صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
در مقاله‌ای مطرح شد

پیشنهاد «پل طلایی» قطر به ایران/ شروع مجدد جنگ برای اعراب فاجعه بار است

اعراب خلیج فارس احتمالاً توافق ایران و آمریکا را با آمیزه‌ای از احساس آسودگی و نگرانی می‌پذیرند.
کد خبر: ۱۳۷۶۳۹۵
| |
4998 بازدید

پیشنهاد «پل طلایی» قطر به ایران/ شروع مجدد جنگ برای اعراب فاجعه بار است

نزدیک به سه ماه جنگ نشان داده است که بازدارندگی نظامی کلاسیک در برابر ایران بی‌تأثیر بوده است. کشور‌های عربی خلیج فارس می‌دانند که باید راهبرد جدیدی را دنبال کنند.

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی مستقر در واشنگتن آمریکا در مقاله‌ای به قلم «مونا یعقوبیان» و «ویل تادمن» به بررسی رویکرد اعراب خلیج فارس به توافق احتمالی ایران و آمریکا پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

با آشکار شدن جزئیات یادداشت تفاهم مورد انتظار بین ایالات متحده و ایران، کشور‌های عرب حاشیه خلیج فارس احتمالاً این توافق را با آمیزه‌ای از احساس آسودگی و نگرانی می‌پذیرند. 

در صورت امضای این یادداشت تفاهم و آتش‌بس ۶۰ روزه همراه آن، تمرکز‌ها بر روی خطوط اصلی نظم نوظهور در خاورمیانه بیشتر خواهد شد. در این مرحله جدید، بازیگران خلیج فارس تلاش‌ها برای حفظ منافع خود و اطمینان از پایدار بودن هرگونه توافق با ایران برای خود را تسریع خواهند کرد.

آسودگی: جلوگیری از فاجعه

در سفر کوتاه هفته گذشته به قطر، نویسندگان این متن منطقه‌ای را یافتند که از نزدیک سه ماه درگیری ضربه دیده است. هیچ شهروند قطری در این جنگ کشته نشده است، اما تأثیر روانی ناشی از حمله مداوم موشکی و پهپادی به یک کشور به مدت چند هفته قابل توجه بود.

اگرچه در تیتر‌های خبری منعکس نشد، اما داستان‌های بسیاری از اضطراب و گاه وحشت در جریان حملات به دوحه شنیده شد. حتی اقداماتی که برای محافظت از غیرنظامیان در نظر گرفته شده بود، مانند برنامه تلفن همراهی که برای هشدار درباره آتش دشمن طراحی شده بود، باعث ایجاد ترس می‌شد. 

به طور خلاصه، تلاش‌های دولت برای کاهش بدترین اثرات درگیری، تاب‌آوری ملی گسترده‌تری را تسهیل کرده است، اما قیمت‌های بالاتر و کمبود برخی کالا‌ها هنوز وجود دارد. 

تجربه قطر با دیگر کشور‌های عرب حاشیه خلیج فارس، به ویژه کشور‌های کوچکتری مانند کویت، بحرین و امارات متحده عربی که حملات ایران بر طیف وسیعی از جمعیت آنها تأثیر گذاشته است، مشترک است.

فراتر از ضربه روانی، بیشتر کشور‌های خلیج فارس با بسته شدن تنگه هرمز و حملات مستقیم به زیرساخت‌های انرژی خود، با تهدیدات حیاتی اقتصادی نیز مواجه هستند. هر یک از کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس، بخشی از زیرساخت انرژی خود – خواه ذخیره‌سازی، حمل و نقل، پالایش یا تولید – مورد حملات ایران قرار گرفته است. 

قطر از جمله کشور‌هایی بوده که بیشترین تأثیرات را شاهد بوده است. حملات ایران به منطقه راس لفان تقریباً ۲۰ درصد از تولید گاز طبیعی مایع (ال‌ان‌جی) آن را نابود کرد.

راس لفان تأسیسات اصلی تولید و صادرات ال‌ان‌جی قطر، بزرگترین در جهان و مسئول یک پنجم عرضه جهانی است. برای اولین بار در تاریخ، قطر مجبور به تعلیق تولید شده و قرارداد‌های خود را با اعلام وضعیت قوه قاهره (فورس ماژور) متوقف کرده است.

اگر دولت ترامپ گزینه انجام حملات علیه زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی ایران را انتخاب کرده بود، همانطور که رئیس‌جمهور آمریکا اغلب تهدید می‌کرد، مرحله بعدی درگیری می‌توانست برای کشور‌های خلیج فارس فاجعه‌بار باشد. 

در حال حاضر، تولید انرژی آنها که شاهرگ حیاتی اقتصادشان است، مختل شده است، چه رسد به برنامه‌های بلندپروازانه تنوع‌بخشی اقتصادی آنها که مبتنی بر چشم‌اندازی از اقتصاد‌های پویای خلیج فارس است که نه تنها توسط ثروت عظیم انرژی منطقه، بلکه با نقش رو به رشد گردشگری و فناوری، به ویژه هوش مصنوعی، تقویت می‌شود. 

با از سرگیری درگیری، چشم‌انداز سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی از بین خواهد رفت. همانطور که یکی از طرف‌های گفت‌و‌گو ابراز تاسف کرد، در صورت بازگشت درگیری، «هیچ انسان عاقلی» در این منطقه سرمایه‌گذاری نخواهد کرد.

در طول درگیری، ایران رویکرد پاسخ به تشدید با تشدید را در پیش گرفته و به همان نوع اهدافی حمله کرده است که مورد حملات آمریکا و اسرائیل در ایران قرار گرفته است. 

تهران تهدید کرده است که در صورت از سرگیری درگیری نظامی، همین کار را انجام دهد. در مواجهه با منافع حیاتی، قدرت‌های اصلی شورای همکاری خلیج فارس یعنی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، از رئیس‌جمهور ترامپ خواسته‌اند تا از دور جدید درگیری با ایران اجتناب کرده و در عوض راه دیپلماسی را در پیش گیرد.

نگرانی از جغرافیا

بدون شک کشور‌های خلیج فارس آسوده‌خاطر هستند که درگیری با ایران از سر گرفته نشده است. با این حال، این احساس آسودگی با دوز بالایی از نگرانی تعدیل می‌شود. توافق مورد انتظار، نظام جسور و تندرویی! را در تهران سرِ کار نگه می‌دارد که اعلام پیروزی می‌کند.

منطقه اکنون باید با ایرانی دست و پنجه نرم کند که با حفظ توانمندی‌های موشکی و پهپادی خود، همچنان قدرت برهم زدن تنگه را در هر زمان دارد. عدم اطمینان در مورد تنگه هرمز به ویژه برای قطر، بحرین و کویت نگران‌کننده است، زیرا آنها کاملاً برای صادرات و واردات خود به این تنگه وابسته هستند. 

کشور‌های عرب حاشیه خلیج فارس همچنین نگران آن هستند که ایران با وجود تضعیف احتمالی برخی از آنها، همچنان با نیرو‌های نیابتی و متحدان خود در سراسر خاورمیانه ارتباط دارد.

مهمترین خواست کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس، بازگرداندن تنگه به وضعیت پیشین است، اما به نظر نمی‌رسد این امر تحت شرایط گزارش‌شده یادداشت تفاهم محتمل باشد. 

همانطور که یکی از مقامات قطری گفت: «این امر می‌تواند ما را در گرو ایران قرار دهد.» کشور‌های خلیج فارس چاره‌ای جز بازگشت به تعامل عمل‌گرایانه خود با ایران نمی‌بینند. 

با این حال، کسری عظیم اعتماد هنوز پابرجاست. کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس باز بودن کامل تنگه به روی ترافیک دریایی خود را به عنوان پیش‌شرط گفت‌و‌گو‌ها درباره ارائه مشوق‌های اقتصادی به ایران برای خودداری از حملات آینده، مطالبه خواهند کرد.

چشم انداز

از آنجایی که کشور‌های عربی خلیج فارس همچنان در حال جذب عظمت همه تغییرات از ۲۸ فوریه به بعد و جنگ با ایران هستند، اکنون تلاش‌های خود را برای مدیریت «وضعیت عادی جدید» عمیق‌تر خواهند کرد. 

کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس واکنشی یکسان نشان نخواهند داد؛ هر کدام بسته به اولویت‌ها، نقاط قوت و ضعف و چشم‌انداز خود، استراتژی خاص خود را تدوین خواهد کرد. 

اما خطوط مشترک خاصی در میان کشور‌های مختلف خلیج فارس قابل تشخیص خواهد بود. در مواجهه با ایران و سوالاتی درباره قابلیت اعتماد ایالات متحده به عنوان ضامن امنیت، کشور‌های خلیج فارس احتمالاً بر اقداماتی متمرکز خواهند شد که توان دفاعی داخلی را می‌سازد، همکاری امنیتی درون خلیج فارس را تقویت می‌کند، و شرکای امنیتی و اقتصادی را متنوع می‌سازد تا روابط با آمریکا را تکمیل کرده و ایران را مدیریت کنند.

برای بسیاری از کشور‌های عربی خلیج فارس، تقویت دفاع داخلی از طریق مشارکت‌های متنوع کلیدی خواهد بود. کشور‌های خلیج فارس احتمالاً توافق‌های دفاعی جدیدی با کشور‌های اروپایی و شرق آسیا منعقد خواهند کرد. 

هفته گذشته، امارات متحده عربی یک توافق همکاری دفاعی با فرانسه امضا کرد، در حالی که قطر یادداشت تفاهمی با کانادا در مورد افزایش همکاری در زمینه امنیت و دفاع امضا کرد. 

یکی از تحلیلگران خلیج فارس پیش‌بینی کرد که سرمایه‌گذاری کشور‌های خلیج فارس از فناوری هوش مصنوعی به سمت مجتمع نظامی-صنعتی تغییر خواهد کرد. 

یکی از طرف‌های قطری گفت‌و‌گو ابراز علاقه کرد که از تجربه سایر کشور‌های کوچکی که با موفقیت از خود دفاع کرده‌اند، از جمله سنگاپور و (رژیم) اسرائیل، بیاموزد.

علیرغم اختلافات پخش‌شده بین برخی کشور‌های شورای همکاری، به ویژه بین عربستان سعودی و امارات، به گفته برخی مقامات خلیج فارس، سطوح قوی همکاری درون شورا در زمینه اشتراک اطلاعات، امنیت و همکاری نظامی ادامه یافته و حتی عمیق‌تر شده است. 

این همکاری بدون شک در ماه‌ها و سال‌های آینده عمیق‌تر خواهد شد و احتمالاً شامل اقدامات بیشتر امنیت دریایی، از جمله قابلیت‌های مین‌روبی برای تسهیل آزادی دریانوردی، و همچنین تقویت دفاع ضد پهپادی، احتمالاً از طریق سرمایه‌گذاری در فناوری‌های ضد پهپادی اوکراین، خواهد بود. به نظر می‌رسد قطر نقش پیشرو در تلاش برای متعادل کردن اختلافات درون خلیج فارس، با هدف میانجیگری بین عمان در یک سو و امارات در سوی دیگر، ایفا کند.

کشور‌های عربی خلیج فارس همچنین سعی خواهند کرد روابط دفاعی خود را با ایالات متحده مستحکم کنند. علاوه بر تلاش برای ارتقای وضعیت حقوقی مشارکت‌های خود، حتی با هدف تضمین یک پیمان در سطح معاهده با ایالات متحده، آنها همچنین سعی خواهند کرد مکانیسم‌های دفاعی متقابل موجود را مستحکم‌تر کنند.

در نهایت، به عنوان بخشی از این «وضعیت عادی جدید»، کشور‌های عربی خلیج فارس نیاز به مدیریت ایران خواهند داشت. هرگونه اعتمادی که ممکن است وجود داشته باشد، به کلی از بین رفته است و با این حال، همانطور که تقریباً هر طرف قطری گفت‌و‌گو به نویسندگان گفت، «ایران ماندنی است.» 

برای قطر و سایر کشور‌های خلیج فارس، ایجاد روابط وابستگی متقابل اقتصادی بین ایران و خلیج فارس، احتمالاً بهترین شکل بازدارندگی است. از این دیدگاه، ادغام ایران در مدلی اقتصادی که به ثبات منطقه‌ای وابسته است، ممکن است بهترین امید برای بازدارندگی از رفتار‌های برهم زننده آن در آینده باشد.

این اولین بار نیست که اصل ادغام اقتصادی به عنوان مرهمی برای درگیری مطرح می‌شود. کوردل هال، وزیر امور خارجه ایالات متحده، درست پس از جنگ جهانی دوم اشاره کرد که «اگر کالا‌ها از مرز‌ها عبور نکنند، ارتش‌ها عبور خواهند کرد»؛ این انگیزه محرک پشت طرح مارشال بود. 

در طول سفر نویسندگان، تحلیلگران قطری مفهومی به نام «پل طلایی» برای ایران را برجسته کردند – شاید با توجه به اینکه جمهوری اسلامی هنوز در قدرت است، واژه مناسب‌تری باشد. 

این اصل که از سان تزو، استراتژیست نظامی چینی و نویسنده کتاب «هنر جنگ» گرفته شده است، استدلال می‌کند که باید به مخالفان یک خروج محترمانه از درگیری ارائه داد که مبتنی بر یک راه حل دوجانبه سودمند باشد. 

نزدیک به سه ماه جنگ نشان داده است که بازدارندگی نظامی کلاسیک در برابر ایران بی‌تأثیر بوده است. کشور‌های عربی خلیج فارس می‌دانند که باید راهبرد جدیدی را دنبال کنند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟