صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
روایت استاد دانشگاه هاروارد از هزینه واقعی جنگ علیه ایران

فقط برای تخلیه فاضلاب ناو فورد روزی ۴۰۰ هزار دلار هزینه شد!/ پهپاد۳۰،۰۰۰ دلاری ایران را باید با موشک ۴ میلیون دلاری بزنیم!

به گفته لیندا بیلمز، کارشناس بودجه جنگی، جنگ در ایران روزانه دو میلیارد دلار برای آمریکا هزینه دارد - و در مجموع حداقل یک تریلیون دلار هزینه خواهد داشت.
کد خبر: ۱۳۷۲۲۷۲
| |
1282 بازدید

فقط برای تخلیه فاضلاب ناو فورد روزی ۴۰۰ هزار دلار هزینه شد!/ پهپاد۳۰،۰۰۰ دلاری ایران را باید با موشک ۴ میلیون دلاری بزنیم!

ایران ماهانه حدود ۱۰،۰۰۰ پهپاد شاهد با هزینه حدود ۳۰،۰۰۰ دلار برای هر کدام تولید می‌کند. ما با شلیک رهگیر‌هایی که قیمت هر کدام حدود ۴ میلیون دلار است پاسخ می‌دهیم و آنچه را هم در حمله و هم در دفاع داریم مصرف می‌کنیم، به عنوان مثال حفاظت از اسرائیل در برابر حملات ورودی.

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، در ۲۸ فوریه، ایالات متحده و اسرائیل حملاتی را علیه ایران آغاز کردند که منجر به (شهادت) آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم ایران شد. تا اوایل آوریل، ایالات متحده بیش از ۵۶،۰۰۰ سرباز در منطقه جنگی داشت (شامل حدود ۵۰،۰۰۰ نفر در کشتی ها، پایگاه‌های نظامی و سایر تأسیسات، به علاوه ۴،۵۰۰ تفنگدار دریایی و ۲،۰۰۰ سرباز از لشکر ۸۲ هوابرد) و آمریکا در حال بررسی اعزام ۱۰،۰۰۰ نیروی زمینی اضافی بود.

دانشگاه هاروارد آمریکا با پروفسور لیندا بیلمز، مدرس ارشد سیاست عمومی دانیل پاتریک مویهان و کارشناس برجسته امور مالی عمومی، درباره هزینه مالی جنگ در ایران گفت‌و‌گو کرده است که در ادامه آمده است. تمام اطلاعات منعکس کننده در این مصاحبه تا تاریخ ۶ آوریل ۲۰۲۶ است.

*هزینه جنگ در ایران برای مالیات دهندگان آمریکایی چقدر است؟

جنگ‌ها همیشه بیشتر از حد انتظار هزینه دارند. در طول تاریخ، کسانی که وارد جنگ می‌شوند تمایل دارند در مورد هزینه و مدت زمان آن خوش بین باشند. به عنوان مثال، روسیه فکر می‌کرد ظرف چند هفته کنترل اوکراین را به دست گیرد. جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریکا، لری لیندسی، مشاور اقتصادی خود را به خاطر پیش بینی اینکه جنگ عراق ممکن است ۲۰۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد (در حالی که در نهایت ۵ تریلیون دلار هزینه داشت) اخراج کرد.

ما همین الگو را در مورد ایران می‌بینیم. دولت ترامپ انتظار داشت که این جنگ به سرعت پایان یابد و نسبتاً کم هزینه باشد. به گفته پنتاگون، این جنگ در سه تا پنج روز اول ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه داشته است -، اما این یک تخمین پایین‌تر از واقعیت است. طبق محاسبات من، آن چند روز اول حداقل ۱۶ میلیارد دلار هزینه داشته است. 

ما مهمات را با سرعت فوق العاده بالایی مصرف می‌کنیم - برای اینکه تصویر روشنی داشته باشیم، ما در چهار روز اول جنگ ایران موشک‌های پاتریوت بیشتری شلیک کردیم نسبت به چهار سال گذشته که به اوکراین داده‌ایم.

اندازه گیری هزینه دقیق دشوار است. اما بر اساس اطلاعاتی که اکنون داریم، هزینه‌های کوتاه مدت و پیش پرداختی حدود دو میلیارد دلار در روز است که نوک کوه یخ را تشکیل می‌دهد.

*برخی از هزینه‌های کوتاه مدت جنگ در ایران چیست؟

هزینه‌های کوتاه مدت شامل مواردی مانند مهمات، یعنی موشکها، بمب‌ها و رهگیر‌هایی است که شلیک می‌کنیم؛ هزینه حفظ دو یا سه گروه ضربتی ناوگان هواپیمابر در منطقه با هواپیماها، زیردریایی ها، ناوشکنها، کشتی‌های تدارکاتی و غیره؛ و هزینه حفظ نیروی انسانی، حقوق رزمی، حقوق مأموریت‌های طولانی مدت و همچنین هزینه موارد غیرمنتظره مانند این واقعیت که ما سه فروند جنگنده F-۱۵ را بر اثر آتش دوستانه از کویت از دست دادیم؛ و اکنون ایران هواپیما‌های آمریکایی از جمله یک جنگنده F-۱۵، یک هواپیمای تهاجمی A-۱۰ و چندین پهپاد را سرنگون کرده است؛ بنابراین ما دارایی‌های پرهزینه‌ای را از دست می‌دهیم.

*هزینه‌های کوتاه مدت چگونه محاسبه می‌شود؟

اما هزینه‌های کوتاه مدت حتی بیشتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. پنتاگون هزینه‌ها را بر اساس ارزش تاریخی موجودی انبار گزارش می‌کند، نه هزینه واقعی جایگزینی آنچه استفاده می‌کنیم؛ و آن هزینه‌های جایگزینی بسیار بالاتر است.

به عنوان مثال، موشک‌های تاماهاوک که استفاده می‌شوند، هر کدام در موجودی انبار حدود ۲ میلیون دلار ارزشگذاری شده‌اند، اما جایگزینی آنها امروز ۳ تا ۳.۵ میلیون دلار هزینه دارد. موشک‌های پاتریوت در موجودی انبار ۱ تا ۲ میلیون دلار ارزشگذاری شده بودند، اما نسخه‌های جدیدتر هر کدام ۴ تا ۵ میلیون دلار هزینه دارند.

همین امر در مورد سوخت و سایر ملزومات صادق است، جایی که ما موجودی‌هایی را که با قیمت‌های پایین‌تر خریداری شده بودند کاهش می‌دهیم و آنها را با قیمت‌های فعلی بسیار بالاتر جایگزین می‌کنیم.

ما هزینه کامل تعمیر و نگهداری، یا هزینه نگهداری نیرو‌ها را برای ماه‌ها فراتر از برنامه ریزی‌های چرخشی آنها محاسبه نمی‌کنیم.

*آیا می‌توانید نمونه‌هایی از این هزینه‌های اضافی را بیان کنید؟

ناو هواپیمابر فورد را در نظر بگیرید، یک ناو هواپیمابر فوق العاده پیشرفته به ارزش ۱۳ میلیارد دلار که پس از آتش سوزی بزرگی در خشکشویی که ۶۰۰ ملوان را در معرض دود شدید قرار داد، به سختی از منطقه خارج شد.

این ناو شش ماه بیشتر از برنامه ریزی شده در منطقه مستقر بود، حدود ۵،۰۰۰ پرسنل در آن حضور داشتند و سیستم فاضلاب آن از کار افتاد، بنابراین هر روز ۴۰۰،۰۰۰ دلار برای تخلیه توالت‌ها با مواد شیمیایی هزینه می‌شد.

اکنون این ناو هواپیمابر به ۱۴ ماه یا بیشتر تعمیر نیاز دارد. هیچکدام از این هزینه‌ها در برآورد‌های اولیه عملیاتی منعکس نشده است.

این شکاف‌ها یکی از دلایلی است که هزینه گزارش شده ۱۱.۳ میلیارد دلاری به چیزی نزدیک به ۱۶ میلیارد دلار می‌رسد، و آنها منعکس کننده شکاف دائمی بین آنچه پنتاگون در زمان واقعی گزارش می‌دهد و هزینه واقعی جنگ هستند. شما میتوانید این شکاف را به وضوح در درخواست دولت برای حدود ۲۰۰ میلیارد دلار بودجه اضطراری ببینید که بخش عمده‌ای از آن برای پوشش هزینه‌های تعمیر، نگهداری و جایگزینی است که هرگز در هزینه‌های اولیه اعلام شده گنجانده نشده بود.

*سایر هزینه‌ها چیست؟

همیشه هزینه‌های بزرگ، میان مدت و بلندمدتی وجود دارد که مدت‌ها پس از شلیک آخرین گلوله ادامه می‌یابد. هزینه‌های میان مدت، در طی چهار تا پنج سال آینده، شامل مواردی مانند تعمیر تأسیسات و تکمیل مجدد موجودی با سامانه‌های تسلیحاتی بسیار پیشرفته‌تر است.

از بازسازی تأسیسات و موجودی انبار آسیب دیده شروع کنیم، حداقل ۲۰ تأسیسات نظامی ایالات متحده در منطقه به شدت آسیب دیده‌اند، از جمله پایگاهها، اماکن مسکونی، سامانه‌های موشکی و غیره. تعمیر اینها سال‌ها طول می‌کشد.

در عین حال، ما در سراسر منطقه بازسازی خواهیم کرد و احتمالاً به متحدان خود از جمله کویت، امارات، بحرین و ... کمک خواهیم کرد تا برخی از تأسیسات و زیرساخت‌های خود را که ایران نابود کرده است، بازسازی کنند.

سپس هزینه قرارداد‌هایی است که با تأمین کنندگان دفاعی امضا می‌کنیم.

*چند نمونه از قرارداد‌ها با تامین کنندگان دفاعی چیست؟

ما قبلاً قرارداد‌های چند ساله بزرگ به ارزش میلیارد‌ها دلار با لاکهید مارتین امضا کرده‌ایم تا تولید رهگیر‌ها را از حدود ۶۰۰ عدد در سال به حدود ۲،۰۰۰ عدد افزایش دهیم، تا سالانه ۴۰۰ عدد رهگیر «تاد» تولید کنیم که از ۹۶ عدد قبلی بیشتر است؛ ما با بوئینگ قراردادی برای افزایش تولید سامانه‌های موشکی امضا کرده‌ایم.

این یک تعدیل حاشیه‌ای نیست؛ این یک گسترش صنعتی در مقیاس بزرگ است که سال‌ها طول می‌کشد و صد‌ها میلیارد دلار هزینه دارد؛ و این عدم تقارن اساسی را در اقتصاد این جنگ منعکس می‌کند. ایران ماهانه حدود ۱۰،۰۰۰ پهپاد شاهد با هزینه حدود ۳۰،۰۰۰ دلار برای هر کدام تولید می‌کند.

ما با شلیک رهگیر‌هایی که قیمت هر کدام حدود ۴ میلیون دلار است پاسخ می‌دهیم و آنچه را هم در حمله و هم در دفاع داریم مصرف می‌کنیم، به عنوان مثال حفاظت از اسرائیل در برابر حملات ورودی؛ بنابراین در میان مدت، ما در حال بازسازی زیرساختها، تکمیل مجدد انبار‌ها و افزایش ظرفیت تولید هستیم - همه به یکباره، و همه با هزینه بالا.

اما هزینه‌های بلندمدت همه اینها را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

*هزینه‌های بلند مدت چیست؟

اول، مراقبت از جانبازان. ما در حال حاضر حدود ۵۵،۰۰۰ سرباز آمریکایی در این درگیری مستقر داریم که در معرض سموم، آلاینده‌ها و خطرات محیطی مانند سوخت در حال سوختن و باقیمانده‌های شیمیایی که می‌دانیم می‌توانند باعث آسیب طولانی مدت شوند، قرار گرفته‌اند. طبق قانون PACT، جانبازانی که به بیماری‌هایی مبتلا می‌شوند یا شرایط آنها تشدید می‌شود، از آسم و مشکلات پوستی گرفته تا سرطان، تا آخر عمر واجد شرایط دریافت غرامت معلولیت و مراقبت‌های پزشکی هستند.

به عنوان مثال، ۳۷٪ از جانبازان جنگ اول خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ مزایای معلولیت مادام العمر دریافت می‌کنند؛ بنابراین اگر حتی یک سوم از ۵۵،۰۰۰ سربازی که امروز مستقر هستند، ادعای مزایا کنند، ما فقط برای این گروه متعهد به ده‌ها یا صد‌ها میلیارد دلار هزینه غرامت معلولیت و مراقبت‌های پزشکی می‌شویم؛ و اگر نیرو‌های بیشتری به ایران بفرستیم، تلفات ناشی از جراحات جدی و ناتوانی‌ها متأسفانه افزایش خواهد یافت. در نظر گرفتن این هزینه مهم است.

*آیا می‌توانید هزینه‌های بلند مدت را در زمینه مناسب قرار دهید؟

قبل از شروع این جنگ، ما فقط به جانبازان جنگ‌های قبلی که اکنون زنده هستند، ۷.۳ تریلیون دلار فقط بابت مزایای معلولیت بدهکار بودیم (شامل مزایای پزشکی، آموزشی و سایر مزایا نمی‌شود). من به طور گسترده در مورد این بدهی و اینکه چرا باید یک صندوق اعتماد برای جانبازان برای پرداخت آن ایجاد کنیم به جای اینکه مشکل را به آینده موکول کنیم، نوشته‌ام.

دوم، افزایش دائمی بودجه دفاعی وجود دارد. رئیس جمهور افزایش تقریباً ۵۰ درصدی بودجه دفاعی را پیشنهاد می‌کند. اگر به طور کامل تصویب شود، بودجه دفاعی را به سطحی حدود ۲۰ درصد بالاتر از اوج دوران جنگ جهانی دوم می‌رساند. این خط مبنا را افزایش میدهد.

حتی اگر کنگره با تصویب افزایش کامل موافقت نکند، بسیار محتمل است که حداقل ۱۰۰ میلیارد دلار در سال به بودجه پایه دفاعی اضافه شود که در غیاب این جنگ تصویب نمی‌شد؛ و هنگامی که این افزایش در بودجه پایه تعبیه شد، خط مبنا را بالا می‌برد و انباشته می‌شود - بنابراین ۱۰۰ میلیارد دلار اضافی در سال به معنای یک تریلیون دلار در دهه آینده است.

*این برای بدهی ملی چه معنایی دارد؟

هنگامی که ایالات متحده در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد، بدهی تحت مالکیت عموم زیر ۴ تریلیون دلار بود. مجموع بدهی ملی امروز ما ۳۱ تریلیون دلار است و بخش زیادی از این بدهی به دلیل پولی است که برای عراق و افغانستان قرض کرده‌ایم.

اما تمام پولی که در ۲۰ سال گذشته با نرخ‌های بهره پایین قرض کرده‌ایم، اکنون با نرخ‌های بهره بالاتری که همه ما تجربه می‌کنیم، بازپرداخت می‌شود. امروز، ما حدود ۱۵٪ از کل بودجه ملی را صرف پرداخت بهره می‌کنیم؛ بنابراین این بدان معناست که ما برای تأمین مالی این جنگ با نرخ‌های بالاتر، بر روی پایه بدهی بسیار بزرگتری قرض می‌کنیم. 

نتیجه این است که تنها هزینه‌های بهره، میلیارد‌ها دلار به کل هزینه این جنگ اضافه خواهد کرد؛ و برخلاف هزینه‌های اولیه، اینها هزینه‌هایی هستند که ما به صراحت به نسل بعدی منتقل می‌کنیم؛ و ما حتی در مورد هزینه‌های بلندمدت اقتصادی و تأثیر افزایش قیمت نفت، بیمه، مواد غذایی و سایر قیمت‌ها بر اقتصاد جهانی صحبت نکرده‌ایم.

*شما در مورد موازنه هزینه‌های جنگ چگونه فکر می‌کنید؟

من مطمئن هستم که ما یک تریلیون دلار برای جنگ ایران هزینه خواهیم کرد. شاید قبلاً به آن مقدار رسیده باشیم. پس هزینه فرصت این پول چیست؟ کسانی هستند که میگویند: «این پول باید صرف مدارس، یا جاده ها، یا سایر نگرانی‌های فوری شود.» برخی دیگر هستند، و من تمایل دارم تا حدودی یک بازیکن هوشیار مالی باشم، که می گویند: این پول باید برای کمک به پرداخت تعهدات موجود استفاده شود. به عنوان مثال، مقابله با کسری بودجه تأمین اجتماعی، مقابله با بدهی‌هایی که به جانبازان داریم، کاهش کسری بودجه.

اگر صرفاً از نظر امنیت ملی به چگونگی خرج کردن پول فکر کنیم، از تاریخ اخیر می‌دانیم که امنیت ملی نه تنها شامل ارتش، بلکه امنیت اقتصادی و امنیت بهداشتی نیز می‌شود، همانطور که در کووید دیدیم. خطرات زیادی وجود دارد، اما همه آنها تهدیدات نظامی نیستند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟