صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

روحاني و ما و تکليف گروه‌هاي سياسي

کد خبر: ۴۲۵۴۰۱
| |
4934 بازدید
رسالت در سرمقاله خود نوشت:

قضيه • رئيس جمهور، جناب دکتر حسن روحاني، طي روزهاي اخير، و در اولين سالگرد انتخاب خود، مکرراً به حاشيه‌هاي «نود»ي رفته‌اند، و اين وضع، مايه نگراني است؛ چرا که ايشان، به عنوان شخص دوم کشور که از قضا، پرچم اعتدال را نيز حمل مي‌کنند، بايد از خويش سعه صدر و پختگي بيشتري نشان دهند. • در مقابل، منتقدان و «دلواپس‌ها» که مشکل شخصي با جناب رئيس جمهور ندارند، و بيش از هر منافعي به ثمره خون شهدا مي‌انديشند و از هدررفت آن دلواپس‌اند، با طمأنينه و برهان، استمرار نقدورزي خويش را تضمين مي‌کنند.

• به رغم حرکت منضبط و منطقي منتقدان، جناب رئيس جمهور، سبيل اعتدال را نمي‌پيمايند، و اين، بيش از آن که در بدو امر به نظر مي‌رسد، «خطرناک» است، چرا که اندکي افراط نزد نخبگان، «مي‌تواند دامنه‌ اين افراطي‌گري در بدنه‌ هواداران را به جاهاي بسيار حساس و خطرناکي برساند که گاهي خود نخبگان هم نمي‌توانند آن را جمع کنند». اين تبعات را از تيتر برخي روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب که در استقبال از تندروي سابقه طولاني دارند، مي‌توان ديد. رئيس جمهور، بايد با توجه به اين تيترها مواضع غير اعتدالي خود را اصلاح فرمايند. ايشان با خروج از اعتدال چيزي به دست نمي‌آورند.

تبصره

• اين حوادث، که در ادامه رويدادهاي سال‌هاي پيش، و در استمرار معضلات دوران صدارت عظماي رئيس جمهور‌هاي قبلي روي مي‌دهد، در درجه اول، ما را به شکر وا مي‌دارد که تز ولايت فقيه از ابتداي انقلاب، مکرر در مکرر، به داد «دموکراسي» نارساي مدرن رسيده است، و ملت ما را به يک «جمهوري» و «پوليتي» برازنده و بالغ و حکيمانه نايل کرده است.

• ولايت فقيه، در مواردي مکرر از اين دست، استمرار و ثبات را در عين پويايي و چرخش نخبگان، و در کنار اعتماد مردم برقرار داشته است. حضور يک فقيه جامع الشرايط در رأس ساختار حکمراني، که به لحاظ اخلاقي و شخصيتي متکي بر دانش عميق و حکمت اسلامي است به علاوه آن که مجهز به ملکه تقوا و پرهيزگاري است، به کشوري که آماج حوادث گوناگون («حوادثي که بعضي از آن‌ها مي‌توانست يک ملت را، يک نظام را از جا بکند، مي‌توانست يک کشور را دچار درياي طوفاني‌اي بکند که ندانند چه مي‌کنند و چه بايد بکنند ،همين طور که مي‌بينيم در بعضي از کشورهاي همسايه‌ي‌مان») قرار گرفته است، آرامش مي‌بخشد. «اين کشتي استوار، در طوفان‌هاي مختلف، اندک اضطرابي پيدا نکرد».

از يک ديد وسيع‌تر...

• اين وضع، صرف نظر از مسائلي که براي کشور پديد مي‌آورد، يک آسيب‌شناسي بلندمدت را هم در ذهن‌هاي تحليلگر فعال مي‌کند؛ اين که جريان‌هاي سياسي بايد ساز و کارهاي مناسب‌تري براي خلق و مجرب ساختن نخبگان سياسي هوشمند و پرهيزگار و اخلاقي و فرهيخته و حکيم و پخته و پرطمأنينه و با سعه صدر داشته باشند تا بتوانند بهتر استمرار انقلاب را تضمين نمايند.

• من نمي‌خواهم سياه‌نمايي کنم، يا بگويم وضع ما از دموکراسي‌هاي مدرن امروز دنيا بدتر است. بله؛ دموکراسي در آمريکا و فرانسه و انگلستان و ايتاليا هم رهبراني چون جرج دبليو بوش جونيور و سارکوزي و توني بلر و سيلويو برلوسکوني رو مي‌کنند. واقع آن است که دموکراسي‌هاي مدرن، استعدادهاي شگرفي در به صدارت رساندن افراد متوسط الحال دارند، و بخش مهمي از فلاکت‌هاي مردم امروز جهان از اين روست. اين که سياست‌مداران بزرگ در قياس با متوسط الحال‌ها در دموکراسي‌هاي مدرن، شانس بيشتري براي صعود دارند، مورد ترديد نيست.

ولي براي يک حکومت انقلابي مثل حکومت ما که درگير يک انقلاب مداوم براي فائق آمدن بر نظام ناعادلانه جهاني است، توقع مي‌رود که روساي جمهوري که کمتر براي ملت حاشيه درست کنند و هزينه‌هاي کمتري به بار آورند، به قدرت برسند.

• يکي از اصلي‌ترين وظايف و شايد مهم‌ترين تکليف سياستمداران، توسعه نسل بعدي فعالان سياسي است. مهم‌ترين نکته اين است که هميشه نگه داشت و نيز توسعه استعدادهاي جديد، بسيار ارزان‌تر از حفظ وضع موجود به رغم فقدان کانال‌ها براي رشد استعدادهاست. اگر جريان‌هاي سياسي در جذب فعالان جوان، هضم ايده‌هاي جديد آنان، آموزش اين فعالان، و از همه مهم‌تر انتقال اخلاق و بصيرت سياسي به ايشان، به قدر کافي فعال عمل نکنند، در آينده، کشور با يک اظهار نظر نابجاي آنان هزينه‌هاي سهمگين و هولناک پرداخت خواهد کرد.

• گروه‌هاي سياسي، همواره بايد برنامه‌هاي توسعه منابع انساني بلند مدت و چند ساله تدوين کنند که موجب پرورش نيروهاي با استعداد و با پتانسيل بالا شود. هدف، رشد و ارتقاي افراد است به نحوي که چشم‌انداز وسيع‌تري نسبت به سازمان داشته باشند.

• در اينجا مقدمتاً توصيه‌هايي در خصوص نحوه اجراي چنين برنامه‌هايي مطرح مي‌کنيم تا در آينده اين مباحث حياتي و مهم را بسط دهيم:

نکته اول

• مطلب اول اينکه اصرار بر جذب فعالان سياسي جديد، ابداً به معناي خروج تجربه‌هاي ارجمند پيشين نيست. اگر در هر حرفه‌اي تجربه مهم است، در سياست، بسيار مهم‌تر و کاملاً غير قابل صرف نظر کردن است. در سياست، پختگي‌هايي هست که بدون مرور زمان به دست نمي‌آيد. پس تجربه‌ها به طرز غير قابل تصوري مهم است. پس، اجازه ندهيد دانش فعالان مسن‌تر از سازمان‌هاي سياسي خارج شود.

• از اين بيش، بين افراد باتجربه، و فعالان جديد، جلسات بحث و بررسي مستمر با برنامه منظم و با موضوع تحليل تاريخ سياسي، ارزيابي شرايط جاري و آينده‌پژوهي برگزار کنيد. تمام سعي خود را داشته باشيد تا از تجربه و دانش افراد مسن‌تر حتي در زماني که بازنشسته شده‌اند ولو به صورت پاره‌وقت استفاده کنيد.

نکته دوم

• فعالان سياسي جوان را در موقعيت‌هاي مختلف سياسي و البته در حيطه تخصص خود بچرخانيد. از اين طريق، رهبران پيشکسوت سياسي، مي‌توانند به افراد اين فرصت را بدهند تا با قرار گرفتن در موقعيت‌هاي مختلف، تجربه مستقيم و کارورزي ماهرانه‌اي به دست آورند؛ در عين حال، آنها نيز به نوبه خود، به بخش‌هاي مختلف سازمان سياسي هم ايده‌هاي نوين تزريق مي‌کنند.

نکته سوم

• فعالان سياسي جوان بايد در کوران چالش‌هاي سياسي مختلف قرار گيرند تا بالاجبار سطح مهارت‌هاي خود را ارتقا بخشند و اين تکليف گروه‌هاي سياسي است که نيروهاي خود را به لحاظ فکري و عملياتي، در اين موقعيت‌ها درگير کنند.

• البته چيزي که پيشکسوت‌هاي گروه‌هاي سياسي مي‌خواهند اين است که آنها تحت فشار باشند تا آموزش ببينند، ولي شکست نخورند و سقوط نکنند بنا بر اين بايد مطمئن شوند در تکاليف اوليه خود حمايت‌هاي کافي را دارند. همچنين ارزيابي‌هاي مستمر به گروه‌هاي سياسي کمک مي‌کنند تا مشکلات به موقع شناسايي شوند.

نکته چهارم

• پيشکسوتان گروه‌هاي سياسي بايد اطمينان حاصل نمايند که فعالان سياسي تحت هدايت و بازخوردهاي متناوب قرار دارند. اين ارزيابي متناوب، بايد يک فرآيند مستمر باشد و نيازي به نقطه شروع مشخصي ندارد.

اعضاي قديمي‌تر را براي نظارت بر افراد جديد بگماريد. وقت گذاشتن براي صحبت پيرامون شيوه‌هاي کاري، زمينه‌هاي ايجاد فضاي کاري مطمئن را به وجود مي‌آورد.

• گاه اين آموزش و ارزيابي و بازخورد مستمر مي‌تواند در قالب فعاليت توأم فعالان سياسي جوان در کنار و با همراهي باسابقه‌ترها صورت گيرد، و در برخي موقعيت‌هاي حساس‌تر، بايد تحت نظارت و راهبري مستقيم و صريح فعالان ارشد صورت گيرد که در اين نوع موارد بايد دستورالعمل‌هاي روشني وجود داشته باشد، که حساسيت‌ها و ظرافت‌هاي يک فعاليت سياسي دقيق و مينياتوري آسيب نبيند. انضباط در سطوح بالاي فعاليت‌هاي سياسي، کم‌اهميت‌تر از انضباط نظامي نيست، چرا که با موضوعاتي با بالاترين سطح حساسيت ممکن مواجه است و کوچک‌ترين اغماضي، اخلاقاً جايز نيست.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟