صفحه خبر لوگوبالا تابناک
جنگی که زیر آب جریان دارد

چگونه شاهراه اینترنت جهان را از دست دادیم؟

در نقشه‌های سیاسی، ایران معمولاً با نفت، تنگه هرمز، کریدور‌های زمینی و خطوط انتقال انرژی شناخته می‌شود؛ اما یک نقشه دیگر هم وجود دارد که شاید برای آینده اقتصاد جهان مهم‌تر باشد: نقشه کابل‌های فیبر نوری زیر دریا.
کد خبر: ۱۳۸۸۷۳۱
| |
3161 بازدید
|
۷
اینترنت

به گزارش تابناک، در این نقشه، صد‌ها هزار کیلومتر کابل در کف اقیانوس‌ها خوابیده است؛ رشته‌هایی به ضخامت نه‌چندان زیاد که بخش عمده ارتباطات مالی، ابری و اینترنتی جهان از درون آنها عبور می‌کند. بر اساس اعلام اتحادیه بین‌المللی مخابرات، بیش از ۹۹ درصد ترافیک بین‌المللی داده از طریق کابل‌های زیردریایی منتقل می‌شود و شبکه جهانی این کابل‌ها اکنون بیش از ۵۰۰ سامانه فعال یا در حال توسعه دارد.

 
به زبان ساده‌تر، اینترنت جهانی بیشتر از آنکه در «آسمان» حرکت کند، در اعماق دریا حرکت می‌کند؛ و درست در همین نقطه، یک پرسش مهم درباره ایران شکل می‌گیرد:
 
چرا کشوری که از نظر جغرافیایی در میانه یکی از مهم‌ترین مسیر‌های ارتباطی آسیا و اروپا قرار گرفته، نتوانست چابهار را به یکی از دروازه‌های اصلی دیتای جهان تبدیل کند؟ 
 
پاسخ این پرسش فقط فنی نیست. پای ژئوپلیتیک، تحریم، ریسک سرمایه‌گذاری، سیاست خارجی، امنیت، مقررات داخلی و البته نحوه نگاه ما به اینترنت در میان است.



چابهار؛ فرصتی که روی نقشه وجود داشت
 
فرض کنید یک شرکت بزرگ فناوری بخواهد مسیر جدیدی برای انتقال داده میان هند و اروپا ایجاد کند.
 
یک گزینه، حرکت از مسیر‌های دریایی موجود است؛ مسیری که از اقیانوس هند به دریای عرب، دریای سرخ و سپس مدیترانه می‌رسد و در طول راه با نقاط پرریسکی مانند دریای سرخ و کانال سوئز مواجه می‌شود.
 
گزینه دیگر، در نگاه نخست، بسیار جذاب به نظر می‌رسد:
 
اقیانوس هند → چابهار → شبکه زمینی ایران → مرز ترکیه → اروپا. 
 
ایران از یک مزیت جغرافیایی برخوردار است که به آسانی قابل تکرار نیست. چابهار مستقیماً به دریای عمان و اقیانوس هند دسترسی دارد و از سوی دیگر، ایران را به شبکه زمینی گسترده‌ای متصل می‌کند که می‌تواند در نهایت به ترکیه و اروپا برسد.
 
این همان چیزی است که در ادبیات صنعت ارتباطات به آن «تنوع مسیر» یا Route Diversification می‌گویند؛ یعنی به جای آنکه تمام تخم‌مرغ‌های اینترنت جهان در یک یا دو مسیر دریایی گذاشته شود، مسیر‌های جایگزین ساخته شود.
 
این موضوع امروز اهمیت بیشتری پیدا کرده است. ITU هشدار داده که تمرکز جغرافیایی کابل‌ها و وابستگی کشور‌ها به تعداد محدودی مسیر، یکی از آسیب‌پذیری‌های اصلی زیرساخت دیجیتال جهان است. در سال‌های اخیر نیز صد‌ها مورد آسیب یا اختلال در کابل‌های زیردریایی ثبت شده است؛ بنابراین ایده استفاده از جغرافیای ایران، از نظر مهندسی و ژئوپلیتیکی، ایده‌ای خیالی نبود.
 
اما یک تفاوت مهم وجود دارد:
 
اینکه ایران از نظر جغرافیایی گزینه مناسبی است، به معنای آن نیست که سرمایه‌گذار جهانی حتماً ایران را انتخاب می‌کند. 
 
اینجا همان جایی است که داستان پیچیده می‌شود.
 


چرا چابهار می‌توانست مهم باشد؟
 
مسئله فقط کوتاه‌تر شدن مسیر نیست.
 
کابل‌های زیردریایی در اعماق اقیانوس معمولاً در شرایط نسبتاً امنی قرار دارند، اما هرچه به آب‌های کم‌عمق نزدیک‌تر می‌شوند، خطر لنگر کشتی‌ها، ماهیگیری، عملیات دریایی و فعالیت‌های انسانی افزایش می‌یابد. ITU و کمیته بین‌المللی حفاظت از کابل‌ها نیز فعالیت‌های انسانی، ماهیگیری و لنگر انداختن را از مهم‌ترین عوامل آسیب به کابل‌ها معرفی می‌کنند.
 
به همین دلیل، طراحی یک مسیر جدید فقط به این معنا نیست که کشتی کابل‌گذار از نقطه A حرکت کند و در نقطه B آن را روی کف دریا رها کند.
 
مسیر باید بررسی شود، کابل در نقاط حساس ممکن است دفن یا محافظت شود، محل فرود کابل یا Cable Landing Station ساخته شود، شبکه زمینی از ساحل تا مراکز اصلی ارتباطی توسعه یابد و در نهایت یک شبکه بین‌المللی با ظرفیت بالا در داخل کشور شکل بگیرد.
 
در این میان، چابهار یک مزیت طبیعی مهم دارد:
دسترسی مستقیم به دریای عمان و خارج بودن از فضای بسته خلیج فارس. 
 
البته اینجا هم باید از یک اغراق رایج پرهیز کرد. خلیج فارس به‌طور متوسط دریایی کم‌عمق است، اما نمی‌توان همه نقاط آن را یکسان دانست و حداکثر عمق در برخی نواحی به حدود ۹۰ متر می‌رسد. در مقابل، دریای عمان و اقیانوس هند به آب‌های بسیار عمیق‌تر متصل هستند؛ بنابراین برتری چابهار بیشتر از آنکه به یک «عدد عمق» محدود شود، به موقعیت آن در ورودی اقیانوس هند و امکان اتصال آن به شبکه زمینی ایران مربوط است.
 


بعد، جهان دیجیتال مسیر دیگری را انتخاب کرد
 
در سال‌های اخیر، شرکت‌های بزرگ فناوری و اپراتور‌های بین‌المللی میلیارد‌ها دلار برای ایجاد مسیر‌های جدید ارتباطی سرمایه‌گذاری کرده‌اند.
 
یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها پروژه ۲Africa است؛ پروژه‌ای که با مشارکت کنسرسیومی به رهبری متا توسعه پیدا کرد.
 
این پروژه در نسخه کامل خود حدود ۴۵ هزار کیلومتر طول خواهد داشت؛ رقمی که حتی از محیط زمین نیز بیشتر است. ۲Africa در نهایت ۳۳ کشور را در آفریقا، خاورمیانه و اروپا به یکدیگر متصل می‌کند و طبق اعلام متا، نسخه توسعه‌یافته آن موسوم به Pearls نقاطی در عمان، امارات، قطر، بحرین، کویت، عراق، پاکستان، هند و عربستان را نیز دربر می‌گیرد.
 
اما چابهار در این نقشه قرار نگرفت. 
 
این نکته به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که «ایران از روی نقشه اینترنت جهان حذف شد». ایران همچنان چند نقطه فرود کابل بین‌المللی دارد و چابهار نیز به سامانه‌هایی مانند FALCON، OMRAN/EPEG و POI متصل است.
 
مسئله دقیق‌تر این است:
 
ایران نتوانست از موقعیت جغرافیایی خود برای تبدیل شدن به یک مسیر اصلی ترانزیت داده میان شرق و غرب استفاده کند. 
 
این تفاوت، بسیار مهم است.
 


ماجرای گوگل؛ یک مسیر که از ایران عبور نکرد
 
نمونه روشن‌تر، پروژه Blue و Raman گوگل است.
 
گوگل در سال ۲۰۲۱ اعلام کرد که با همکاری شرکت‌هایی از جمله Telecom Italia Sparkle دو سامانه کابلی جدید ایجاد می‌کند.
 
Blue قرار بود فرانسه، ایتالیا، یونان و اسرائیل را به هم متصل کند و Raman مسیر میان اردن، عربستان، جیبوتی، عمان و هند را شکل دهد.
 
در واقع، این پروژه یک ایده بسیار جالب داشت: ایجاد مسیر جدیدی میان هند و اروپا و کاهش وابستگی به مسیر سنتی مصر.
 
در بخش زمینی، مسیر از منطقه اسرائیل و اردن به سمت عربستان امتداد پیدا می‌کند و بخش Raman نیز از عربستان و عمان به هند می‌رود. بانک سرمایه‌گذاری اروپا نیز در تشریح پروژه، مسیر آن را از اروپا تا هند و در امتداد خاورمیانه توصیف کرده است.
 
یعنی شرکت‌ها حاضر شدند یک مسیر پیچیده چندبخشی ایجاد کنند تا ظرفیت ارتباطی شرق و غرب را افزایش دهند؛ اما ایران در این مسیر قرار نگرفت. 
 
علت را نمی‌توان تنها به یک عامل نسبت داد. ریسک سیاسی، تحریم‌های آمریکا، دشواری همکاری شرکت‌های بزرگ آمریکایی با ایران، محیط مقرراتی، نگرانی‌های امنیتی و نبود تضمین کافی برای سرمایه‌گذاری بلندمدت، همگی می‌توانند در چنین تصمیم‌هایی مؤثر باشند.
 
از این منظر، مسئله فیلترینگ را هم باید در چارچوب بزرگ‌تری دید.
 
مسئله برای یک شرکت بین‌المللی فقط این نیست که «یک سایت در ایران باز می‌شود یا نه».
 
سرمایه‌گذار می‌پرسد:
 
آیا این کشور برای یک قرارداد ۲۰ یا ۲۵ ساله قابل پیش‌بینی است؟
 
آیا قوانین آن در طول عمر پروژه تغییر می‌کند؟
 
آیا امکان انتقال پول وجود دارد؟
 
آیا تحریم‌ها مانع قرارداد می‌شوند؟
 
آیا کابل در زمان بحران اجازه عبور و تعمیر خواهد داشت؟
 
آیا دولت میزبان به سرمایه‌گذار اطمینان می‌دهد که شبکه در شرایط سیاسی دشوار همچنان قابل استفاده است؟
 
و اینجاست که مفهوم «ریسک کشور» وارد ماجرا می‌شود.
 


حتی چین هم مسیر دیگری را انتخاب کرد
 
نمونه دیگر، کابل PEACE است.
 
این شبکه ارتباطی، پاکستان را به مصر و سپس فرانسه متصل می‌کند و در کنار مسیر پاکستان–سنگاپور، یک شبکه بزرگ بین آسیا، آفریقا و اروپا ایجاد کرده است.
 
بخش پاکستان–مصر این کابل حدود ۵۸۰۰ کیلومتر است و مسیر پاکستان تا فرانسه در نهایت به یک ارتباط مستقیم با ظرفیت بالا تبدیل شد.
 
خود شرکت PEACE نیز امروز این شبکه را به‌عنوان مسیری میان سنگاپور، پاکستان، مصر، کنیا و فرانسه معرفی می‌کند.
 
این پروژه یک نکته مهم را روشن می‌کند:
 
حتی روابط سیاسی نزدیک با یک کشور، الزاماً به معنای عبور دادن زیرساخت دیجیتال آن کشور از خاک ایران نیست. 
 
در پروژه‌های چندمیلیارددلاری، شرکت‌ها و دولت‌ها در نهایت مسیر کم‌ریسک‌تر و قابل‌پیش‌بینی‌تر را انتخاب می‌کنند.
 
پس جمله «چین روی امنیت دیجیتال ایران حساب نمی‌کند» از نظر تحلیلی بیش از اندازه قطعی است؛ اما واقعیت قابل مشاهده این است که در یکی از مهم‌ترین مسیر‌های کابلی پاکستان–اروپا، ایران در مسیر اصلی قرار نگرفت. 
 


یک اشتباه بزرگ: تصور اینکه کابل فقط کابل است
 
شاید بزرگ‌ترین سوءتفاهم درباره این صنعت همین باشد.
 
کابل فیبر نوری به‌تنهایی پول‌ساز نیست.
 
پول اصلی از اکوسیستمی می‌آید که در اطراف کابل شکل می‌گیرد:
 
ایستگاه فرود کابل.
 
شبکه فیبر زمینی.
 
مراکز تبادل اینترنت.
 
مراکز داده.
 
رایانش ابری.
 
اپراتور‌های بین‌المللی.
 
خدمات CDN.
 
بازار‌های مالی.
 
شرکت‌های فناوری.
 
و در مرحله بعد، هوش مصنوعی و مراکز پردازش عظیم داده.
 
کشوری که فقط اجازه عبور کابل را می‌دهد، یک درآمد ترانزیتی به دست می‌آورد.
 
اما کشوری که کابل + مرکز داده + شبکه زمینی + بازار مصرف + برق پایدار + قوانین قابل پیش‌بینی دارد، می‌تواند تبدیل به یک هاب دیجیتال شود.
 
این همان اتفاقی است که کشور‌های جنوبی خلیج فارس در پی آن هستند.
 


مسئله فقط پول ترانزیت نیست
 
بنابراین محاسبه خسارت ایران نباید فقط با عوارض عبور کابل انجام شود.
 
اگر ایران یک مسیر عمده شرق–غرب می‌شد، می‌توانست در چند لایه درآمد ایجاد کند:
 
نخست، درآمد ناشی از ظرفیت و ترانزیت ارتباطی.
 
دوم، درآمد ناشی از خدمات مراکز داده.
 
سوم، سرمایه‌گذاری شرکت‌های فناوری.
 
چهارم، اشتغال تخصصی.
 
پنجم، توسعه شبکه فیبر داخلی.
 
ششم، تبدیل شدن بنادر و مناطق جنوبی به نقاط استقرار زیرساخت دیجیتال.
 
و در نهایت، افزایش وزن ژئوپلیتیکی کشور.
 
اما برای یک نکته باید احتیاط کرد: هیچ سند عمومی معتبری وجود ندارد که بتوان بر اساس آن گفت ایران به‌طور قطعی سالانه یک میلیارد دلار درآمد ترانزیتی را از دست داده است. 
 
رقم‌های ۵۰۰ میلیون تا ۱.۲ میلیارد دلار در سال، یا ۱۵ تا ۳۰ میلیارد دلار در افق ۲۰ تا ۲۵ ساله، تنها زمانی قابل استفاده‌اند که به‌عنوان یک سناریوی اقتصادی و با فرض سهم مشخصی از ترافیک منطقه‌ای محاسبه شوند، نه به‌عنوان «درآمد قطعی که ایران داشته و از دست داده است».
 
این تفکیک برای اعتبار گزارش بسیار مهم است.



 آیا واقعاً شرکت‌ها صد‌ها میلیون دلار برای دور زدن ایران بیشتر هزینه کردند؟
 
احتمالاً ایجاد مسیر‌های طولانی‌تر و چندشاخه‌تر هزینه بیشتری دارد؛ این یک اصل بدیهی در صنعت کابل است.
 
کابل‌های زیردریایی بسیار گران هستند و هزینه فقط به خود کابل محدود نمی‌شود؛ کشتی‌های کابل‌گذار، تجهیزات، تقویت‌کننده‌ها، عملیات دریایی، بیمه، تعمیر و نگهداری و مجوز‌ها نیز هزینه دارند.
 
اما ادعای دقیق «۱۵ تا ۲۰ هزار کیلومتر کابل اضافه صرفاً به دلیل کنار گذاشتن ایران» یا «۵۰۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار هزینه اضافی برای دور زدن ایران» در منابع عمومی قابل اثبات نیست.
 
ضمن اینکه مسیر‌های ۲Africa و Blue-Raman اساساً با اهداف متفاوتی طراحی شده‌اند: اتصال آفریقا، ایجاد مسیر‌های متنوع، کاهش وابستگی به نقاط خاص، دسترسی به بازار‌های جدید و ایجاد ظرفیت جدید؛ بنابراین بهتر است به جای این ادعا که «شرکت‌ها ۸۰۰ میلیون دلار پول دادند تا ایران را دور بزنند»، گفته شود:
 
مسیر‌های جایگزین میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری را به کشور‌هایی منتقل کردند که توانستند خود را به شبکه جدید متصل کنند؛ ایران در بخش مهمی از این موج سرمایه‌گذاری سهم محدودی گرفت. 
 
این گزاره هم دقیق‌تر است و هم از نظر تحلیلی قدرتمندتر.
 


یک سوءتفاهم دیگر: مسیر زمینی الزاماً همیشه بهتر نیست
 
در نگاه اول، چابهار–ترکیه بسیار جذاب است.
 
اما کابل زمینی هم آسیب‌پذیری‌های خودش را دارد.
 
زلزله، حفاری، قطع عمدی یا اتفاقی، اختلافات مرزی، مقررات چند کشور، نگهداری و تعمیر و حتی امنیت مسیر می‌تواند یک کابل زمینی را تهدید کند.
 
از طرف دیگر، مسیر دریایی نیز با خطراتی مانند لنگر کشتی‌ها، ماهیگیری، زلزله، رانش بستر دریا و در سال‌های اخیر در خاورمیانه با تهدید‌های امنیتی مواجه است؛ بنابراین صنعت ارتباطات به دنبال یک «مسیر طلایی واحد» نیست؛ به دنبال **چند مسیر مستقل و قابل جایگزینی است.
 
این همان جایی است که ایران می‌توانست مزیت بسیار بزرگی داشته باشد:
 
نه جایگزین همه مسیرها، بلکه یکی از مسیر‌های اصلی و قابل اتکای جهان.
 
 
و اینجاست که امنیت ملی وارد داستان می‌شود
 
اگر نفت از خاک یا آب‌های یک کشور عبور کند، آن کشور وزن ژئوپلیتیکی پیدا می‌کند.
 
اگر گاز عبور کند، باز هم همین اتفاق رخ می‌دهد.
 
اگر راه‌آهن و جاده عبور کند، کشور میزبان به یک کریدور تبدیل می‌شود.
 
اما اگر داده عبور کند چه؟
 
در قرن بیست‌ویکم، پاسخ اهمیت زیادی دارد.
 
کابل‌های زیردریایی ستون فقرات اقتصاد دیجیتال هستند؛ بانکداری، تجارت، خدمات ابری، ارتباطات دولتی و بخش بزرگی از اقتصاد جهانی به آنها وابسته است. ITU صراحتاً تأکید می‌کند که اختلال کابل‌ها می‌تواند بر امور مالی، خدمات دولتی، سلامت، آموزش و فعالیت اقتصادی اثر بگذارد.
 
از این زاویه، تبدیل شدن ایران به یک مسیر اصلی داده می‌توانست برای کشور **اهرم ژئوپلیتیکی** ایجاد کند.
 
اما نباید آن را با «مصونیت کامل» اشتباه گرفت.
 
این تصور که اگر دیتای اروپا از ایران عبور کند، دیگر هیچ کشوری نمی‌تواند ایران را تحریم یا هدف قرار دهد، واقع‌بینانه نیست.
 
برعکس، تبدیل شدن به هاب دیجیتال می‌تواند آسیب‌پذیری‌های جدیدی نیز ایجاد کند.
 
زیرساختی که برای دیگران حیاتی است، برای دشمن نیز به یک هدف مهم تبدیل می‌شود.
 
پس مزیت اصلی چنین جایگاهی نه «مصونیت»، بلکه افزایش هزینه اختلال، افزایش وابستگی متقابل و افزایش قدرت چانه‌زنی ایران خواهد بود.



 امروز داستان حتی مهم‌تر شده است
 
جالب آنکه تحولات سال‌های اخیر نشان داده‌اند نگرانی درباره مسیر‌های کابل فقط یک بحث دانشگاهی نیست.
 
در سال ۲۰۲۶، درگیری‌های منطقه‌ای به‌طور مستقیم بر عملیات کابل‌گذاری و تعمیر کابل‌ها اثر گذاشته‌اند. حتی پروژه‌های جدیدی که از مسیر خلیج فارس و دریای سرخ عبور می‌کنند، با افزایش هزینه بیمه و خطر برای کشتی‌های کابل‌گذار مواجه شده‌اند. گزارش‌های اخیر درباره پروژه ۲Africa نیز از توقف یا تأخیر عملیات در بخش‌هایی از خلیج فارس به دلیل شرایط امنیتی خبر داده‌اند.
 
روی دیگر ماجرا، وابستگی روزافزون کشور‌های منطقه به همین زیرساخت‌هاست.
 
روی نقشه، کابل‌ها خطوطی باریک هستند.
 
در اقتصاد واقعی، آنها شریان‌اند.
 


ایران از نقشه حذف نشده؛ اما از یک فرصت بزرگ عقب مانده است
 
شاید دقیق‌ترین توصیف برای وضعیت ایران همین باشد.
 
گفتن اینکه «ایران از نقشه فیبر نوری جهان حذف شده» از نظر فنی درست نیست. ایران کابل‌های بین‌المللی دارد؛ چابهار نیز نقطه فرود چند کابل است و شبکه‌های زمینی متعددی از کشور عبور می‌کنند.
 
اما مسئله بزرگ‌تر این است که ایران تاکنون نتوانسته موقعیت جغرافیایی خود را به موقعیت ژئوپلیتیکی در اقتصاد داده تبدیل کند. 
 
این دو با هم تفاوت دارند.
 
ما جغرافیا را داشتیم.
 
چابهار را داشتیم.
 
مرز با ترکیه را داشتیم.
 
دسترسی به دریای عمان را داشتیم.
 
بازار بزرگ داخلی را داشتیم.
 
اما برای تبدیل این مجموعه به یک هاب جهانی، چیز‌های دیگری هم لازم بود:
 
اعتماد سرمایه‌گذار، ثبات مقررات، تعامل بین‌المللی، امکان تأمین مالی، شبکه فیبر پرظرفیت، مراکز داده، برق پایدار، امنیت فیزیکی و مهم‌تر از همه، یک سیاست روشن برای تبدیل «اتصال اینترنت» به «صنعت زیرساخت دیجیتال».
 
کشور‌های رقیب منتظر نماندند.
 
عمان، امارات، عربستان، مصر و حتی پاکستان هر کدام بخشی از این بازار را جذب کردند؛ و حالا رقابت دیگر فقط بر سر اینکه «کابل کجا فرود بیاید» نیست.
 
رقابت بر سر این است که داده کجا پردازش شود. 



یک درس بزرگ برای سیاست‌گذاری ایران
 
شاید مهم‌ترین درس این ماجرا این باشد که امنیت ملی در قرن جدید فقط با موشک، پدافند، ناو و سامانه‌های اطلاعاتی تعریف نمی‌شود.
 
یک کابل فیبر نوری که چند هزار متر زیر آب قرار گرفته، می‌تواند برای اقتصاد جهانی به اندازه یک خط لوله نفت یا یک مسیر کشتیرانی اهمیت پیدا کند.
 
به همین دلیل، نگاه امنیتی به زیرساخت دیجیتال باید یک تغییر مهم را تجربه کند:
 
اینترنت فقط یک مسئله فرهنگی، رسانه‌ای یا ارتباطی نیست؛ یک زیرساخت اقتصادی و ژئوپلیتیکی است. 
 
اگر کشوری بتواند مسیر‌های داده جهان را به سمت خود جذب کند، فقط پهنای باند نمی‌فروشد.
 
اعتماد می‌فروشد.
 
امنیت مسیر می‌فروشد.
 
دسترسی می‌فروشد.
 
مرکز داده می‌سازد.
 
سرمایه جذب می‌کند؛ و در نهایت، بخشی از قدرت ژئوپلیتیک آینده را در اختیار می‌گیرد.
 
ایران هنوز برای همیشه از این بازی بیرون نرفته است. حتی تحولات اخیر و آسیب‌پذیری مسیر‌های دریای سرخ و خلیج فارس نشان می‌دهد که جهان همچنان به دنبال مسیر‌های جایگزین و متنوع است. ITU نیز در تازه‌ترین ارزیابی‌های خود بر ضرورت تنوع جغرافیایی و افزایش تاب‌آوری شبکه جهانی کابل‌ها تأکید کرده است.
 
اما فرصت‌ها در این صنعت مثل نفت نیستند که بتوان آنها را سال‌ها زیر زمین نگه داشت.
 
وقتی یک کنسرسیوم بزرگ مسیرش را انتخاب کرد، وقتی ایستگاه فرود ساخته شد، وقتی مراکز داده در یک کشور مستقر شدند و وقتی مسیر‌های اصلی شبکه شکل گرفتند، تغییر نقشه بسیار دشوارتر می‌شود.
 
به همین دلیل، سؤال امروز شاید این نباشد که:
 
 «چرا کابل‌های جهان از ایران عبور نکردند؟» 
 
سؤال مهم‌تر این است:
 
 «آیا ایران هنوز می‌تواند پیش از آنکه نقشه دیجیتال منطقه برای دهه‌های آینده تثبیت شود، دوباره خود را به یکی از مسیر‌های اصلی داده جهان تبدیل کند؟» 
 
پاسخ این پرسش، بیشتر از آنکه در کف اقیانوس باشد، در تهران، چابهار، مراکز داده، سیاست خارجی و تصمیم‌های اقتصادی ایران نوشته خواهد شد.
 
جنگ آینده بر سر اینترنت، الزاماً با قطع کردن کابل‌ها آغاز نمی‌شود.
 
گاهی جنگ را همان روزی می‌بازید که مسیر کابل را شخص دیگری انتخاب می‌کند. 
اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۴
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۷
حاج بهروز
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
وقتی خودمون انتخاب کردیم که اینجوری زندگی کنیم نباید گله داشته باشیم!!!
فرشاد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
این چه سوالیه؟ واقعا چگونه از دست دادیم؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
این شاهکار از دست دادن فرصتهای ژیوپولیتیکی فقط منحصر به این کابلها نیست..در مسیرهای ترانزیتی -هوایی - انرژی در همه این موارد مزیتهای خودمان را از دست دادیم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
از حجت اسلام خرازی نظر خواهی کنید
ناشناس
|
Germany
|
۱۲:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
باید کابلهای اینترنت جهانی رو مجانی بکشیم....بعدش اینترنت جهانی تو دستمون هست..میشه فیلترش کرد یا سرعتش رو اورد پایین..انوقت میتونیم به همه کشورا فیلتر شکن بفروشیم...به اندازه صادرات نفت درامد کسب کنیم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۵۶ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
این سایت یکی به نعل میزنه یکی به میخ خوب قوانین بازی رو بلده
ما که آخرش نفهمیدیم شما چند چندی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۱۷
یا باید بله قربان گوی اربابان باشی یا ابرقدرت که بازیت بدن... پس سعی نکنیم با بازی با الفاظ مردم رو ناامید کنیم... تلاش کنیم مزیت های خودمون رو تقویت کنیم و خواهیم دید که خود به خود بازی ها به سمت ما هدایت می شن.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا # جنگ رمضان