صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
عضو ارشد شورای روابط جهانی شیکاگو:

رهبران کنونی ایران برای آمریکا مشکل سازتر از قبلی‌ها هستند/ احتمالاً یک درگیری شدید و بعد از آن توافق خواهیم داشت

آریان طباطبایی می‌گوید: ایران پس از یک درگیری، بازسازی قابلیت‌های موشکی و پهپادی خود را در اولویت قرار دهد، زیرا این برنامه‌ها واقعاً بیشترین سود را برای آن در این درگیری داشته‌اند.
کد خبر: ۱۳۷۰۹۶۴
| |
43337 بازدید
|

رهبران کنونی ایران برای آمریکا مشکل سازتر از قبلی‌ها هستند/ احتمالاً یک درگیری شدید و بعد از آن توافق خواهیم داشت

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، شورای روابط جهانی شیکاگو مصاحبه‌ای به «آریان طباطبایی»، عضو ارشد خود داشته که ترجمه آن در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار این مصاحبه به معنای تایید همه محتوای آن از سوی تابناک نیست.

از زمانی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در حمله ۲۸ فوریه به ایران به اسرائیل پیوست، دلایل متعددی برای ادامه درگیری نظامی آمریکا در این منطقه ارائه کرده است. پیامد‌های متناقض او در مورد اهداف آمریکا، دستیابی به راه‌حلی برای درگیری نظامی که همچنان در میان آمریکایی‌ها عمیقاً نامحبوب است، دشوار کرده است. ترامپ روز چهارشنبه گفت که «چهارچوب زمانی» برای پایان دادن به جنگ وجود ندارد و تأکید کرد که دولت او خواهان «توافق خوب برای مردم آمریکا» است. اما یک «توافق خوب» امروز چگونه به نظر می‌رسد؟

آریان طباطبایی، عضو ارشد شورای روابط جهانی شیکاگو و معاون رئیس تحقیقات امنیت و دفاع، با کریستینا کولون از این شورا درباره میزان پیشرفت دولت ترامپ در دستیابی به اهداف خود، وضعیت فعلی نظام ایران و چگونگی پایان احتمالی جنگ با ایران گفت‌و‌گو کرد.

*دولت ترامپ اهداف متعددی را برای جنگ با ایران ترسیم کرده است. اهداف فعلی چه هستند؟ و چگونه با اهدافی که در ابتدای درگیری مطرح شده بودند مقایسه می‌شوند؟

اهداف اعلام شده دولت در طول درگیری تغییر کرده است و حتی قبل از شروع درگیری نیز تغییر کرده بود. در ژانویه، همزمان با اعتراضات در ایران، ترامپ گفت که ممکن است برای کمک به محافظت از معترضان مداخله کند. کمی بعد، ترامپ درباره استفاده از زور به عنوان اهرمی برای پای میز مذاکره نشاندن ایران به منظور حصول توافق در مورد برنامه هسته‌ای آن صحبت کرد. اما مذاکرات در جریان بود که رئیس‌جمهور تصمیم به پیوستن به اسرائیل در عملیات‌های رزمی در مقیاس بزرگ گرفت.

در روز‌های پس از درگیری، دولت این جنگ را پاسخی به تهدید قریب‌الوقوع از سوی ایران معرفی کرد. با این حال، اخیراً دولت بر مجموعه‌ای از اهداف عمدتاً در جهت تضعیف و نابودی قابلیت‌های کلیدی ایران مستقر شده است: تضعیف بیشتر برنامه هسته‌ای ایران؛ کاهش قابلیت‌های موشکی، پهپادی و دریایی آن؛ اطمینان از اینکه ایران نمی‌تواند به استفاده از نیرو‌های نیابتی خود برای تهدید نیرو‌ها و شرکای آمریکایی ادامه دهد؛ و حفاظت از شرکای آمریکا در منطقه. هرچند در اینجا نیز برخی تناقضات در اظهارات دولت وجود دارد، به طوری که برنامه پهپادی در برخی اظهارات در میان این اهداف ظاهر می‌شود و در برخی دیگر نه.

*چرا این اهداف به کانون توجه دولت تبدیل شده‌اند؟ چه تهدید‌های منحصر‌به‌فردی با هر یک از آنها مرتبط است؟

برنامه هسته‌ای واقعاً موضوع اصلی در مجموعه مسائل ایران است که ایالات متحده در نظر گرفته است. اگر ایران برنامه هسته‌ای خود را به سمت تسلیحات نظامی ببرد، فوراً هر مشکلی را که ایالات متحده با ایران دارد پیچیده‌تر می‌کند، ناگفته نماند که تهدید عمومی آن برای رژیم منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، نظم بین‌المللی و امنیت منطقه‌ای است.

دولت‌های متعددی از زمان دولت جرج دبلیو بوش سعی کرده‌اند مشکل برنامه هسته‌ای ایران را حل کنند و همه آنها این کار را کمی متفاوت انجام داده‌اند. در سال ۲۰۱۵، باراک اوباما، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به توافقنامه شاخصی به نام برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) دست یافت که محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی بر برنامه هسته‌ای ایران در ازای کاهش برخی تحریم‌ها اعمال می‌کرد. 

رئیس‌جمهور ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود از آن توافق خارج شد؛ و سپس شروع به ساختن آنچه دولت او «کمپین فشار حداکثری» می‌نامید، کرد که واقعاً توسط تحریم‌ها و اقدامات کنترل صادرات مهار می‌شد.

دولت بایدن وارد کار شد و سعی کرد دوباره به برجام بپیوندد، به این امید که بر اساس آن را برای رسیدگی به سایر زمینه‌های نگرانی مانند حمایت از تروریسم و برنامه موشکی بسازد. اما در انجام این کار ناکام ماند؛ و بنابراین، از ترکیبی از دیپلماسی، تحریم‌ها و کنترل صادرات برای اعمال مجدد محدودیت‌ها بر برنامه هسته‌ای ایران استفاده کرد. 

سپس رئیس‌جمهور ترامپ دوباره به قدرت بازگشت و او ابتدا کم‌وبیش آن را ادامه داد - کمی دیپلماسی، کمی تحریم -، اما آنچه واقعاً تغییر کرد - و اکنون یک انحراف بزرگ از دهه‌ها سیاست ایالات متحده است - این است که او برای کاهش برنامه هسته‌ای ایران به زور متوسل شده است.

در تابستان، ما شاهد عملیاتی بودیم که دولت آن را «عملیات پتک نیمه‌شب» نامید، که در آن تأسیسات کلیدی هسته‌ای ایران را هدف قرار داد تا آن برنامه را کاهش دهد؛ و اکنون ما در میانه «عملیات خشم حماسی» هستیم که همچنین سعی در تضعیف قابلیت‌های هسته‌ای ایران دارد. جامعه اطلاعاتی آمریکا برای سال‌ها ارزیابی کرده بود که ایران تصمیم به دستیابی به سلاح هسته‌ای نگرفته است. ایران زمانی یک برنامه مخفی تسلیحات هسته‌ای داشت که در سال ۲۰۰۳ متوقف کرد (اگرچه عناصر آن را تا سال ۲۰۰۷ ادامه داد).

برنامه موشکی ایران یکی دیگر از مشکلات اصلی در مرکز سیاست ایران است. ایران البته از موشک‌های خود استفاده کرده و آنها را در اختیار نیرو‌های نیابتی خود در سراسر منطقه قرار داده است تا نیرو‌های آمریکایی و شرکای آمریکا را در منطقه بازدارد، آزار دهد و به آنها حمله کند. 

در واقع، یکی از تنش‌های اصلی برجام این بود که شامل محدودیت‌هایی برای برنامه موشکی ایران نمی‌شد، که منتقدان آن را بسیار مشکل‌آفرین می‌دانستند، زیرا در صورت دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، از آن برنامه می‌توان برای تحویل احتمالی سلاح‌های هسته‌ای استفاده کرد.

اخیراً، پهپاد به یکی دیگر از مشکلات مهم در مجموعه مسائل ایران تبدیل شده است. ایران نه تنها خود از پهپاد‌ها برای هدف قرار دادن نیرو‌های آمریکایی و شرکای آمریکا استفاده می‌کند، بلکه آنها را در اختیار نیرو‌های نیابتی خود در سراسر منطقه و همچنین در اختیار روسیه برای استفاده در جنگ علیه اوکراین قرار می‌دهد. اکنون، روسیه عملاً همان پهپاد‌ها را که در طول جنگ خود در اوکراین ارتقا داده است، دوباره به ایران تأمین می‌کند.

موضوع بعدی قابلیت‌های دریایی است. ایران نیروی دریایی آب‌های دور (blue-water navy) ندارد؛ و نیروی دریایی چندان پیشرفته‌ای هم نیست. بنابراین، جالب بوده است که ببینیم دولت قابلیت‌های دریایی ایران را به عنوان یک مشکل به شیوه‌ای مطرح کرده است که دولت‌های پیشین اینگونه نبودند.

ایران عمدتاً به قابلیت‌های نامتقارن متکی است، همانطور که اکنون در تنگه هرمز شاهد آن هستیم. ایران توانسته است برای مثال از قایق‌های تندرو و مین‌گذاری استفاده کند - که استفاده از آنها چندان گران یا پیچیده نیست - تا واقعاً تمام آن گلوگاه را در معرض خطر نگه دارد و به دشمنان خود هزینه تحمیل کند.

نیرو‌های نیابتی برای تمام قابلیت‌هایی که توضیح دادم، به عنوان یک ضریب نیرو عمل می‌کنند، زیرا به ایران اجازه می‌دهند قدرت را فراتر از مرز‌های خود فرافکنی کند و عمق استراتژیک خود را گسترش دهد. آنها به مدت ۴۷ سال یک مشکل اصلی برای ما با این نظام بوده‌اند. از آنجایی که ایران از ارتش متعارف ضعیفی برخوردار است، از این نیرو‌ها در سراسر منطقه برای حمله، آزار و بازداشتن دشمنان، از جمله ایالات متحده و شرکای آن در منطقه، استفاده می‌کند.

از زمان حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل به تدریج این قابلیت‌های نیابتی را کاهش داده است، ابتدا با حماس و حزب‌الله لبنان که به عنوان مرکز اصلی شبکه نیابتی ایران عمل کرده است. یک سناریوی جایگزین جالب این است که اگر ایران تمام قابلیت‌های خود را مانند قبل از سال ۲۰۲۳ در مورد نیرو‌های نیابتی خود داشت، این درگیری چگونه بود؟ تصور می‌کنم که هزینه این درگیری برای ایالات متحده و شرکای آن بسیار بیشتر بود.

*ایالات متحده چقدر در دستیابی به هر یک از این اهداف پیشرفت کرده است؟

از نظر عملیاتی، ایالات متحده توانسته است بسیاری از این قابلیت‌ها را تضعیف و کاهش دهد. اما وقتی شروع به بزرگ‌نمایی می‌کنیم و به آنچه از نظر استراتژیک انجام می‌دهد نگاه می‌کنیم، همه چیز کمی پیچیده‌تر می‌شود.

ایالات متحده برنامه هسته‌ای ایران را به طور قابل توجهی تضعیف کرده است. شکی در آن نیست. بین «عملیات پتک نیمه‌شب» در تابستان و درگیری جاری، تأسیسات و تجهیزات کلیدی آسیب دیده و نابود شده‌اند. اما ایران دو چیز بسیار مهم را حفظ می‌کند: اول اینکه هنوز ذخیره‌ای از اورانیوم با غنای بالا دارد. برآورد‌های منبع باز حاکی از آن است که ایران می‌تواند با ذخیره فعلی خود در کشور حدود ۱۰ تا ۱۲ سلاح هسته‌ای تولید کند.

دوم، پایگاه دانش ایران است. همانطور که اشاره کردم، ایران تا سال ۲۰۰۳ برنامه تسلیحات هسته‌ای داشت و دهه‌هاست که برنامه انرژی هسته‌ای دارد، از قبل از انقلاب. این کشور همه این دانشمندان، تکنسین‌ها و مهندسان را دارد که برای حفظ آن دانش کار می‌کنند که در صورت تصمیم ایران، می‌تواند آن را قادر به دستیابی به سلاح هسته‌ای کند.

نگرانی من و بسیاری از همکارانم در جامعه تحلیلی این است که این جنگ ممکن است این احتمال را افزایش داده باشد که ایران به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای برود. اکنون یک تکرار بسیار رادیکال‌تر از نظام نسبت به چند ماه پیش بر سر کار است - نظامی که بیشتر با سپاه پاسداران همسو است؛ و از طریق این درگیری و عملیات پتک نیمه‌شب، واشنگتن عملاً به ایران نشان داده است که وضعیت بازدارندگی فعلی آن کافی نیست. 

اگر به فهرست کشور‌هایی نگاه کنید که رئیس‌جمهور ترامپ در آنها مداخله کرده یا تهدید به مداخله کرده است، همه آنها کشور‌های غیرهسته‌ای هستند (به عنوان مثال ونزوئلا و کوبا)؛ و بنابراین، من نگرانم که پس از این درگیری، ایران بیش از هر زمان دیگری مصمم به دستیابی به سلاح هسته‌ای باشد.

در مورد موشک‌ها و پهپادها، برآورد‌های متفاوتی در مورد میزان تضعیف این قابلیت‌ها توسط ایالات متحده وجود دارد. ما فکر می‌کنیم پیشرفت قابل توجهی داشته‌ایم، اما باز هم، گزارش‌های منبع باز نشان می‌دهد که ایران بخشی از زرادخانه و ابزار تولید خود را حفظ کرده است و مطمئناً می‌تواند قابلیت‌هایی را که ایالات متحده در حال حاضر تضعیف می‌کند، بازسازی کند. سوال برای من این است که چقدر سریع می‌تواند آن قابلیت‌ها را بازسازی کند؟ و من گمان می‌کنم که ایران پس از یک درگیری، بازسازی قابلیت‌های موشکی و پهپادی خود را در اولویت قرار دهد، زیرا این برنامه‌ها واقعاً بیشترین سود را برای آن در این درگیری داشته‌اند.

قابلیت‌های دریایی حوزه دیگری است که آنها احتمالاً سعی می‌کنند هر آنچه می‌توانند را بازسازی کنند، و احتمالاً با بهبودهایی. اگر وقایع تنگه هرمز را تماشا کنید، ایران توانسته است هزینه درگیری را برای ایالات متحده به روشی افزایش دهد که ما در جامعه تحلیلی پیش‌بینی کرده بودیم، اما قطعاً حتی پیچیده‌تر از آن چیزی بوده که پیش‌بینی می‌کردیم.

ایران نیازی به سکو‌های بسیار بزرگ، پیچیده و گران ندارد. چیزی که نیاز دارد آن قابلیت‌های نامتقارن است؛ و می‌تواند آنها را نسبتاً ارزان بازسازی کند.

ایران احتمالاً نیرو‌های نیابتی خود را در اولویت پایین‌تری قرار می‌دهد، زیرا آنها واقعاً برایش سودی نداشته‌اند. حزب‌الله لبنان به اندازه‌ای در درگیری درگیر نبوده است. حوثی‌ها، حماس، شبه‌نظامیان عراقی - همه این گروه‌ها محاسبات و منافع خاص خود را داشته‌اند. آنها بسیار کمتر از آن چیزی که چند سال پیش تصور می‌کردیم درگیر بوده‌اند.

*دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همچنین بار‌ها ابراز تمایل کرده است که سرنگونی نظام ایران را ببیند. وضعیت فعلی نظام ایران چیست؟

نکته اصلی که باید بدانید این است که نظام همچنان پابرجاست. ساختار آن به همان شکلی که چند ماه پیش وجود داشت، به حیات خود ادامه می‌دهد و قدرت اساساً دست نخورده باقی مانده است. در طول دهه‌ها، نظام ساختاری را خارج از چند چهره کلیدی ساخته است تا بتواند در برابر درگیری احتمالی با دشمنان خارجی و در برابر فشار شدید داخلی، از خود محافظت کند. این شامل نهاد‌های تصمیم‌گیرنده و نیرو‌های امنیتی می‌شود.

اما در حالی که مراکز قدرت همچنان پابرجا هستند، بسیاری از شخصیت‌هایی که قبلاً بخشی از آن نظام بودند، توسط ایالات متحده و اسرائیل (شهید) شده‌اند. اکنون شاهد هستیم که گروهی از رهبران نظامی، غیرنظامی و روحانی جدید به قدرت می‌رسند یا پست‌های جدیدی را بر عهده می‌گیرند. برخی کم تجربه‌تر هستند؛ برخی کمی با تجربه‌تر. اما به طور کلی، اگر آنها را در کنار پیشینیان خود قرار دهید، بسیاری بسیار تندروتر از افرادی هستند که جایگزین می‌شوند - که به هیچ وجه نماد‌های مترقی بودند.

*جنگ چه تأثیری بر موقعیت آمریکا در جهان داشته است؟ چه هزینه‌ها و مبادله‌هایی با تصمیم دولت برای درگیری نظامی در خاورمیانه همراه بوده است؟

مهم‌ترین و آشکارترین مورد، تلفات جانی است. سیزده سرباز آمریکایی در این درگیری کشته و صد‌ها نفر زخمی شده‌اند. هزاران غیرنظامی در ایران و لبنان کشته شده‌اند؛ و این درگیری اکنون در سطح منطقه‌ای در حال وقوع است و پیامد‌هایی برای جمعیت‌هایی از (رژیم) اسرائیل تا عراق و خلیج فارس دارد. سپس هزینه اقتصادی وجود دارد: بخش‌های گردشگری و انرژی در سراسر خلیج فارس در حال آسیب دیدن هستند و آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز مختل باقی مانده است، با اثرات درجه دوم و سوم از انرژی تا تأمین کود. 

اما می‌خواهم کمی بر جنبه نظامی مسائل تمرکز کنم، زیرا فکر می‌کنم فراتر از جامعه دفاعی به آن اندازه بحث نمی‌شود. همین این هفته، گزارش‌هایی داشتیم که نشان می‌داد ایالات متحده واقعاً نمی‌تواند سلاح‌های خاصی را به متحدان اروپایی خود عرضه کند یا به تحویل آنها ادامه دهد. این کشور مجبور است دارایی‌های خود را از منطقه هند و اقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل کند. اینها فقط برخی از چیز‌های فوری هستند که در حال رخ دادن هستند، اما در دراز مدت نیز عواقبی خواهد داشت.

در آینده بر آمادگی رزمی ارتش آمریکا تأثیر خواهد گذاشت. مهمات خود را می‌سوزاند. رهگیر‌های خود را می‌سوزاند. همه اینها چیز‌هایی هستند که در سایر درگیری‌ها و سناریو‌های دیگر، چه در چند ماه یا چند سال آینده، به آنها نیاز خواهد داشت و بازسازی و ذخیره‌سازی مجدد آنها برای ایالات متحده زمان‌بر خواهد بود. 

میلیارد‌ها دلار باید هزینه کند تا تأسیسات سراسر منطقه را که توسط موشک‌ها و پهپاد‌های ایرانی و نیابتی هدف قرار می‌گیرند، بازسازی کند. بنابراین، اثرات درجه دوم و سومی وجود دارد که در سال‌های آینده از نظر نظامی ادامه خواهند داشت.

در نهایت، هزینه‌ای برای اتحاد‌های آمریکا و جایگاه آمریکا در جهان وجود دارد. ایالات متحده با ناتو و سایر متحدان خود تنش‌هایی دارد که نه تنها به دلیل جنگ با ایران، بلکه توسط آن تشدید شده است؛ و این تنش‌ها پیامد‌هایی برای تقریباً هر کاری که ایالات متحده در جهان انجام می‌دهد، از اروپا تا منطقه هند و اقیانوس آرام، خواهد داشت؛ و به محض پایان یافتن این جنگ نیز پایان نخواهند یافت.

*جنگ چگونه می‌تواند پایان یابد؟ و پس از آن - برای ایران، ایالات متحده و جهان - چه می‌آید؟

سه سناریوی اصلی وجود دارد که پیش‌بینی می‌کنم: به توافق برسیم، جنگ بیشتر تشدید شود، یا جنگ آنقدر طول بکشد تا بالاخره کسی تسلیم شود؛ و البته، ما می‌توانیم نوعی ترکیب از هر سه را داشته باشیم. برای مثال، می‌توانیم تشدید و به دنبال آن یک توافق داشته باشیم، که یک سناریوی بسیار محتمل است.

بیایید با یک توافق شروع کنیم. این واقعیت که معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده ریاست یک هیئت برای مذاکره با ایران را بر عهده دارد، چیز کوچکی نیست. این نظامی است که ایالات متحده در تقریباً پنج دهه گذشته روابط دیپلماتیک با آن نداشته است. در حالی که مذاکرات سطح بالایی به رهبری وزیر امور خارجه، به عنوان مثال در زمان دولت اوباما، انجام شده است، این هنوز یک تحول قابل توجه است.

در عین حال، پیشرفت‌ها ناهموار بوده است. ما شاهد تهدید‌های رئیس‌جمهور برای نابودی تمدن ایران بوده‌ایم و در عین حال درباره مذاکره برای یک توافق صحبت می‌کند. او در حین بحث درباره آتش‌بس، تهدید به محاصره کرده است. بنابراین، سیاست گیج‌کننده و پیامد‌ها مبهم باقی مانده است، که وقتی سعی می‌کنید در میانه جنگ با یک دشمن مذاکره کنید، که به خودی خود به اندازه کافی پیچیده است، چندان کمکی نمی‌کند.

همه چیز زمان می‌برد. برجام فقط بر برنامه هسته‌ای متمرکز بود و مذاکره درباره آن چندین سال طول کشید؛ بنابراین نباید انتظار راه‌حل سریعی در اینجا داشته باشیم. باز هم، اینها دو کشوری هستند که عمیقاً به یکدیگر بی‌اعتماد هستند. آنها در حال حاضر در حال جنگ هستند و اکنون باید بیایند و مجموعه‌ای از توافق‌ها یا یک توافق را در مورد برخی مسائل دشوار به پایان برسانند.

دومین سناریو، تشدید است. در حال حاضر تخمین زده می‌شود که ۳۰۰۰ غیرنظامی در ایران (شهید) شده‌اند و زیرساخت‌های زیادی آسیب دیده است. اگر رئیس‌جمهور آمریکا تهدید‌های خود برای تشدید بیشتر درگیری - حمله به پل‌ها، نیروگاه‌ها و سایر زیرساخت‌های حیاتی به طور گسترده‌تر - را عملی کند، می‌تواند ویرانگر باشد. ما شاهد کشته شدن هزاران نفر دیگر در این درگیری خواهیم بود؛ و در یک سناریوی حتی بدتر، ایالات متحده می‌تواند تصمیم بگیرد که نیروی زمینی اعزام کند. این به معنای عواقب زیاد و تلفات زیاد در هر دو طرف خواهد بود.

در نهایت، سناریویی وجود دارد که در آن همه فقط به نوعی ادامه می‌دهند و سپس در نهایت به سراغ اهداف دیگر می‌روند و می‌گویند: «ماموریت انجام شد». فکر می‌کنم این نیز یک احتمال است، زیرا رئیس‌جمهور ترامپ را در جا‌های دیگر در حال انجام این کار دیده‌ایم. ما فقط چند ماه تا انتخابات میان‌دوره‌ای فاصله داریم و این یک جنگ عمیقاً نامحبوب در ایالات متحده است، بنابراین این احتمال وجود دارد که بگوید: «ما آنچه را که باید انجام می‌دادیم انجام دادیم. بیایید برویم سراغ کار بعدی.»

از نظر آنچه در آینده اتفاق می‌افتد، من نسبت به آینده ایران، حداقل در آینده نزدیک پس از درگیری، بدبین هستم. ما با یک نظام تندروتر سر و کار خواهیم داشت. احتمالاً با نظامی سر و کار خواهیم داشت که به دنبال سلاح هسته‌ای خواهد رفت، و امیدوارم که پیش‌بینی من محقق نشود. اما فکر می‌کنم با نظامی سر و کار خواهیم داشت که حتی از نظام که قبلاً داشتیم مشکل‌سازتر خواهد بود.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲۱
در انتظار بررسی: ۲۳
انتشار یافته: ۱۵
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
ایشون آقا هستن یا خانم ؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
حالا نمیشه قبل از درگیری شدید توافق کنید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
حیف وقت با ارزش برای خوندن اراجیف این بی سواد استحاله شده ایرانی- آمریکایی. راننده تاکسی های ما از این زن باسوادترن. نمیدونم آمریکا چقدر چیپه که این استاد دانشگاهشونه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
این خودش جاسوسه آمریکا و اسراییله
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
ایران باید بپذیرند که دارای مولفه هایی هستند که غنی سازی صلح آمیز را نمی توانند به سرانجام برسانند یعنی فقط دو راه داریم یا ساخت بمب هسته ای و قاره پیما به تعداد بالا و ایجاد بازدارندگی یا تغییرات اساسی در مولفه ها
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
مطمئنی بعد از یک درگیری شدید توافق میشه؟ همین تحلیل را قبل از جنگ اخیر هم داشتند که دیدیم توافقی نشد.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
آریان مگه اسم پسر نیست؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
این خانم چیکارس؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
اینترنت بین الملل.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۳۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۵
فقط همین مونده تویی که معلوم نیست پسری یا دختر حرف مفت بزنی
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟