد شد البته پیش از جنگ هم من نسبت به نوع کنش برخی از این دوستان در قبال دولت اشکال داشتم، بالاخره ما یک دوره‌ای تجربه کار در دولت را داشته ایم. شما تصوراتی درباره اداره کشور دارید، اما وقتی وارد دولت می‌شوید، محدودیت‌ها، موانع و مضایق را از نزدیک می‌بینید.

دولت آقای خاتمی، واضح بود که با آیت‌الله خامنه‌ای زاویه دارد

این‌گونه نیست که شما هر کاری را که اراده کنید، بتوانید انجام دهید. بنابراین، اداره کشور نیازمند این است که همه به دولت کمک کنند. رهبر شهید ما، چون خودشان هشت سال رئیس‌جمهور بودند و کار اجرایی را به‌طور کامل از نزدیک لمس کرده و با مسائل آن آشنا بودند و بعد از آن نیز با رؤسای جمهور مختلف کار کرده بودند، بنای ایشان در همه دولت‌ها این بود که به دولت کمک شود؛ حتی در دولت‌هایی که از لحاظ سیاسی با ایشان زاویه داشتند و این زاویه نیز کاملاً واضح بود. 

در دولت آقای خاتمی، واضح بود که با آیت‌الله خامنه‌ای زاویه دارد. در دولت آقای روحانی نیز این مسئله وجود داشت. درباره دولت آقای احمدی‌نژاد هم از مقطعی به بعد، تقابل جدی و در نهایت علنی و پشت تریبون با رهبر شهید شکل گرفت اما دغدغه ایشان این بود که دولت و اداره کشور کار سختی است و همه باید به دولت کمک کنند.

ایشان مثالی از دوره خودشان می‌زدند که رئیس‌جمهور بودند و امام خمینی(ره) رهبر بودند. می‌گفتند عده‌ای خدمت امام می‌آمدند و درباره اشکالات دولت صحبت می‌کردند؛ اینکه دولت در اینجا این کار را انجام نداده و در آنجا باید فلان کار را انجام می‌داده و انجام نداده است. امام به همه این صحبت‌ها گوش می‌دادند و می‌فرمودند: «حالا بعضی از این مواردی که شما گفتید هم درست است، اما دولت‌داری کار سختی است و این‌گونه نیست که به این راحتی باشد.» امام تعبیری دیگری هم دارند که بعضی از کسانی که ایراد می‌گیرند، نمی‌توانند یک نانوایی را اداره کنند. واقعاً نیز همین‌طور است. وقتی بیرون نشسته‌اید، اشکال و ایراد گرفتن راحت‌ترین کار است. البته این کار در مجموع می‌تواند به نفع کشور باشد و اگر چارچوب آن رعایت شود، می‌تواند به پیشرفت کشور کمک کند، اما کار سختی نیست. وقتی در جایگاه اجرا قرار می‌گیرید، با انواع مسائل مواجه می‌شوید.

تابناک: در واقع مرز میان نقد و تخریب نیز موضوعی است که رهبر شهید بر آن تأکید زیادی داشتند. این مسئله باید بیشتر مورد توجه دوستان قرار گیرد. 

حتی ممکن است در جایی، نقد شما نقد درستی باشد، اما طرح آن در آن مقطع فایده‌ای نداشته باشد و موجب دلسردی مردم شود. در چنین شرایطی باید موضوع را از مسیر خودش دنبال کنید؛ ببینید آیا می‌توانید آن را حل کنید یا خیر.

تابناک: برای کسی که تریبون و رسانه دارد، اینکه خبری به او برسد و بخواهد آن را لاپوشانی کند، واقعاً دشوار است... 

بله، بخصوص با توجه به فضای رسانه‌های اجتماعی که در آن باید حرف متفاوتی بزنید تا دیده شوید. این کار واقعاً سخت است. من پیش از جنگ نیز با این دوستان اختلاف‌نظرهایی داشتم و همچنان دارم. این نوع مواجهه با دولت، هر دولتی که باشد و به‌طور کلی با دولت جمهوری اسلامی، غلط است.

اینکه شما منتظر بمانید ببینید دولت چه زمانی زودتر سقوط می‌کند، رویکرد درستی نیست. البته من لزوماً درباره شخص ایشان چنین برداشتی ندارم و نمی‌گویم ایشان چنین نگاهی دارند، اما اگر جریانی منتظر باشد که دولت چه زمانی زودتر سقوط می‌کند، این رویکرد غلط است. مبنای رهبر شهید ما نیز این نبود. شما در فاصله میان جنگ ۱۲ روزه تا ۹ اسفند، بیانات ایشان را ملاحظه کنید؛ بخش زیادی از آن سرشار از حمایت از دولت است.

در یک مورد، چند روز پیش تلویزیون به مناسبت سخنرانی رهبر شهید در روز شهادت امام رضا(ع) بخش از سخنانشان را پخش می‌کرد. ایشان می‌فرمایند کاری که این افراد انجام داده‌اند و جنگی که به راه انداخته‌اند، در مرحله بعد با این هدف دنبال می‌شود که میان مردم اختلاف ایجاد کند. بنابراین، همه باید اتحاد خود را بیشتر کنیم و کمک به مسئولان نیز باید افزایش پیدا کند.

در اواخر حیات شریف ایشان نیز، در مجلس، نسبت به رئیس‌جمهور توهین‌هایی صورت گرفت. چند نفر چنین اقدامی کردند و ایشان در سخنرانی خود فرمودند: «من راضی نیستم به این کارها.» ایشان تأکید کردند که نسبت به چنین اقداماتی هیچ رضایتی ندارند و توهین به رئیس‌جمهور و مقامات کشور را نادرست دانستند. بنابراین، با این مدل کنش نسبت به دولت که ما آرزو داشته باشیم این دولت هرچه زودتر سقوط کند، ناکارآمد شود یا کاری انجام دهیم که نتواند وظایف خود را به‌درستی انجام دهد، مشکل داشته و دارم.

نسبت به حوادث بعد از جنگ نیز ایرادی که به برخی از این دوستان دارم، این است که آرمان و واقعیت را در کنار یکدیگر نمی‌بینند. شما باید امکانات و محدودیت‌های خود، امکانات و محدودیت‌های طرف مقابل را ببینید و همچنین مسیری را که اکنون و در آینده در حال طی شدن است، در نظر بگیرید. باید ببینید با مسیری که در پیش گرفته‌ایم، ما به کجا می‌رسیم و طرف مقابل به کجا خواهد رسید و متناسب با این شرایط تصمیم بگیرید. یعنی شما یک آرمان دارید. آرمان همان چیزی است که اشاره کردید؛ آقای قالیباف می‌گوید آمریکا و اسرائیل از بین بروند. این آرمان ماست. در کنار آن، مجموعه‌ای از واقعیت‌ها، ابزارها و امکانات نیز در اختیار دارید. اگر این دو را متوازن نبینید، هر دو حالت، یعنی افراط و تفریط، می‌تواند موجب هلاکت شود.

اگر فقط آرمان را ببینید، این مسئله را در تاریخ اسلام نیز داشته‌ایم. در تاریخ اسلام افرادی بوده‌اند که این مرز میان آرمان و واقعیت را درک نمی‌کردند و فقط نگاهشان به آرمان بود. در نتیجه، تبدیل به یک شیعه انقلابی و مخلص می‌شدند؛ مانند حُجر بن عَدی که انسان درستی بود و در نهایت نیز به شهادت رسید، اما برای نمونه، امام حسین(ع) نسبت به او اعتراض می‌کنند. در مجلسی که او نسبت به امام حسن(ع) اعتراض می‌کند، حضرت سیدالشهدا(ع) با او برخورد می‌کنند و می‌فرمایند سخنی که می‌گویی، سخن اشتباهی است. دلیل این مسئله آن بود که او فقط آرمان را می‌دید.

از سوی دیگر، اگر شما فقط واقعیت را ببینید، آن نیز نادرست است. این همان نوع نگاهی است که برخی از این عزیزان نسبت به صحنه داشتند و می‌گفتند آمریکا با یک دکمه می‌تواند کل تسلیحات نظامی ما را از کار بیاندازد، یا اینکه اصلاً نمی‌توانیم در برابر آمریکا حرفی داشته باشیم و هرچه او می‌گوید باید بپذیریم، هر دو نگاه نادرست است. به نظر من، باید هر دو را در کنار یکدیگر متوازن دید. کشور نیز در حال طی کردن این مسیر به‌صورت متوازن است. ما که تریبون در اختیار داریم، اگر این توازن را رعایت نکنیم، نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این است که دستاوردهای کشور در ذهن مخاطب ما به شکست تبدیل می‌شود یا پیروزی‌های کشور در ذهن مخاطب ما رواج پیدا نمی‌کند. رهبر شهید ما در پایان یکی از سخنرانی‌هایشان دعا می‌کنند خداوند ان‌شاءالله به‌زودی احساس پیروزی را در ذهن ملت ما رواج دهد. اتفاقی که در این جنگ رخ داده، واقعاً اتفاقی بی‌سابقه است و این پیروزی، پیروزی بسیار مهمی است.

دچار دوگانه خودتحقیری و خودمقصرپنداری شده‌ایم

اگر پیروزی در ذهن بخشی از مردم ما به اندازه کافی تثبیت نشده و جای خود را پیدا نکرده، اشکال از ما رسانه‌هاست زیرا به نوعی دچار دوگانه خودتحقیری و خودمقصرپنداری شده‌ایم و دائماً دستاوردهای خودمان را کوچک جلوه می‌دهیم. برای مثال، ممکن است بگوییم اگر ما فلان کار را انجام می‌دادیم، پیروزی بزرگ‌تر می‌شد. در عالم احتمالات می‌توان دائماً از این سخنان مطرح کرد، اما کشور با امکانات و مقدورات خود، ضربه مهمی به دشمن وارد کرده و او را متوقف کرده است.

در حال حاضر نیز دشمن را در وضعیتی قرار داده که برای هر اقدام جدید، باید محاسبه کند که اگر این کار را انجام دهد، نتیجه آن چه خواهد بود و ایران در واکنش به آن چه اقدامی انجام خواهد داد و آیا این اقدام دستاوردی برای او خواهد داشت یا خیر. این کار، اقدام بسیار مهمی است و ما نباید این دستاوردها را تخفیف دهیم.احسان صالحی

تابناک: از بحث رسانه به پرچمداران رسانه ملی رسیده‌ایم. اجازه بدهید کمی درباره این موضوع نیز صحبت کنیم. شاید نسبت به تیم حاکم بر صداوسیما، به واسطه نگاهی که درباره وابستگی آنان به سعید جلیلی و همچنین به دلیل ارتباط با وحید جلیلی مطرح می‌شود، هجمه و نگاه منفی و انتقادی وجود داشته باشد. اما واقعیت اینکه نه خودِ ظرفیت دوستانی که در رسانه ملی حضور دارند، بلکه اساساً ظرفیت رسانه ملی به این شکل نبود. همیشه می‌گویم و حتی درباره وحید جلیلی نیز گفته‌ام؛ احتمالاً ایشان این صحبت‌ها را می‌بینند. به نظرم نهایتا باید امکانات یک مجله خوب را در اختیار ایشان قرار دهید تا یک مجله مناسب تولید کند. در نهایت نیز ممکن است یک شبکه تلویزیونی مانند «افق» سهم ایشان از رسانه ملی باشد. البته با عرض پوزش از ایشان، نگاه من این است...

در مورد آقای جبلی که دوره پنج‌ساله ایشان رو به پایان است اینکه دوره ایشان تمدید می‌شود یا خیر، در اختیار رهبر انقلاب است. پنج سال زمان کمی نیست؛ بنابراین فرصت مناسبی برای ارزیابی عملکرد است. ارزیابی عملکرد در حوزه رسانه نیز کار چندان دشواری نیست. برخی دستگاه‌ها دارای محرمانگی و پیچیدگی‌های خاص هستند، اما درباره رسانه چنین وضعیتی وجود ندارد؛ زیرا رسانه در معرض قضاوت قرار دارد و اساساً برای مخاطب فعالیت می‌کند و مخاطب نیز دائماً با آن در ارتباط است. بنابراین، ارزیابی عملکرد رسانه کار پیچیده‌ای نیست و هر فردی می‌تواند ارزیابی خود را از این موضوع داشته باشد.

این مسئله مانند یک وزارتخانه نیست که برای ارزیابی آن لازم باشد شاخص‌های مختلف را در کنار یکدیگر قرار دهید؛ برای مثال، بررسی کنید میزان تولید چقدر بوده، وضعیت صنعت چگونه است، معادن چه وضعیتی دارند یا میزان صادرات چه تغییری کرده است.

در مورد صداوسیما چنین شرایطی وجود ندارد. عملکرد رسانه موضوعی است که برای عموم مردم قابل مشاهده است و همه به‌طور مستقیم با آن ارتباط برقرار می‌کنند یا ارتباط برقرار نمی‌کنند. به نظر من، هر فردی، چه در حوزه رسانه تخصص داشته باشد و چه یک شهروند عادی باشد، در حال حاضر درک مشخصی از میزان ارتباط خود با رسانه در این دوره پنج‌ساله نسبت به دوره‌های قبل دارد. برای مثال، می‌تواند ارزیابی کند که آیا میزان ارتباطش با تلویزیون بیشتر شده یا کمتر، تلویزیون را بیشتر تماشا می‌کند یا کمتر و میزان تأثیرپذیری او از رسانه افزایش یافته یا کاهش پیدا کرده است.

در نهایت، شاخص‌هایی که رسانه را بر اساس آنها ارزیابی می‌کنند نیز همین موارد هستند؛ از جمله مرجعیت، محبوبیت و میزان مراجعه. البته این شاخص‌ها با یکدیگر تفاوت دارند. ممکن است شما محبوب باشید، اما مرجعیت نداشته باشید یا برای مثال، میزان مراجعه به شما زیاد باشد، اما لزوماً از محبوبیت بالایی برخوردار نباشید. اینها شاخص‌هایی هستند که به نظر من هر کسی می‌تواند در میان اطرافیان خود نیز آنها را بررسی کند.

این حجم از شبکه‌های فارسی‌زبان بدون دلیل ایجاد نشده‌اند

برای مثال، شما می‌توانید همین حالا بررسی کنید که در خانه‌تان نسبت به گذشته، تلویزیون بیشتر دیده می‌شود یا کمتر و چه شبکه‌هایی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. باید تغییر رویکردی در صداوسیما ایجاد شود. اینکه این تغییر رویکرد با خود آقای جبلی می‌تواند اتفاق بیفتد یا خیر، بحث دیگری است؛ اما به نظر من، این وضعیت در صداوسیما قابل ادامه نیست. 

یکی از پروژه‌هایی که دشمن نسبت به آن برنامه دارد، حوزه رسانه و برنامه‌سازی است. همان‌طور که اکنون در حوزه نظامی می‌بینیم که برای ما برنامه داشته‌اند، در حوزه اقتصادی نیز اعلام می‌کنند که برنامه دارند و در حوزه تبلیغاتی نیز برای ما برنامه دارند.

این حجم از شبکه‌های فارسی‌زبان که به‌صورت گسترده فعالیت می‌کنند، بدون دلیل ایجاد نشده‌اند و هرکدام هزینه‌های چند میلیارد دلاری دارند. اگر دشمن بتواند در این عرصه پیروز شود یا تأثیری بر افکار عمومی بگذارد، ممکن است ترغیب شود که اقدامات بعدی خود را انجام دهد یا هم‌زمان با اقدامات دیگر، این مسیر را ادامه دهد. یکی از اقداماتی که آنها در برنامه داشته‌اند، دارند و خواهند داشت، این است که مسیر ارتباطی جمهوری اسلامی با مردم و شهروندانش را دچار اختلال کنند یا این ارتباط را قطع کنند؛ در این مسیر، ایجاد اختلال و نویز نیز بخشی از برنامه آنها بوده و همچنان نیز ادامه دارد.

از سوی دیگر، کسانی که در رسانه ملی و صداوسیما فعالیت می‌کردند، همواره فهمی در این موضوع داشتند؛ یعنی معتقد بودند باید این مسیر ارتباطی را با تمام توان حفظ کنند. برای مثال، این سخن را پیش‌تر از آقای ضرغامی بسیار می‌شنیدیم. در آن زمان، ماهواره نسبت به فضای مجازی اهمیت بیشتری داشت و ایشان معتقد بودند یکی از مهم‌ترین وظایف‌شان این است که در ساعات پربیننده، زمانی که مخاطب قصد دارد ماهواره را روشن کند، برنامه‌ای داشته باشند که او را با تلویزیون خودشان درگیر کند.

برای مثال، بهترین سریال‌ها، برنامه‌های سرگرمی، جنگ‌های تلویزیونی، برنامه‌های کمدی و مواردی از این دست را در ساعات پربیننده پخش کنند تا این کانال ارتباطی قطع نشود. مخاطب برای سرگرمی به سراغ رسانه دیگری نرود، برای دریافت خبر به سراغ رسانه دیگری نرود و به هر شکل ممکن، مخاطب خود را حفظ کنند.

در رسانه، مخاطب به نوعی همان مشتری محسوب می‌شود و باید به هر شکل ممکن او را حفظ کرد. ممکن است در برخی موارد، این مسئله باعث شود رسانه از بعضی استانداردهای خود یا استانداردهایی که برای آن تعیین شده است، تا حدودی فاصله بگیرد. اشکالی ندارد؛ زیرا در اینجا مصلحت مهم‌تری تأمین می‌شود. این رویکرد در صداوسیما وجود داشت.

دایره محدودیت‌ها در حال کوچک‌تر شدن است

برای مثال، یکی از سریال‌هایی که اکنون در حال پخش است، البته نام آن را نمی‌برم تا موجب نشود کیفیت یا شرایط پخش آن تغییر کند به نظرم در زمینه آرایش و موارد مشابه، تا حدودی سهل‌گیری کرده است. این موضوع برای من تعجب‌آور بود و با خودم گفتم که ظاهراً شرایط به این سمت رفته است.

نمی‌خواهم بگویم از این موضوع استقبال می‌کنم یا استقبال نمی‌کنم؛ مسئله‌ای که می‌خواهم مطرح کنم این است که به نظر می‌رسد در برخی موارد، دایره محدودیت‌ها تا حدودی در حال کوچک‌تر شدن است. البته ممکن است این تصمیم برای چنین اقداماتی کمی دیر گرفته شده باشد. به نظر من، این اقدامات تاکتیکی نیز چندان پاسخگو نیستند. آنچه اکنون به آن نیاز داریم، تغییر رویکرد است.

با این نگاه که باید مخاطب را به هر شکل ممکن حفظ کرد، شما ابزارهایی در اختیار دارید که یکی از مهم‌ترین آنها، برنامه‌سازان شما هستند. برنامه که خودبه‌خود ساخته نمی‌شود. هوش مصنوعی نیست که یک دکمه بزنید و یک سریال یا برنامه سرگرمی ساخته شود. انسانی که بتواند آن برنامه را برای شما روی آنتن بیاورد و مخاطب را حفظ کند، اهمیت دارد. بنابراین، افراد ارزش دارند؛ افرادی که می‌توانند برای شما برنامه تولید کنند، مخاطب جذب کنند و مخاطب را برای شما حفظ کنند.

عده ای دنبال سلبریتی‌زدایی از صداوسیما بودند!

در مورد برخی از این دوستان، از گذشته این نگاه وجود داشت که مثلاً صداوسیما بیش از اندازه دنبال سلبریتی‌هاست و دنبال این افراد می‌دود و حتی باید به نوعی سلبریتی‌زدایی از صداوسیما انجام شود. این دیدگاه وجود داشت که فضای صداوسیما اصطلاحاً در اختیار این افراد قرار گرفته و آنها هستند که به صداوسیما جهت می‌دهند و هر کاری که بخواهند انجام می‌دهند. با چنین نگاهی، برخی از دوستان از ابتدا گفتند که این وضعیت نباید ادامه پیدا کند و ما خودمان چهره‌هایی را تولید و چهره‌سازی خواهیم کرد و این چهره‌ها می‌توانند مخاطب ایجاد کنند. اما این برنامه شکست خورد. ببینید، این رویکرد باعث شد که بسیاری از همان افرادی که از صداوسیما فاصله گرفته بودند، بعدها با هزینه‌های بیشتری به صداوسیما بازگردند و بسیاری دیگر نیز اصلاً بازنگشتند.

در واقع، شما باعث شدید این زمین را از دست بدهید. این عرصه، مسیر بی‌رقیبی نیست که مثلاً یک اتوبان چهاربانده باشد و فقط شما در آن حرکت کنید، دهه ۶۰ نیست که فقط شبکه‌های یک و دو را داشته باشید و مخاطب ناچار باشد همان شبکه‌ها را تماشا کند. امروز با یک اتوبان مواجه هستید که جریان‌های مختلف رسانه‌ای از کنار شما عبور می‌کنند و شما باید خودتان را در این رقابت حفظ کنید.

وقتی افراد را از دست دادید، مخاطب را از دست داده‌اید؛ وقتی مخاطب را از دست دادید، برنامه را از دست داده‌اید و اگر نتوانید جایگزین مناسبی برای آن ایجاد کنید، این مسئله به یک اتفاق مهم تبدیل می‌شود. این اتفاق در حوزه سرگرمی، فیلم و سریال رخ داده است. در حوزه برنامه‌های تلویزیونی نیز اتفاق افتاده و در حوزه خبر نیز به نظر من تا حد زیادی شاهد همین مسئله بوده‌ایم.

تضعیف جدی مسیر ارتباطی رسانه ملی با مخاطبان

من درباره خبر نمی‌گویم که دوره قبل ایده‌آل بوده، اما در آن دوره، دست‌کم چهار مستند سیاسی و چهار گزارش خبری سیاسی جدی از تلویزیون پخش می‌شد. البته در دوره جنگ، واقعاً زحمت کشیده‌اند. در پوشش اتفاقات، تلاش و فعالیت قابل توجهی انجام می‌دهند؛ اما در لایه عمیق‌تر، منظورم گزارش‌های خبری جدی و مستندهای سیاسی جدی است که در گذشته وجود داشتند. ممکن است درباره برنامه‌های قبلی گفته شود که جهت‌گیری مشخصی داشتند یا سمت‌وسوی آنها بیش از حد پررنگ بود و اشکالاتی در این زمینه وجود داشت؛ اما آن اشکالات را می‌شد برطرف کرد. اکنون به نظر می‌رسد اساساً این برنامه‌ها را نمی‌بینیم. 

به اعتقاد من، نتیجه این وضعیت آن بوده که همان مسیر ارتباطی که رسانه با مخاطب داشت، به شکل جدی تضعیف شده و عواملی که در مقاطع مختلف برای رسانه کارکرد داشتند، دیگر مانند گذشته کار نمی‌کنند. برای مثال، همین حالا می‌بینید که برخی کانال‌های مخالف جمهوری اسلامی، می‌خواهند فردوسی‌پور را هدف قرار دهند. استدلال آنها این است که این افراد همچنان در دایره جمهوری اسلامی و ایران باقی مانده‌اند و به همین دلیل باید آنها را تخریب و بی‌اعتبار کنند.

از نگاه این جریان‌های اسرائیلی، چون فردوسی‌پور از ایران خارج نشده، باید تخریب و بی‌اعتبار شود. همین حالا اگر بخواهند فردوسی‌پور را هدف قرار دهند، سراغ چه چیزی می‌روند؟ قطعاتی از صحبت‌های او در سال‌های ۱۳۹۵، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ را پیدا می‌کنند؛ صحبت‌هایی که در آنها درباره شهید حججی، شهید سلیمانی، آقای هاشمی رفسنجانی و دفاع مقدس صحبت کرده است. شما افرادی را روی آنتن داشتید که از یک سو، با حضور آنها جذابیت ایجاد می‌کردید و از سوی دیگر، در موقعیت‌های مختلف، پیام‌های خودتان را نیز از طریق آنها به مخاطب منتقل می‌کردید. مردم تلویزیون را روشن می‌کردند و پیام شما را دریافت می‌کردند.

صداوسیما برای دیده‌شدن نباید چهره‌ها را از دست بدهد

امروز این مسیر به شکل جدی دچار اختلال شده و این رویکرد باید تغییر کند. فردی که در رأس صداوسیما قرار دارد، یعنی آقای جبلی، به نظر من این مسائل را درک می‌کند. ایشان از نیروهای قدیمی سازمان است و از سطوح پایین سازمان رشد کرده و به جایگاه فعلی رسیده است. صداوسیما باید جذاب باشد، باید دیده شود و برای دیده‌شدن، نباید چهره‌ها را از دست بدهد. چهره‌زدایی از رسانه، در واقع به معنای این است که ماهیت رسانه را درک نکرده‌اید. رسانه اساساً با چهره‌ها پیش می‌رود و اگر چهره نداشته باشد، زمین می‌خورد.

تابناک: چند هفته پیش، در سایت تابناک عادل فردوسی‌پور را به‌شدت نقد کردیم و نقد ما نیز بسیار جدی بود. میثاقی را نیز به دلیل برخی از ادبیاتش نقد کردیم، اما فردوسی‌پور را حتماً نقد کرده‌ایم. با این حال انصافاً می‌گویم اگر من رئیس صداوسیما بودم یا اگر می‌خواستم به عنوان یک رسانه به آقای جبلی پیشنهاد بدهم، یا حتی بخواهم به رئیس بعدی سازمان پیشنهاد بدهم، حتماً پیشنهاد می‌کردم که فردوسی‌پور باید به صداوسیما بازگردد. این را در حالی می‌گویم که بیش از دو هفته از زمانی که ما در سایت تابناک نقد جدی نسبت به برخی گفتار و رفتارهای فردوسی‌پور داشتیم، نگذشته و این موضوع همچنان در سایت قابل مشاهده است...

مدیریت چهره‌ها اهمیت دارد. وقتی می‌گویید «من می‌خواهم چهره‌زدایی کنم»، در واقع صورت مسئله را پاک می‌کنید. این راحت‌ترین کار است و نتیجه آن نیز همین وضعیتی می‌شود که اکنون در رسانه شاهد آن هستیم.

یک زمان می‌گویید من باید با چهره‌ها کار کنم. تمام رسانه‌های دنیا نیز با چهره‌ها کار می‌کنند و در عین حال، برای آنها چارچوب تعیین می‌کنند. چهره‌ها موظف‌اند در چارچوب آن رسانه فعالیت کنند. در کنار این، فردی را نیز مسئول این کار قرار می‌دهید که بتواند با این چهره‌ها تعامل و همکاری کند.

توانایی برقراری ارتباط با چهره‌ها، خود یک مهارت مهم است. اگر فردی که این مهارت را ندارد، در چنین جایگاهی قرار بگیرد، نتیجه همین وضعیتی می‌شود که امروز شاهد آن هستیم. اگر مهارت ارتباط با چهره‌ها را نداشته باشم و در چنین موقعیتی قرار بگیرم، نتیجه همین خواهد بود. چهره‌هایی مانند احسان علیخانی، رامبد جوان، مهران مدیری و عادل فردوسی‌پور، محصول یک دوره هستند که فردی در رأس آن حوزه حضور داشت؛ برای مثال، آقای پورمحمدی که می‌دانست چگونه با چهره‌ها کار کند و چگونه از آنها حمایت و مدیریت کند. او می‌دانست چگونه با این افراد رفتار کند، اشکالات آنها را با توجه به شرایط تا حدودی پوشش دهد، در برخی موارد برای آنها در داخل حاکمیت توضیح ارائه کند و در مواردی نیز خود این افراد را مدیریت و تنظیم کند. این یک هنر است. رسانه برای مدیریت چنین افراد هنرمندی، به مدیرانی با این توانمندی نیاز دارد.

تابناک: اگر این نکته را نگویم، شاید در حق عادل فردوسی‌پور نیز کمی جفا کرده باشم. من و فردوسی‌پور هیچ‌گاه ملاقات مستقیمی با یکدیگر نداشته‌ایم، اما به دلایلی شماره تلفن او را داشتم. به یاد دارم در یکی از گروه‌های تلگرامی، بحثی درباره اقدامی که علی کریمی انجام داده بود شکل گرفت. همان روز، ادمین صفحه مجازی متعلق به فردوسی‌پور نیز مطلبی درباره گل علی کریمی منتشر کرده بود و به نوعی از او حمایت کرده بود. من به فردوسی‌پور پیامک دادم. پیش از آن، درباره موضوع دیگری، تلفنی با او صحبت کرده بودم. در پیام به او گفتم: «آقای فردوسی پور، این عکس و پستی که اکنون بچه‌های شما در اینستاگرام منتشر کرده‌اند، این شائبه را ایجاد کرده که با توجه به اقدامی که علی کریمی امروز انجام داده، ممکن است چنین برداشتی ایجاد شود.» باور کنید شاید پنج دقیقه هم نگذشته بود که پست حذف شد و عادل فردوسی‌پور گفت: «حتماً به بچه‌ها تذکر می‌دهم.» می‌خواهم بگویم که بالاخره این نوعی تنظیم‌گری، رابطه و تعامل است و انجام‌دادنی نیز هست.

باید رویکردها اصلاح شود؛ زیرا نتیجه این رویکرد ارتباطی با جامعه، واقعاً به نفع کشور نیست. پس از حوادثی که اتفاق می‌افتد نیز نباید مسائل را تک‌عاملی ببینیم. برای مثال، در حوادث سال ۱۴۰۱، یک اتفاق رخ می‌دهد و بلافاصله شاهد ورود دشمن و سوار شدن بر موج ایجادشده و تبدیل آن به یک موج مخرب و پیش بردن آن هستیم؛ اما در پیدایش حوادث سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ باید عوامل مختلف را در نظر بگیریم. یکی از مهم‌ترین عواملی که به نظر من باید مورد توجه قرار گیرد، همین مسئله است که چرا مسیر ارتباطی ما با جامعه ضعیف شده است. مسیر ارتباط رسمی جمهوری اسلامی با جامعه تضعیف شده و این موضوع نیازمند اصلاح است.

دوباره به همین مورد عادل فردوسی‌پور برگردیم. اگر فردوسی‌پور پس از بمباران دانشگاه شریف در آنجا حاضر شد و از این دانشگاه بازدید کرد، باید این اقدام را بپذیریم و آن را مورد توجه قرار دهیم. دیگر نباید اصرار داشته باشیم که چرا نمی‌آیی و مثلاً ۵۰ شب در میدان حاضر شوی و پرچم بچرخانی. او شخصیت متفاوتی دارد. اگر بتوانیم با چنین افرادی تعامل کنیم، دشمنی با آنها وجود ندارد. خلاصه اینکه وقتی فردی مانند او به دانشگاه شریف می‌رود و در آنجا حضور پیدا می‌کند، باید این اقدام را قدر بدانیم و درباره آن صحبت کنیم و مسیر گفت‌وگو را همچنان باز نگه داریم.احسان صالحی

تابناک: تصویر بعد مربوط به پوتین است، درباره پوتین نیز صحبت‌های متناقضی مطرح شده است. خود ایشان گفته‌اند که ایران از روسیه کمکی درخواست نکرده؛ از سوی دیگر، برخی رسانه‌ها این‌گونه مطرح می‌کنند که روسیه هیچ‌گاه پای کار ایران نخواهد بود و حتی ممکن است در برخی مواقع، به‌ویژه در حوزه اقتصادی و فروش نفت، پشت ایران را خالی کرده باشد، جمعی بندی یک دقیقه ای اگر بخواهیم از پوتین داشته باشیم چیست؟

ما با روسیه و چین، در دوره پس از انقلاب، هیچ‌گاه تخاصم نداشته‌ایم. البته در دوره شوروی، که هنوز روسیه به شکل امروزی وجود نداشت، شوروی از صدام حمایت می‌کرد و به او تجهیزات می‌داد؛ همان‌طور که آمریکا نیز این کار را انجام می‌داد. اما در دوره جدید، روسیه هیچ‌گاه در مقابل ما نبوده است؛ حداقل می‌توان این را درباره روابط دو کشور گفت.

جریانی در داخل کشور وجود دارد که می‌خواهد روسیه را در مقابل آمریکا قرار دهد؛ در حالی‌که تحلیل من این است که ما کمک‌های زیادی نیز از طریق روسیه دریافت کرده‌ایم؛ چه در حوزه کمک‌های نظامی، چه در حوزه لجستیک و چه در تأمین کالاهای اساسی.

در داخل کشور جریانی وجود دارد که در تمام این معادلات، همواره می‌خواهد همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد آمریکا بگذارد. وقتی به این رویکرد اعتراض می‌کنید و می‌گویید چرا دنیا را این‌گونه می‌بینید و چرا تصور می‌کنید دنیا فقط آمریکا است و می‌توان با سایر کشورها نیز همکاری کرد، برای اینکه ثابت کند دنیا فقط آمریکا نیست، به این سمت می‌رود که مثلاً بگوید روسیه از پشت به شما خنجر می‌زند یا اینکه روسیه می‌توانست فلان اقدام را برای شما انجام دهد اما انجام نداد؛ در حالی که این ادعاها با واقعیت منطبق نیست.

حداقل این است که آمریکا طی یک سال اخیر به ما حمله کرده و ما چنین سطحی از تخاصم را با روسیه و چین نداشته‌ایم. از سوی دیگر، در همین جنگ اخیر نیز گزارش‌هایی که رسانه‌های غربی منتشر کرده‌اند، نشان می‌دهد که همکاری‌هایی میان ایران و روسیه وجود داشته؛ هم در حوزه نظامی، هم در حوزه اطلاعات ماهواره‌ای و همچنین در حوزه سوخت، تا پیش از آنکه پالایشگاه‌های اوکراین آسیب ببینند. در حوزه کالاهای اساسی و ترانزیت نیز همکاری‌هایی میان دو کشور وجود داشته است. علاوه بر این، محاسبات و مناسباتی میان ایران و روسیه شکل گرفته و ما با روسیه همکاری می‌کنیم.

البته ما نیز برای روسیه آورده‌هایی داشته‌ایم و به این کشور کمک کرده‌ایم. در جریان جنگ اوکراین نیز چه پیش از این دوره و چه پس از آن، کمک‌هایی از سوی ایران به روسیه صورت گرفته است. اینها واقعیت‌هایی است که در نهایت، هنر یک کشور را نشان می‌دهد؛ اینکه کشوری بتواند سیاست خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند که در روز خطر تنها نباشد. اینکه در ایام جنگ، زمانی که بحرین قطعنامه‌ای را در شورای امنیت علیه ما مطرح کرد، روسیه و چین آن را وتو کردند، مسئله بسیار مهمی است.

این هنر یک کشور است که بتواند در سخت‌ترین شرایط، متحدان و شرکایی برای خود داشته باشد؛ کشورهایی که ضمن اینکه با کشورهای مختلف همکاری و تعامل دارند و می‌دانند این روابط برای آنها نیز هزینه‌هایی دارد، در شرایط حساس از ایران حمایت می‌کنند. چین می‌داند که با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس روابط و همکاری دارد و چنین اقدامی می‌تواند برایش تبعاتی داشته باشد، اما در نهایت، ایران توانسته این سال‌ها نوعی تعامل برقرار کند که در روز حادثه و در زمان نیاز، بتواند از این ظرفیت برخوردار باشد.احسان صالحی

تابناک: تصویر آخر، تصویر رهبر شهید و مقام معظم رهبری، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است. این گوی و این میدان؛ حالا خودتان هر طور که می‌توانید تحلیل کنید. چون می‌دانم شما در بخش‌های اطلاع‌رسانی دفتر رهبر شهید نیز حضور داشتید و مسئولیت داشتید. ادامه ماجرا را خودتان بفرمایید.

درباره رهبر شهید، حضرت امام خامنه‌ای، به نظرم تاریخ حالا حالاها جا دارد که درباره ایشان صحبت کند و قضاوت کند. این تعبیری که فرزند ایشان درباره ایشان به کار برده و گفته که «یگانه دوران»، واقعاً تعبیر اغراق‌آمیزی نیست. اگر آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای را به دهه ۵۰ برگردانیم، سخنرانی‌هایی از ایشان که مربوط به اوایل دهه ۵۰ است و بعدها منتشر شده وجود دارد؛ برای مثال کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، «همرزمان حسین» و کتاب‌های دیگری که امروز از ایشان منتشر و مجلد شده است. در حدود سی و چند سالگی ایشان، در همان دوره، واقعاً قله‌ای از فهم و معرفت و تتبع تاریخی و فقهی را در ایشان می‌بینید که انسان متحیر می‌شود.

در حوزه حکمرانی و زمامداری کشور نیز امروز، در نبود ایشان، ملت ایران شاید بیش از گذشته در حال درک اثرگذاری ایشان باشد. قدرتی که ایشان برای ایران ایجاد کرد، امروز موجب شگفتی و حیرت دنیا شده؛ اینکه ایران در مقابل این متجاوزان وحشی و قدرتمند توانست این‌گونه مقاومت کند و آنها را در نگاه مردم دنیا تا این حد بی‌اعتبار کند. واقعاً در چشم مردم دنیا بی‌اعتبار شدند.

دو روز پیش، فرید زکریا در واشنگتن‌پست مقاله‌ای داشت و می‌گفت ضربه اقتصادی و نظامی که آمریکا خورده با وجود اهمیت خود، در مقایسه با مهم‌ترین ضربه، یعنی ضربه اعتباری، قرار می‌گیرد. وقتی شما ضربه اعتباری می‌خورید، از آن به بعد، رقبا و متحدان شما نیز به شکل دیگری به شما نگاه می‌کنند. رقبای شما از این منظر به شما نگاه می‌کنند که آسیب‌پذیر هستید و این‌گونه نیست که موجودی شکست‌ناپذیر و رویین‌تن باشید که هیچ‌کس نتواند به سراغتان بیاید.

تابناک: در این زمینه مطالب دیگری خواندم که چند نفر دیگر نیز چنین تحلیلی را مطرح کرده بودند. می‌گفتند ترامپ هرچقدر هم ضربه بخورد، شاید برای او مسئله اصلی این نباشد که شخصاً بی‌اعتبار شده؛ ممکن است کار عجیبی انجام دهد.

مسئله فقط بی‌اعتباری خود ترامپ نیست. شما عملاً دست آمریکا را در برابر دنیا رو کردید و نشان دادید که این‌گونه نیست که اگر آمریکا اراده کند، هر اقدامی را بتواند انجام دهد. آمریکا نیز محدودیت‌های بسیاری دارد و متحدان شما از این به بعد، نسبت به شما نگاه متفاوتی خواهند داشت. این قدرتی بود که رهبر شهید برای کشور ایجاد کرد و ان‌شاءالله باید این قدرت روزبه‌روز تقویت شود و به سمت «ایران قوی‌تر» حرکت کنیم.

«ایران قوی» ایده‌ای بود که رهبر شهید مطرح کردند. ایشان فرمودند که رویکرد ما باید دستیابی به ایران قوی‌تر باشد. رهبری جدید نیز به نظر من از عطایای الهی به ما هستند. افراد مختلفی که درباره ایشان اطلاع دارند، این موضوع را به‌خوبی توضیح داده‌اند. آقای زاکانی نیز چند روز قبل در این‌باره توضیحاتی ارائه کرد. روز، ۹ اسفند، منزل خود ایشان مورد اصابت قرار گرفت و اگر ایشان در نقطه‌ای متفاوت از منزل حضور داشتند، شاید خودشان نیز به شهادت می‌رسیدند؛ کما اینکه همسر ایشان به شهادت رسیدند. ایشان در آن روز جراحت سطحی داشتند و الحمدلله خداوند ایشان را برای ملت ایران حفظ کرد. به نظرم، خود این مسئله نیز نشانه‌ای بود.

از جمله موضوعاتی که اکنون ترامپ به دلیل آن مورد شماتت قرار می‌گیرد، همین مسئله رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است. به ترامپ می‌گویند که تو در دور نخست ریاست‌جمهوری‌ات با فشار حداکثری وارد موضوع هسته‌ای ایران شدی و در دور دوم نیز با جنگ وارد این موضوع شدی؛ اما اکنون موضوع هسته‌ای ایران مبهم‌تر شده است. پیش از این، نظارت و بازرسی‌هایی وجود داشت که اکنون دیگر وجود ندارد و ما نمی‌دانیم وضعیت موضوع هسته‌ای ایران دقیقاً چگونه است.

از سوی دیگر، وارد موضوع درگیری منطقه‌ای با ایران شدی و اکنون وضعیت تنگه هرمز، باب‌المندب، اقتصاد جهانی و پایگاه‌های تو در منطقه، و مجموعه‌ای از زیرساخت‌ها و مناسباتی که طی سال‌ها، به‌ویژه پس از جنگ جهانی دوم و جنگ خلیج فارس، ایجاد کرده بودی، دستخوش تغییر شده و خود این موارد نیز به هدف تبدیل شدند.

وارد ساختار سیاسی ایران و رهبری سیاسی ایران شدی و نتیجه آن این شد که تصور تو این بود که می‌توانی از ایران، ونزوئلا بسازی؛ یعنی با حمله، شوکی به ساختار سیاسی ایران وارد کنی تا مسئولان و مردم ایران مانند ونزوئلا به یکدیگر نگاه کنند و بگویند آیا می‌خواهیم بمانیم یا نمی‌خواهیم بمانیم. اگر می‌خواهیم بمانیم، باید در برابر آمریکا تسلیم شویم و در آن صورت، شما فردی را در رأس اینجا قرار دهید؛ چه از داخل ایران و چه از خارج از ایران. اما برعکس این اتفاق افتاد؛ ایران مقاومت کرد و اتفاقی که رخ داده این است که رهبری ایران ۳۰ سال جوان‌تر شده است. یعنی شهید سیدعلی خامنه‌ای تبدیل شد به سیدمجتبی خامنه‌ای که البته این نیز در ادبیات خود این افراد مطرح می‌شود؛ به این معنا که ایشان از رهبری شهید، سرسخت‌تر است. 

تابناک: تحلیلی که از سوی نظامیان مطرح می‌شود و من بسیار این موضوع را می‌شنوم، عزیزانی که دیگر قابل تکرار نیستند، خدمات و افتخاراتی داشتند که در نهایت به افتخار بالاتری مانند شهادت منجر شد، اما نسل جدید نظامیان ما در این زمینه بی تعارف تر هستند.

حداقل باید این باشد که طرف مقابل متوجه شود هر قدمی که به سمت تشدید تنش برمی‌دارد، به این معنا نیست که موضوع ایران در آن مقوله حل خواهد شد؛ بلکه باعث می‌شود موضوع ایران پیچیده‌تر و حل‌نشدنی‌تر شود. طرفی که با آن مواجه می‌شود، سرسخت‌تر است. به نظر من، این اتفاق رخ داده است. ان‌شاءالله در دوره رهبری آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، ایران قوی‌تر و پیشرفته‌تر شود و مردم ایران روزی را ببینند که دشمنانشان از امروز نیز خوارتر هستند.

ویدیوی قسمت دوم گفت‌وگوی تابناک با احسان صالحی را در ادامه ببینید.

تعداد بازدید : 70
کد ویدیو
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان
نظرسنجی
با کدام نرخ بنزین موافقید؟