اقتدار ایران، غرور و امید را در اعراب زنده کرد/ سازهای ایرانی جایگاه جهانی دارند اما در رسانه ملی نشان داده نمی شود!

بخش اول گفتگوی تابناک با رایزن پیشین فرهنگی ایران در تونس به آورده های رایزنی فرهنگی در کشورهای متعدد، تاثیر و تاثرهای دو فرهنگ ایرانی و تونسی از یکدیگر و موضوعات دیگری درباره علملکرد رایزنان گذشت.
در بخش دوم، دکتر وحید آجیلی، به تاثیرات جنگ اخیر در کشورهای عربی و نیز ارائه بخشی از ایده های خود در زمان حضور در تونس برای تعامل موثرتر فرهنگی پرداخت. او همچنین با اشاره به اهمیت موسیقی ایرانی برای دیگر کشورها، از این که در رسانه ملی خودمان سازهای موسیقی نشان داده نمی شود، ابراز تعجب کرد.
بخش پایانی گفت و گو با دکتر هادی آجیلی رایزن پیشین فرهنگی ایران در تونس را مشاهده می کنید.
یکی از پرسشهای احتمالی مخاطبان این است که در داخل کشور حتی سازهای ایرانی در رسانه ملی نشان داده نمی شود، اما شما از تأثیرگذاری موسیقی سنتی ایرانی در تونس سخن میگویید. این دو چگونه جمع میشود؟
معلوم است این دو با هم جور در نمی آید. ما ساز می سازیم، استفاده می کنیم و موسیقی ما در دنیا دارای جایگاه خاص است، و عجیب است همین سازها در رسانه نشان داده نمی شود.
موسیقی سنتی ایرانی پتانسیل بسیار بالایی دارد. در تونس و دیگر کشورهای عربی، آن را «موسیقی صوفیانه» یا «روحانی» مینامند و میگویند این موسیقی معنا دارد. سازهای ایرانی ابداعی و منحصربهفردند و تعداد کمی از کشورها چنین میراثی دارند.
البته نمایش ساز در رسانه ملی داخل کشور موضوعی جدا است و مربوط به سیاستهای داخلی. اما پتانسیل واقعی موسیقی ایرانی، وقتی به درستی عرضه شود، فراتر از مرزها تأثیرگذار است. گاهی یک اثر هنری، کار صدها نشست علمی را انجام میدهد، زیرا به مخاطب عام نیز میرسد. حال شما این ساز را نشان نمی دهید. روشن است که کار اشتباهی است.
با احتیاط پرسیدم. فکر می کردم که شاید موضع شما خیلی اداری و رسمی باشد...
البته در اصل من معلم دانشگاه هستم. بله، ببینید، قدرت سینما و هنر دقیقاً در همینجاست. گاهی صدها نشست علمی و برنامه فرهنگی متعارف، به اندازه یک اثر سینمایی تأثیرگذار نیست. زیرا نشستهای تخصصی فقط مخاطب نخبه دارند، اما آثار هنری و سینمایی به مخاطب عام و عوام الناس نیز نفوذ میکنند. سریال «حضرت یوسف علیهالسلام» نمونهای برجسته است. این اثر فاقد جذابیتهای سطحی و هیجانی سینمای روز دنیاست، بلکه روایتی قرآنی است که با ساخت هنرمندانه و قوی، دلها را تسخیر کرده. از سال ۲۰۱۳ تاکنون، تقریباً هر سال در ماه رمضان در تونس پخش میشود؛ به حدی که برای مردم تونس مانند سریال «مختار» برای ما شده است. یک سال، چهار شبکه تلویزیونی همزمان آن را پخش میکردند. هرجا که میرفتم — رستوران، مغازه یا هر مکان عمومی — تلویزیونها روشن بود و مردم در حال تماشای «یوسف» بودند. دیالوگها را حفظ کرده بودند و شخصیتها را کامل میشناختند. وقتی کلیپهای طنز با سکانسهای همان سریال ساخته میشود، درمییابید که این اثر تا چه اندازه در فرهنگ آن جامعه نهادینه شده است.
در دوره مأموریتم، از بازیگران اصلی این سریال به تونس دعوت کردم. ابتدا خانم الهام حمیدی را به دلیل ایفای نقش آسنات، همسر حضرت یوسف، بردیم. ایشان در جشنواره کارتاژ مورد تکریم قرار گرفت. نکته قابل توجه این بود که جشنوارهای عربی-آفریقایی، بازیگری ایرانی را به خاطر نقشش در یک سریال قرآنی تجلیل کرد؛ در حالی که معمولاً این جشنوارهها و امثال آن از آثار اپوزیسیون یا ضدایرانی تقدیر میکنند.
سپس آقای استاد پاکنیت (بازیگر نقش حضرت یعقوب) را همراه همسرشان خانم مهوش صبرکن دعوت کردیم که در سریال نقش کاریماما (خادم حضرت زلیخا) را ایفا کرده بود. حضورشان چنان بازتابی داشت که به برنامه زنده تلویزیونی دو ساعت و نیمه دعوت شدیم. در آن برنامه، صحنه دیدار یوسف و یعقوب پس از سالها پخش شد. آقای پاکنیت و همسرشان تحت تأثیر قرار گرفتند و اشکشان جاری شد. دوربین روی اشکهای آقای پاکنیت زوم کرد و صحنهای احساسی و عمیق خلق شد که مخاطبان را کاملاً تحت تأثیر احساسات پاک و معنوی قرار داد.
ضربه نهایی را تقریباً یک سال بعد با دعوت از آقای مصطفی زمانی (حضرت یوسف) زدیم. حضور ایشان خبر اول تلویزیون تونس شد. تقاضا از سوی خود میزبان بود؛ هرجا مینشستیم میگفتند «یوسف را میخواهیم». حضور آقای زمانی بسیار پرشور و موفق بود و با دو وزیر ملاقات کرد.
با این حال به نظر می رسد این موفقیت های فصلی، به هوشمندی و ذوق رایزن فرهنگی بستگی دارد، تا این که کلیت رایزنان چنین فضایی داشته باشند.
کاملاً. بخش عمده موفقیت به این بستگی دارد که رایزن ذائقه میزبان را به درستی بشناسد. من حضرت یعقوب را به کشوری بردم که سریال «یوسف» در آن به شدت محبوب و نهادینه بود. حضور آقای پاکنیت با نمایشگاه کتاب تونس همزمان شد. مردم صف کشیده بودند تا با «حضرت یعقوب» عکس بگیرند. حتی رئیسجمهور تونس در روز افتتاحیه به غرفه ایران آمد. وقتی ایشان را معرفی کردم، رئیسجمهور خودجوش کنار آقای پاکنیت ایستاد تا عکس یادگاری بگیرند. این صحنه را هرگز فراموش نمیکنم؛ ما هیچ درخواستی نکرده بودیم.گاهی یک اثر هنری، کار چندین رایزن فرهنگی را انجام میدهد. فرهنگ ایرانی تمدنی الهامبخش و آموزنده است. رایزن باید ذائقه مخاطب را بشناسد و با زبان هنر، پلهای عمیق تمدنی بسازد. حضور آقای مصطفی زمانی (حضرت یوسف) چنان پرشور و تأثیرگذار بود که خبر اول تلویزیون تونس شد.
مثل حضور «جومونگ» در ایران خبرساز شد...
بدون اینکه ما درخواست ملاقات دهیم، با دو وزیر دیدار کردند. وزیر گردشگری تونس اصرار فراوان داشت که «یوسف» را ببیند. ما برای ملاقات رفتیم، در حالی که همان شب اختتامیه جشنواره بود و آقای زمانی قرار بود روی صحنه برود و مورد تکریم قرار گیرد.
در راه بودیم و فاصله زمانی کمی داشتیم. استرس داشتم که مبادا دیر برسیم. وزیر گردشگری کمی تأخیر داشت. به منشیاش گفتم که با عرض معذرت، ما اختتامیه داریم. او لحظهای صبر کرد، با وزیر تماس گرفت و وزیر پشت خط التماس میکرد که «من حتماً باید مصطفی را ببینم». بالاخره آمد، پنج دقیقه بیشتر طول نکشید؛ فقط خواست عکس بگیرد.
آقای زمانی سه مصاحبه جدی انجام داد و یک شبکه تلویزیونی برنامه ویژهای برای او تدارک دید.

و شما گفته بودید که مواضع شخصی خودش بوده است...
واقعا همین طور بود در مصاحبهها، بدون اینکه ما چیزی بگوییم، خود او با صراحت از حمایت از فلسطین سخن گفت و اعلام کرد: «اگر کار به حمایت از فلسطین برسد، حاضرم اینجا بازی کنم.»
برخی از رایزنهای دیگر در کشورهای ترانزیتی مانند امارات یا شهر استانبول اظهاراتی متفاوت درباره شرایط کار خود داشته اند. مثلا رایزن فرهنگی در امارات گفته بودید شب ها در پاویون فرودگاهیم و صبح ها دنبال مسئولین در فروشگاهها. این کلیت کار رایزنان فرهنگی است.
این موضوع بستگی به کشور میزبان دارد. امارات یا استانبول ماهیت ترانزیتی دارند و رفتوآمد بسیار بیشتری وجود دارد، اما در کشورهایی مانند تونس چنین نیست. مثالهایی که زده میشود مربوط به گذشته است و سالهاست شرایط تغییر کرده.
شما سه هفته از جنگ را همچنان رایزن فرهنگی ایران در تونس بودید. جنگ اخیر و تحولات پس از آن چه تأثیری بر فضای عمومی تونس و کشورهای عربی داشت؟
گاهی یک اثر هنری کار چندین رایزن فرهنگی را انجام میدهد؛ همانطور که یک موشک دقیق، کار یک سال تلاش فرهنگی را میتواند بکند. پس از طوفانالاقصی و جنایات اسرائیل در غزه — از ترورهای مقامات حزبالله تا شهید حنیه — جهان عرب دچار سرخوردگی عمیقی شده بود. مردم احساس میکردند حکامشان یا بیعرضهاند یا خائن.
اما عملیات جنگ اخیر مانند آبی سرد بر سینههایشان ریخته شد. ناگهان دیدند که ایران پاسخ میدهد. این اقدام در دفاع بود، اما در جهان عرب حس غرور و امید ایجاد کرد. مردم میآمدند و میگفتند: «حکام ما فروختهاند، اما شما میزنید.»
پس از عملیات، در نمایشگاه کتاب تونس در غرفه ایران نشسته بودم. مردم عادی میآمدند، فقط برای عکس گرفتن با یک ایرانی یا گرفتن عکس با پرچم جمهوری اسلامی. با افتخار عکس را در صفحاتشان منتشر میکردند. حتی وزیران با افتخار میگفتند «امروز در غرفه ایران بودم».
در تونس — کشوری که مستعمره سابق فرانسه بوده، با نفوذ سنگین سفارت آمریکا و عربستان — تظاهرات در حمایت از ایران برگزار شد. مردم در خیابان با عکسهای رهبر شهید حاضر بودند. ائمه جمعه اهل سنت در منابر از ایران دفاع کردند. این یک تحول واقعی بود.
این جنگ و مقاومت ایران، بسیاری از ایرانهراسیها را زدود. ملت ایران به عنوان ملتی شجاع، مقاوم و مهمتر از همه، الهامبخش شناخته شد. تمام بوقهای تبلیغاتی سالهای گذشته برای این بود که ایران الگو و سرمشق نشود، اما شد.



