ورزشهای زمستانی ایران در حالت انجماد
فرارسیدن فصل سرما و پایان شمارش معکوس برای آغاز بازیهای المپیک زمستانی ونکوور، با نهمین حضور کاروان ایران در این رقابتها همراه شد تا بتوان به همین بهانه مروری داشت بر وضعیت نه چندان مساعد ورزشهای زمستانی ایران که هنوز تا نقطه شروع یک فعالیت جدی و منسجم نیز فاصلهای چشمگیر دارد و به نظر میرسد تحت تاثیر سرما و انجماد ماههای پایانی سالهای سپری شده از عمر این رشتهها قرار گرفته است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ المپیک زمستانی که سابقه آن تنها در بازیهای المپیک نوین خلاصه میشود، عمری کوتاهتر از المپیک تابستانی دارد و از 1924 با بازیهای المپیک شامونی فرانسه به شکل مجزا رسماً اعلام موجودیت کرد تا ملل جهان هر دو سال یک بار شاهد گردهمایی نماین
دگانشان در میدان ورزش باشند و پس از بازیهای تابستانی، وقفهای چهار سال برای پیگیری اهداف نهضت المپیک که مهمترین آنها تحکیم و توسعه دوستیهای مردم جهان است، نیافتد و بتوان خیلی زودتر با پوششهای گرم به دنبال این هدف بزرگ رفت.
با وجود گذشت 86 سال از نخستین دوره این بازیها و رسیدن این رویداد به بیست و یکمین دوره، هنوز فاصله چشمگیری میان تاثیرگذاری این رویداد با المپیک تابستانی وجود دارد. علاوه بر تعداد محدودتری از رشتههایی که در المپیک زمستانی وجود دارد، عواملی همچون محدودیت پرداختن به تعدادی از این رشتهها در بسیاری از کشورها و یا امکان پرداختن در یک یا نهایتاً دو فصل از سال در تعداد قابل ملاحظهای از کشورها در رقم خوردن چنین شرایطی موثر بوده است.
ایران یکی از کشورهایی قلمداد میشود که با در اختیار داشتن آب و هوای چهار فصل میتوانست در این بخش رشد چشمگیری داشته باشد اما با گذشت بیش از پنج دهه از حضور نمایندگان کشورمان در این رقابتها که در مقاطعی با سکته همراه بوده، هیچگاه نتوانسته جایگاه مناسبی در این رویداد بزرگ داشته باشد و همواره عملکردی به مراتب ضعیفتر از المپیک پکن از خود به نمایش گذاشته است. در بخش پارالمپیک زمستانی نیز ایران به عنوان غایب مستمر هرگز نتوانسته حتی لحظهای از اقتدارش را در پارالمپیک تابستانی برای مردم جهان تداعی نماید.
این مسئله چندین دلیل مشخص داشته که رفع هریک منجر به تغییر جایگاه ایران در بازیهای زمستانی خواهد شد و حتی میتواند در ادوار آتی ایران را آهسته آهسته به جمع مدعیان ورزشهای زمستانی در سطح جهان سوق دهد. محدودیت پشتوانهها، فقدان و محدودیت سخت افزارها، عدم مسئولیت پذیری متولیان و به تبع آن عدم تدوین برنامههای توسعه در این حوزه شاید مهمترین دلایل زنجیرواری باشد که در رکود ورزشهای زمستانی ایران نقش داشته است که مختصراً چنین میتوان به تشریحش پرداخت.
محدودیت پشتوانهها
مهمترین عامل توسعه هر مسئلهای در هر جامعه، عامل انسانی است. به عبارت سادهتر آنچه مردم یک کشور، یک استان یا ایالت، یک شهر و یا یک روستا به آن گرایش نشان دهند - بسته به میزان و شدت گرایش- در کوتاه مدت تا بلندمدت به موضوعی فراگیر مبدل شده و آثار این فراگیری در یک یا سطوح متعددی از آن جامعه هویدا میشود که میتواند از سطوح فرهنگی به عنوان سختترین سطوح یا سطوح اقتصادی به عنوان تاثیرپذیرین بخشها، تناوب داشته باشد.
فرهنگ جامعه ایران برخلاف بسیاری از کشورهای سردسیر که ورزش اولشان عمدتاً ورزشهای زمستانی است، به واسطه شرایط جغرافیایی و همینطور باورهای فرهنگی منبعث از این شرایط کمتر به ورزشهای زمستانی گرایش نشان داده و به جز بخشهای کوهستانی همچون دیزین و شمشک که همواره گروهی از بومیان به این ورزش پرداختهاند، این دست ورزشها تاکنون به عنوان ورزشهای طبقه مرفهین شناخته شده و عموم مردم کمتر به آن گرایش نشان دادهاند.
از گروه مرفهین و همچنین بخش اندکی که به عنوان ورزش به این رشتهها میپردازند به همراه برخی بومیان مناطقی که میزبان اسکی بازان است، تنها بخشی محدود ترجیح میدهند به شکل رقابتی در پیستها حاضر شده و اصولاً دلمشغولیهای اینچنینی را برای خود به وجود نمیآورند. این رویه باعث میشود حجم ورزشکارانی برف و یخ که بتوان بر روی آنها به عنوان پشتوانههای قهرمانی و حرفهای حساب باز کرد، محدودتر از حد تصور شده و به همین دلیل توسعه رشتههای زمستانی که مخاطبی برایش وجود ندارد، به یکی از امور دشوار بدل میشود.
فقدان و محدودیت سخت افزارها
یکی از اصلیترین مواردی که منجر به عقب ماندگی کشورمان در ورزشهای زمستانی شده، وجود بسیاری از سخت افزارها اعم از لوازم یا اماکن این ورزشها است. واقعیت آن است که هنوز سالنی برای هاکی روی یخ یا اسکیت روی یخ وجود ندارد و طبیعتاً وقتی سالنی برای این رشته وجود ندارد، نمیتوان این رشتهها را روی سنگ یا کف پوش سالنهای فوتسال پیگیری کرد. با توجه به آنکه با عدم تامین سالنهای این رشتهها در دهههای اخیر، بستر فعالیت علاقمندان این رشتهها، فراهم نشده، سایر سخت افزارها که معمولاَ برای پرداختن به این رشتهها از سوی ورزشکاران به عنوان پوشش یا لوازم بازی تهیه میشود نیز در کشور وجود ندارد.
به همین دلیل ضروری به نظر میرسد که در طرحهای کوتاه مدت ایجاد حداقل یک سالن تخصصی برای فعالیت هریک از این رشتهها در کشور ایجاد شود تا بتوان ابتداً به شکل عمومی و سپس در قالب تیمهای ملی به شکل دهی این ورزشها پرداخت و نمایندگان کشورمان در این رشتهها نیز در بازیهای زمستانی حضوری فعال داشته باشند و برخی از این رشتهها را از حالت انجماد به درجه ذوب برسانند.
در حال حاضر با توجه به آنکه در ایران تنها پیست اسکی وجود دارد، ورزشکاران عمدتاً به رشتههای اسکی آلپاین، اسکی صحرانوری و اسنوبرد میپردازند و برای فعالیت در سایر رشتهها، تامین سخت افزارها، اولویتی است که باید جدی قلمداد کرد و با رفع فقدان برخی از این امکانات و کاهش محدودیت برخی دیگر از سخت افزارها که حتی در رابطه با پیستهای اسکی نیز قابل مشاهده است، به نقطهای قابل اتکاء دست یافت و برای توسعه این رشتهها بدین طریق بتوان هزینهها را نیز کاهش داد که طبیعتاً با کاهش نسبی هزینهها به واسطه توسعه امکانات، استقبال شرکتکنندگان نه تنها مقابل زیان دهی را میگیرد بلکه منجر سوددهی را ارتقاء خواهد بخشید.

عدم مسئولیت پذیری متولیان
در بازیهای المپیک زمستانی 15 رشته ورزشی متشکل از اسکی آلپاین، اسکی صحرانوردی، سورتمه سواری، پرش با اسکی، دوگانه مدرن یا بی اتیلن(اسکی و تیراندازی)، هاکی روی یخ، شورت ترک، اسکیت سرعت، اسکیت نمایشی (پاتیناژ)، اسکی مصافت تیمی، اسنوبرد، اسکلیشن، کرولینگ (حلقه زنی) و لوژسواری که برخی از آنها دارای موادی نیز هست برگزار میشود و در بازیهای پارالمپیک زمستانی نیز اسکی آلپاین، دوگانه مدرن یا بی اتیلن (اسکی و تیراندازی)، کراوس کانتری، هاکی روی یخ نشسته و کرولینگ (حلقه زنی) انجام میشود اما متاسفانه در ایران حتی در این حد نیز از المپیک زمستانی شناخت وجود ندارد.

در واقع برخی از این رشتههای المپیکی حتی به فارسی ترجمه نشدهاند و به سختی میتوان معادلی درست و قابل فهم برایشان ارائه کرد، چه رسد به آنکه اطلاعاتی در رابطه با آنها وجود داشته باشد که یک مخاطب عام یا خاص بتواند شناختی حداقلی نسبت به این رشتهها کسب کند. در هیچ یک از سایتهای فدراسیونهای کشورمان که باید یک یا چند رشته از این دست رشتهها را تحت پوشش قرار دهند، اثری از این رشتهها نیست و کمته ملی المپیک یا آکادمی ملی المپیک نیز حتی جزوهای در این رابطه در دسترس عموم قرار نداده است.
جالب تر آنکه اگر با بسیاری از مسئولان ورزش نام این رشتهها را -بدون اشاره به آنکه در خصوص بازیهای المپیک زمستانی سخن گفته میشود- مرور کرد، شاید پاسخهای جالب و حتی بعضاً خندهداری را بتوان تحویل گرفت. با این اوصاف آیا هیچ یک از روئسای فدراسیونهای مرتبط با این رشتهها، مسئولیت پذیر خواهند بود و متعهد به فعال سازی رشتههایی که نه امکاناتی برایشان قابل برشمردن است و نه حتی کوچکترین شناختی نسبت به آنها در کشورمان حتی نزد مسئولان وجود دارد، خواهند شد؟! طبیعتاً مدیران میانی جز به اجبار مدیران بالادستی تن به این مسئولیت نخواهند داد و در آن صورت نیز کاری پیش نمیرود.
بر همین اساس هنگامی که سرمایهگذاری در این بخش وجود نداشته و مدیران نیز بدون تامین امکانات و اعتبارات گامی در ایجاد حداقل زیرساختهای ورزشهای زمستانی انجام ندادهاند، برنامهریزی کوتاه مدت نیز در این حوزه فاقد مفهوم گشته و ارزش معنایی خود را از دست میدهد. شاید نگاه جدیتر به ورزشهای زمستانی پس از ونکوور، بتواند زمینه ساز شکل گیری یک عزم جدی متکی بر یک برنامه مشخص برای توسعه ورزشهای زمستانی ایران باشد تا نشاط در ماههای سرد سال و درخشش نشانهای نمایندگان ایران در میدان برف و یخ پررنگتر جلوه کند.




