چرا هیچ کس برای خنثی کردن این بمب ساعتی اقدامی نمیکند؟!
تأمل کنید که علت پاسکاری کودکان کار میان نهادهای مختلف چیست و چرا امثال سازمان بهزیستی خریدار این مشکل نیستند و نهادهای حمایتی ردیفی برای پرداختن به کودکان کار ندارند و امثال شهرداریها گوشه گوشه شهر را رصد کرده و سعی در زیباسازی آن دارند؛ اما چنین مشکل بزرگی را دیده، ندید میگیرند؟!
توقف پشت چراغهای قرمز در چهارراههای شلوغ و پر سر و صدا یا گشت زدن در محلههای فقیر نشین جنوب شهر تهران و دیگر شهرهای بزرگ میتواند بهترین راه باشد برای مشاهده و لمس مسالهای که هرچقدر ممکن است برای شهروندان دغدغه آفرین باشد، ظاهرا برای مسئولان این گونه نیست.به گزارش «تابناک»، به کار گرفتن کودکان برای مشاغل گوناگون یا آنچه با نام پدیده «کودکان کار» میشناسیم، از جمله معضلاتی است که هرچه درباره آن گفته شده یا به رشته تحریر درآمده، مورد توجه مسئولان قرار نگرفته و واکنشی برنیانگیخته تا به بیماری مزمنی تبدیل شود که هر روزه برای خیلیهایمان قابل مشاهده و عواقب بیتوجهی به آن قابل حدس است اما درمانش روز به روز به تعویق میافتد.
این در حالی است که وقتی قرار باشد فواید تحصیل، توجه به سلامت جامعه و حتی مؤلفههای مختلف تربیتی جامعه را برشماریم، از بسیاری از این امور به عنوان عوامل پیشگیری از بروز مشکلات در جامعه یاد میکنیم؛ اما معلوم نیست با این تعاریف چگونه هیچ توجهی به پدیده رو به رشد کودکان کار و عواقب شومی که میتواند به همراه داشته باشد، نداریم و به این بمب ساعتی تا این اندازه بیتوجهی میکنیم.
اوضاع به حدی وخیم شده که بهکارگیری کودکان در کارگاههای مختلف برای ساعات طولانی در ازای حقوق اندک، یعنی بخش نادیدنی نقض قانون کار درباره کودکان، مدتهاست در قالب استفاده از کودکان برای مشاغلی چون دست فروشی، گدایی و امثال آنها در خیابانها و معابر عمومی فریاد زده میشود تا همه بدانند هیچ کارفرمایی نگرانی از قانون شکنی آشکار در این باره ندارد اما این اتفاق هم نتوانسته واکنشی به همراه بیاورد.
بدین ترتیب طبیعی است که بشنویم آمار و ارقام شرایط بدی از این پدیده در کشورمان، به ویژه در پایتخت نشان میدهد. به گزارش سازمان جهانی کار (ILO) بیش از ۲۰۰۰۰ کودک تنها در شهر تهران مشغول به کار هستند؛ افراد ۵ تا ۱۴ سالهای که بر اساس شاخصهای مورد تأکید این سازمان، در زمره کودکان کار قرار میگیرند. البته این آمار با توجه به شمار کارگاههای فراوانی که ناشناخته در گوشه و کنار پایتخت مشغول به کارند، با توجه به تعداد زیاد کودکانی که به دستفروشی و گدایی مشغولند و معلوم نیست چه گروه یا نهادی شمارشان را احصا کردهاند و مواردی از این دست، قطعا با واقعیت فاصله زیادی دارد و به مراتب ناچیزتر است.
این در حالی است که وقتی به ریشه پدید آمدن کودکان کار در جامعه میپردازیم، به معضلاتی همچون فاصله طبقاتی، فقر، عدم توزیع عادلانه ثروت، بیکاری والدین، فقدان یا کمبود درآمد، ازدیاد جمعیت خانواده، مهاجرت، جنگ، اعتیاد و دهها مولفه دیگر بر میخوریم که حل و فصلشان تنها از عهده دولت مردان بر میآید؛ یا به عبارت دیگر با مشکلاتی در پس زمینه پدیده کار کودکان مواجهیم که ناشی از مشکلاتی است که دولتمردان میبایست رفع و رجوعشان میکردهاند اما به هر دلیل موفق به انجام آن نشدهاند.
با این تفاسیر میتوان نتیجه گرفت در وجود کودکان کار و افزایش شمار این شاغلان غیر قانونی، رد پای قصور دولتمردان بسیار پر رنگ است. اینجاست که میتوان دریافت چرا هیچ واکنش درخوری از جانب ایشان برای زدودن چهره جامعه از کار کودکان مشاهده نمیشود؛ برای شناسایی ایشان، مقابله با بکار گیری ایشان و در در نهایت بازگرداندن دانش آموزان بالقوه و آینده سازان به مسیر عادی زندگی!
بدین ترتیب سازمانهای مردم نهاد و خصوصی به عرصه وارد شدهاند تا کم کاری دولتمردان را در این زمینه جبران کنند و بر اساس اعلامیه سازمان جهانی کار، تاکنون به موفقیتهای خوبی هم در جهان دست یافتهاند در حالی که نمود فعالیت انواع ایرانی این نهادها، اگر بگوییم جز مشتی عدد و رقم چیزی نیست، به نظر از محدوده انصاف خارج نشدهایم.
همه چیز خلاصه شده به اینکه گاه بر سر سن قانونی کار، بر تعریف «کودک» یا «کار» مجادله شکل میگیرد و گاه اشکالاتی که در قانون به چشم میخورد و مراقبت از کودکان بیسرپرست و از آن سختتر، حمایت از کودکان بدسرپست را دشوار میکند، موضوع مباحثات میشود تا در نهایت هیچ کسی از خود نپرسد که آیا در لابلای تمامی قوانین و تعاریف موجود، نمیتوان دستهای از کودکان کار را یافت که در «کودک» بودن یا به کارگیری غیر قانونیاش به «کار» اتفاق نظر وجود داشته باشد؟ براستی برای این عده چه کردهایم؟
کافی است برای پاسخ دادن به این سؤال کمی تأمل کنیم تا دریابیم علت پاسکاری شدن کودکان کار میان نهادهای مختلف چیست و چرا هم امثال سازمان بهزیستی خریدار این مشکل نیستند، هم نهادهای حمایتی ردیفی برای پرداختن به کودکان کار ندارند و هم امثال شهرداریها گوشه گوشه شهر را رصد کرده و سعی در زیباسازی آن دارند اما چنین مشکل بزرگی را دیده، ندید میگیرند؟!
گویی میبایست آنقدر صبر کنیم تا دید مسئولان به اندازه دید مردم عادی بازگردد و بتوانند پشت چراغهای قرمز، حاشیه معابر، داخل کارگاههای مختلف، پیرامون شهرها و... را مانند مردم ببینند تا شاید این دیدن موجبات تصمیم گیری درباره پدیده زشت کودکان کار را فراهم آورد، به شرطی که تا آن روز خیلی دیر نشده باشد و بمب ساعتی کوک کرده، هنوز مهلت بررسی و خنثی شدن در اختیارمان بگذارد!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۵۱
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



