در موضوع هستهای به کدام توصیهها باید بیاعتنایی کرد؟
مذاکرات چندجانبه ایران و گروه ۱+۵ وارد یکی از حساسترین مراحل مذاکرات در بیش از ده سال اخیر شده است. توافق بر سر غالب مسائل مورد اختلاف و ادامه مذاکرات بر سر چند موضوع باقی مانده که البته اهمیتی تعیینکننده دارند، مذاکرات را به جایی رسانده که هر تصمیمی، تأثیری قابل توجه بر آینده موضوع دارد. در داغترین روزهای مذاکرات، رسانهها پر از توصیههایی است که بیاعتنایی به بخشی از آنها ضروری به نظر میرسد!
به گزارش «تابناک»، تنها چند روز مانده به مهلت تعیین شده برای حصول توافق جامع هستهای و با گذشت قریب به چهارده ماه از شکلگیری روندی جدید در مذاکرات، این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که تغییر در فضای رسانهای داخلی حول مسأله هستهای تا همان اندازه چشمگیر بوده که رویکرد دولت و تیم مذاکرهکننده در مذاکرات تغییر کرده است.
از سال ۸۴ تا انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ نزدیک به هشت سال گذشت تا اینکه صحنه رسانههای داخلی، شاهد انتقاداتی قابل اعتنا به روند مذاکرات هستهای باشد و پس از آن در چهارده ماه اخیر، رسانههای داخلی بسیار بیشتر از هشت سال پیش از آن فرصت انتقاد از مذاکرهکنندگان را یافتهاند.
در این مدت، انتقاد از روند مذاکرات و یا توصیههای کاری به آنها نه تنها در رسانهها بلکه در تریبونهای عمومی دیگر و نیز در مراکز دیگر قدرت از جمله مجلس شورای اسلامی در جریان بوده است. این دوره تا حدی شبیه به دوره قبل از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۴ است که در آن دوره نیز وضعیت انتقادی مشابهی نسبت به مذاکرات هستهای وجود داشت.
البته تفاوت مهمی نیز بین فضای سال ۹۳ و ده سال پیش از آن وجود دارد. در این ده سال، تجربهای انباشته از فکر و اندیشه داخلی درباره جنبههای مختلف موضوع هستهای به وجود آمده و عیار کیفیت تحلیلها و پیشبینیهای تحلیلگران تا حد زیادی معلوم شده است.
در سطوح مختلف نظام، افراد مختلفی به دلیل جایگاه حقوقی خود به ارائه توصیه و تحلیل مذاکرات هستهای میپردازند. فارغ از جایگاه مقام معظم رهبری به عنوان تعیینکننده سیاستهای کلان نظام و یا رئیس جمهور به عنوان رئیس قوه مجریه و مجری قانون اساسی ـ برای مثال ـ دست نمایندگان مجلس نیز تا حد زیادی برای قانونگذاری در موضوع هستهای و یا تأثیرگذاری بر روند مذاکرات باز است. تصویب چندین مصوبه فوریتی در مجالس گذشته گواه این مدعاست.
در کنار این و جدای از جایگاه حقوقی افراد، بسیاری در رسانهها و یا فضای سیاسی کشور به تحلیل موضوع هستهای و ارائه راهکار و توصیه مذاکرهکنندگان ایرانی میپردازند. اینجاست که مراجعه به نظریات و پیشبینیهای سابق این افراد و مقایسه آن با واقعیتهای مذاکرات هستهای، نشان میدهد کدام نظر قابل اعتنا و توجه است و کدام یک از تحلیلگران در سالهای گذشته، همواره در تحلیل موضوع هستهای راه به خطا بردهاند.
برای مثال مجلس ششم به دلیل طرح مسأله پیشنهاد طرحی سهفوریتی برای پذیرش پروتکل الحاقی، معتبر دانستن برخی تهدیدهای غیرواقعی و مانند آن مورد انتقاد بوده است.
در طرف مقابل نیز هستند کسانی که در سالهای اخیر در قالبهای گوناگون از سخنرانی گرفته تا تحلیلهای مطبوعاتی و دانشگاهی به تحلیل و توصیه در موضوع هستهای پرداختهاند. نداشتن شناخت عمیق از فضای بینالمللی، بیاطلاعی از مناسبات قدرت در داخل کشورها، ناکامی در تحلیل درست مبانی تصمیمگیری طرف مقابل و علاوه بر این، اتکای بر این فرض که همه تصمیمات در فضای بینالمللی مبتنی بر مبانی عقلی است، باعث شده برخی تحلیلهای منتشر شده در رسانههای ایران در سالیان اخیر کاملا اشتباه از آب درآید.
برای مثال با اوجگیری تحریمهای نفتی ایران در چند سال اخیر، تحلیلگرانی بودهاند که تنها در یک نوشته خود گزارههای زیر را مطرح کردهاند؛
ـ «سقف مقداری که بازار میتواند کاهش خرید نفت از ایران را جبران کند و در عین حال هیچگونه شوکی به بازار نفت وارد نشود، حدی معین است. اگر آمریکاییها اصرار کنند که کشورها خرید نفت خود از ایران را بیشتر از این سقف کاهش دهند، در آن صورت اتفاقی که میافتد این است که علاوه بر مقاومت جامعهٔ جهانی، شوک وارده منجر به افزایش قیمت بسیار شدید نفت میشود».
ـ «بسیاری از کشورهایی که تا کنون از ایران نفت میخریدند، به دلیل نداشتن توان مالی، اساساً قادر به انعقاد قرارداد با عربستان نیستند، زیرا همواره به شیوهای دیگر از خرید نفت عادت داشتند».
ـ «پیچیدگی بازار جهانی نفت خیلی بیشتر از آن چیزی است که آمریکاییها تصور میکنند».
ـ «شرکت لویدز که بزرگترین شرکت بیمهٔ نفتکشها در جهان و انگلیس است اگر بخواهد نفتکشهای ایران را بیمه نکند، ورشکست میشود».
همه مجازند در چارچوب قانون به اظهار نظر در موضوعات مختلف بپردازند ولی وقتی که گذر زمان ثابت کند تحلیلی تا این حد از واقعیت دور است، بالتبع باید به خصوص در زمان تصمیمهای جدی و تعیینکننده در اتکای به آن تردید کرد.


