جوابیه بنیاد مستضعفان به یک خبر + توضیحات «تابناک»
بنیاد: چگونه عواملی از شهرداری به خود اجازه دادند در چشم بر هم زدنی میلیاردها ریال به اموال مردم زیان وارد کنند و سربازان وظیفه را بیهیچ گناهی شبانگاه و دور از چشم مردم مورد ضرب و شتم قرار دهند؟ / تابناک: انصاف بدهید که توقع میرفت لااقل از بازگشایی این محور به نفع مردم در روزهای آینده مینوشتید تا شاید مرهمی باشد برای روح زخم خورده کسانی که حقوق شهروندیشان لطمه دیده است. ایکاش شهروندان را از برنامههای آتیتان با خبر میکردید!
سرویس اجتماعی ـ پیرو درج خبری با نام «جنگ بین «خان»های تهران، راه را بر مردم بست + تصاویر» مورخ 1390/8/17، مدیریت ارتباط با رسانههای بنیاد مستضعفان توضیحاتی ارایه کردند که همان گونه منتشر میشود:
با سلام و تحیات؛
«آیا واقعا راه دیگری نبود که این دو سازمان بزرگ، اختلافات را به میان مردم کشاندند و بسان دو خان با هم برخورد کردند؟!» این بخشی از گزارش یاد شده است. پاسخ این است: چرا وجود داشت، واقعا وجود داشت! و سوال ما این است چگونه عواملی از شهرداری به خود اجازه دادند در چشم بر هم زدنی میلیاردها ریال به اموال مردم زیان وارد کنند و سربازان وظیفه را بیهیچ گناهی شبانگاه و دور از چشم مردم مورد ضرب و شتم قرار دهند؟ سربازانی که برای حراست از اموال مردم وظیفه نگهبانی داشتند. باز گردیم به قبل؛ برابر با توافقاتی که مدتها قیل با مسئولان شرکت نوسازی اراضی عباس آباد شده بود، قرار بر این شد که بنیاد ۱۸ هزار متر مربع از اراضی در اختیار خود را به این شرکت واگذار کند تا کارمندان استانداری، راه اهن، بانک سپه و وزارت راه و شهرسازی بتوانند با احداث جاده از این معبر برای عبور و مرور خود استفاده کنند، این توافق در حضور نمایندگان عالیرتبه این سازمانها انجام شد و بنیاد نیز در مقابل اجازه یافت بقیه اراضی خود را محصور کند. عملیات ساخت دیوارها از ۲ ماه قبل آغاز شد و کار در مراحل نهایی بود. ضمن آنکه عوامل راه سازی نیز در اراضی متعلق به بنیاد شاغل به کار بودند و هیچکس گمان نمیکرد که عواملی از شهرداری بدون اعتنا به شهرداری منطقه شش و شرکت نوسازی اراضی عباس آباد نیمه شب را برای تخریب دیوار انتخاب کنند و در دل شب نگهبانان سرباز وظیفه را مورد ضرب و شتم قرار دهند و زیان هنگفتی را به مردم وارد کنند. آیا راه دیگری واقعا وجود نداشت؟ در این خصوص حتی مرکزی از چند سال قبل برابر با توافق رئیس بنیاد و شهردار تهران برای حل و فصل موارد فی مابین بنیاد و شهرداری وجود داشت که میتوانست همین مورد هم در آن مرکز «واحد توافقات» مورد بررسی قرار گیرد. حالا چرا عواملی از شهرداری این راه زیان بار را انتخاب کردند بر ما پوشیده است! و باید تاسف خورد چگونه افرادی به خود حق میدهند در جایی که میشود گفتوگو کرد، این راه را بر گزینند. ضمن آنکه بنیاد مدتها بود این دیوار کشی را انجام میداد؛ آن هم در پیش چشم همه مردم و از جمله عوامل شهرداری منطقه! حال چه شده بود که آنها یک باره تصمیم به انهدام دیوار ساخه شده گرفتند؟ گیرم که بنیاد خلاف کرده بود، که چنین چیزی نبود، فرض را بر این بگذاریم؛ مگر کمسیون ماده ۱۰۰ وجود نداشت که به این موضوع رسیدگی کند؟ پس از این ماجرای تاسف برانگیز، بنا به توافقاتی که با شهرداری منطقه شش شد، قرار بر این شد که تا روشن شدن موضوع، زمین واگذاری کماکان در اختیار بنیاد باشد.
با سلام و تحیات؛
«آیا واقعا راه دیگری نبود که این دو سازمان بزرگ، اختلافات را به میان مردم کشاندند و بسان دو خان با هم برخورد کردند؟!» این بخشی از گزارش یاد شده است. پاسخ این است: چرا وجود داشت، واقعا وجود داشت! و سوال ما این است چگونه عواملی از شهرداری به خود اجازه دادند در چشم بر هم زدنی میلیاردها ریال به اموال مردم زیان وارد کنند و سربازان وظیفه را بیهیچ گناهی شبانگاه و دور از چشم مردم مورد ضرب و شتم قرار دهند؟ سربازانی که برای حراست از اموال مردم وظیفه نگهبانی داشتند. باز گردیم به قبل؛ برابر با توافقاتی که مدتها قیل با مسئولان شرکت نوسازی اراضی عباس آباد شده بود، قرار بر این شد که بنیاد ۱۸ هزار متر مربع از اراضی در اختیار خود را به این شرکت واگذار کند تا کارمندان استانداری، راه اهن، بانک سپه و وزارت راه و شهرسازی بتوانند با احداث جاده از این معبر برای عبور و مرور خود استفاده کنند، این توافق در حضور نمایندگان عالیرتبه این سازمانها انجام شد و بنیاد نیز در مقابل اجازه یافت بقیه اراضی خود را محصور کند. عملیات ساخت دیوارها از ۲ ماه قبل آغاز شد و کار در مراحل نهایی بود. ضمن آنکه عوامل راه سازی نیز در اراضی متعلق به بنیاد شاغل به کار بودند و هیچکس گمان نمیکرد که عواملی از شهرداری بدون اعتنا به شهرداری منطقه شش و شرکت نوسازی اراضی عباس آباد نیمه شب را برای تخریب دیوار انتخاب کنند و در دل شب نگهبانان سرباز وظیفه را مورد ضرب و شتم قرار دهند و زیان هنگفتی را به مردم وارد کنند. آیا راه دیگری واقعا وجود نداشت؟ در این خصوص حتی مرکزی از چند سال قبل برابر با توافق رئیس بنیاد و شهردار تهران برای حل و فصل موارد فی مابین بنیاد و شهرداری وجود داشت که میتوانست همین مورد هم در آن مرکز «واحد توافقات» مورد بررسی قرار گیرد. حالا چرا عواملی از شهرداری این راه زیان بار را انتخاب کردند بر ما پوشیده است! و باید تاسف خورد چگونه افرادی به خود حق میدهند در جایی که میشود گفتوگو کرد، این راه را بر گزینند. ضمن آنکه بنیاد مدتها بود این دیوار کشی را انجام میداد؛ آن هم در پیش چشم همه مردم و از جمله عوامل شهرداری منطقه! حال چه شده بود که آنها یک باره تصمیم به انهدام دیوار ساخه شده گرفتند؟ گیرم که بنیاد خلاف کرده بود، که چنین چیزی نبود، فرض را بر این بگذاریم؛ مگر کمسیون ماده ۱۰۰ وجود نداشت که به این موضوع رسیدگی کند؟ پس از این ماجرای تاسف برانگیز، بنا به توافقاتی که با شهرداری منطقه شش شد، قرار بر این شد که تا روشن شدن موضوع، زمین واگذاری کماکان در اختیار بنیاد باشد.
عبدالله رحیمی
مدیر ارتباط با رسانهها
توضیحات «تابناک»:
در آغاز از اینکه در امر پاسخگویی مضایقه نداشتهاید، سپاسگزاریم، ولی چندین روز است، برخی همشهریانمان به دنبال همین پاسخ به هر جایی دست انداختهاند. چه بسا، درستتر آن بود که زودتر از این، در مقام پاسخگویی به عملتان برمیآمدید.
بنابراین، آنچه روشن است این که مجادله بنیاد با شهرداری به امور روزمره مردمانی ضربه زده که نه از ماجرا آگاه بودهاند، نه از عوامل شهرداری هستند و نه مسئولیتی در برابر آنها دارند! به عبارتی، فارغ از نقش طرف دوم غایله در این اتفاق نامیمون، آن کسی که راه را بر مردم بسته، سازمان مردم نهاد بنیاد مستضعفان است، نه شهرداری؛ بنابراین، چگونه میتوان توجیه کرد که چون شهرداری به زعم مدیران بنیاد، رفتار نادرستی مرتکب شده، باید پاسخش را با یک رفتار نادرست داد و خیابانی را که اکنون عامالمنفعه است، بست؟ آیا نمیشد، همه محدوده مورد مناقشه را دوباره تصاحب کنید، جز خیابانی را که محل رفتوآمد است؟!
همچنین از «مرکز توافقات» نام بردهاید که برای حل مناقشات میان بنیاد مستضعفان و شهرداری راهاندازی شده است و نیز به مدیران طرف مقابلتان یادآوری کردهاید که جز این مرکز، کمیسیون ماده ۱۰۰ هم میتوانسته راهگشا باشد، ولی گویا «مرگ خوب است، ولی برای همسایه!». اگر ذرهای به سلامت سیستم اداری کشور اعتماد داشتید، چرا خود را از خطا پاک دانسته و هم رأی به نفع خودتان دادید و هم مجری آن شدید؟
درست است که تخریب شبانه دیوار توسط شهرداری پر ابهام است (البته حق پاسخگویی را برای شهرداری محفوظ میدانیم)، اما در نامه توضیحاتتان، حتی به اقدامات قانونی پس از ضرب و شتم سربازان و تخریب دیوار هم اشارهای نشده و در عین حال که بر این باورید، راهکار بهتری وجود داشت، هنوز هم به نوعی بر اشتباه خود پافشاری دارید. آیا بهتر نبود از نمایندگان عالیرتبه (که در نامهتان به وجودشان در جلسه توافق اشاره کرده بودید) کمک میخواستید و یا حکم سومی را به داوری میخواندید تا به این بنبست نرسید و سابقه مدیریتی خود را با یک رفتار مدیریت نشده تاریک نکنید؟
در پایان انصاف بدهید که توقع میرفت، دستکم از بازگشایی این محور به نفع مردم در روزهای آینده مینوشتید تا شاید مرهمی باشد برای روح زخم خورده کسانی که حقوق شهروندیشان لطمه دیده است؛ ای کاش، شهروندان را از برنامههای آتیتان با خبر میکردید!
ذکر این مهم لازم است که تاکنون توضیحاتی از شهرداری تهران به دستمان نرسیده است.
بنابراین، آنچه روشن است این که مجادله بنیاد با شهرداری به امور روزمره مردمانی ضربه زده که نه از ماجرا آگاه بودهاند، نه از عوامل شهرداری هستند و نه مسئولیتی در برابر آنها دارند! به عبارتی، فارغ از نقش طرف دوم غایله در این اتفاق نامیمون، آن کسی که راه را بر مردم بسته، سازمان مردم نهاد بنیاد مستضعفان است، نه شهرداری؛ بنابراین، چگونه میتوان توجیه کرد که چون شهرداری به زعم مدیران بنیاد، رفتار نادرستی مرتکب شده، باید پاسخش را با یک رفتار نادرست داد و خیابانی را که اکنون عامالمنفعه است، بست؟ آیا نمیشد، همه محدوده مورد مناقشه را دوباره تصاحب کنید، جز خیابانی را که محل رفتوآمد است؟!
همچنین از «مرکز توافقات» نام بردهاید که برای حل مناقشات میان بنیاد مستضعفان و شهرداری راهاندازی شده است و نیز به مدیران طرف مقابلتان یادآوری کردهاید که جز این مرکز، کمیسیون ماده ۱۰۰ هم میتوانسته راهگشا باشد، ولی گویا «مرگ خوب است، ولی برای همسایه!». اگر ذرهای به سلامت سیستم اداری کشور اعتماد داشتید، چرا خود را از خطا پاک دانسته و هم رأی به نفع خودتان دادید و هم مجری آن شدید؟
درست است که تخریب شبانه دیوار توسط شهرداری پر ابهام است (البته حق پاسخگویی را برای شهرداری محفوظ میدانیم)، اما در نامه توضیحاتتان، حتی به اقدامات قانونی پس از ضرب و شتم سربازان و تخریب دیوار هم اشارهای نشده و در عین حال که بر این باورید، راهکار بهتری وجود داشت، هنوز هم به نوعی بر اشتباه خود پافشاری دارید. آیا بهتر نبود از نمایندگان عالیرتبه (که در نامهتان به وجودشان در جلسه توافق اشاره کرده بودید) کمک میخواستید و یا حکم سومی را به داوری میخواندید تا به این بنبست نرسید و سابقه مدیریتی خود را با یک رفتار مدیریت نشده تاریک نکنید؟
در پایان انصاف بدهید که توقع میرفت، دستکم از بازگشایی این محور به نفع مردم در روزهای آینده مینوشتید تا شاید مرهمی باشد برای روح زخم خورده کسانی که حقوق شهروندیشان لطمه دیده است؛ ای کاش، شهروندان را از برنامههای آتیتان با خبر میکردید!
ذکر این مهم لازم است که تاکنون توضیحاتی از شهرداری تهران به دستمان نرسیده است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۸۶
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۹
گویی در این مملکت قانون حاکم نیست که هر کس با زور بازویش به دنبال احقاق حقش افتاده.
از نهادهای مدنی که به نوعی مردم نهاد نیز هستند بعید بود چنین رفتاری.
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۷:۴۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
یارو زده میگه خوب کردم زدم!
این عذر بدتر از گناهه عزیز...
ناشناس
| ۱۹:۱۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
ali
| ۲۲:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۸
ناشناس
| ۰۷:۳۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۰
واقعا برای علبر پیاده عبور از عرض اتوبان خیلی خطرناک است.
اینا چقدر به فکر مردم هستن
باید اینها برن توی مناطق محرم زمین بگیرند کار کنند مگر نه اینکه بنیاد مستضعفان هستند. بهترین نقاط شهر رو مال خود کردند و هی مردم مردم می کنند.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟






