استونمارتین DB12؛ وقتی یک جنتلمن انگلیسی تصمیم میگیرد بعد از سالها بالاخره مشت هم بلد باشد
بعضی ماشینها برای این ساخته میشوند که سریع باشند. بعضیها برای اینکه لوکس باشند. اما استونمارتین همیشه دنبال چیز دیگری بوده؛ ساختن خودروهایی که انگار از دل فیلمهای جاسوسی، باران لندن و کتوشلوارهای دستدوز بیرون آمدهاند. ماشینهایی که حتی وقتی خاموشاند هم نوعی وقار مرموز دارند.
به گزارش تابناک؛ DB۱۲ دقیقاً ادامه همین سنت است، ادامه همین کت شلواری بازی های فیلم های جاسوسی اما با یک تفاوت مهم؛ این بار استونمارتین فقط نمیخواهد زیبا باشد. میخواهد خطرناک هم باشد. انگار آن اشرافزاده آرام انگلیسی که سالها مؤدب و شیک رفتار میکرده، ناگهان تصمیم گرفته آستینهایش را بالا بزند و نشان دهد هنوز میتواند استخوان خرد کند؛ و راستش را بخواهی، نتیجه یکی از جذابترین گرندتوررهای سالهای اخیر شده است. ماشینی که هنوز بوی چرم انگلیسی و چوب گرانقیمت میدهد، اما زیر پوستش چیزی بسیار خشنتر از گذشته پنهان شده.

DB۱۲ آمده تا این داستان را عوض کند.
این خودرو دیگر یک DB۱۱ تکاملیافته نیست؛ بلکه استونمارتین بالاخره فهمیده چطور باید یک گرندتورر مدرن بسازد که هم لوکس باشد، هم واقعاً سریع و جدی؛ و این تفاوت را از همان لحظه اول حس میکنی.
ظاهر DB۱۲ شاید در نگاه اول آشنا باشد، اما جزئیاتش کاملاً تغییر کردهاند. جلوپنجره بزرگتر شده، خطوط بدنه عضلانیترند و کل خودرو حالا حس تهاجمیتری دارد. هنوز همان زیبایی کلاسیک استونمارتین را دارد، اما دیگر صرفاً خوشقیافه نیست؛ حالا اعتمادبهنفس هم دارد؛ و واقعاً کم پیش میآید ماشینی بتواند همزمان هم زیبا باشد و هم ترسناک.
DB۱۲ از آن خودروهایی است که لازم نیست فریاد بزند تا همه نگاهش کنند. آرام کنار خیابان میایستد، اما انگار کل فضا را تغییر میدهد. مثل بازیگر انگلیسی سالخوردهای که بدون بلند کردن صدا، کل اتاق را در اختیار میگیرد؛ و بعد در را باز میکنی.

اما DB۱۲ این مشکل را تقریباً حل کرده است.
داخل کابین حالا واقعاً حس خودرویی چندصد هزار دلاری را میدهد. چرم همهجا حضور دارد، متریال فوقالعادهاند و طراحی ترکیبی از مدرنیته و کلاسیک انگلیسی است. برخلاف بعضی برندها که کابین را تبدیل به فروشگاه الکترونیکی کردهاند، اینجا هنوز حس ماشین بودن وجود دارد.نمایشگرها مدرناند، اما روح کابین را نکشتهاند؛ و مهمتر از همه، هنوز بوی استونمارتین میدهد،صندلیها فوقالعادهاند. نه فقط راحت، بلکه دقیق. انگار برای سفرهای طولانی در جادههای اروپا طراحی شدهاند؛ همان جادههایی که DB۱۲ واقعاً برایشان ساخته شده.

چون این ماشین در اصل یک گرندتورر است. ماشینی برای بلعیدن جادهها. اما این بار، با خشونت بیشتر.
قدرت حدود ۶۷۰ اسببخار و گشتاور عظیم باعث شده DB۱۲ دیگر صرفاً «سریع» نباشد. این خودرو حالا واقعاً خطرناک سریع است.
شتاب خودرو بیرحمانه شده. توربوها با خشونت وارد مدار میشوند و ماشین با چنان شدتی جلو میرود که فراموش میکنی داخل یک GT لوکس نشستهای.
اما چیزی که DB۱۲ را خاص میکند فقط قدرت خام نیست.
تعادلش است.
چون استونمارتین بالاخره شاسی را هم در حد موتور ارتقا داده. فرمان دقیقتر شده، تعلیق هوشمندتر شده و کل خودرو حالا حس یک ماشین اسپرت واقعی را میدهد، نه صرفاً یک GT خوشچهره.
این تغییر بزرگی است.
برای سالها استونمارتینها بیشتر درباره حس و شخصیت بودند تا عملکرد مطلق. اما DB۱۲ بالاخره کاری کرده که وقتی رانندگیاش میکنی، مجبور نباشی فقط به طراحی زیبایش دل خوش کنی.
این ماشین واقعاً خوب رانده میشود؛ و با این حال، هنوز آن شخصیت خاص انگلیسی را حفظ کرده.
برخلاف AMG که گاهی مثل مشت مستقیم به صورت عمل میکند، DB۱۲ هنوز کمی مؤدبتر است. هنوز آن حس جنتلمن بریتانیایی را دارد. حتی وقتی با سرعت غیرمنطقی حرکت میکند، نوعی وقار در رفتارش هست.
شاید همین موضوع تفاوت اصلی استونمارتین با رقبایش باشد.
فراری هیجانزده است، لامبورگینی نمایشی است، پورشه وسواسی است و AMG خشن. اما استونمارتین همیشه کاریزماتیک بوده.

DB۱۲ هم همین ویژگی را حفظ کرده.
DB۱۲ از آن ماشینهایی است که باعث میشود بخواهی بیهدف رانندگی کنی. فقط برای اینکه پشت فرمانش باشی. فقط برای اینکه موتور را بشنوی، فرمان را حس کنی و جاده را ببلعی؛ و این ویژگی کمیابی است.
خیلی از خودروهای مدرن سریعاند، اما تعداد کمی واقعاً کاری میکنند عاشق رانندگی شوی.DB۱۲ این کار را میکند.
شاید، چون هنوز بیش از حد دیجیتالی نشده. هنوز بخشی از شخصیتش مکانیکی و انسانی مانده. هنوز وقتی گاز میدهی، حس میکنی چیزی زنده زیر پایت وجود دارد، نه فقط نرمافزار.
DB۱۲ عملاً آغاز دوران جدید استونمارتین است. دورانی که برند انگلیسی میخواهد بالاخره علاوه بر زیبایی، در بخش فنی هم جدی گرفته شود؛ و به نظر میرسد موفق شده.
البته DB۱۲ هنوز هم ماشین بینقصی نیست. فضای عقب تقریباً تزئینی است، بعضی جزئیات هنوز کمی عجیباند و احتمالاً هزینه نگهداریاش میتواند اقتصاد یک کشور کوچک را نابود کند. اما راستش را بخواهی، هیچکس برای منطقی بودن سراغ استونمارتین نمیرود.

این ماشینها را با قلب انتخاب میکنند؛ و DB۱۲ دقیقاً از آن خودروهایی است که قلب را هدف میگیرد.
شاید، چون این برند هنوز کمی قدیمی فکر میکند. هنوز معتقد است خودرو باید احساس داشته باشد، نه فقط عملکرد؛ و شاید همین موضوع باعث میشود استونمارتینها اینقدر خاص بمانند.
DB۱۲ ماشینی نیست که فقط بخواهی مالک آن باشی. ماشینی است که دوست داری داستانش را زندگی کنی. دوست داری نیمهشب در جاده خیس، زیر نور چراغهای شهر، آرام رانندگیاش کنی و صدای V۸ را گوش بدهی.
چون بعضی ماشینها فقط وسیلهاند،اما بعضی دیگر شخصیت دارند؛ و DB۱۲ یکی از آخرین جنتلمنهای واقعی دنیای خودرو است؛ فقط این بار جنتلمنی که بالاخره یاد گرفته چطور بجنگد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



