صبر ما هم حدی دارد
سرویس مجلس «تابناک»: پس از سقوط هواپیمای 727 شرکت ایران ایر که باعث غم و اندوه ایرانیان شد، بار دیگر نام وزیر پرحاشیه راه و ترابری بر سر زبانها افتاد و داغ هموطنانی که عزیزان خود را در سوانح هوایی و جاده ای از دست داده بودند تازه کرد.
از همین رو با جواد جهانگیر زاده که از جمله نمایندگانی است که در استیضاح وزیر راه و ترابری پیشقدم شده اند به گفت و گو پرداختیم که ماحصل آن را به مطالعه خواهید نشست.
این سقوط حادثه بسیار سختی برای مردم ارومیه بود و تمام ملت نیز همدردی کردند تا جایی که این حادثه در دنیا نیز مطرح شد.
با توجه به اینکه اینگونه حوادث مهم هستند باید در تبییین دقیق ماجرا از احساسات پزهیز کرد البته این بدان معنا نیست که این موضوع مشمول گذر زمان شود و از یاد برود. خانواده های قربانیان و مسئولین این انتظار را دارند که زوایای ماجرا به دقت بررسی شود .
این ششمین حادثه در طی چند سال اخیر است و نشان می دهد که در شرایط مناسبی قرار نداریم. کشورهای کوچک نزدیک به ایران که حتی قابل مقایسه با استانهای ما هم نیستند در زمینه حمل و نقل هوایی رشد داشته اند و این نشاندهنده آن است که تطابق پذیری سیستم حمل و نقل هوایی ما با استانداردهای جهانی بسیار ضعیف است.
من بر این اعتقاد هستم که وزارت راه به قانون عمل نکرده است. برنامه چهارم بر این نکته تاکید داشت که عمر ناوگان هوایی باید کاهش مییافت که شاهد این موضوع نیستیم و بازسازی ناوگان هوایی به عنوان موضوعی ملی مورد توجه قرار نگرفته است. در صحن علنی مجلس می توان این موضوع را برجسته کرد. تنها روزگار را گذرانده اند و به این موضوع توجه نداشته اند.
ادعا می کنند که نامه نوشته اند در حالیکه نامه یک روی ماجراست. ما با شرکتهای خلق الساعهای که در کشورهای همسایه است تفاوت داریم و این کمبودها برای یک شهروند ایرانی قابل پذیرش نیست.
در شرایط فعلی نیز امکان اظهارنظر قاطع وجود ندارد و مرجع تصمیمگیری در مورد علت حادثه مجموعه محدودی هستند و بررسی موضوع نیاز به زمانی چندین ماهه دارد تا محتوای جعبه سیاه هواپیما کاملا مشخص شود.
متغیرهای متفاوتی در این موضوع تاثیرگذار است و نباید به صورت غیرکارشناسانه خدمه هواپیما و توانایی های آنان را زیر سوال برد.
شاید پس از هر سقوطی از ابتدا بدی آب و هوا ، خطای انسانی و .. عامل سانحه اعلام می شود؟
اگر بخواهیم به صورت دقیق تر به موضوع نگاه کنیم باید سهم هر یک از عوامل در این حادثه مشخص شود. آب و هوا، تجربه خلبان، برج مراقبت و فرسودگی هواپیما میتوانند در این حادثه دخیل باشند و هر یک ضریبی در وقوع این حادثه میتوانند داشته باشند و نباید تقصیر بر گردن یک عامل گذاشته شود.
اگر بتوانیم صندوق توسعه ملی را برای رفع این مشکل به کار بگیریم، میتوان ظرف 2 یا 3 سال کمبودهایی صنایع هوایی کشور را برطرف کرد و امنیت پرواز را بیشتر تامین شود و مردم با خیال آسوده سوار هواپیما شوند.
با این اوصاف این سوال مطرح است که چرا نمایندگان درصدد هستند وزیر راه را استیضاح کنند؟
باید به مردم پاسخ داد و بر اساس قانون هر مسئولی بر اساس وظایف و حیطه اختیارات خود باید در برابر مردم و نمایندگان مردم پاسخگو باشد و وزیر باید با پاسخگویی خود و با بیان دقیق موضوع در رسانه ها و مطبوعات به جبران مافات میپرداخت.
باید به این موضوع به صورت جدی پرداخته شود. میتوان به توسعه شرکتهای هوایی خصوصی کمک کرد تا لااقل آنها بتواند ضعفهای سازمان هواپیمایی را جبران کنند. اگر تاکنون کاری جدی در این رابطه انجام نگرفته است باید بر این مهم پافشاری کرد که قصوری انجام شده و حقی از بین رفته است و از آنجا که در زمان مدیریت آقای بهبهانی این حادثه رخ داده است وی مسئول است تا موضوع را به درستی بیان کند. وی اگر نمی توانست پاسخگو باشد باید استعفا میداد و حال که استعفا نداده است باید توسط نمایندگان مردم برکنار شود و کسی بیاید که این ضعفها را جبران کند. حل و فصل مشکلات هواپیمایی نیازمند فردی است که بخش قابل توجهی را برای این کار بگذارد . حال که وزارت راه سازمان عریض و طویلی است باید به تغییر ساختارها فکر کرد و در کنار آن نیز باید به تغییر مدیریتها نیز فکر کرد.
دوره مدیریت آقای بهبهانی در وزارت راه و ترابری بارها زیر ذرهبین منتقدین رفته است. دلیل این همه حاشیه در این وزارتخانه را در چه می دانید؟
بخش دیگر مشکلات تزلزل در مدیریت سیستم حمل و نقل هوایی است. در سیستم وزارت راه شاهد تغییرات بسیاری در سالهای اخیر بودهایم و به عنوان مثال در یک سال گذشته سه بار شاهد تغییر معاونت پارلمانی بودهایم. در این دولت جابجاییها به سرعت انجام میشود. از لازمههای مدیریت ثبات و شجاعت در تصمیمگیری است و زمانیکه شجاعت از بین برود با این مشکلات مواجه خواهیم بود. صنعت هواپیمایی نباید دستخوش التهابات سیاسی قرار بگیرد. نباید برای اینکه از پاسخگویی شانه خالی کنند افراد را جابجا کنند، بدون اینکه در ساختارها و روشها تغییری ایجاد کنند. البته کشتهشدگان حمل و نقل هوایی به مراتب کمتر از کشتهشدگان راههای زمینی است هر چند مقایسه این دو چندان دقیق نیست. وزارت راه باید در این موضوعات پاسخگو باشد. چه زمانی میخواهند این مشکلات را حل و فصل کنند؟ چه وقت می خواهند برای یک بار که شده اقدام ویژهای کنند و این آمار را کاهش دهند؟ مردم هیچگاه در تبعیت و تطابق خود با سیستم اداره کشور قصوری از خود نشان نداده اند و این موضوع وظیفه مسئولان را به مراتب بیشتر خواهد کرد.
در کشوری مانند کره به خاطر ریزش یک پل وزرای مربوطه استعفا می دهند و یا اینکه با حوادثی به مراتب کوچکتر از این موضوع مسئولین شرکتها استعفا می دهند ولی وزیر راه نه تنها چنین کاری انجام نداد بلکه در ارومیه پلاکاردهایی نصب کرده بود به مانند اینکه فتح الفتوحی کرده اند. چرا در کشور ما کارها وارونه است و به جای آنکه مسئولین عذرخواهی کنند برای خود تبلیغات هم می کنند و دور افتخار در شهر می زنند؟
حتی به ظاهر می توانستند مدیران را جابجا کنند به این دلیل که به دلیل بی تدبیری آنها چنین اتفاقی رخداده است.
اینکه وزیر در شب حادثه وارد ارومیه شود و به محل حادثه سر بزدند قابل تقدیر است و باید جوانب مثبت را نیز گفت اما در جامعه ما به جای پذیرش مسئولیت، پذیرش قدرت مهمتر است و گویی پذیرش تبعات قدرت و مشکلاتی که در زمان مدیریت آنها رخ می دهد خارج از محدوده وظایف آنهاست و با فرافکنی این مسئولیت را به دیگران منتقل می کنند و این امر مسئولیت مجلس را بیشتر می کند.
اگر مسئولی در انجام وظایف خود قصور کند و یا اینکه پاسخگوی مطالبات مردم نباشد مجلس باید از حوزه اختیارات خود استفاده کند.
انتظار این بود که دولت در این مورد اقدام ویژهای انجام میداد اما نباید این موضوع را با بحث گروکشیهای سیاسی آمیخته کنند. آقای رئیس جمهور می گوید که حاضرند در خانه مردم فقیر کار کنند ولی در برابر مدعیان سر فرود نیاورند، این همان مردم هستند که توقع دارند که پاسخ مطلوبی را از مسئولین بشنود. آقای احمدی نژاد بر اساس اعتقادی که دارند که ساختار قدرت نباید متصلب شود و در دست عده ای خاص قرار گیرد، این اطمینان خاطر را از کسانیکه از پیگیری مطلوب امور غفلت میکنند، بگیرد و نگذارد با کارهای تبلیغاتی بر کارهای ناکرده خود سرپوش بگذارند .
وزیر راه به هیچ وجه راضی نیست از بینی کسی خون بیاید اما این مانع از این نیست که مسئولیتهای وی را گوشزد نکنیم و اگر روزی وی توانایی ایفای این مسئولیت را نداشت با وی برخورد نکنیم. این قابل پذیرش نیست که مدیر ارشدی با این توصیف که عزل و نصب ها در دستش نیست از خود رفع مسئولیت کند. در چنین شرایطی باید ردای قدرت را به صاحبان آن بخشید و سرافرازانه باید در برابر مردم گفت که از عهده انجام مسئولیت برنیامده است و یا اینکه ابزار و وسایل انجام وظیفه را در اختیار نداشته است. در این صورت کسانیکه اقدام به پذیرش مسئولیت خواهند کرد حتما با این الزام خواهند آمد که لوازم اجرای مسئولیت نیز باید در اختیار آنها باشد.
صبر ما هم حدی دارد و اگر مسئولی متوجه عواقب کار خود نباشند ما به عنوان نماینده مردم باید از اختیاری که قانون در اختیارمان گذاشته است استفاده کنیم و به مردم بگوییم نسبت به درد و رنج آنها بیتوجه نیستیم.
حادثه ارومیه یک جرقه است که حوادث پیرامونی را روشن میکند؛ تاخیرهای بی دلیل، برخوردهای نامناسب با مردم و عدم پاسخگویی مناسب. باید تفکر صنعت هوایی تغییر کند، وظیفه آنها خدمت به مردم است. انگار در صنعت هوایی ما اظهار تواضع و احترام به مردم از یاد رفته است و با منت و اکراه کار میکنند. این با طبع و روش نظام جمهوری اسلامی هماهنگ نیست.
چندین بار مجلس تا استیضاح وزرا پیش رفته است اما چنین اتفاقی رخ نداده است و شان استیضاح لوث شده است. آیا این بار استیضاح جدی است؟
نمایندگان اصرار داشتند بندی از آیین نامه تغییر کند که پس گرفتن امضای استیضاح با موافقت مجلس باشد اما متاسفانه فوریت آن تصویب نشد و اگر چنین طرحی مصوب شود در صورتی که استیضاحی امضا شود تا پایان خواهد رفت. دغدغه هیئت رئیسه مجلس نیز همین است که اگر استیضاح ها نیمه کاره بماند باعث کاهش شان مجلس خواهد شد.
باید مجلس این تصمیم را بگیرد و اقدام کند . مجلس علاقه مند است بر اساس رهنمودهای رهبر انقلاب حداکثر کمک را به دولت داشته باشد. دولت نیاز به کمک دارد اما در مسائل پیش رو، دولت نیز باید پیش قدم شود و کمک بخواهد.
با توجه به مواردی که در چندماه اخیر بین دولت و مجلس مطرح شده است، در تصویب قوانین و بودجه نظر مجلس را لحاظ نمی شود. نمایندگان در دوراهی قرار گرفته اند که چگونه می توانند به دولت کمک کنند در حالیکه دولت قدمی در جهت هم افزایی قوا برنمی دارد.



