صفحه خبر لوگوبالا تابناک

خودروی چینی دیگر ارزان نیست؛ پس چرا هنوز چینی می‌خریم؟

یک زمانی وقتی حرف از خودروی چینی در ایران می‌شد، اولین چیزی که به ذهن می‌رسید «قیمت مناسب» بود. خودرویی که از نظر امکانات چند قدم جلوتر از محصولات داخلی ایستاده بود و در عین حال، با قیمتی عرضه می‌شد که برای مشتری ایرانی قابل دسترس‌تر بود.
کد خبر: ۱۳۹۰۰۴۸
| |
1896 بازدید
به گزارش خبرنگار خودرو تابناک؛ امروز بعضی خودرو‌های چینی و مونتاژی با قیمت‌هایی وارد بازار می‌شوند که دیگر نمی‌توان آنها را انتخاب اقتصادی نامید؛ بعضی حتی به محدوده قیمتی خودرو‌های وارداتی نزدیک شده‌اند. با این حال، بازار هنوز هم برای برند‌های چینی مشتری دارد. سؤال اینجاست که چرا؟ آیا کیفیت خودرو‌های چینی واقعاً آن‌قدر رشد کرده که افزایش قیمتشان را توجیه کند، یا مشتری ایرانی در بازاری که انتخاب‌هایش محدود است، همچنان مجبور است بین چند گزینه چینی یکی را انتخاب کند؟اگر به حدود یک دهه قبل برگردیم، تصویر بازار کاملاً متفاوت بود. خودرو‌های چینی در ایران بیشتر به عنوان گزینه‌ای میان محصولات داخلی و خودرو‌های خارجی شناخته می‌شدند. مشتری‌ای که از طراحی قدیمی، امکانات محدود و کیفیت پایین برخی خودرو‌های داخلی خسته شده بود، می‌توانست با پرداخت مبلغی بیشتر، خودرویی با نمایشگر بزرگ‌تر، سانروف، دوربین، گیربکس اتوماتیک و ظاهر مدرن‌تر بخرد. اینجا بود که نخستین مزیت بزرگ چینی‌ها شکل گرفت؛ آنها چیزی را به مشتری می‌دادند که بازار داخلی سال‌ها از او دریغ کرده بود، یعنی انتخاب.
خودروی چینی دیگر ارزان نیست؛ پس چرا هنوز چینی می‌خریم؟
آن روز‌ها اگر کسی می‌گفت یک خودروی چینی چند سال دیگر چند میلیارد تومان قیمت خواهد داشت، احتمالاً بسیاری از مردم باور نمی‌کردند. اما امروز شرایط کاملاً عوض شده است. رشد نرخ ارز، افزایش هزینه تولید و مونتاژ، تورم، تغییر سیاست‌های وارداتی و افزایش سطح تجهیزات خودرو‌ها باعث شده قیمت بسیاری از محصولات چینی به شکل قابل توجهی بالا برود. در نتیجه خودرویی که زمانی به عنوان جایگزین اقتصادی خودرو‌های خارجی شناخته می‌شد، حالا خودش در موقعیتی قرار گرفته که باید با محصولات وارداتی رقابت کند.
 
اینجا یک تناقض جالب شکل گرفته است. خودرو‌های چینی دیگر آن «ارزان‌قیمت‌های سابق» نیستند، اما هنوز مشتری دارند. علت اول را باید در تغییر واقعی صنعت خودروی چین جست‌و‌جو کرد. نمی‌توان با معیار‌های ده یا پانزده سال قبل درباره خودروسازان چینی امروز قضاوت کرد. شرکت‌هایی مانند BYD، Geely، Chery، Great Wall و SAIC در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری سنگینی روی پلتفرم، قوای محرکه، خودرو‌های برقی، سیستم‌های کمک‌راننده و فناوری نرم‌افزاری انجام داده‌اند. بعضی از محصولات جدید این شرکت‌ها از نظر فناوری حتی در برخی زمینه‌ها رقیب مستقیم خودروسازان باسابقه اروپایی و ژاپنی محسوب می‌شوند.
 
پس مشکل لزوماً این نیست که «چینی‌ها بی‌کیفیت‌اند». مسئله اصلی این است که آیا قیمت پرداختی برای یک خودروی چینی در بازار ایران با کیفیت و ارزش واقعی آن متناسب است؟
 
این دو سؤال کاملاً متفاوت‌اند. ممکن است یک خودروی چینی در بازار جهانی محصولی بسیار خوب باشد، اما اگر همان خودرو به دلیل هزینه واردات، تعرفه، نرخ ارز، محدودیت عرضه و حاشیه‌های مختلف با قیمت بسیار بالاتر از ارزش جهانی خود به دست مشتری ایرانی برسد، دیگر نمی‌توان صرفاً کیفیت خودرو را ملاک قرار داد. مشتری پولی را که در ایران پرداخت می‌کند با امکانات و کیفیت همان خودرو مقایسه نمی‌کند؛ او آن را با تمام گزینه‌های قابل خرید با همان پول مقایسه می‌کند.
 
اینجا رقابت جدی می‌شود. اگر یک کراس‌اوور چینی با قیمت چند میلیارد تومانی عرضه شود، مشتری ممکن است همزمان به یک خودروی وارداتی، یک خودروی ژاپنی یا کره‌ای کارکرده و حتی یک محصول داخلی گران‌قیمت فکر کند. در این نقطه، برند چینی باید بیشتر از نمایشگر بزرگ، سانروف و صندلی برقی ارائه کند. باید کیفیت ساخت، دوام، ایمنی، خدمات پس از فروش و ارزش فروش مجدد نیز بتواند مشتری را قانع کند.
 
یکی از مهم‌ترین نقاط قوت خودرو‌های چینی همچنان آپشن و فناوری است. در بازار ایران، این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. مشتری‌ای که سال‌ها مجبور بوده خودرو‌هایی با تجهیزات محدود خریداری کند، طبیعی است که از دیدن صفحه‌نمایش بزرگ، دوربین ۳۶۰ درجه، کروز کنترل تطبیقی، سیستم‌های کمک‌راننده، صندلی‌های برقی و گرم‌کن و سردکن صندلی استقبال کند. خودروسازان چینی نیز دقیقاً این نقطه را هدف گرفته‌اند و در بسیاری از مدل‌ها تلاش کرده‌اند فهرست تجهیزات را بسیار طولانی کنند.
 
اما مشکل از جایی شروع می‌شود که «آپشن» جای «کیفیت» را بگیرد. یک صفحه‌نمایش بزرگ نمی‌تواند ضعف یک گیربکس را جبران کند. دوربین ۳۶۰ درجه نمی‌تواند کیفیت پایین مواد کابین را پنهان کند و تعداد زیاد سامانه‌های الکترونیکی نیز اگر نرم‌افزار و سخت‌افزار آنها به‌درستی کالیبره نشده باشد، الزاماً تجربه بهتری ایجاد نمی‌کند. مشتری ممکن است در هفته اول از امکانات خودرو لذت ببرد، اما چیزی که بعد از پنج سال برایش اهمیت دارد، میزان خرابی، قیمت قطعات و وضعیت بازار دست‌دوم است؛ و اینجا یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های خودرو‌های چینی در ایران خودش را نشان می‌دهد: افت قیمت و بازار دست‌دوم.
 
در بازار ایران، برند خودرو بخش مهمی از ارزش فروش مجدد را تعیین می‌کند. خودرو‌های ژاپنی و کره‌ای به دلیل سابقه طولانی و اعتماد ایجادشده در بازار، معمولاً مشتری دست‌دوم مشخصی دارند. اما درباره بسیاری از برند‌های چینی، وضعیت متفاوت است. برخی برند‌ها در چند سال اخیر وارد ایران شده‌اند و هنوز مشخص نیست محصولات آنها بعد از هفت یا هشت سال چه وضعیتی خواهند داشت. این مسئله باعث می‌شود خریدار هنگام خرید یک خودروی چینی گران‌قیمت، بخشی از پولش را در مقابل ریسکی قرار دهد که هنوز بازار تجربه کافی برای اندازه‌گیری آن ندارد.
 
البته اینجا هم نباید همه برند‌های چینی را در یک سبد گذاشت. برخی شرکت‌ها سابقه طولانی‌تری در ایران دارند و شبکه خدمات گسترده‌تری ایجاد کرده‌اند. برخی دیگر تقریباً تازه وارد شده‌اند و هنوز حتی مشخص نیست شبکه قطعات آنها در چند سال آینده چه وضعیتی خواهد داشت؛ بنابراین عبارت «خودروی چینی» دیگر برای تحلیل بازار کافی نیست؛ باید برند، مدل، واردکننده، شبکه خدمات، تیراژ واردات و حتی وضعیت قطعات آن خودرو را جداگانه بررسی کرد.
 
این موضوع برای خودرو‌های مونتاژی نیز اهمیت بیشتری دارد. مشتری گاهی تصور می‌کند، چون یک خودرو در ایران مونتاژ می‌شود، قطعات آن نیز به‌راحتی پیدا خواهد شد. اما واقعیت همیشه این‌طور نیست. ممکن است خودرو در داخل مونتاژ شود ولی بخش مهمی از قطعات کلیدی آن همچنان وارداتی باشد. اگر تأمین قطعه به دلیل تحریم، تغییر شرکت مادر، مشکلات ارزی یا تغییر سیاست واردکننده مختل شود، مالک خودرو ممکن است با هزینه و زمان انتظار زیادی مواجه شود.
 
در این میان، گیربکس یکی از حساس‌ترین بخش‌هاست. بازار ایران در سال‌های اخیر به سمت گیربکس‌های اتوماتیک دوکلاچه، CVT و انواع گیربکس‌های چندسرعته حرکت کرده است. این فناوری‌ها اگر به‌درستی طراحی، تولید و نگهداری شوند می‌توانند عملکرد بسیار خوبی داشته باشند، اما کیفیت روغن، دمای کارکرد، نرم‌افزار کنترل گیربکس و تأمین قطعات در آنها اهمیت بالایی دارد؛ بنابراین مشتری باید هنگام خرید فقط به عدد قدرت موتور یا فهرست آپشن‌ها نگاه نکند؛ باید بداند قوای محرکه خودرو چقدر امتحان خود را پس داده است.
خودروی چینی دیگر ارزان نیست؛ پس چرا هنوز چینی می‌خریم؟
موتور‌های توربوشارژ نیز وضعیت مشابهی دارند. بسیاری از خودرو‌های چینی جدید با موتور‌های کوچک توربو عرضه می‌شوند که قدرت مناسبی از حجم پایین استخراج می‌کنند. این فناوری در جهان کاملاً رایج است، اما در ایران کیفیت سوخت، شرایط آب‌وهوایی، ترافیک، کیفیت روغن و نحوه نگهداری می‌تواند روی دوام موتور اثر بگذارد؛ بنابراین یک موتور توربو لزوماً موتور بدی نیست، اما نسبت به یک موتور تنفس طبیعی ساده‌تر، حساسیت بیشتری به شرایط استفاده دارد.
 
در کنار این مسائل، باید یک واقعیت دیگر را هم پذیرفت: بعضی خودرو‌های چینی واقعاً ارزش خرید بالایی دارند. نمی‌توان صرفاً به دلیل چینی بودن، تمام آنها را رد کرد. برخی مدل‌ها از نظر طراحی، امکانات، کیفیت سواری، قوای محرکه و تجهیزات ایمنی بسیار پیشرفته هستند و در بازار جهانی نیز موفق عمل کرده‌اند. حتی در بعضی کلاس‌ها، محصولات چینی توانسته‌اند استاندارد‌هایی ارائه کنند که تا چند سال پیش تصورش دشوار بود.
 
مشکل بازار ایران این است که قیمت این خودرو‌ها همیشه از منطق بازار جهانی پیروی نمی‌کند. یک خودرو ممکن است در کشور مبدأ یک محصول متوسط محسوب شود، اما به دلیل محدودیت عرضه در ایران تبدیل به کالایی لوکس شود. وقتی این اتفاق می‌افتد، مشتری انتظارش را نیز بالا می‌برد. دیگر نمی‌گوید «چینی است، همین که از خودروی داخلی بهتر است کافی است»؛ می‌گوید «من چند میلیارد تومان پول داده‌ام، پس باید در حد یک خودروی چند میلیارد تومانی کیفیت بگیرم.»
 
این تغییر ذهنیت اتفاق بسیار مهمی است. نسل جدید مشتری ایرانی دیگر خودرو‌های چینی را فقط با خودرو‌های داخلی مقایسه نمی‌کند. او در اینترنت مشخصات خودرو‌های جهانی را می‌بیند، تست تصادف را بررسی می‌کند، ویدئو‌های مالکان خارجی را تماشا می‌کند و قیمت جهانی خودرو را می‌داند؛ بنابراین فاصله میان قیمت ایران و بازار جهانی برای او قابل پنهان کردن نیست.
 
از طرف دیگر، خودرو‌های چینی در حوزه برقی و هیبریدی حتی شرایط متفاوت‌تری دارند. شرکت‌هایی مانند BYD بخش بزرگی از رشد جهانی خود را مدیون همین فناوری‌ها هستند و بعضی مدل‌های چینی از نظر سیستم‌های هیبریدی و مدیریت انرژی بسیار پیشرفته‌اند؛ بنابراین اگر قرار باشد بازار ایران در سال‌های آینده بیشتر به سمت هیبرید و برقی حرکت کند، احتمالاً چینی‌ها همچنان نقش مهمی خواهند داشت.
 
اما یک خطر هم وجود دارد؛ وابستگی بیش از حد بازار ایران به چند برند چینی. اگر سیاست واردات و تولید داخلی به گونه‌ای باشد که مشتری ایرانی عملاً فقط میان چند برند چینی حق انتخاب داشته باشد، رقابت واقعی شکل نمی‌گیرد. در چنین شرایطی ممکن است قیمت‌ها بالا بمانند و شرکت‌ها نیز فشار کافی برای افزایش کیفیت خدمات نداشته باشند. بازار سالم زمانی شکل می‌گیرد که مشتری بتواند بین محصول داخلی، چینی، ژاپنی، کره‌ای و اروپایی انتخاب کند و هر شرکت برای حفظ سهم بازار مجبور باشد بهتر عمل کند.
خودروی چینی دیگر ارزان نیست؛ پس چرا هنوز چینی می‌خریم؟
خودروسازان داخلی هم از این داستان بی‌نصیب نیستند. رشد چینی‌ها در ایران تا حد زیادی نتیجه ضعف رقابت در بازار داخلی بود. وقتی مشتری نمی‌توانست یک خودروی ژاپنی یا کره‌ای صفر کیلومتر را با قیمت منطقی بخرد، طبیعی بود که به سمت گزینه‌ای برود که امکانات بیشتری ارائه می‌دهد؛ بنابراین بخشی از موفقیت خودرو‌های چینی نه فقط حاصل توانایی خودروسازان چینی، بلکه حاصل خلأ بزرگی بود که در بازار ایران ایجاد شده بود.
 
امروز، اما آن خلأ در حال تغییر است. واردات خودرو‌های ژاپنی، کره‌ای، اروپایی و حتی برند‌های جدید چینی باعث شده بازار رقابتی‌تر شود. اگر این روند ادامه پیدا کند، خودرو‌های چینی برای حفظ موقعیت خود مجبور خواهند شد بیشتر از گذشته روی کیفیت، خدمات و قیمت کار کنند. دیگر صرفاً داشتن سانروف و نمایشگر بزرگ نمی‌تواند مزیت رقابتی کافی باشد.
 
در چنین شرایطی، مشتری ایرانی باید یک عادت قدیمی را هم کنار بگذارد؛ اینکه خودرو را فقط با ظاهر و آپشن انتخاب کند. خرید یک خودروی چند میلیاردی تصمیمی است که باید با نگاه به آینده انجام شود. موتور، گیربکس، سیستم تعلیق، ترمز، ایمنی، خدمات، قیمت قطعات، گارانتی، مصرف سوخت و بازار دست‌دوم باید کنار هم بررسی شوند. اگر فقط به تعداد آپشن‌ها نگاه کنیم، ممکن است در زمان خرید خوشحال باشیم، اما چند سال بعد با هزینه‌های سنگین روبه‌رو شویم.
 
 
خودروی چینی دیگر ارزان نیست؛ پس چرا هنوز چینی می‌خریم؟
پس چرا هنوز چینی می‌خریم؟
پاسخ شاید ساده‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنیم. چون در بخش بزرگی از بازار ایران، هنوز چینی‌ها یکی از معدود گزینه‌هایی هستند که ترکیب قابل قبولی از طراحی، امکانات، فناوری و دسترسی ارائه می‌کنند. مشتری آنها را الزاماً به این دلیل نمی‌خرد که ارزان‌اند؛ بسیاری از آنها دیگر ارزان نیستند. آنها را می‌خرد، چون در بازاری با انتخاب محدود، هنوز برای پولی که می‌پردازد چیز‌هایی ارائه می‌کنند که بعضی محصولات داخلی ارائه نمی‌کنند.
 
اما این وضعیت تا ابد ادامه نخواهد داشت. اگر واردات واقعی و رقابت گسترده‌تر شود، خودرو‌های چینی نیز باید از مرحله «بهتر از داخلی» عبور کنند و وارد مرحله «واقعاً ارزشمند در برابر قیمت» شوند. آن روز معیار مقایسه دیگر این نخواهد بود که یک خودرو چینی چند آپشن بیشتر از یک خودروی داخلی دارد؛ معیار این خواهد بود که در مقابل پول پرداختی، چه کیفیتی ارائه می‌کند.
 
شاید بزرگ‌ترین تغییر بازار خودرو ایران همین باشد. زمانی مشتری می‌گفت «چینی بخرم یا ایرانی؟»، اما امروز سؤال دارد تبدیل می‌شود به «با این پول، بهترین خودرویی که می‌توانم بخرم چیست؟» همین تغییر کوچک در ظاهر، می‌تواند صنعت خودرو ایران را مجبور به تغییرات بزرگی کند.
 
خودروی چینی دیگر ارزان نیست؛ این واقعیت را باید پذیرفت. اما اینکه آیا ارزش پولی را که برایش می‌پردازیم دارد یا نه، برای هر برند و هر مدل پاسخ متفاوتی دارد. بعضی محصولات چینی واقعاً به سطحی رسیده‌اند که رقابت با آنها جدی است و بعضی دیگر هنوز بیشتر از آنکه محصولی ممتاز باشند، محصولاتی هستند که به لطف محدودیت بازار ایران قیمت بالایی پیدا کرده‌اند؛ و شاید زمان آن رسیده باشد که هم مشتری و هم خودروساز ایرانی از یک جمله قدیمی عبور کنند: «چینی است، پس ارزان‌تر است.» چین دیگر همان چین ده سال پیش نیست و خودروهایش هم دیگر همان خودرو‌های ده سال پیش نیستند. حالا باید سؤال سخت‌تری پرسید؛ این خودرو، با این قیمت، دقیقاً چه چیزی به من می‌دهد که رقیبش نمی‌دهد؟
 
اگر بازار ایران روزی به جایی برسد که پاسخ این سؤال تعیین‌کننده خرید باشد، آن وقت دیگر مهم نیست خودرو روی کاپوتش چه پرچمی دارد؛ مهم این است که ارزش واقعی پول مشتری را داشته باشد.
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
وب گردی