آخر هفته دموکراسی درانتخابات فدراسیون تنیس
در شرایطی که فدراسیون تنیس از اوایل اردیبشهت ماه با پایان حکم شش ماهه مجید شایسته سرپرست این فدراسیون اداره میشد، بالاخره امور مجامع سازمان تربیت بدنی موفق به برگزاری انتخاباتی در غیاب برخی رای دهندگان و مخالفت گروهی دیگر شد که برنده آن چهره منتسب به برخی بزرگان و رئیس پیشین معاون سازمان تربیت بدنی بود که سابقه مشخصی در این رشته نداشت و این شاید آخر هفته خوبی برای دموکراسی در ورزش باشد که کم کم به همت برخی دوستان به تعطیلات بی انتها میرود و با حذف احتمالی انتخابات فدراسیونهای ورزشی، برای همیشه همین میزان حق ناقص اهالی ورزش جهت انتخاب روئسای فدراسیونهایشان و بعضاً زدن ساز مخالف مقابل گزینه مدنظر رئیس سازمان تربیت بدنی نیز از دست برود.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ فیفا این ایام به رئیس جمهور فرانسه و نیجریه و سایر مسئولان این دو کشور اعلام میکند، اگر جرات دارند یک اظهارنظر دیگر در خصوص فدراسیون فوتبالشان که باید خصوصی باشد انجام دهند تا فوتبالشان به کلی تعلیق شود و آنها که میدانند این تهدید به چه معنی است برخلاف آنچه در ایران گذشت، یا عقب نشینی میکنند یا کلاً حرفایشان را تکذیب مینمایند و این یعنی فوتبال و البته در سطح وسیع تر ورزش باید در همه نقاط دنیا غیردولتی باشد و سیاسیون یاد بگیرند رسوم گذشتگانشان پیرامون دخالت در ورزش را برای همیشه به فراموشی بسپارند.
برخی فدراسیونهای بین المللی دیگر نیز به این سمت در حرکتند و دیر یا زود داستان فیفا تکرار میشود. کمیته بین المللی المپیک که فیفا نیز یکی از فدراسییونهای زیرمجموعه اش است، علاوه بر تاکید بر توسعه این رویه در ورزش، به صراحت در اجلاس کپنهاگ اعلام میکند دوره حضور سیاسیون در ورزش گذشته و باید لردها و کنت ها کم کم ورزش را ترک کنند اما انگار قرار است این اتفاق در ایران همچون ورود برخی تکنولوژیها یا ایده های مثبت، چند ده سال بعد از غرب و شرق وارد کشورمان شود؛ آن هم به زور همچون ماجرای فدراسیون فوتبال خودمان!

تا آن زمان میتوان عقبگرد هم داشت و مثلاً همین انتخابات ناقص فدراسیونهای ورزشی که با تخلفات قانونی به جهت عدم تشکیل انجمنهای مربیان و داوران هر رشته و موارد دیگر همراه است به کلی حذف کرد و اثر ماندگار مصطفی هاشمی طبا رئیس کارگزارانی را به سطل زباله ریخت؛ مسئلهای که گمانه زنیاش توسط تابناک صورت پذیرفت و حمید سجادی در عوض ردش تاکید کرد که این اتفاق ممکن است بیافتد و این یعنی خداحافظ خرد جمعی جامعه ورزش، سلام خرد فردی رئیس سازمان تربیت بدنی! اصلاً دموکراسی چه خاصیتی جز افزایش دردسر متقاعد کردن یک عده ورزشی برای رای دادن و رئیس فدراسیون کردن یک چهره غیرورزشی دارد؟! رئیس سازمان ورزش باید بتواند خودش رئیس فدراسیونش را منصوب کند و هر زمان اراده کرد، برکنار نماید و اصلاً یک عده رئیس هیات ورزشی و قهرمان و مربی شاخص کشور چه حقی دارند که مدیرشان را انتخاب کنند؟!
اگر چنین شود، انتخابات فدراسیون تنیس را باید یکی از واپسین آخر هفتههای دموکراسی ورزش برشمرد. جایی که آنچنان هم بوی دموکراسی ورزشی استشمام نمیشد و همه با یک گزینه برای انتخاب روبرو بودند که با وجود تدابیر اندیشیده شده، بازهم 12 عضو مجمع با غیبت یا عدم رای مستقیم به مجید شایسته ترجیح دادند تا این سبک رای گیریها را که در دیگر فدراسیونها با چهل و اندی رای به پایان میرسد، با 33 در انتخابات فدراسیون تنیس خاتمه یابد و در واقع سی و سه نفر، "تک گزینه موجود" را روی برگه نوشتند و بدین شکل چهرهای که تنها سابقهاش در تنیس میزبانی دو دوره مسابقات فیوچرز کیش بوده، دوران سرپرستی اش به چهار ریاست گره خورد و ماندگار شد.
شایسته که جزو آخرین سرپرستهای منتصب علی آبادی در 25 مردادماه سال 1388 محسوب میشد، قرار بود سی ام دی ماه سال 1388 در مجمع انتخاباتی در کنار علی دادگر و عباس خزایی رقابت کند اما انتخابات به تعویق افتاد و ماجرایی که در انتخابات فدراس یون کاراته به وقوع پیوست و نامی جز آنچه انتظار میرفت از صندوق بیرون آمد، در تنیس تکرار نشد؛ ماجرایی که میتوانست منجر به خروج نام عباس خزایی رئیس بازنشسته فدراسیون تنیس به رئیس جدید این فدراسیون از صندوق اخذ رای شود اما در حالی که برخی اشخاص بازنشسته عنان برخی فدراسیونهای ورزشی را برعهده گرفته اند و در همین مدت نیز مجدداً در انتخابات شرکت کرده و ابقاء شدند، عباس خزایی امکان حضور در انتخابات را به دلیل بازنشستگی پیدا نکرد!
با انصراف تک تک نفرات، در غیاب چهرههای پرسابقه تنیس تنها رقیب باقی مانده برای شایسته که گروهی از اهالی این رشته نیز سنگش را به سینه میزدند علی دادگر رئیس پیشین فدراسیون کونگ فو و مدیرکل اسبق تربیت بدنی آذربايجان غربي بود اما همان اتفاقی که برای یکی از کاندیداها در انتخابات فدراسیون جودو افتاد، این بار تکرار شد و علی دادگر به اذعان خودش نه تایید صلاحیت شد و نه رد صلاحیت و اینچنین امکان شرکت در انتخابات را پیدا نکرد، حال آنکه در چنین شرایطی تا زمان وصول وضعیت صلاحیت کاندیداها توسط حراست سازمان تربیت بدنی، میبایست انتخابات به تعویق بیافتد اما چنین اتفاقی نیافتاد و مجید شایسته در مجمعی به میزبانی آکادمی ملی المپیک که حمید سجادی معاون پیشینش در کیش، به عنوان رئیس مجمع به نمایندگی از سعیدلو در آن حضور داشت، هفتمین رئیس بعد از انقلاب اسلامی این مجموعه پس از مجید خطیبی، غلامحسین نوریان، محمود گلشن شیرازی، سیدموسی آقایی لنکرانی، عباس خزایی و علیرضا خروشی شد.

خاک خوردههای تنیس حالا خواه ناخواه باید با رئیس جدید کار کنند؛ رئیسی که حرفهای فراوانی زده و باید به تک تک آنها عمل کند و از همه مهم تر اعتلای این رشته المپیکی است که ایران هنوز جایگاه آبرومندانه در آن ندارد و برای فخرفروشی در زمینهای ماسه ای مجبور است متوسل به ارغوان رضایی شود که باب میل برخی آقایان نیست. تنیس در دوره شایسته در راستای سقوط و صعودهای مکرر از سید دو آسیا به سید سه آسیا و بالعکس، بار دیگر به سید دوم آسیا صعود کرد اما برگزیدن برخی مهرهها برای اداره فدراسیون یا کشاندن پای برخی چهرههای مطرح به کمیته انضباطی و همچنین عدم موفقیت در جذب تیمهای مطرح و صنعتی بزرگ به لیگ برتر تنیس باعث موضع گیری شدیدتر برخی خاک خوردههای این رشته نسبت به سرپرست جدید در همین ماههای اخیر شد و حالا 12 رایی که در سبد شایسته نیست، این پرسش را مطرح میسازد که او با پشتوانه حداقلی اهالی تنیس میتواند، این رشته نسبتاً لوکس را به جایگاه اصلی اش برساند؟
این همان پرسشی است که هنگامه تدوین اساسنامه جدید فدراسیونهای ورزشی و اخذ تصمیم نهایی برای فرستادن "انتخابات بازی" به تعطیلات همیشگی باید پاسخگو بود. جامعه ورزش دیگر آن جامعه دو دهه پیش نیست که هرکس با حکم انتصاب، رئیس فدراسیونی شد اهالی آن فدراسیون تابعش باشند و منتصب معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی بتواند هر آنچه اراده میکند، در فدراسیون متبوعش انجام دهد. اهالی ورزش کم کم فرا گرفتهاند که میتوان مقابل رئیس فدراسیون ایستاد و با پرداخت هزینههایی در میان مدت یا بلندمدت، با پشتوانه ترین مدیران ورزشی که همراه مورد تایید اهالی یک رشته نیستند را زمین زد و این حرکت را بارها به انحاء مختلف انجام دادهاند.
اگر همین میزان دموکراسی ناقص حاکم بر مجامع انتخابانی نیز برداشته شود و به اهالی هر رشته یک نفر را معرفی کنند و بگویند این شخص رئیس فدراسیون شماست و باید با آن کار کنید، قطعاً زمین زدنها بیشتر خواهد شد و اهالی ورزش برابر نادیده گرفتنشان موضع خواهند گرفت؛ کما اینکه تا به امروز بعضاً موضع گرفتهاند. پس باید به شعور و قدرت انتخاب جامعه ورزش احترام گذاشت و حتی راههای اعمال نفوذ در انتخاب را نیز بست تا انتخابهای مجامع فدراسیونها، رنگ واقعی تر به خود بگیرد و فدراسیونهای ورزشی همانگونه که در برنامه چهارم توسعه کشور تکلیف شده، تا انتهای سال جاری، 50 درصدشان خصوصی شود. آیا علاقهای و ارادهای به اجرای قانون و واگذاری فدراسیونهای ورزشی همچون استقلال و پرسپولیس به مردم و عمل به منویات رهبر معظم انقلاب پیرامون اجرای اصل 44 قانون اساسی، در صحنه ورزش وجود دارد؟





