ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک
ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک

اشعث که بود و چه کرد!!/خدمات نفوذیِ یهود به جبهه باطل با حضور در لشکر علی (ع)

اشعث بن قیس و جریر بن عبدالله را از کینه‌توزان نسبت به امیرالمومنین (ع) می‌دانند. اشعث چنان رابطه تیره‌ای با امام علی (ع) داشت که حتی آن‌حضرت را تهدید هم می‌کرد. امام (ع) گاهی پاسخ او را داده و می‌گفت: «مرا به مرگ می‌ترسانی؟ از مرگ باکی ندارم.» سپس دستور داد برای دستگیری او غل و زنجیر بیاورند که با تقاضای دیگران از اشعث گذشت. 
کد خبر: ۱۳۶۵۳۸۷
| |
12437 بازدید
|
۴

اشعث زمانه‌ات را بشناس!/خدمات نفوذیِ یهود به جبهه باطل با حضور در لشکر علی (ع)

به گزارش خبرنگار تابناک، این‌روزها که یهود بین‌الملل با جلوداری آمریکا و اسرائیل مشغول جنگ با جبهه حق با علمداری ایران است، وسوسه‌افکنی و بازی‌های رسانه‌ای دشمن روی تفرفه‌افکنی متمرکز است. این‌کار هم با تولید شائبه مذاکره و تمایل عده‌ای در داخل ایران برای مصالحه با دشمن انجام می‌شود. 

اما در داخل هم عده‌ای امواج تمایل به مذاکره و ترک مخاصمه‌ای که آمریکا و اسرائیل شروع‌کننده‌اش بودند، منعکس می‌کنند که این‌گونه موضع‌گیری‌ها با واکنش شدید مردم و دلسوزان کشور مواجه شده است. در همین‌حین، عده‌ای از فعالیت این‌گونه افراد نگران هستند و می‌گویند اشعث‌های موجود در سپاه خودی، در نهایت زهر خود را ریخته و کشور را به‌سمت ذلت و سازش با آمریکا می‌برند.

اشاره به نام اشعث در این‌‌موضع‌گیری‌ها و کلیدواژه این‌شخصیت تاریخی که یکی از نفوذیان یهود در لشکر اسلام بوده، ما را تشویق به مطالعه تاریخ و منابع شیعه و سنی در معرفی این‌شخصیت می‌کند.

به این‌ترتیب در مطلبی که در ادامه می‌آید، کارنامه سیاه یکی از جاسوسان اصلی یهود در جبهه حق را مرور می‌کنیم که یکی از بزرگ‌ترین ضرباتش به اسلام، ترور امام علی (ع) در محراب مسجد کوفه است. تماشاگران و طرفداران سریال امام علی (ع) هم این‌دیالوگ‌ها را به یاد دارند که «اشعث نامسلمان سپاه را از نفس انداخت» و «می‌دانستم جایی ضربه‌ات را خواهی زد اشعث!» یا «این‌مرد مهدور الدم است، علی رخصتم دهد به یک‌ضربت شمشیر شرش را کوتاه می‌کنم!»

امید که با این‌مطالعه بتوانیم اشعث‌های زمانه خود را شناخته و همچنین اشعث را از غیر اشعث تشخیص دهیم. 

***

اشعث با گروهی از کندیان ساکن یمن نزد پیامبر اکرم (ص)‌ آمد و اسلام آورد. پس از شهادت رسول‌الله (ص) از کسانی بود که از پرداخت زکات به عمال حکومت امتناع کرد و از دید آنان، به مرتدان پیوست. در جریان جنگ لشکر اعزامی خلیفه با او و یارانش، دستگیر و یارانش کشته شدند. هرچند منابع غیر شیعی تلاش دارند ارتداد اشعث را با منع زکات پیوند دهند ولی ماجرای ارتداد اشعث به ایمان آوردنش به انبیای پس از پیامبر (ص) برمی‌گردد.

پدر، خواهر، عمه و پسرعموی اشعث نیز یهودی بودند. محمد بن ابی‌بکر هم معاویه بن حدیج پسر عمه اشعث را زاده زنی یهودی معرفی کرد. براساس گزارشی، معاویه بن حدیج برای اشعث ۵۰۰ اسب فرستاد که اشعث آن‌ها را میان قبیله‌اش پخش کرد. بنابراین تردیدی در اصالت یهودی اشعث نیست. 

اشعث در بازی‌های سیاسی یهود، دو نقش اساسی به عهده داشت؛ یکی برقراری ارتباط‌های خانوادگی با سران و سرشناسان جامعه و دیگری نفوذ در جامعه برای تاثیرگذاری در فرصت مناسب.

در نقش نخست، اولین‌تحرک اشعث به تلاش برای ازدواج خواهرش با رسول خدا (ص) برمی‌گردد؛ ازدواجی که برخی منکر و برخی معتقد به وقوع آن هستند و برخی نیز آن‌زن را جزء مرتدان پس از رسول خدا (ص) به شمار آورده‌اند.

اشعث به‌دنبال ارتباط با خلیفه اول افتاد و خلاف تلاش نخست، در این‌زمینه بسیار موفق عمل کرد و توانست بدون دردسر، خواهر او را به ازدواج خود درآورد. این‌که اشعث که به عقیده خلیفه اول از مرتدان به حساب می‌آمد توانسته بود در حضور او، هم جان خود را از مرگ حتمی نجات دهد و هم خواهر او را بگیرد، نشان از ارتباطات پس پرده دارد. عیینه بن حصن پس از آن‌که به‌خاطر اعتراض به خلیفه دوم، از او کتک مفصلی خورد و به ذلت افتاد، گفت: تعجب می‌کنم اشعث دوبار مرتد شد ولی هر بار او را بخشیدند و ابوبکر خواهر خود را به او داد و زیر بغل او را گرفتند ولی با من چنین برخورد می‌کنند.

اشعث از ام فروه (خواهر خلیفه اول) صاحب سه پسر و دو دختر به نام‌های محمد، اسحاق و اسماعیل و حبابه و قریبه شد.

در تلاش سوم، اشعث توانست یکی از دخترانش را به ازدواج یکی از پسران خلیفه سوم درآورد. پیامد این‌ازدواج آن بود که اشعث توانست فرمانده لشکر اعزامی به آذربایجان شود و فتوحات آن‌منطقه را به دست بگیرد. اشعث در آذربایجان به چنان درآمد و لشکری دست یافته بود که بعدها وقتی امیرالمومنین (ع) پیشنهاد داد به همین‌دلیل او را به کوفه دعوت کند، اشعث نامه‌ای گستاخانه به حضرت نوشت و قصد راهی‌شدن به سمت معاویه را داشت. او حتی قصد داشت کوفه را بر امام علی (ع) بشوراند اما پادرمیانی عده‌ای‌ باعث شد با امام علی (ع) همکاری کند. 

تلاش چهارم اشعث به ازدواج با یکی از دختران امام علی (ع) برمی‌گردد که در آن ناکام ماند. اما آخرین‌تلاشش، ازدواج دخترش جعده با امام حسن (ع) بود. وقتی امام علی (ع) تصمیم داشت دختر سعید بن قیس را برای امام حسن (ع) خواستگاری کند، اشعث با نیرنگ، دختر سعید را به ازدواج پسرش محمد درآورد و دختر خود را به ادواج امام حسن (ع). 

این‌ارتباطات و ازدواج‌ها در موقعیت اشعث در نفش دومش بین یهود تاثیر مستقیم داشت. 

مهم‌ترین تاثیرگذاری سیاسی اشعث در دومین نقشش، مربوط به دوران خلافت امام علی (ع) است. اشعث تا پیش از این‌مقطع توانسته بود به موقعیت و تجربه کافی دست پیدا کند. او در فتوحات ایران و شام، یکی از فرماندهان منصوب خلیفه دوم بود و بعد از او هم با به دست گرفتن منطقه آذربایجان توانسته بود دارایی و لشکری برای خود تدارک ببیند؛ به‌گونه‌ای که می‌توانست برای امام علی (ع) خطرآفرین باشد. 

امیرالمومنین (ع) به اشعث نامه نوشت و ضمن نکوهش او، خواست بیت‌المالی را که در اختیار دارد تحویل دهد. امام علی (ع) پیش‌تر دستور داده بود به امور دیوانی اشعث رسیدگی شود. همین‌کار بود که باعث خشم او و تمایلش به معاویه شد و با وساطت برخی از یاران حضرت، در صفین به ایشان ملحق شد. 

در هر حال با پیوستن اشعث به سپاه امام علی (ع)، مهم‌ترین دوران حیات سیاسی او آغاز شدو او در شکل مهم‌ترین مهره نفوذی یهودی، توانست کشتی سپاه عراق (یاران علی) را در حرکت اصلی‌اش یعنی ریشه‌کن‌کردن حزب اموی به‌عنوان پرچمدار دو شاخه باطل و طاغوت، به گل بنشاند.

اشعث در ماجرای جنگ صفین با معاویه در ارتباط بود. وقتی امام علی (ع) اصرار داشت که زدن قرآن‌ها بر سر نیزه، نیرنگ دشمن است، اشعث اعتراض کرد که «آن‌ها تو را به حق خوانده‌اند.» حضرت فرمود:‌ «این فریبی است تا شما را از خودشان دور کنند.» اما اشعث گفت: «اگر نپذیری من لشگرگاهت را رها می‌کنم!» جماعتی هم دور او را گرفتند و اشعث در ادامه گفت: «اگر دعوت آن‌ها را نپذیری خودمان تو را تحویل آن‌ها می‌دهیم!» با جملات شدیدی که بین اشعث و مالک اشتر رد و بدل شد، بیم درگیری جنگ داخلی در لشکر امام (ع) می‌رفت. امام علی (ع) هم که وضع را چنین دید، حکمیت را پذیرفت و ابن‌عباس را به‌عنوان نماینده خود معرفی کرد اما اشعث دوباره اشکال‌تراشی کرد و ابوموسی را به‌زور به‌عنوان نماینده عراق در حکمیت، به علی (ع) تحمیل کرد. بهانه‌اش هم بی‌طرفی ابوموسی در جنگ بود. 

ابوموسی ازجمله مهره‌های یهود در جبهه اسلام بوده و امام علی (ع) هم با انتخابش به‌عنوان نماینده عراق در حکمیت مخالف بود. چون ابوموسی پیش از شروع جنگ،‌ مردم را از همراهی با لشکر امام (ع) نهی کرده بود. 

طبری گفته اشعث برای فهمیدن هدف معاویه از زدن قرآن به سر نیزه، با او ملاقات کرده است. مشارکت او در جنگ نهروان هم به پیشنهاد معاویه بود.

تنها خاصیت اشعث در جنگ صفین که به‌عنوان فرمانده کندیان یمن حضور داشت، مربوط به آزادسازی شریعه فرات از دست معاویه است که البته با کمک مالک اشتر نخعی انجام شد. غیر از این‌، نشان خاصی از اشعث در جنگ صفین نیست تا روز آخر جنگ که قرآن‌ها با مکر عمروعاص به نیزه زده شدند. این‌جا بود که اشعث به‌عنوان ناجی جان معاویه و حزب اموی، صحنه‌گردانی کرد و تا پس از اجرای کامل نقشه حکمیت، دست از صحنه‌گردانی خود برنداشت. 

به گفته دینوری پس از آن‌که معاویه و عمروعاص تصمیم به اجرای نیرنگ خود گرفتند و در لشکر امام (ع) هم اشعث به نیروهای خود گفت: «دیدید دیروز چه جنگ خانمان‌براندازی داشتیم. این‌اوضاع که فردا هم شاهدش خواهیم بود، نتیجه‌اش از بین رفتن عرب و احترام‌هاست.»، جاسوسان معاویه کلام اشعث را به او رسانده و معاویه هم بر اجرای نقشه زدن قرآن بر سر نیزه در صورت شکست در جنگ، مصمم شد. 

پس از تحمیل حکمیت به علی (ع)، اشعث دوباره صحنه‌گردانی کرد و به بهانه این‌که حکمین نباید از قریش باشند، ابوموسی را به‌عنوان یک‌گزینه یمنی سر زبان‌ها انداخت. اشعث می‌گفت «ما ابوموسی را قبول داریم چون به هرچه ما را از آن نهی کرد، مبتلا شدیم.» حضرت فرمود: «من به او اعتماد ندارم چون مرا رها و مردم را از اطراف من پراکنده کرد و پس از آن فرار کرد تا این‌که خودم به او امان دادم.» اما اشعث به غیر از ابوموسی راضی نبود. 

خلاف حدود ۴ هزار نفری که اهل عبادت و بصیرت لشکر امام (ع) بودند و راضی به حکمیت نبودند،‌ بخش عمده لشکر فریب اشعث را خوردند که ابن اثیر هم تصریح دارد اشعث از کسانی بود که امیرالمومنین (ع) را مجبور به پذیرش حکمیت کرد. مسعودی هم نوشته «تندبرخوردترین مردم در ماجرای حکمیت، اشعث بن قیس بود.»

در جریان نوشتن صلح‌نامه و پس از اعتراض شامیان نسبت به لقب «امیرالمومنین»، اشعث هم پذیرفت این‌لقب از صلح‌نامه حذف شود. این‌جا بود که حضرت با یادآوری ماجرای صلح حدیبیه، نسبت به حذف این‌لقب واکنش نشان داد. پس از آن‌که اشعث صبلح‌نامه را بر قبایل خواند، گروهی از تمیمیان به او اعتراض کردند و به او حمله‌ور شدند که بیم جنگ قبیله‌ای می‌رفت و کار با عذرخواهی تمیمیان به پایان رسید. 

امیرالمومنین (ع) پس از ماجرای حکمیت که ابوموسی باعثش شد، گفت: «به شما گفته بودم ولی نپذیرفتید. خوب می‌دانم چه‌کسی شما را به مخالفت با من مجبور کرد و اگر بخواهم می‌توانم او را دستگیر کنم اما او را به خدا واگذار می‌کنم!»‌ و منظور امام (ع) اشعث بود. 

اشعث بن قیس در جنگ صفین، هم جان معاویه را نجات داد و هم حزب اموی را به قدرت رساند و هم اعتبار امام (ع) را در کوفه خدشه‌دار کرد. او همچنین زمینه‌ساز جنگ داخلی در میدان جنگ شد که با دخالت امام (ع) یا وساطت دیگران در این‌امر ناکام ماند. 

پرده دیگر نقش‌آفرینی سیاسی اشعث به جنگ نهروان برمی‌گردد. پس از پایان جنگ و با توجه به آمادگی لشکر، امام علی (ع) اصرار داشت سپاهاز همان‌جا و بلافاصله عازم شام و جنگ با معاویه شود. اما اشعث با پیش‌کشیدن بحث کمبود و خرابی ادوات لشکر، گفت باید به کوفه بازگردیم. به همین‌دلیل لشکر به مرور پراکنده شد تا آن‌که فقط هزار تن با امام (ع) باقی ماندند که امام (ع) ناچار به بازگشت به کوفه شد. 

معاویه در ادامه برای اشعث و تعدادی از سران کوفه نامه و پول فرستاد تا مانع از حرکت لشکر امام علی (ع) به سوی شام شوند.

نقش‌آفرینی سوم اشعث در دوران امیرالمومنین (ع)، ماجرای ترور و شهادت ایشان است. ابن‌ملجم مرادی قاتل یهودی امام علی (ع) که برای ترور آن‌حضرت به کوفه آمده بود، مدت یک‌ماه را در خانه اشعث به سر برد. شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، ابن‌ملجم تا صبح در خانه قطامه، با اشعث بود و اشعث بود که نزدیک‌شدن صبح را به او یادآوری کرد. پس از ترور امام (ع) و زخمی شدن ایشان، اشعث یکی از پسرانش به‌نام قیس را فرستاد تا اوضاع سلامتی امام (ع) را بررسی کرده و گزارش بیاورد که با همین‌گزارش از قطعی‌بودن شهادت علی (ع) مطمئن شد. 

اشعث بن قیس و جریر بن عبدالله را از کینه‌توزان نسبت به امیرالمومنین (ع) می‌دانند. اشعث چنان رابطه تیره‌ای با امام علی (ع) داشت که حتی آن‌حضرت را تهدید هم می‌کرد. امام (ع) گاهی پاسخ او را داده و می‌گفت: «مرا به مرگ می‌ترسانی؟ از مرگ باکی ندارم.» سپس دستور داد برای دستگیری او غل و زنجیر بیاورند که با تقاضای دیگران از اشعث گذشت. 

در ماجرایی دیگر، اشعث به امام علی (ع) اعتراض و پرخاش کرد که امام (ع) به او گفت: «تو را چه به تشخیص نفت و ضرر من؟ لعنت خدا و لعنت‌کنندگان بر تو باد! حائک بن حائک، منافق منافق‌زاده، کافر کافرزاده! تو هم در زمان اسلام به اسارت رفتی و هم در زمان جاهلیت. ولی هیچ‌بار دارایی و خاندانت فایده‌ای به حالت نداشتند.» امام علی (ع) حتی تلاش داشت ریاست قبیله کنده را از اشعث گرفته و به حجر بن عدی بسپارد.

فرزندان اشعث نیز در خباثت یهودی علیه اهل‌بیت (ع) و یاران ایشان دست‌کمی از پدرشان نداشتند. محمد بن اشعث یکی از مهم‌ترین عوامل دستگیری و شهادت مسلم بن عقیل است. او بود که محل اختفای حضرت مسلم (ع) را به عبیدالله بن زیاد خبر داد و سپس مسلم را با فریب به چاله انداخته و دستگیرش کرد و به عبیدالله تحویل داد. عامل اصلی دستگیری و شهادت هانی بن عروه هم فشار محمد بن اشعث برای رفتن هانی به دربار ابن‌زیاد و امان‌دادن به او بود. حتی زمانی که برخورد زشت و زننده ابن‌زیاد با هانی را دید، گفت: «هرچه امیر انجام دهد ما می‌پذیریم؛ چه به نفع‌مان باشد چه به ضررمان.»

محمد بن اشعث پیش از آن نیز با حجر بن عدی از در بی‌وفایی وارد شده بود و هرچند حجر حاضر شد به‌خاطر در امان ماندن وی از شر زیاد، خود را تسلیم کند،‌ محمد هیچ‌اقدامی در حمایت از حجر انجام نداد. محمد بن اشعث سرانجام در جریان قیام مختار کشته شد. 

قیس بن اشعث هم یکی از فرماندهان لشکر عمر سعد در کربلا بود. امام حسین (ع) در روز عاشورا، عده‌ای ازجمله قیس را خطاب قرار داد و نامه‌های آن‌ها را یادآور شد. ولی او هم مانند دیگران منکر نوشتن دعوت‌نامه برای امام حسین (ع) شد. قیس از امام (ع) خواست تسلیم شود و ضمانت کرد هیچ‌بلایی سر ایشان نیاید. اما امام (ع) گفت: «تو برادر برادرت هستی. می‌خواهی بنی‌هاشم علاوه بر خون مسلم، خون من را هم از شما مطالبه کنند؟» او پس از شهادت امام حسین (ع) بخشی از لباس آن‌حضرت را دزدید. 

اصبغ بن اشعث هم یکی از فرماندهان عبدالملک و اسحاق بن اشعث هم از درباریان عمر بن عبدالعزیز بودند. یک دختر اشعث جعده قاتل امام حسن (ع) است و یکی دیگر از دخترانش، در حالی‌که شوهر داشت، تن به حرام داد. 

ماپرا
صفحه خبر لوگوبالا تابناک
اشتراک گذاری
برچسب ها
سلام پرواز
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۳۹
انتشار یافته: ۴
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۲۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۶
خوب بود
اما حر مطلبی نیاز به منابع معتبر داره
بدون منبع معتبر ارزشی نداره
ر غ
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۰ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۶
چطور اشعث و فرزندانش و حتی ابوموسی اشعری را بدون سند معتبر به یهودیت نسبت دادید؟
معین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۶
بله هر مقاله ای نیازمند اعلام منابع است لیکن این نوشتار تماما بر مبنای تاریخ اسلام است و تحلیل در آن نقشی ندارد که نتوان چنین مطالبی پیدا کرد. شما منابع گوناگونی که در زمنیه تاریخ اسلام وجود دارد را باید مطالعه کنید اگر به دنبال کسب حقیقت هستی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۱۶
شما چرا تمام دشمنان ائمه اطهار را به یهود نسبت می دهید؟ اشعث هرگز یهودی نبوده، ولی کردارش از یهود هم بدتر بوده است
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
در صورت اسارت سربازان آمریکایی، از ازای چه معاوضه شوند؟