فیلم نورنبرگ؛ نبرد روانشناختی با شر عادیشده
(Nuremberg, ۲۰۲۵) فیلم نورنبرگ به کارگردانی جیمز وندربیلت، یک درام تاریخی-روانشناختی نفسگیر است که بر اساس یک روایت واقعی ساخته شده است.

به گزارش تابناک، این فیلم که در نوامبر ۲۰۲۵ اکران شد و در جشنواره تورنتو با تشویق ایستاده طولانی روبهرو شد، با بازی درخشان راسل کرو در نقش هرمان گورینگ (دومین مقام ارشد نازیها) و رامی ملک در نقش داگلاس کلی (روانپزشک ارتش آمریکا)، به کاوش عمیق ماهیت شر میپردازد. برخلاف فیلم کلاسیک داوری در نورنبرگ (۱۹۶۱) که بر روند قانونی دادگاه تمرکز داشت، اینجا محور اصلی، دوئل ذهنی فریبنده و خطرناک بین کلی و گورینگ است – نبردی که شر را نه به عنوان هیولایی دور، بلکه به عنوان چیزی جذاب، منطقی و کاملاً انسانی نشان میدهد.
توجیه شر با ایدئولوژی و "وظیفه مقدس"یکی از قویترین جنبههای فیلم، portrayal کاریزماتیک و ترسناکاً انسانی گورینگ توسط راسل کرو است – عملکردی که منتقدان آن را "فرمانبخش" و شایسته اسکار خواندهاند.
گورینگ نه هیولایی دیوانه، بلکه مردی باهوش، شوخطبع و خانوادهدوست نشان داده میشود که جنایات هولناک نازیها را با ایدئولوژی ناسیونالسوسیالیسم، وفاداری به هیتلر و مفهوم "انجام وظیفه" توجیه میکند.
شباهتها، وسوسهها و پایان تلخمحور اصلی، رابطه پیچیده و خطرناک بین کلی (جاهطلب و خودشیفته) و گورینگ است – شبیه به دوئل روانشناختی در سکوت برهها. شباهتهای شخصیتیشان (جاهطلبی، اعتماد به نفس) باعث میشود کلی بیش از حد درگیر شود و مرزهای حرفهای را از دست بدهد.
او با اعتماد به نفس میگوید: "من فقط دستورات را اجرا کردم" یا "نمیدانستم اردوگاهها اینقدر وحشتناک هستند". فیلم به زیبایی نشان میدهد چگونه ایدئولوژی فاشیستی، شر را به یک "ضرورت تاریخی" تبدیل کرد و افراد عادی را به مشارکت در نسلکشی کشاند. نکته جذاب جدید: کرو برای این نقش حتی آلمانی یاد گرفت تا لهجه و لحن گورینگ واقعی را بازسازی کند، که عمق بیشتری به توجیههای ایدئولوژیک او میبخشد.
در عمل فیلم با الهام از مفهوم "بانالیتی شر" هانا آرنت، تأکید میکند که نازیها هیولاهای خاصی نبودند، بلکه بوروکراتهایی معمولی بودند که جنایات را بخشی از روتین اداری میدیدند.
صحنههای جذاب گورینگ که با لبخند از خانوادهاش حرف میزند یا کلی را با شوخی سرگرم میکند، مخاطب را ناخواسته به سمت همدلی میبرد –، اما بلافاصله با تصاویر واقعی اردوگاههای مرگ (که در دادگاه نمایش داده میشوند)، این توهم شکسته میشود.
ارزیابیهای واقعی کلی نشان داد نازیها هوش بالا و هیچ نشانه دیوانگی نداشتند؛ آنها فقط ایدئولوژیشان را جدی گرفته بودند. فیلم از تصاویر آرشیوی واقعی هولوکاست استفاده میکند تا تأثیر عاطفی بیشتری ایجاد کند و هشدار دهد که شر همیشه با چهرهای وحشتناک نمیآید، بلکه میتواند با وعدههای "بزرگی ملت" یا امنیت فریبنده باشد.
شباهتها، وسوسهها و پایان تلخ محور اصلی، رابطه پیچیده و خطرناک بین کلی (جاهطلب و خودشیفته) و گورینگ است – شبیه به دوئل روانشناختی در سکوت برهها. شباهتهای شخصیتیشان (جاهطلبی، اعتماد به نفس) باعث میشود کلی بیش از حد درگیر شود و مرزهای حرفهای را از دست بدهد. گورینگ با دستکاریهایش، سعی میکند کلی را به "درک" نازیسم بکشاند. اما تفاوت کلیدی در انتخاب اخلاقی است: کلی با شر مبارزه میکند، هرچند این مبارزه او را نابود میکند.
در پایان تلخ و واقعی تاریخ، گورینگ با خودکشی با سیانور (شب قبل از اعدام) کنترل نهایی را نگه میدارد. تأثیرش روی کلی ماندگار است: او پس از جنگ افسرده میشود، کتابش (۲۲ سلول در نورنبرگ) موفقیت کمی دارد و سالها بعد، دقیقاً با همان روش (سیانور) خودکشی میکند – انگار شر حتی پس از مرگ پیروز شده. این پایان، هشدار میدهد که مواجهه نزدیک با ایدئولوژیهای توجیهکننده شر، میتواند حتی مبارزان را ویران کند.
در مجموع، نورنبرگ ۲۰۲۵ (با امتیاز ۷۱% در Rotten Tomatoes و ستایش گسترده از عملکرد کرو) نه تنها یک درام تاریخی قدرتمند، بلکه هشداری اخلاقی عمیق است: شر با ایدئولوژی و "وظیفه" عادی میشود، در افراد معمولی ریشه میگیرد و اگر هوشیار نباشیم، تاریخ تکرار میشود. فیلمی ضروری برای درک ریشههای شر در دنیای امروز./ منیره رقابی
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۲
نظرسنجی
آیا به عنوان زن حاضرید با مهریه 14 سکه «بله» را بگویید؟







