سنت قربانی؛ از ابراهیم نبی (ع) تا خونخواری جماعت اسرائیلی!

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، مطالعات مورخانِ ادیان و انسانشناسان نشان میدهد که قربانیکردن انسان و پیشکشکردن وی به درگاه خدایان در میان بسیاری از ملل و نحل و با انگیزهها و مقاصد گوناگون، بهویژه برای فرونشاندن خشم و غضب خدایان، رواج داشته است.
گزارشها و اسنادی که از بابل و کنعان در ازمنه قدیم است، وجود قربانی کردن را در این جوامع تأیید میکند. در گزارش دیودوروس از کارتاژ، به قربانیهای زیادی از کودکان اشاره شده است که برای خدای کروُنوس یا خدای زمان، آنان را در آتش سرازیر میکردند (310 ق.م.). همچنین، بروسوس نظیر این گزارش را از بابل نقل کرده است. (1)
خونریزی یهودیان موضوع تازهای نیست. از آنچه که امروز رژیم اشغالگر در سرزمینهای اشغالی رقم میزند میتوان خوی درندگی و وحشیگری این قوم را دریافت. اما با مرور سرگذشت قوم یهود در قرون گذشته، آشکار میشود که آنها اساسا و طبق آیین و آموزههای تحریفشدهشان، بر خونریزی و حتی خونخواری تأکید دارند. این سنتهای یهودیان، از مکیدن خون ختنهگاه نوزادان بلافاصله پس از ختنه تا قربانیکردن انسان برای یهوه و استفاده از خون قربانی در یک نوع شیرینی، را در خود جای داده است.
حتی در بین بعضی از قبایل عرب این نوع قربانی تا قبل از ظهور اسلام مرسوم بوده است. از اینرو، ماجرای قربانیکردن حضرت ابراهیم(ع)، که در تورات و قرآن کریم آمده، موضوعی استثنایی در میان سامیان نیست و نظایر آن فراوان است.
نزد یهودیان دو مراسم خونین وجود دارد که "یهوه" را راضی میگرداند؛ یکی از آنها عید نانهای آغشته به خون بشری -منظور همان عید «فصح» است- و دیگری مراسم ختنهکردن کودکان یهودی که خون آن را خاخام یهودی میخورد.
دکتر «ادریک بسکوف» درباره قوم یهود میگوید «از حکمت دین یهود و آموزههای آن، قتل بیگانگانی است که تفاوتی بین آنها و حیوانات وجود ندارد و این قتل و کشتار باید به صورت شرعی صورت گیرد و کسانی که به آموزههای دین یهود ایمان ندارند باید آنها را به عنوان قربانی به الهه بزرگ یهودی تقدیم نمود». ریچارد بورتون که خود مدتها به تحصیل تلمود پرداخته است در کتابش «یهود، نور و اسلام» که در سال 1898 منتشر شد مینویسد: «طبق آنچه که در تلمود آمده است نزد یهودیان دو مراسم خونین وجود دارد که یهوه را راضی میگرداند یکی از آنها عید نانهای آغشته به خون بشری است -منظور همان عید «فصح» است- و دیگری مراسم ختنه کردن کودکان یهودی». (2)
آری اين مردمان همان يهود هستند؛ همانکسانی که دينشان به آنها میگويد: «كساني كه به دين يهود ايمان نميآورند بايد براي الهه ما "يهوه" قرباني شوند. نزد ما دو مناسبت که باید در آن خون ريخته شود وجود دارد، اين کار الهه ما "يهوه" را از ما خشنود ميگرداند. يکي از این دو مناسبت عيدي است که در آن غذاي آغشته به خون انسان تهيه ميشود و ديگري مراسم ختنه کردن فرزندانمان» فطيره مقدس ترکيبي است از خون انسان که آنرا با آرد مخلوط ميکنند تا غذاي عيد فصح – يکي از اعياد يهوديان – را آماده کنند. اين عمل وحشيانه از طريق تلمود کتاب مقدس يهوديان به آنها رسيده است.
موضوع کشتن انسانهای غیر یهودی باعث شد که دکتر رفعت مصطفی از اندیشمندان جهان عرب به گردآوری اطلاعاتی پیرامون این موضوع و تالیف مقالهای مهم در این باره بپردازد. وی میگوید در ابتدای نگارش اين موضوع منصرف شدم و اين به سبب ابهام در وقايع و حوادثي بود که موضوع نگارشم را در بر ميگرفت تا اينکه پس از اندک مدتي به درستی آن پی بردم. با دستيابي به چند کتاب و پايگاههاي اينترنتي تا حدی توانستم از “قربانيان بشریت” آگاهی یابم.
مصطفی میگوید: با اتمام نگارش اين مقاله افراد زيادي مرا به اينکه در اين موضوع مبالغه کردهام متهم نمودند. اما منابعي که به آنها استناد کرده بودم را براي آنها فرستادم و اين باعث شد که قانع شوند.
شاید نوع جنایات ذکر شده، امروز اندکی غریب به نظر برسد. اما سنت خونخواری یهودیان تغییری نکرده است و با توجه به محدودیتها و برخوردهای قانونی امروز و کشف سریع جرم، شکل دیگری به خود گرفته است و این بار نوزادان قربانی خونخواری این قوم میشوند.
به عقیده وبر، اندیشه اطاعت از فرمانهای یهوه، یهودیت باستان را از ادیان مجاور متمایز میکرد. در آن ادیان، تصور میشد پیشکشکردن قربانی به خدا، سبب جلب توجه و عنایت وی به انسان میشود. به علت فقدان مقامات روحانی در اتحادیه اقوام اسرائیلی، پیشکشکردن قربانی جایگاهی نداشت. از اینرو، این شیوهٔ جلب عنایت الهی، از مفهوم و اهمیتی که در سایر مناطق داشت، بیبهره بود؛ هرچند بر اسرائیلیان نیز فرض بود که سالی سه بار با هدایای مناسب در برابر یهوه ظاهر شوند. به دلیل میثاق امت اسرائیل با یهوه، مردم در برابر خدا موظف بودند از هر آنچه در اسرائیل شنیده نشده است دوری گزینند. (3)
همچنین، به موجب آن میثاق، همه اعضای اتحادیه در برابر تخلف هر فرد مسئولیت مشترک داشتند. این تأکید بر اجرای احکام الهی، به یهودیت جهتگیری اخلاقیای داد که حتی در دورههای مصائب بزرگ، که در آن قربانیکردن به عنوان وسیله کفاره گناهان اهمیت یافت، محفوظ ماند. برای آنکه این قربانیها مؤثر افتد، انسان باید اراده خدا را کشف کند و بداند کدام اعمال حریم الهی را خدشهدار کرده است.
مهمتر از قربانی این بود که عملِ انجامشده از نظر خداوند درست باشد. توجه به وظایفی که مردم بر اساس میثاق با خدا به عهده داشتند، باعث افزایش تقاضا برای کاهنانی شد که از دانش لازم درباره یهوه و فرمانهای او بهرهمند بودند. این کاهنان، نظامی اعتقادی و اخلاقی پدید آوردند که بر رویهها و مناسک خلسهآور و بتپرستانه تفوق یافت. عقلانیت نهفته در دل این نظام اعتقادی و اخلاقی موجب شد یهودیان بتوانند هویت خود را 2500 سال پس از اسارت بابل حفظ کنند.
از طرف دیگر، به عقیده وبر، این کاهنان پس از روی کار آمدن، انحصار برگزاری آیینهای مذهبی (Cult Monopoly) در اورشلیم را در دست گرفتند. این مسئله اهمیت مذهبی روابط طایفهای و خویشاوندی را، که مدتها مانع تفوق جامعه سازمانیافته و متمرکز روحانیان لاوی شده بود، از میان برد.
همچنین، موجب شد از آن پس، ذبح خانگی و صَرف غذاهای گوشتی به کارهای غیردینی تبدیل شود. زیرا «قربانیکردنها» و «مراسم مذهبی اهدای قربانی» فقط میتوانست در اورشلیم صورت گیرد، نه در بین خانوادهها یا عبادتگاههای محلی. حال، عضویت در جامعه یهودی منوط به ایمان مذهبی بود نه وابستگیهای طایفهای یا خانوادگی و بهصراحت قید شد که در همه مسائل فقط یک قانون به طور یکسان بر اسرائیلیان و بیگانگان حاکم است. (4)
از نظر وبر، این فرآیند، متضمن عقلانیتی است که یهودیان پس از دوران تبعید و آوارگی خود در جوامع غربی، به آن جوامع تسری دادند و این، نقطه عطف بزرگی در تمدن غربی است. زیرا موجب پیدایش اخلاقی مذهبی در زمینه سلوک اجتماعی شده بود که از دیدگاه وبر وجه تمایز تمامی تحولات فرهنگی غرب به مدد آن ایجاد گردید.
نکات پیشگفته، نمونهای است از تحلیل ماکس وبر درباره روند عقلانیشدن در دین یهود که بهاختصار بیان شد. با این حال میتوان تحلیل وی را ادامه داد و روند عقلانیشدن را در تحول قربانی از انسان به حیوان بازجست.
داستان دیگری در تورات هست که برخلاف داستان حضرت ابراهیم(ع)، به پایانی تراژیک ختم میشود. بر اساس این داستان، یفتاح، که پس از غلبه بر عمونیان از داوران (حکام، پادشاهان) قوم اسرائیل میگردد، هنگامی که به نبرد با سپاه عمون رفت «نزد خداوند نذر کرده بود که اگر اسرائیلیها را یاری کند تا عمونیها را شکست دهند، وقتی که بهسلامت به منزل بازگردد، هر چه [و هر که] را که از در خانهاش به استقبال او بیرون آید به عنوان قربانی سوختنی به خداوند تقدیم خواهد کرد. پس یفتاح با عمونیها وارد جنگ شد و خداوند او را پیروز گرداند ... هنگامی که یفتاح به خانه خود در مصفه بازگشت، دختر وی، یعنی تنها فرزندش، در حالی که از شادی دف میزد و میرقصید به استقبال او از خانه بیرون آمد. وقتی یفتاح دخترش را دید از شدت ناراحتی جامه خود را چاک زد و گفت: «آه، دخترم! تو مرا غصهدار کردی؛ زیرا من به خداوند نذر کردهام و نمیتوانم آن را ادا نکنم». (5)
در واقع، با اینکه خداوند در ماجرای حضرت ابراهیم(ع)، بهصراحت وی را از کشتن فرزند، که در آن زمان رایج بود، بازداشت و حیوانی (قوچی) را برایش فرستاد که به جای فرزندش قربانی کند، رسم قربانیکردن فرزندان در میان نوادگانش منسوخ نشد و با شدت و ضعف ادامه یافت.
در دورههایی گویا با چنان شدتی انجام میشد که کار به مداخله انبیا و برگزیدگانِ آنان میکشید. عبارات بسیاری در عهد عتیق دیده میشود که انبیای این قوم با نفرت و انزجار از این آیین یاد کرده و قوم خود را بهشدت از آن نهی کردهاند. موسی، قوم خود را بر کرانه رود اردن و پیش از ورود به سرزمین موعود اینگونه انذار میدهد:
وقتی وارد سرزمین موعود شدید، مواظب باشید که از آداب و رسوم نفرتانگیز قومهایی که در آنجا زندگی میکنند، پیروی نکنید. مثل آنها بچههای خود را روی آتش قربانگاه قربانی نکنید. هیچیک از شما نباید به جادوگری بپردازد یا غیبگویی و رمالی و فالگیری کند یا ارواح مردگان را احضار نماید. خداوند از تمام کسانی که دست به چنین کارها میزنند متنفر است. به خاطر انجام همین کارها است که خداوند، این قومها را ریشهکن میکند. شما باید در حضور خداوند، پاک و بیعیب باشید.
با وجود این هشدارها و انذارها، شواهد فراوانی وجود دارد که نشان میدهد بعدها قومِ موسی در باتلاق این آداب و رسوم نفرتانگیز فرو غلتیدند. در مزامیر آمده است:
آنها [بنیاسرائیل]، قومهایی را که خداوند گفته بود از بین ببرند، نکشتند، بلکه با آنها وصلت و از کارهای بد ایشان پیروی کردند. بتهای آنها را پرستش نمودند و با این کار، خود را محکوم به مرگ کردند. اسرائیلیها، پسران و دختران خود را برای بتهای کنعان ریختند و زمین موعود را با خون آنها ناپاک ساختند.
با این کارها، خود را آلوده کردند و به خدا خیانت ورزیدند. بنابراین، خشم خداوند بر بنیاسرائیل افروخته شد و او از آنها بیزار شد. آنها را به دست قومهایی که از ایشان نفرت داشتند، سپرد تا بر آنها حکمرانی کنند. دشمنانشان بر آنها ظلم کردند و ایشان را خوار و ذلیل ساختند.
علی معروفی آرانی پژوهشگر یهودیت و صهیونیسم
منابع:
1- اليهود و القرابين البشرية – محمد فوزي حمزة، دار الأنصار. مصر
2- نهاية اليهود – أبو الفدا محمد عارف، دار الاعتصام. مصر
3- المسألة اليهودية بين الأمم العربية و الأجنبية – عبد الله حسين، دار أبي الهول. مصر
4- روزنامه الشعب مصر، شماره ۱۳۱۶ تاريخ ۱ دسامبر
5- الیهود و القرابین البشریة، مصطفی رفعت، به آدرس زیر http://www.oboody.com/mychoice/03.htm
http://www.fatimamovement.com/i-jewish-talmud-exposed-7.php#Babylonian-Talmud-148
http://www.bibliotecapleyades.net/sociopolitica/esp_sociopol_bohemiangrove03.htm
ربطی به یهود ندارد



