صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
از جنگ در میدان تا ۹۰ شب حضور در خیابان

یگانگی سرشت اسلام و ایران

علیرضا عندلیب
کد خبر: ۱۳۷۵۹۷۳
| |
255 بازدید
یگانگی سرشت اسلام و ایران

آنچه در مقطع اخیر تاریخ ایران و در سومین جنگ تحمیلی که به «جنگ رمضان» شناخته شد، بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، رویارویی ایران با دو قدرت هسته‌ای، یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی است. اما اهمیت این رخداد صرفاً در ابعاد نظامی و سیاسی آن خلاصه نمی‌شود. پرسش اساسی این است که چگونه یک ملت می‌تواند در یک جنگ چهل‌روزه ایستادگی کند و پس از آن نیز بیش از ۹۰ شب حضور خود را در صحنه حفظ نماید؟ این پدیده را نمی‌توان صرفاً با هیجان‌های مقطعی یا فشارهای بیرونی توضیح داد؛ بلکه باید آن را در چارچوب یک واقعیت عمیق‌تر و تاریخی فهم کرد.

پاسخ را باید در «شجره طیبه»‌ای جست‌وجو کرد که در طول قرن‌ها در سرزمین ایران رشد کرده است. این حماسه را نمی‌توان تنها با شاخص‌های مادی یا تحلیل‌های کوتاه‌مدت تبیین کرد؛ بلکه باید آن را در پرتو هم‌پیوندی زنده اسلام و ایران فهمید؛ نسبتی که در آن اسلام و ایران نه در تقابل با یکدیگر و نه در یکدیگر مستحیل شده‌اند، بلکه در یک تعامل تاریخی و تمدنی، واقعیتی نو را پدید آورده‌اند.
اسلام در این نسبت، سرچشمه معنا، جهت و انگیزه است و ایران، بستر تاریخی، فرهنگی و اجتماعی تحقق آن را فراهم می‌کند. حاصل این پیوند، صرفاً یک جامعه دینی نیست، بلکه شکل‌گیری یک تمدن است؛ تمدنی که در آن حقیقت توحیدی در بستر تاریخ به یک واقعیت اجتماعی تبدیل می‌شود. ازاین‌رو، آنچه در ۹۰ شب حضور مردم مشاهده شد، صرفاً یک واکنش سیاسی یا اجتماعی نبود، بلکه جلوه‌ای از یک رفتار تمدنی بود.

برای فهم این رفتار تمدنی، استعاره «شجره طیبه» راهگشاست. این درخت ریشه در توحید دارد، در تاریخ رشد می‌کند و در لحظه‌های سرنوشت‌ساز به ثمر می‌نشیند. آنچه در این رخداد بیش از هر چیز اهمیت دارد، تبدیل «باور» به «حضور» است. ملتی که دهه‌ها در معرض فشار، تهدید و جنگ ترکیبی قرار داشته است، هنگامی که به‌صورت مستمر و آگاهانه در صحنه باقی می‌ماند، نشان می‌دهد که از یک ساختار درونی و ریشه‌دار برخوردار است. این حضور، تجلی مسیری است که در آن معنا به عمل و ایمان به رفتار جمعی تبدیل می‌شود.

این مسیر را می‌توان در قالب هشت ستون حیات طیبه فهم کرد: توحید، بعثت، قربان، غدیر، ولایت، عاشورا، انتظار و ظهور.
توحید، بنیان این منظومه است. توحید صرفاً یک اعتقاد ذهنی نیست، بلکه نظامی جهت‌دهنده است که جامعه را از ترس و فروپاشی در برابر قدرت‌های ظاهری مصون می‌سازد. بعثت، مرحله ورود حقیقت به میدان عمل و تبدیل ایمان به حرکت اجتماعی است. قربان، نماد فداکاری و ترجیح حقیقت بر منفعت شخصی است؛ اصلی که بدون آن هیچ حماسه تاریخی شکل نمی‌گیرد.

غدیر، استمرار هدایت را تضمین می‌کند و مانع گم‌شدن جامعه در پیچ‌های تاریخی می‌شود. ولایت نیز این مسیر را به یک نظام زنده و منسجم تبدیل می‌کند و میان عناصر مختلف جامعه پیوند برقرار می‌سازد. عاشورا، آموزه ایستادگی و صیانت از حقیقت را به جامعه می‌آموزد و نشان می‌دهد که حفظ حقیقت بدون هزینه ممکن نیست. انتظار، امیدی منفعل نیست، بلکه امیدی فعال و جهت‌دار برای ساختن آینده است. و سرانجام ظهور، افق نهایی این مسیر است؛ نقطه‌ای که عدالت به‌طور کامل تحقق می‌یابد و شجره طیبه به ثمر نهایی خود می‌رسد.

این مفاهیم در ایران صرفاً در سطح اندیشه باقی نمانده‌اند، بلکه در قالب یک تجربه تاریخی عمیق به واقعیت اجتماعی تبدیل شده‌اند. در ایران، توحید به هویت، عاشورا به فرهنگ و ولایت به ساختار اجتماعی تبدیل شده است. به همین دلیل اسلام در ایران از سطح معنا فراتر رفته و به سطح تمدن ارتقا یافته است.

ایران تنها یک جغرافیا نیست؛ بلکه تاریخی انباشته از تجربه‌های بزرگ، فرهنگ‌های ریشه‌دار و پیوند عمیق میان دین و زندگی است. در چنین بستری، واکنش به بحران‌ها نیز سطحی و گذرا نیست، بلکه ریشه‌دار و ماندگار است. حماسه امروز نیز ادامه همان شجره طیبه‌ای است که در طول تاریخ رشد کرده است.

حضور مستمر مردم، همراهی نسل‌های مختلف، ایستادگی در برابر فشارها و مشارکت گسترده در عرصه‌های دفاع از کشور، همگی نشانه‌هایی از آن هستند که ایمان از سطح باور فردی فراتر رفته و به ساختار درونی جامعه تبدیل شده است. هنگامی که جامعه‌ای در عین حضور در میدان، زندگی روزمره خود را نیز حفظ می‌کند و انسجام خود را از دست نمی‌دهد، می‌توان دریافت که ارزش‌ها در نهادهای اجتماعی و فرهنگی آن جامعه ریشه دوانده‌اند.

در شکل‌گیری چنین حماسه‌ای، سه رکن اساسی نقش‌آفرین هستند: رهبری، نیروهای میانی و مردم. رهبری، جهت و معنا را حفظ می‌کند؛ فرماندهان و پیشکسوتان، تجربه را منتقل می‌کنند؛ و مردم، اراده تاریخی را در صحنه اجتماع متجلی می‌سازند. هنگامی که این سه عنصر در نسبتی هم‌افزا قرار می‌گیرند، حماسه متولد می‌شود.

ویژگی برجسته این رخداد، تداوم آن است. تاریخ سرشار از جنبش‌ها و واکنش‌های کوتاه‌مدت است، اما حضور مستمر و آگاهانه یک ملت در طول ده‌ها شب، نشانه بلوغ تاریخی آن ملت به شمار می‌آید. این بلوغ حاصل حافظه دفاع مقدس، تجربه‌های تاریخی و درونی‌شدن مفاهیم اعتقادی و ملی است.
از سوی دیگر، حفظ ثبات در زندگی روزمره مردم در کنار حضور اجتماعی، بیانگر کارآمدی ساختارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه است. این همان نقطه‌ای است که معنا به نهاد تبدیل می‌شود و ارزش‌ها در رفتارها و ساختارهای اجتماعی تجلی می‌یابند.

اگر این رخداد را در چارچوب وحدت تمدنی اسلام و ایران تحلیل کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که اسلام، معنا، جهت و انگیزه مقاومت را فراهم می‌کند و ایران، بستر تاریخی و اجتماعی تحقق آن را. حاصل این پیوند، یک رفتار تمدنی است، نه صرفاً یک واکنش سیاسی.

آنچه این تجربه را از بسیاری از نمونه‌های تاریخی متمایز می‌کند، ترکیب سه عنصر معنا، سازمان و مردم است. ایمان و جهت‌گیری توحیدی، ساختار و رهبری، و حضور گسترده و پایدار مردم، سه ضلع مثلثی هستند که چنین حماسه‌ای را ممکن می‌سازند. این ترکیب، حاصل یک تاریخ طولانی و یک فرآیند تمدنی مستمر است.
ازاین‌رو، آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک حادثه گذرا نیست، بلکه یک نشانه تاریخی است؛ نشانه‌ای از اینکه وقتی یک حقیقت دینی در بستر یک تاریخ و فرهنگ ریشه می‌دواند، می‌تواند به نیرویی زنده، پویا و ماندگار تبدیل شود. حماسه جنگ چهل‌روزه و ۹۰ شب حضور مستمر مردم نشان می‌دهد که جامعه از درون فرو نریخته است، ایمان به رفتار جمعی تبدیل شده و تاریخ در مسیر تداوم و تکامل خود قرار دارد.

در نهایت، این رخداد را باید جلوه‌ای از یگانگی سرشت اسلام و ایران دانست. شجره طیبه‌ای که از توحید آغاز شده، با بعثت رشد کرده، در غدیر و ولایت تداوم یافته، با عاشورا استحکام پیدا کرده و در مسیر انتظار به سوی ظهور حرکت می‌کند. حماسه‌های ملت ایران نیز در همین بستر شکل گرفته‌اند؛ در پیوندی میان شجاعت ایرانی، هوشمندی انقلابی و دانش بومی.

امروز جامعه ایران نه در حاشیه این شجره، بلکه در متن آن ایستاده است. ازاین‌رو، مسئله اصلی تنها روایت این تاریخ نیست، بلکه ایفای نقش در تداوم آن است. آینده این مسیر، بیش از هر چیز، به اراده، مسئولیت‌پذیری و آگاهی نسل‌های امروز و فردا وابسته خواهد بود.

سخن آخر
آنچه امروز شاهد آن هستیم، رخدادی حماسی و کم‌نظیر در تاریخ اسلام و ایران است؛ رخدادی که بی‌تردید در حافظه تاریخی این سرزمین ماندگار خواهد شد.
اسلام و ایران، در یک نسبت هم‌پیوند و زنده، شجره طیبه‌ای را شکل داده‌اند. این شجره از توحید آغاز می‌شود، با بعثت در تاریخ رشد می‌کند، در غدیر و ولایت تداوم می‌یابد، با فرهنگ عاشورا استحکام پیدا می‌کند و در مسیر انتظار به سوی ظهور حرکت می‌کند.
حماسه‌های ملت ایران نیز در همین مسیر تاریخی شکل گرفته‌اند؛ در پیوندی میان شجاعت ایرانی، هوشمندی انقلابی و دانش بومی.

امروز ما نه در حاشیه این شجره، بلکه در متن آن ایستاده‌ایم. این بدان معناست که جامعه ما، به‌جای فروپاشی، در حال بازتولید و تقویت سرمایه‌های هویتی و تمدنی خویش است.
و اکنون پرسش اصلی این است: نقش ما در ادامه این مسیر چیست؟ آیا تنها روایت‌گر این تاریخ خواهیم بود یا خود نیز بخشی از تداوم آن خواهیم شد؟

پاسخ این پرسش، در اراده و مسئولیت‌پذیری ما نهفته است.

 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟