سفرهای اخیری که از سوی مقامات کویتی به ایران صورت گرفته و جواب این سفرها از سوی حسن روحانی، صرف نظر از هر آنچه در پشت پرده می گذرد و رسانه ها و افکار عمومی کمتر اطلاعی از آن دارند، از یک جهت بسیار حائز اهمیت است. بررسی دو اتفاق طی یک ماه گذشته به خوبی نشان می دهد که چرا اکنون و در اوضاع کنونی، حرکت های متقابل برای تنش زدایی در خلیج فارس اهمیت بسیاری دارد.
کد خبر: ۶۶۸۶۵۴
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۶:۴۱ 18 February 2017
سفرهای اخیری که از سوی مقامات کویتی به ایران صورت گرفته و جواب این سفرها از سوی حسن روحانی، صرف نظر از هر آنچه در پشت پرده می گذرد و رسانه ها و افکار عمومی کمتر اطلاعی از آن دارند، از یک جهت بسیار حائز اهمیت است. بررسی دو اتفاق طی یک ماه گذشته به خوبی نشان می دهد که چرا اکنون و در اوضاع کنونی، حرکت های متقابل برای تنش زدایی در خلیج فارس اهمیت بسیاری دارد.

به گزارش «تابناک»؛ سفر اخیر حسن روحانی به کویت و عمان را شاید بتوان در بستری کلی، تلاش های متقابل و با واسطه هم از سوی ایران و هم از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس و عضو شورای همکاری خلیج فارس برای تنش زدایی و روابطی دوستانه تر برای حل و رفع چالش های خاورمیانه و منطقه قلمداد کرد. نه مقامات دولتی و امنیتی در مورد مفاد و موارد مطروحه در این سفرها سخنی با رسانه ها در میان گذاشته اند و نه با دقتی بالا می توان حدس زد که این سفرها برای چه موضوعی و در چه راستایی است.

شاید موضوع بر سر حل بحران یمن باشد، شاید موضوع آینده سوریه و عراق و شاید در بستری کلی تر قدم هایی اولیه برای یک طرح کوتاه یا میان مدت برای تنش زدایی میان ایران و کشورهایی که اکنون با آمدن دونالد ترامپ خیال خود را از مهار ایران، بیش از هر زمان دیگری طی یک دهه گذشته راحت می بینند. پاسخ سفر وزیر امور خارجه کویت به ایران توسط شخص روحانی، اقدامی بود که می توان آن را یک قدم سمبلیک از سوی ایران و حاوی پیامی مبنی بر جدیت ایران در روابط با کشورهای جنوبی، صرف نظر از موضوع و مورد آن قلمداد کرد.

اما این سفرها و این روابط بدون در نظر آوردن چند و چون آن، از یک جهت دیگر بسیار اهمیت دارد و آن تحرکات امنیتی و نظامی است که طی یک ماه گذشته کشورهای حاشیه خلیج فارس شروع کرده اند و نتایج و خروجی های آن - اگر آن گونه که تصور می شود باشد - به هیچ وجه به نفع ایران و شرایط آتی توازن قوا در سمت ایران در منطقه نخواهد بود.

روایت اول

نخستین شاهد این ماجرا مربوط می شود، به افتتاح دفتر ناتو در کویت در ابتدای ماه جاری یعنی بهمن ماه. دبیر کل ناتو «استالتنبرگ» در پنجم بهمن ماه برای افتتاح این دفتر وارد کویت شد و گفت: این دفتر «مرکزی حیاتی برای همکاری بین ناتو و شرکای ما در حوزۀ خلیج (فارس) خواهد بود». 

ناتو بیخ گوش ایران؛ به دو روایت متفاوت

مرکزی که هدف از افتتاح آن کمک نظامی و امنیتی به کشورهای حاشیه خلیج فارس با برگزاری دوره‌های آموزشی پیشرفته در زمینه‌های امنیت سایبری، امنیت انرژی، شیمیایی، بیولوژیکی و سلاح‌های هسته‌ای است. مرکز ناتو در کویت در چهارچوب «ابتکار عمل همکاری استانبول» تأسیس شده است. رهبران ناتو در سال 2004 در نشست این سازمان در استانبول ترکیه با تصویب طرح «ابتکار عمل همکاری استانبول» یا آی‌سی‌آی تصمیم گرفتند ارتباط و همکاری امنیتی ناتو را با کشورهای خاورمیانه به‌ویژه کشورهای حوزۀ خلیج‌فارس افزایش دهند.

کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی اعضای آی‌سی‌آی هستند و دو عضو دیگر شورای همکاری خلیج‌فارس (عربستان سعودی و عمان) نیز قصد دارند به آن ملحق شوند. دبیر کل ناتو در جریان سخنرانی به مناسبت افتتاح این دفتر بیان کرده بود: «ما با تهدیدات امنیتی مشترک مانند تروریسم، گسترش سلاح و حملات سایبری مواجه هستیم و در آرمان‌های یکسان برای صلح و ثبات سهیم هستیم. ضروری است که بیشتر از قبل همکاری نزدیک داشته باشیم.»

روایت دوم

دومین ماجرا اما بازمی گردد به گزارشی که چندی پیش روزنامه وال استریت ژورنال منتشر کرده است و بر اساس آن گفته می شود، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس قرار است با همکاری کشورهای غربی و آمریکایی و البته با مشارکت رژیم اسرائیل ائتلافی نظامی شبیه به ناتو را در منطقه تشکیل دهند.

ائتلاف مذکور کشورهایی از قبیل عربستان سعودی و امارات عربی متحده ـ که به صورت اعلانی دشمنان اسرائیل هستند ـ و همچنین مصر و اردن که از مدت های قبل معاهدات صلح با اسرائیل دارند را شامل خواهد شد. امکان آن وجود دارد که دیگر کشورهای عربی هم به ائتلاف بپیوندند. مکانیزم دفاعی - امنیتی در این ائتلاف کاملا شبیه به ناتو خواهد بود، به شکلی که حمله نظامی یا تهدید یک کشور از این ائتلاف به معنی تهدید و حمله به سایر اعضا تلقی خواهد شد. البته آمریکا و اسرائیل در این میان تنها نقش «لجستیک» بر عهده خواهند داشت.

ناتو بیخ گوش ایران؛ به دو روایت متفاوت

دو مقام عربی به این روزنامه تأکید کردند که «یمن، اولین آزمون ائتلاف جدید خواهد بود. آمریکا کمک نظامی به کارزار علیه یمن را تشدید و دریای سرخ را امن خواهد کرد؛ دریایی که مسیر مهم کشتیرانی بین‌المللی و مورد تهدید جنگ بوده است. ماه گذشته حوثی ها حمله‌ای مرگبار به ناو جنگی سعودی در دریای سرخ ترتیب دادند».

به گفته این مقامات، نمایندگان اماراتی و عربستانی در مذاکرات دو هفته اخیر خود با دولت ترامپ، از توامندی های امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل را تمجید و تلویحا توافق کردند که در صورت تشکیل ائتلاف، (با اسرائیل) شراکت اطلاعاتی داشتبه باشند».

کلیدی برای حل معمای سفرهای اخیر

افتتاح دفتر ناتو در کویت به خودی خود تهدیدی امنیتی علیه ایران تلقی نمی شود، زیرا اساسا اهداف و مکانیزم عمل این دفتر مبتنی بر آموزش و همکاری اطلاعاتی است. ناتو در واقع بیش از هر چیز به دنبال همراه کردن کشورهای حاشیه خلیج فارس در راستای هدف اصلی خود ـ که همان مهار تروریسم و تهدیدات سایبری است ـ عمل می کند و نفس باز شدن این دفتر در کویت که اساسا رویکردهای آن نسبت به دیگر کشورهای عضو شورای همکاری به ایران کمتر چالش برانگیز است، خود شاهدی از اهداف و جهت گیری این اقدام دارد؛ هرچند در این زمینه کشورهای حاشیه خلیج فارس نیم نگاهی به ایران نیز دارند. ضمن آنکه قبل از این هم ناتو مراکز عملیاتی و نظامی در پیرامون ایران داشته است؛

ناتو بیخ گوش ایران؛ به دو روایت متفاوت

اما ماجرای گزارش وال استریت ژورنال به کل موضوع متفاوتی است و چنانچه این گزارش درست باشد و چنین ائتلافی در منطقه خلیج فارس شکل بگیرد، بدون شک نوک پیکان آن متوجه ایران بوده و قطعا بر وضعیت توازن قوای منطقه ای به ضرر ایران تأثیرگذار خواهد بود.

اولین اثر این گزارش حتی پیش از هر گونه اقدام عملیاتی در این راستا، این است که معما یا معضله امنیت در حاشیه خلیج فارس را تشدید می کند. موضوع شکل گیری ائتلاف یا پیمانی نظامی - امنیتی علیه ایران به خودی خود حساسیت های ایران را در منطقه افزایش خواهد داد و اساسا موضوع حضور لجستیکی و اطلاعاتی اسرائیل در این زمینه نیز خود به شدت می تواند به حساسیت های این مسأله اضافه کند.

همچنین یک چنین اتحاد و ائتلاف نظامی در صورت شکل گیری و عملی شدن، به سرعت توازن قوای منطقه ای را به زیان ایران تغییر خواهد داد و از سوی دیگر راه را برای اقدام نظامی مشترک بر علیه ایران باز می کند. به عبارت دیگر، اگر یمن صحنه نبرد فعلی میان ایران و عربستان تلقی و چنانچه با شکل گیری این پیمان نظامی حمایت ایران از نیروهای حوثی به مثابه یک کنش نظامی از سوی ایران تعریف شود، فضا برای برخورد و تقابل نظامی ایران و اعضای این پیمان - هر کشوری که باشد - از هم اکنون آماده است.

این مسأله البته نیاز به بررسی تحلیل تر و جدی تری دارد، زیرا گستره تکتونیک امنیتی آن به شدت ساختارهای قدرت فعلی در خاورمیانه را متأثر ساخته تا آنجا که حتی پای روسیه و چین را نیز به ماجرا باز خواهد کرد. در نتیجه فعلا باید در مورد گزارش وال استرایت ژورنال و تأیید یا رد آن سکوت و ادامه ماجرا را با دقت دنبال کرد.

اما از همه اینها می توان یک نتیجه قطعی گرفت؛ این که سفر اخیر روحانی به عمان و کویت هرچند ارتباطی با این موضوعات نداشته باشد - که می توان حدس زد به هیچ وجه بی ارتباط هم نیست - اهمیت بسیاری دارد. اکنون عربستان سعودی به نظر با استفاده از فرصت دولت دونالد ترامپ به سرعت به دنبال تغییر نظم موجود در حاشیه خلیج فارس و خاورمیانه و باز تعریف آن است. 

ناتو بیخ گوش ایران؛ به دو روایت متفاوت

روندهای کنونی تا کنون برای ایران به لحاظ امنیتی مثبت بوده و تغییر این روندها آن چیزی است که عربستان به دنبال آن خواهد بود و سخنان اخیر عادل الجبیبر، وزیر خارجه عربستان و این که به چالش های پیش رو با امیدواری و خوشبینانه نظر می کند، شاهدی از این ماجراست.

ایران باید این روند را به سرعت متوقف سازد زیرا ادامه آن به هر نحو - حتی قبل از عملیاتی شدن بسیاری از طرح های بازگو شده - تنگنای امنیتی برای ایران را تشدید کرده و ریسک بازی و کنش ایران را در منطقه افزایش می دهد. اولین قدم در این راه جلوگیری از همین شدت گیری تنگنای امنیتی است که نزدیکی ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس و ارتباط مستقیم با آنها می تواند به خوبی به این مسأله یاری رساند.

به نظر می رسد، البته کنشگری ایران در این زمینه در حال حاضر به همین میزان محدود خواهد شد زیرا اساسا عربستان سعودی نه دلیلی برای تنش زدایی با ایران در جو فعلی می بیند و نه علاقه ای به آن دارد. در حال حاضر دونالد ترامپ به خوبی فضا را برای استفاده عربستان فراهم کرده است و این برگی نیست که عربستان سعودی به راحتی آن را از دست بدهد.

اما سفرهای حسن روحانی که احتمالا در آینده نزدیک از کانال های دیگری ادامه خواهد یافت و شروع یک روند به نظر طولانی است، می تواند از یک سو پلی برای توقف یا کم کردن سرعت «رقابت بی پروای» نظامی - امنیتی در خلیج فارس باشد و از سوی دیگر سیگنال های شفاف و صریحی در مورد اهداف و نیات ایران به عربستان سعودی ارسال کند که از هرگونه اشتباه محاسباتی احتمالی در آینده نزدیک جلوگیری شود.

برچسب ها
روی خط سایت ها
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳۵
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۵ - ۱۳۹۵/۱۱/۳۰
حرفت درست.
ولی خیلی هم نباید ترسید. منطقی عمل کنید و در عین حال نترسید
حسین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۰۴ - ۱۳۹۵/۱۱/۳۰
تحلیل قشنگی بود ولی بهتر است تندروهای ایران که بدون توجه به توصیه های مقام معظم رهبری ، تام اعمال دولت را زیر سوال می برند مقداری به خود بیایند و با دنیا مصالحه نمایند و دولت روحانی نیز باید به عزت ملی ایرانی بیشتر اهیت داده و به جوانان انقلابی و پرشور کشور اعتماد بیشتری بکند
ارشد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۲۹ - ۱۳۹۵/۱۱/۳۰
خیلی تحلیل آبکی بود اصلا سیاست غرب ترسوندن کشورهای عرب ازایران وفروش سلاح واطلاعات به اونهاست وایران هم نخواسته داره به اهداف اسراییل ازقبیل آزمایشهای موشک وغیره خدمت میکنه
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۳۲ - ۱۳۹۵/۱۱/۳۰
عربستان در جنگ با یمن شکست خورده قطعا. آبرو هم نداره و به شدت مظلوم کشی کرده و در افکار اعراب بد نام شده. ولی این جنگ برای عربستان تماما ضرر نبوده چون 1- برای اولین بار یک اعتلاف عربی را رهبری کرده 2- با یک حریف تمرینی (هر چند مظلوم) توان جنگی خود خصوصا نیروی هوایی خود را بالا برده. پرواز 100 سورتی در یک شب از لحاظ نظامی بسیار پیچیده و سطح بالای از توان لجستیکی و امادگی زرمی نیاز دارد. ولی به عکس در نبرد زمینی کاملا موضوع برعکس بوده و آسیب جدی خصوصا در روحیه نیرو ها متحمل شده.3- اتحاد استراتژیک خود را از اعراب به اسراییل ارتقا داده. سابقا حداقل در انظار عمومی بحثی از ائتلاف با صهیونسیت ها نیود.
ایران تنها کشوری است که توان مقابله در خارج مرزهای میهنی خود خصوصا در جنگ های نامتعارف دارد.که این مزیت خارقالعاده ایران است ولی ضعف در مقابله هوایی خصوصا حمله چند جانبه باعث تشویق دشمنان همیشگی انقلاب شده.ما نیاز به شریک استراتژیک نظامی داریم آن هم فرا منطقه ای .چین راه حل مشکلات است .البته توکل بر ذات اقدس الهی و اراده ملت راه گشای نهایی است
الکی مثلا منم تحلیل دارم..
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۷ - ۱۳۹۵/۱۱/۳۰
هم از لحاظ سیاسی و هم از لحاظ امنیتی بحث ارتباط با کشورهای حاشه خلج فارس مهم هست.

ولی یک جنبه مهمتر این قضیه روابط اقتصادی است. صادرات محصولات کشاورزی ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس مختل شده و همین باعث تشدید مشکلات بخش کشاورزی در چندسال اخیر و بویژه بعد از ماجرای سفارت عربستان و قطع روابط شده است.
ما باید این چرخه را برگردانیم...
هر چند الان جای محصولات کشاورزی ایران را حتما کالاهای و محصولات دیگر کشورها از جمله چین ، ترکیه و .. گرفته است..
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: