تفاوت ایرانیها و اسرائیلیها که باعث پیروزی میشود/ما مثل هم نیستیم!

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، بحث نابودی اسرائیل و شمارش معکوس برای آن، خلاف تصور عدهای منحصر به این نیست که ایران و جبهه مقاومت آنقدر موشک بر سر رژیم صهیونیستی و سرانش بکوبند تا همه ستادها و فرماندهانش نابود شوند. اسرائیل در نهایت توسط خود غاصبان نابود شده و دوباره تبدیل به فلسطینی میشود که روزی بود.
بهدلیل همینتصویر خالیشدن اسرائیل از غاصبان که برای صهیونیستها وحشتناک است، بحث «مهاجرت معکوس» یهودیان به کشورهای واقعی خودشان، همیشه سانسور شده و آمار واقعیاش توسط اسرائیلیها بیرون نیامده است اما در دورههای مختلفی که از ۱۹۴۸ (روز نکبت و اعلام تشکیل اسرائیل) میگذرد، روند مهاجرت معکوس یهودیان کم و زیاد شده و فراز و فرود داشته است.
مهاجرت معکوس، برای صهیونیستها دردناک و سوزناک است و بیانگر هماننابودی است که تا چندی دیگر فرا میرسد. رسانههای اسرائیل هم از شکاف عمیقی که در ارتش و همچنین در فضای اجتماعی اسرائیل به وجود آمده میگویند.
اما بحث مهم، واقعیت انکارنشدنی مهاجرت معکوس یهودیان از فلسطین و بازگشت به کشورهای خودشان نیست. بلکه مساله، علت پیروزی نهایی ایران در جنگی است که ثمره و میوه غاییاش، نابودی رژیم صهیونیستی است. اینعلت را هم باید در رفتارشناسی ایرانیها و اسرائیلیها مشاهده و بررسی کرد. چندی پیش و در روزهای تبادل آتش جنگ تحمیلی سوم ایران با آمریکا و اسرائیل، مطلبی منتشر کردیم با اینعنوان «چرا ایرانیها با انگیزه میجنگند و یهودیها میفرسایند؟» که مطالعهاش بیلطف نیست و درباره تفاوت رویکرد فرماندهان ایرانی و دشمن بود؛ اینکه ما برای هدف خود به استقبال مرگ میرویم اما یهودیها از مرگ میترسند و آن را مساوی با نابودی میبینند.
گزارش دیگرمان هم درباره ثبت ۲۹ هزار و ۱۱ ازدواج در گرماگرم آتش و خون جنگ تحمیلی سوم در ایران بود. و در همانروزها که حمله آمریکا و اسرائیل به راهپیمایی روز قدس تهرانیها موجب شهادت یکبانوی ایرانی شد و مردم ایران شروع به شعاردادن کرده و پراکنده نشدند، بازوی فارسیزبان اسرائیلیها از فضیلت ترس میگفت: «وقتی جگر نداری و دلت میخواهد داشته باشی ولی نمیتوانی/فضیلت ترس؟»
در زمینه رفتارشناسی مردم ایران در دوران تبادل آتش جنگ تحمیلی سوم و عملکرد اسرائیلیها، اتفاق مهم و تاثیرگذاری رخ داد که همه مردم دنیا را متحیر کرد؛ اینکه با شروع جنگ، ایرانیهایی که داخل کشور بودند ماندند و آنهایی هم که خارج از کشور به سر میبردند به وطن برگشتند. در مقابل، اسرائیلی هم تا توانستند دست به مهاجرت معکوس زده و از خاک فلسطین اشغالی خارج شدند.
ساده و مختصر و مفید بحث این است که ما برای خاک مقدس ایران میجنگیم و اسرائیلیها برای حفظ سنگری که در کشوری دیگر ساختهاند و هیچگاه واقعا خانهشان نبوده و نخواهد شد. اما ماندن ایرانیها در خانه و بازگشت خیلی از آنها به وطن، یعنی هماناتفاقی که جهان را متحیر و انگشتبهدهان کرد، اتفاقی است که روزها و سالها قابلیت بررسی و تحقیق دارد! چند روز پیش بود که سخنگوی فراجا اعلام کرد پس از آغاز جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، ۶۳۰ هزار نفر وارد کشور شدند که مهاجرت معکوسی بیسابقه بهخلاف الگوهای جنگ در دنیا بود. حرف سخنگوی فراجا، نکته تکمیلی هم دارد؛ اینکه همهجای دنیا وقتی جنگ میشود، مردم فرار میکنند و آواره میشوند اما فقط در ایران است که مردم با وقوع جنگ فرار نمیکنند و تازه آنها هم که رفتهاند، برمیگردند.
در طول جنگ تحمیلی سوم نمونههای جالبی هم دیده شد؛ مبنی بر اینکه هموطنانی برای انجام امور شخصی یا تجاری و اداری باید به خارج از کشور میرفتند. سفرشان را هم بهطور زمینی انجام دادند و بهسرعت بازگشتند.

مطالب بیانشده را بگذارید مقابل مستندی که شبکه ١۵ اسرائیل بهتازگی درباره افزایش مهاجرت معکوس و موج فرار اسرائیلیها از سرزمینهای اشغالی پخش شد. یکی از مسائلی که در اینمستند به آن پرداخته شد، این بود که اسرائیلیهایی که اینروزها در حال ترک فلسطین اشغالی و بازگشت به خانه واقعیشان هستند، دیگر خجالت نمیکشند. توضیح آنکه روزی روزگاری بود که توزیع امکانات رفاهی و زندگی راحت در فلسطین اشغالی باعث شده بود اسرائیلیهای غاصب از مهاجرت معکوس شرمنده باشند و خود را در جایگاه خیانتکاران به آرمان اسرائیل ببینند. اما در اینروزها که شبکههای اجتماعی مملو از پستهای مربوط به مهاجرت معکوس و فرار اسرائیلیهاست، یهودیهایی که از کشورهای مختلف به فلسطین آورده شدهاند، میگویند: جلویمان را نگیرید! دیگر اینجا نمیمانیم! و دلایل بسیاری برای رفتن داریم!
ایرانیهای مسلمان از قدیم ضربالمثلهای مختلفی درباره حق و ناحق دارند و میگویند مال یتیم خوردن ندارد! مال دزدی از گلویت پایین نمیرود! حق دیگران خوردنی نیست و اگر به ناحق پول یا دارایی کسی را دزدیدی، روزی گریبانگیرت میشود! خب اقوام و موجوداتی که چنینآموزههایی ندارند، ناچارند از زورگار درس بگیرند و سرشان به سنگ بخورد تا معنی ضربالمثلها و حکمتهای قدیمی ایرانیها را بفهمند. در فلسطین اشغالی هم شرایطی پیش آمده که جماعت استعمارگر وطنگزین (اینلفظ را ایلان پاپه محقق اسرائیلی برای اشاره به رفتار همکیشان خود ابداع کرده) میگویند وضعیتمان واقعا سخت شده؛ هم از نظر امنیتی هم اقتصادی و هم روانی!
اسرائیلیها میگویند مردمشان دیگر حاضر نیستند فداکاری کنند چون دیگر باور ندارند برای چیز درستی فداکاری میکنند! همینجمله از مستندی که شبکه ۱۵ اسرائیل نشان داد کافی است تا فروپاشی درونی اسرائیل را ثابت کند. اینکه اسرائیلیها دیگر حاضر نیستند فداکاری کنند، اینسوال را به وجود میآورد که برای چهچیزی فداکاری کنند؟ پاسخ همانآرمان جنبش صهیونیستی است که دختری یهودی را از اوکراین به آمریکا برد و از آمریکا به فلسطین تا نخستوزیر رژیم صهیونیستی شود. اول کار هم اسم گلدا مابویچ بود و بعد شد گلدا مایر!
ادامه پاسخ هم اینگونه است که روزی روزگاری آرمان جنبش صهیونیستی میماسید و باعث میشد چیزی گیر یهودیان مختلف دنیا بیاید؛ زندگی در دهکدههای سوسیالیستی ساکت و آرامی که روی زمینها و مزارع فلسطینیها بنا شدند! اما حالا وقتی ترس و وحشت سر رسیدن هر لحظهای موشکهای ایرانی جای آنسکوت و آرامش و آبپرتقالخوردن زیر درختان زیتون فلسطینیها را گرفته، دیگر چیزی از صهیونیستم - در فلسطین - نمیماسد! و احتمالا باید کشور دیگری به عنوان خاکریز مقدم صهیونیستها برای چاپیدن منابع و ثروتهای دیگران پیدا کرد!
اینکه اسرائیلیها در آنمستند میگویند دیگر باور ندارند برای چیز درستی فداکاری میکنند، نکته مهم دیگری است. یعنی بالاخره گوشی دست اسرائیلیهای غاصب آمده که چیزی از آنآرمان اشغالگرایانه صهیونیستی باقی نمانده و ظاهرا وقتش است چمدانهایی را که روزی بستند و از اروپا و آسیا و دیگر خشکیهای زمین به فلسطین سفر کردند، دوباره باز کرده و اسباب و لوازم را برای بازگشت به خانه داخلشان بچینند.
جملات بعدی مستند شبکه ١۵ اسرائیل در حکم تیر خلاص بودند و درستی و صحت ادعای ایرانیها را درباره شکست نهایی رژیم صهیونیستی ثابت میکنند. در اینجملات، اسرائیلیها میگویند «بیشتر اسرائیلیها دیگر اسرائیل را بهعنوان وطن و خانه ملی خود انتخاب نمیکنند؛ مردم ترجیح میدهند از اینجا فرار کنند تا اینکه اینجا زندگی کنند؛ وضعیت واقعا خوب نیست، ما شاهد یک فروپاشی درونی و اجتماعی هستیم.»
ما ایرانیها شبیه مردمان غاصب و استعمارگر نیستیم. هیچوقت هم نبودهایم و تاریخمان سراسر پر از افتخار و نجات مردمان دیگر است. هزاران سال هم هست اینجا در کشورمان بودهایم و باز هم خواهیم بود. ۶۳۰ هزار نفر از وطنپرستان واقعیمان هم با شروع جنگی که آمریکا و اسرائیل به ما تحمیل کردند، به کشورشان برگشتند. اما در مقابلمان موجوداتی قرار دارند شبیه انسان که از کشورهای دیگر آمدهاند و زنان و کودکان فلسطینی، ایرانی، عراقی و ... را بهراحتی آبخوردن میکشند. بعد هم با رسانه خونشان را پامال میکنند. در کشور ما هم آشوب به پا میکنند و برایش آمارهای دروغین ۸۰ هزارتایی از جاویدنامان میپیچیند و بعد به ۴۰ هزارتا و ۲۰ هزارتا و ۶ هزارتا و هزارتا تقلیلش میدهند.
ایرانیها در جنگیدن برای خاک و عقیده از چیزی نمیترسند ولی طرف مقابلشان بهواسطه داشتن چیزهایی زیادی که میترسد از دستشان بدهد، ترسو است. ایرانیها فقط نگران از دست دادن خاک خود و افتادنش به دست اجنبی هستند و چون ایننگرانی را دارند مردانه و با انگیزه میجنگند. اما طرف مقابل چون در خاک خود نمیجنگد و در سنگری موقتی پناه گرفته، میتواند عقبنشینی کند؛ مفهومی که برای ایرانیها معنا ندارد.
ما در کشور خودمان هستیم و با دشمنمان میجنگیم، اما دشمن در سایه مقاومت ما در حال تخلیه سنگری است که روزی در یککشور دیگر بنا کرده است.
ما برای چیزی میجنگیم که اعتقاد داریم ارزشش را دارد برایش کشته شویم. دشمنمان هم برای چیزی میجنگد که بهطور خلاصه استعمار نامیده میشود.
ما مثل هم نیستیم!
صادق وفایی



