بازخوانی تاریخ/وقتی سپاه تانکهای صرب را در اوستیکولینا متوقف کرد
به گزارش تابناک ، ماجرای این پرچم به روزهای سخت جنگ بوسنی در نیمهٔ نخست دهه ۱۹۹۰ بازمیگردد؛ زمانی که نیروهای ویژهٔ سپاه پاسداران با یک پل هوایی، از پایگاه خود در ویسوکو به اوستیکولینا منتقل شدند و با استفاده از موشکهای ضدزرهٔ هدایتشونده (ATGM)، پیشروی تانکهای ارتش صرب بوسنی را در آن منطقه متوقف کردند.
اهالی و رزمندگان محلی به نشانهٔ قدردانی، پرچمی طراحی کردند که در رنگ و ترکیب، یادآور پرچم ایران است — نشانهای که هنوز هم در حافظهٔ جمعی آن منطقه باقی مانده است.

با فروپاشی یوگسلاوی در آغاز دهه ۱۹۹۰، بوسنی و هرزگوین که ترکیبی از سه قومیت بوسنیایی مسلمان، صرب ارتدکس و کروات کاتولیک بود، به میدان یکی از خونینترین جنگهای اروپا پس از جنگ جهانی دوم بدل شد.
جنگ از سال ۱۹۹۲ آغاز شد و محاصرهٔ طولانی سارایوو، پاکسازی قومی در مناطق مختلف، و در نهایت کشتار سربرنیتسا در تابستان ۱۹۹۵ از تلخترین نقاط این جنگ بودند.
مقاومت بوسنی و فشار دیپلماتیک و نظامی بینالمللی، از جمله حملات هوایی ناتو، سرانجام طرفهای درگیر را به میز مذاکره کشاند و پیمان دیتون در نوامبر ۱۹۹۵ به جنگ پایان داد؛ توافقی که بوسنی را به دو نهاد سیاسی اصلی — فدراسیون بوسنی و هرزگوین و جمهوری صربها — تقسیم کرد، ساختاری که تا امروز پابرجاست.
کمکهای نظامی ایران به بوسنی: از اسلحه تا آموزش
ورود ایران به جنگ بوسنی رسمی نبود، اما گسترده و مؤثر بود. بخش قابل توجهی از این کمکها از سال ۱۹۹۴ و از طریق بنادر کرواسی به سارایوو ارسال شد. داستان کمک های جمهوری اسلامی ایران در بوسنی و هرزگوین از سال ۱۹۹۴ آغاز شد، زمانی که محمولههای چند هزار تنی اسلحه و ملزومات دفاعی از تهران و از طریق بنادر کرواسی به سمت سارایوو ارسال شد.
برآوردهای مختلف حجم این کمکها را متفاوت گزارش کردهاند؛ منابع غربی ادعا میکنند تنها در فاصلهٔ می ۱۹۹۴ تا ژانویهٔ ۱۹۹۶، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بین پنج تا چهارده هزار تن سلاح برای بوسنیاییها ارسال کرد که سرنوشت جنگ را تا حد زیادی به نفع مسلمانان بوسنیایی تغییر داد.
این کمک صرفاً محمولههای تسلیحاتی نبود. سپاه پاسداران همچنین مربیان و مشاورانی برای ارتش و سازمان اطلاعاتی بوسنی فرستاد و دهها کارشناس اطلاعاتی ایرانی به سازمان اطلاعاتی بوسنیاییها پیوستند.

در کنار نیروهای نظامی، امدادگران ایرانی نیز اعزام شدند؛ این نیروهای آموزشی و امدادی عمدتاً در ویسوکو، زنیتسا و سارایوو مستقر بودند. ویسوکو در همین چارچوب به یکی از مراکز اصلی حضور ایران در بوسنی بدل شد و روایت پل هوایی به اوستیکولینا نیز از همین پایگاه سرچشمه میگیرد.
پیتر گالبرایت، سفیر وقت آمریکا در زاگرب، در خاطرات خود با عنوان «دیلیجنس دیو» مدعی شده که دولت وقت بیل کلینتون، بهجای ارسال مستقیم کمک، اجازه داد ایران این خلأ را پر کند و به رئیسجمهور کرواسی، فرانیو توجمان، هنگام پرسش دربارهٔ این محمولهها، پیام «دستورالعملی وجود ندارد» را منتقل کرد. به بیان دیگر، واشنگتن بهطور ضمنی چشم بر این کریدور تسلیحاتی بست، در حالی که رسماً از آن بیاطلاع مینمود.
راهبرد سیاست خارجی ایران در آن مقطع
ورود ایران به بحران بوسنی را باید در بستر سیاست خارجی دههٔ نخست پس از انقلاب و همچنین سالهای پایانی جنگ ایران و عراق فهمید. جمهوری اسلامی در آن دوره بهدنبال گسترش نفوذ خود در جهان اسلام و ایفای نقش «حامی مسلمانان مظلوم» بود، رویکردی که پیشتر در قبال افغانستان و لبنان نیز دیده شده بود.
جنگ بوسنی، که در آن مسلمانان بوسنیایی با کمبود شدید تسلیحات و حمایت بینالمللی روبهرو بودند، فرصتی فراهم کرد تا ایران همزمان چند هدف را دنبال کند: نشاندادن همبستگی اسلامی در اروپا — جایی که پیش از آن حضور محسوسی نداشت —، رقابت با عربستان سعودی و کشورهای عربی در میدان «حمایت از مسلمانان»، و ایجاد شبکهای از روابط و اعتماد که پس از جنگ نیز به کار بیاید.
این محمولهها ، شبکهای از اعتماد ایجاد کردند که تا امروز نیز مورد استفاده قرار میگیرد. نهادهای فرهنگی، خیریه و رسانهای ایران در بوسنیِ پس از جنگ، میراث همین دوراناند.

جنگ بوسنی یکی از معدود جنگهای اروپایی است که در آن واژهٔ «پاکسازی قومی» بهطور رسمی در اسناد بینالمللی به کار رفت. و محاصرهٔ سارایوو با نزدیک به چهار سال، طولانیترین محاصرهٔ یک پایتخت در تاریخ جنگهای مدرن اروپا به شمار میرود.
دیوان بینالمللی کیفری برای یوگسلاوی سابق، ویژهٔ رسیدگی به جنایات همین جنگ در لاهه تأسیس شد.کشتار سربرنیتسا توسط صرب ها تنها واقعهٔ جنگ بوسنی است که دادگاههای بینالمللی آن را رسماً «نسلکشی» توصیف کردهاند.
نکته غم انگیز اینکه نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در سربرنیتسا حضور داشتند، اما نتوانستند از وقوع کشتار جلوگیری کنند، رویدادی که به یکی از بزرگترین ننگهای عملیات صلح سازمان ملل بدل شد.
در کنار داوطلبان مسلمان از کشورهای عربی و ایران، رزمندگانی از کشورهای غربی نیز بهصورت پراکنده در کنار طرفهای مختلف جنگیدند.
پیمان دیتون که به جنگ پایان داد، در پایگاه هوایی رایت-پترسون در ایالت اوهایوی آمریکا مذاکره و امضا شد و ساختار سیاسی پیچیدهٔ بوسنی امروز، با دو نهاد و سه ریاستجمهوری همزمان، مستقیماً محصول مصالحهٔ همان پیمان دیتون است.