بنبست هستهای ایران پس از دو دهه توافقهای شکستخورده سختتر میشود

ولی نصر، مقام سابق آمریکایی و استاد دانشگاه جانز هاپکینز گفت: «ایرانیها هرگز نگفتهاند که درباره برنامه مذاکره نمیکنند. چیزی که گفتهاند این است که "هرگز درباره موشکها مذاکره نخواهیم کرد. " این برنامه همیشه قابل مذاکره بوده و شرایط همیشه یکسان بوده — رفع تحریمها در ازای محدود کردن برنامه؛ بنابراین سؤال این است که شرایط، اعتماد و همه آن مسائل چگونه خواهد بود.»
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، روزنامه «فایننشال تایمز» در مقالهای به دشواری پیش روی مذاکرات ایران و آمریکا پیرامون موضوع هستهای با مرور این مذاکرات پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
وقتی جیدی ونس روز شنبه برای مذاکرات پرمخاطره پای میز گفتوگو با محمدباقر قالیباف، رئیس هیئت ایرانی، نشست، معاون رئیسجمهور آمریکا داشت تاریخی میشد به عنوان عالیرتبهترین مقام آمریکایی که با جمهوری اسلامی وارد مذاکره میشود.
اما وقتی بحث به برنامه هستهای ایران رسید — که برای دستیابی به هر توافق صلحی محوری خواهد بود — او مسیری را دنبال میکرد که بیش از دو دهه است دولتهای آمریکا و اروپا را به چالش کشیده، ناامید و سرگردان کرده است.
تفاوت این بار: خطرات بیشتر از همیشه است و بیاعتمادی دو طرف فقط عمیقتر شده است.
دونالد ترامپ صبح یکشنبه نوشت: «دیدار با ایران از صبح زود آغاز شد و تا تمام شب ادامه یافت — نزدیک به ۲۰ ساعت. میتوانستم با جزئیات زیاد توضیح دهم...، اما فقط یک چیز اهمیت دارد — ایران حاضر به چشمپوشی از جاهطلبیهای هستهای خود نیست!»
از زمانی که یک گروه مخالف ایرانی در سال ۲۰۰۲ ادعا کرد که جمهوری اسلامی تأسیسات هستهای مخفی در نطنز و اراک ساخته است، نگرانیهای غربی وجود داشته که ایران مخفیانه در حال توسعه قابلیتی است که به آن امکان تسلیحاتی کردن برنامهاش را بدهد.
در سالهای پس از آن، آمریکا و کشورهای اروپایی تلاشهای متعددی برای متقاعد کردن تهران به مهار فعالیتهای هستهایاش انجام دادهاند؛ تلاشهایی که با بدگمانی همه طرفها و چانهزنیهای طولانی مشخص شده است.
ولی نصر، مقام سابق آمریکایی و استاد دانشگاه جانز هاپکینز گفت: «ایرانیها هرگز نگفتهاند که درباره برنامه مذاکره نمیکنند. چیزی که گفتهاند این است که "هرگز درباره موشکها مذاکره نخواهیم کرد. " این برنامه همیشه قابل مذاکره بوده و شرایط همیشه یکسان بوده — رفع تحریمها در ازای محدود کردن برنامه؛ بنابراین سؤال این است که شرایط، اعتماد و همه آن مسائل چگونه خواهد بود.»
کشورهای اروپایی اولین بار در سال ۲۰۰۳ با تهران به توافقی دست یافتند که بر اساس آن ایران موافقت کرد فعالیتهای غنیسازی اورانیوم خود را متوقف کند و پروتکلهای تعیینشده توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ناظر هستهای سازمان ملل، را رعایت کند.
اما ایران شروع به تولید هگزافلوراید اورانیوم که در فرآیند غنیسازی به عنوان خوراک استفاده میشود، در تأسیساتی در اصفهان کرد. ظرف چند سال مذاکرات متوقف شد و در سال ۲۰۰۶ تهران اعلام کرد که برای اولین بار با استفاده از تأسیسات نطنز اورانیوم غنیسازی کرده است.
آمریکا و اروپا با ارائه قطعنامهای در شورای امنیت سازمان ملل پاسخ دادند که تحریمهایی را برای توقیف اموال نهادها و افراد ایرانی مرتبط با برنامه هستهای اعمال میکرد — چماقی که در دو دهه بعد بارها مورد استفاده قرار گرفت.
تا سال ۲۰۰۶، جامعه اطلاعاتی آمریکا با اطمینان بالا به این نتیجه رسید که ایران فعالیتهای مربوط به برنامه تسلیحاتی را متوقف کرده است. پس از آنکه باراک اوباما انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۰۸ را پیروز شد، تصمیم گرفت رویکرد سیاسی جدیدی لازم است.
این امر فرآیندی را در سال ۲۰۰۹ آغاز کرد که در آن به اصطلاح گروه ۵+۱ — پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به اضافه آلمان — مذاکرات با ایران را از سر گرفت.
اما پس از آنکه در آن سال اعتراضات گستردهای در پی انتخاب مجدد محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین ایران، درگرفت، فرآیند دیپلماتیک با مشکل مواجه شد.
آمریکا، بریتانیا و فرانسه همچنین اعلام کردند که ایران دومین تأسیسات غنیسازی مخفی، فردو، را در اعماق کوههای نزدیک شهر قم ساخته است.
تنشها تنها پس از آن شروع به کاهش یافت که حسن روحانی، میانهرویی که مورد حمایت اصلاحطلبان بود، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۳ پیروز شد و جانشین احمدینژاد، که دو دوره حضورش با خصومت با غرب مشخص شد، گردید.
هفتهها پس از مراسم تحلیف، روحانی که در مذاکرات هستهای قبلی نیز شرکت داشت، با اوباما تماس تلفنی برقرار کرد — بالاترین سطح تماس بین آمریکا و ایران از زمان انقلاب ۱۳۵۷.
این امر راه را برای مذاکرات فشردهتر در ژنو هموار کرد که در نهایت به امضای «برنامه اقدام مشترک» توسط ایران و گروه ۵+۱ انجامید که قرار بود زمینهساز توافقی جامع درباره برنامه هستهای باشد.
ماهها مذاکره طاقتفرسا در ژنو و وین دنبال شد، با جان کری، وزیر خارجه اوباما به عنوان رئیس هیئت آمریکایی و محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران و یک اصلاحطلب خوشبرخورد، به عنوان رئیس تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی.
هر دو طرف متکی بر تیمهای بزرگی از کارشناسان بودند که ساعتها مینشستند و جزئیات فنی نحوه اعمال محدودیتها بر برنامه هستهای و مکانیسم رفع تحریمها را حل و فصل میکردند.
آنها در نهایت بر سر چیزی به توافق رسیدند که به عنوان برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) شناخته شد، که توسط آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، چین و روسیه امضا شد و در اکتبر ۲۰۱۵ توسط پارلمان ایران تصویب گردید.
طبق مفاد این توافق، ایران موافقت کرد اورانیوم را تا خلوص حداکثر ۳٫۶۷ درصد غنیسازی کند، ذخیره اورانیوم غنیشده خود را به ۳۰۰ کیلوگرم محدود نماید و مابقی را به خارج از کشور منتقل کند، و با یک رژیم نظارتی سخت تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی موافقت نمود. در ازای آن، وعده رفع تحریمهای قابل توجه به آن داده شد.
این توافق در سال ۲۰۱۶ اجرایی شد، اما به سرعت شروع به از هم پاشیدن کرد پس از آنکه ترامپ در سال بعد قدرت را به دست گرفت و قول پاره کردن آن را داد. او در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد و صدها تحریم علیه ایران اعمال کرد، در آنچه که او کارزار «فشار حداکثری» علیه جمهوری اسلامی توصیف کرد.
جو بایدن پس از ورود به کاخ سفید در سال ۲۰۲۱ تلاش کرد برجام را احیا کند.
اما ایران با پاسخ به کارزار فشار حداکثری ترامپ، با افزایش چشمگیر فعالیت هستهای خود، نصب سانتریفیوژهای پیشرفته و غنیسازی اورانیوم تا خلوص ۶۰ درصد — فاصله کمی با درجه تسلیحاتی — و کاهش همکاری خود با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دست بالا را گرفت.
بایدن در سپتامبر ۲۰۲۳ موفق به انجام تبادل زندانیان با ایران شد، که بر اساس آن واشنگتن موافقت کرد ۶ میلیارد دلار از صندوقهای نفتی ایران را که در کره جنوبی مسدود شده بود، آزاد کند. این وجوه به حسابی در دوحه منتقل شد و این توافق گامی در جهت اقدامات اعتمادساز تلقی میشد که بر اساس آن تهران موافقت میکرد برنامه غنیسازی خود را محدود کند.
اما امیدها به پیشرفت گستردهتر پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل که موجی از خصومتهای منطقهای را برانگیخت و تنشهای بین ایران و غرب را تشدید کرد، بر هم خورد.
پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید، او نامهای برای آیتالله علی خامنهای، رهبر معظم ایران، فرستاد و گفت که میخواهد به توافقی دست یابد. اما او همچنین هشدار داد که اگر ایران با توافقی موافقت نکند، «بمباران خواهد شد و بمبارانی برخلاف آنچه تاکنون دیدهاند» و مهلتی ۶۰ روزه برای توافق تعیین کرد.
واشنگتن و تهران پنج دور مذاکره برگزار کردند، با استیو ویتکاف، غول املاک و مستغلات، که مأمور مذاکره از طرف دولت در مذاکرات غیرمستقیم با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران و مذاکرهکننده باتجربه هستهای، بود.
اما از همان ابتدا به نظر میرسید مذاکرات محکوم به شکست است. ترامپ که عجله داشت به توافقی سریع دست یابد، خواستار آن شد که ایران از حق غنیسازی خود چشمپوشی کند. تهران بارها گفته است که این یک خط قرمز است و اصرار دارد که این حق ایران به عنوان امضاکننده پیمان عدم تکثیر است.
سپس، ۴۸ ساعت قبل از آنکه ویتکاف و عراقچی قرار بود ششمین دور مذاکرات را در عمان برگزار کنند، اسرائیل جنگ ۱۲ روزه خود را علیه ایران آغاز کرد. ترامپ به طور مختصر به درگیری پیوست تا تأسیسات اصلی هستهای ایران — نطنز، فردو و اصفهان — را بمباران کند.
تاریخ دوباره تکرار شد
دولت ترامپ و ایران مذاکرات تازهای را در ماه فوریه آغاز کردند، باز هم با میانجیگری عمان، با تمرکز بر مذاکرات هستهای، با جرد کوشنر، داماد ترامپ، که در مذاکرات به ویتکاف پیوست.
بار دیگر آمریکا بر غنیسازی صفر پافشاری کرد، اما واشنگتن همچنین میخواست مسائل گستردهتری از جمله مهار زرادخانه موشکهای بالستیک ایران و حمایت آن از گروههای شبهنظامی منطقهای را نیز شامل کند.
پس از سومین دور مذاکرات در ژنو در ۲۶ فوریه، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان و میانجی اصلی، گفت مذاکرات «پیشرفت قابل توجهی» داشته است.
اما ترامپ تهدیدهای خود برای انجام حملات نظامی علیه ایران را افزایش میداد، چرا که از پیشرفت مذاکرات ابراز نارضایتی میکرد.
بلافاصله پس از مذاکرات ۲۶ فوریه، البوسعیدی به واشنگتن پرواز کرد و با ونس صحبت کرد تا تلاش کند او را متقاعد کند که میتوان به توافق رسید و ترامپ را قانع کند که به جنگ نرود.
این دیپلمات عمانی به سیبیاس نیوز گفت که ایران، که بارها جاهطلبی برای ساخت سلاح هستهای را رد کرده است، موافقت کرده از ذخیره اورانیوم غنیشده خود صرف نظر کند.
او گفت: «هیچ انباشتسازی وجود ندارد، بنابراین صفر انباشت، صفر ذخیرهسازی و راستیآزمایی کامل خواهد بود.».
اما مقامات آمریکایی روایت او را رد کردند. روز بعد ترامپ به همراه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، جنگ را آغاز کرد و (آیت الله) خامنهای را ترور نمود.
علی واعظ، تحلیلگر مسائل ایران در اندیشکده گروه بحران، گفت: «بسیاری از این مسائل مرتبط با هستهای دیرینه هستند، از جمله حق غنیسازی که یک مشکل مزمن بوده است، اما با ترامپ به طور قابل توجهی دشوارتر است. هرگز تلاشی برای چارچوببندی یک تفاهم به عنوان یک نتیجه صفر-جمع وجود نداشته است، و این با روانشناسی ایرانی بسیار ناسازگار است.»




