نیات پنهان آمریکا و اروپا در طرح جدید آتشبس

ادعای رویترز درباره ارائه طرح دو مرحلهای آتشبس ۴۵ روزه از سوی آمریکا و اروپا با میانجیگری پاکستان، در بستر تاریخی بیاعتمادی عمیق ایران نسبت به وعدههای غربی، بیش از آنکه یک ابتکار صلحآمیز باشد، شبیه به یک مانور تاکتیکی برای مدیریت بحران و خرید زمان از سوی طرف غربی است.
به گزارش تابناک به نقل از مهر؛ این گزارش با رویکردی انتقادی، ابعاد پنهان، اشکالات ساختاری و نیات پشت پرده این پیشنهاد را بررسی میکند.
اشکالات فنی و ساختاری پیشنهاد
- عدم تقارن زمانی فاحش پیشنهاد ارائه شده شامل دو مرحله است:
چگونه توافق نهایی درباره موضوعات پیچیدهای مانند برنامه هستهای، لغو تحریمها و آزادسازی داراییها تنها در ۲۰ روز نهایی میشود؟ چنین بازه زمانی غیرواقعی نشان میدهد که طرف غربی یا انتظار پذیرش بیچون و چرای خواستههای خود را دارد یا اساساً قصد جدی برای ورود به جزئیات ندارد. این طراحی، دقیقاً معکوس منطق مذاکرات فنی است؛ ابتدا باید چارچوب توافق نهایی روشن شود، سپس آتشبس به عنوان اعتمادساز اجرا شود.
طرف غربی به دنبال آتشبسی است که با بازگشایی تنگه هرمز هزینههای اقتصادی و امنیتی خود را کاهش دهد (کاهش قیمت انرژی، عبور امن نفتکشها) اما هیچ تضمین عملی و فوری برای لغو تحریمها یا توقف اقدامات خصمانه علیه ایران (مانند حملات سایبری یا ترور دانشمندان) ارائه نمیدهد.
طرح ادعا میکند پاکستان «تنها کانال ارتباطی» و همچنین «نویسنده پیشنویس یادداشت تفاهم» است. این تمرکز بیش از حد نقش بر یک کشور ثالث که خود متأثر از فشارهای آمریکا و عربستان است، آسیبپذیری طرح را افزایش میدهد. تجربه میانجیگری عمان و قطر نشان داده که هرگونه متن نهایی باید مستقیماً بین ایران و ۱+۴ (بدون آمریکا یا با حضور غیرمستقیم) مبادله شود. سپردن انحصار مذاکرات به یک بازیگر منطقهای با سابقه تعارض منافع، نقض اصل شفافیت است.
تبعات بالقوه پذیرش پیشنهاد برای ایران
با پذیرش آتشبس ۴۵ روزه، ایران ضامن اصلی بازدارندگی خود (کنترل تنگه هرمز و فشار بر اقتصاد جهانی) را از دست میدهد. در این ۴۵ روز، طرف غربی میتواند:
· بدون نگرانی از واکنش نظامی یا اقتصادی ایران، موازنه قوا را به نفع خود تغییر دهد. همچنین در صورت عدم حصول توافق نهایی، به سادگی آتشبس را بشکند و ایران را در وضعیتی ضعیفتر از قبل ببیند.
همچنین اینجا شاهد تکرار تجربه برجام خواهیم بود. در برجام، ایران ابتدا امتیازات هستهای داد و سپس تحریمها لغو شد. اما آمریکا با خروج یکجانبه در ۲۰۱۸ نشان داد که به تعهدات خود پایبند نیست. در این پیشنهاد، الگو بدتر است: ایران ابتدا باید نتیجه ملموس بازدارندگی خود (بستن تنگه هرمز) را کنار بگذارد، سپس ۴۵ روز منتظر بماند تا آمریکا تصمیم بگیرد آیا به تعهدات خود عمل کند یا نه. این یعنی «اول امتیاز، بعد وعده» - دقیقاً همان چیزی که رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها آن را غیرقابل قبول خواند.
بدیهی است که پس از بازگشایی تنگه هرمز و کاهش قیمت نفت، انگیزه آمریکا و اروپا برای لغو تحریمها به شدت کاهش مییابد. چرا باید تحریمهای فلجکننده را لغو کنند در حالی که به خواسته فوری خود (جریان آزاد نفت) رسیدهاند؟ این طرح عملاً به ایران میگوید: «باج را بدهید، بعد شاید ما هم به وعدههایمان عمل کنیم.»
نیات و قصدهای طرف آمریکایی و اروپایی
مدیریت افکار عمومی و فشار انتخاباتی: با توجه به نزدیکی انتخابات آمریکا و فشارهای بینالمللی برای توقف جنگ غزه و لبنان، دولت ترامپ نیاز مبرم به نمایش «دستاورد دیپلماتیک» دارد. یک آتشبس موقت، حتی بدون توافق نهایی، به عنوان موفقیت در رسانهها منعکس میشود و فشار افکار عمومی را کاهش میدهد. اما این یک دیپلماسی نمایشی است نه یک راهکار پایدار.
آزمایش میزان استقامت ایران: پیشنهاد ۴۵ روزه اساساً یک «تست استرس» است. آمریکا میخواهد بداند: آیا ایران برای حفظ اقتصاد خود حاضر است تنگه هرمز را بدون تضمین باز کند؟ و آیا میتواند در ازای وعدههای مبهم، از مواضع استراتژیک خود عقبنشینی کند؟ اگر ایران بپذیرد، سیگنال ضعف به غرب ارسال میکند و در مراحل بعدی با پیشنهادهای سختتر مواجه خواهد شد.
جداسازی موضوع هستهای از بازدارندگی منطقهای: غرب به دنبال آن است که برنامه هستهای ایران را بدون توجه به توانایی ایران در اعمال فشار بر تنگه هرمز و محور مقاومت مذاکره کند. با پذیرش آتشبس و بازگشایی تنگه هرمز، برگ برنده ایران در مذاکرات هستهای حذف میشود. هدف نهایی آمریکا رسیدن به توافقی است که در آن ایران غنیسازی را متوقف کند اما تحریمها به طور کامل لغو نشوند – دقیقاً مشابه آنچه در پیشنهادات غیررسمی سال ۲۰۲۲ مطرح شد.
تضعیف محور مقاومت: از طریق دیپلماسی جداگانه با میانجیگری پاکستان و مذاکره مستقیم با ایران، آمریکا تلاش میکند محور مقاومت (حزب الله، حوثیها، گروههای عراقی) را بدون در نظر گرفتن منافع آنها دور بزند. این یک تفرقهاندازی دیپلماتیک است تا ایران را از متحدان منطقهای خود جدا کرده و سپس با هر یک جداگانه برخورد کند.
به هر روی پیشنهاد آتشبس ۴۵ روزه نه یک طرح صلح، بلکه یک ابزار مدیریت بحران با سود کوتاهمدت برای غرب است و طبیعی است که ایران با گذر از تجربیات گرانسنگی چون برجام و دو دور جنگ در میانه مذاکره در دام چنین پیشنهادات به ظاهر دلسوزانه ای نمیافتد.
بزن که خوب میزنی




