سنتوی جدید یا واکنشی به جنگ ایران و آمریکا؟
پیمان مکه علیه چه کسی است؟
روزهای گذشته فضای خبری منطقه شاهد واقعهی مهمی بود. خبر انعقاد پیمان مکه توسط سران سه کشور ترکیه، پاکستان و عربستان مهمترین واقعهی امنیت محور خارج از منازعهی ایران و آمریکا به شمار میرود که در ماههای اخیر به انجام رسیده است.
به گزارش تابناک، خبر انعقاد توافقنامه راهبردی دفاع متقابل عربستان و پاکستان در تابستان سال گذشته نیز خبری مهم در این راستا به شمار میرفت، اما به دلیل سابقهی همکاری نظامی پیشین این دو کشور انعقاد رسمی آن توافق نامه صرفا اعلان عمومی همکاریهای پیشین برشمرده میشد.
اما ورود ترکیه به چنین توافقی، بیشتر یادآور همکاریهای امنیتی منطقهای دوران جنگ سرد است. ماجرایی که با پیمان بغداد آغاز شد و به پیمان سنتو انجامید. این دو پیمان، واجد شباهتهای مهم و البته تفاوتهای قابل توجهی هستند.

پیمان سنتو، که در واقع توسعه یافتهی پیمان بغداد به شمار میرود، پیمانی امنیتی بود که بر اساس ایده ا جان فاستر دالس، وزیر خارجه وقت آمریکا پس از بازگشت او از سفر خاورمیانه در مه ۱۹۵۳ برای مهارکمونیسم و با اهداف سه گانهی محافظت از جریان تولید و صادرات نفت خام و مسیرهای تجاری هوایی، دریایی و زمینی و همچنین ایجاد پایگاهی در مرزهای جنوبی شوروی تشکیل شده بود. ابتدا در فوریه ۱۹۵۵ با حمایت بریتانیا و آمریکا، پادشاهی عراق و ترکیه در بغداد «پیمان همکاری متقابل» را برای مقابله با تجاوز خارجی امضا کردند. در آوریل همان سال، بریتانیا به این پیمان پیوست. پس از آن پاکستان در سپتامبر و ایران در نوامبر ۱۹۵۵ به این ائتلاف پیوستند. قابل تامل آن که مانند شرایط مشابه فعلی، پیش از ترکیه و پاکستان در سال ۱۹۵۴ پیمانی برای افزایش سطح همکاری امنیتی و سیاسی امضا کرده بودند.
آن چه آشکار است، شباهتهای غیر قابل انکار مفهوم بینادین این دو پیمان است. از جمله اینکه هر دو پیمان بر همکاری نظامی و دفاعی برای حفظ امنیت تأکید دارند؛ هر دو سعی میکنند مشروعیت خود را از قواعد بینالمللی یا اصول پذیرفته شده استخراج کنند؛ هدف نهایی اعلام شدهی هر دو، ایجاد یا حفظ صلح و ثبات در منطقه است؛ هر دو تأکید دارند که هدفشان حمله به دیگران نیست؛ و اینکه هر دو متن راه را برای مشارکت سایر کشورها در آینده باز میگذارند. در واقع، مشابهت اصلی هر دو پیمان ایجاد نوعی مکانیسم غیرتهاجمی امنیت منطقهای است که ریسکهای امنیتی موجود را با نوعی سیستم تدافعی جمعی کاهش دهد. اما تفاوتهای مهمی نیز بین این دو پیمان وجود دارد.
مهمترین تفاوات این دو پیمان را میتوان در مصداق " تهدید معتبر مشترک" یافت. در حالی که پیمان سنتو آشکارا در برابر خطر نفوذ کمونیسم و توسعه طلبی اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شده بود، اما " تهدید معتبر مشترک" موضوع پیمان مکه چندان آشکار نیست. همان اندازه که میتوان این پیمان را سازوکاری در برابر گسترش منطقهای جنگ بین ایران و آمریکا و متحدینشان قلمداد کرد، کاملا میتوان این الگو را در مورد اتحاد امنیتی اسرائیل و امارات توسعه داد و این پیمان را سازوکاری در برابر توسعه طلبی و وحشیگری چندسالهی اسرائیل و دست اندازی این رژیم به خاک سوریه و لبنان همزمان با زیر پا گذاشتن قرارداد اسلو در موضوع اراضی فلسطینی و آشکارساختن پیگیری پروژه " از نیل تا فرات" از جانب سران این رژیم قلمداد کرد. از سوی دیگر، ماهیت این دو پیمان نیز واجد تفاوتهای مهمی هستند.
دو چارچوب امنیتی «سنتو» و «پیمان مکه» با وجود شباهت ظاهری، دو رویکرد کاملاً متفاوت به امنیت منطقهای ارائه میکنند. سنتو یک پیمان حقوقی کلاسیک با سازوکارهای مشخص عضویت، خروج و تصمیمگیری است. این چارچوب بر اصل دفاع مشترک واکنشی بنا شده؛ یعنی واکنش جمعی پس از وقوع حمله، مطابق ماده ۵۱ منشور ملل متحد. هدف آن ایجاد یک مکانیسم روشن برای پاسخ به تهدید و جلوگیری از تضاد با تعهدات پیشین اعضاست. در مقابل، پیمان مکه یک بیانیه راهبردی با تمرکز بر "بازدارندگی جمعی پیشگیرانه "است. رویکردی که تلاش میکند هزینه حمله را چنان بالا ببرد که بحران از ابتدا شکل نگیرد. متن پیمان با هدف رفع سوءبرداشتهای منطقهای نوشته شده و تأکید دارد که مکمل اتحادهای موجود—از جمله ناتو—است. دامنه فعالیت آن بر همکاری دفاعی، توسعه صنعت نظامی و مقابله با تروریسم متمرکز است. در یک کلام، پیمان سنتو امنیت را «حقوقی و واکنشی» تعریف میکند، اما پیمان مکه امنیت را «راهبردی و پیشگیرانه».


سنتو یک پیمان حقوقی کلاسیک با سازوکارهای مشخص عضویت، خروج و تصمیمگیری است. در مقابل، پیمان مکه یک بیانیه راهبردی با تمرکز بر "بازدارندگی جمعی پیشگیرانه "است.
در مجموع میتوان گفت، با وجود شباهتهای مفهومی میان سنتو و پیمان مکه، این دو سازوکار امنیتی در ماهیت تهدید و فلسفه امنیتی تفاوت بنیادین دارند. سنتو در بستر جنگ سرد و با یک تهدید مشترک روشن شکل گرفت و امنیت را در قالب تعهدات حقوقی و واکنش پس از حمله تعریف میکرد. در مقابل، پیمان مکه در محیطی چندتهدیدی و سیال پدید آمده و بر بازدارندگی پیشگیرانه و مدیریت ریسکهای منطقهای تکیه دارد. به نظر میرسد پیمان مکه بیش از آنکه یک طلیعهی برآمدن یک معماری امنیتی منطقهای حساب شده و بلند مدت باشد، واکنشی شتاب زده به تحولات سریع موازنه قوا در منطقه و تلاشی برای جلوگیری از فروپاشی امنیتی منطقه بر اثر توسعه درگیری هاست. کشورهای منطقه نگران آناند که آتش افروخته شده از جانب آمریکا و اسرائیل دامنگیر آنها نیز شود و از سویی هیچ یک نیز نمیخواهند به عنوان مخالفان جدید آمریکا در منطقه شناخته شده و مشمول عواقب آن گردند. بدین لحاظ، برای ارزش گذاری واقعی این پیمان میبایست به عملکرد آن در سیر تحولات منطقه در روزها و ماههای آینده توجه نمود. آن چه مهم است " پیمان بستن" نیست؛ " بر سر پیمان ایستادن " است که عیار واقعی آن را عیان خواهد ساخت.
آرش رازانی
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۶
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۲:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
