سه راهی که تورم باعث فلاکت و فقر شما میشود!

به گزارش «تابناک»، به تازگی بانک مرکزی کشور، نرخ
تورم را برای مرداد ماه اعلام کرد که بنا بر آن، نرخ تورم کشور با ۲.۱ درصد افزایش نسبت به ماه گذشته، به رقم ۳۹ درصد در دوازده ماهه منتهی به مرداد ماه رسیده است.
این در حالی است که پیش از این، برخی کارشناسان اعلام کرده بودند، نرخ تورم در ماههای آتی کاهشی خواهد بود. همچنین در حالی نرخ تورم کشور در حال افزایش است که خالص داراییها و درآمدهای افراد در قشر ضعیف و متوسط جامعه روز به روز در اثر این تورم کاهش یافته و منجر به فقر بیشتر این قشر میشود.
اما شاید دیدن نرخ تورم، تنها به عنوان یک عدد و رقم محض، دقیقا نشان ندهد که چگونه این پدید منجر به بروز فقر و فلاکت در افراد، به ویژه قشر با دریافتی ثابت میشود. نگاهی به تنها جنبههایی ساده از تورم، نشان میدهد که این پدیده چگونه دارایی افراد را در جلوی چشمانشان از میان میبرد.
تورم به معنای مالیات دو برابری و دزدی است
تورم معمولا با نام مستعار «مالیات دزدی» شناخته میشود، زیرا منجر به آن میشود که پس اندازها و یا مستمری افراد توسط دولت به یغما برود، بدون آن که حتی متوجه آن باشند!
فرض کنید تورم واقعی ۶ درصد باشد، در حالی که دولت آن را ۲ درصد اعلام میکند. همچنین فرض کنید که بابت هر یکصد هزار تومان، ۴ درصد سود به افراد تعلق گیرد و در برابر ۲۵ درصد مالیات گرفته شود.
در این شرایط، خالص درآمد فرد از پس انداز ۱۰۰ هزار تومان، ۴ هزار تومان خواهد بود که پس از کسر مالیات برابر با ۳ هزار تومان میشود، ولی با توجه به نرخ تورم رسمی اعلامی، فرد تنها ۱۰۰ تومان به دست آورده و اگر نرخ تورم واقعی مد نظر قرار گیرد، فرد ۳ هزار تومان از بابت پس انداز پول خود متضرر شده است!
به عبارت دیگر، پسانداز و درآمد افراد در شرایط تورمی در ظاهر همراه با سود است، اما دولت از طریق مالیات، بخشی از این سود را رسما از آن خود میکند و از سوی دیگر با تورم، غیر رسمی افراد را به خود بدهکار هم میکند! در این شرایط میتوان گفت تورم یک دزدی سه برابری از افراد است.
تورم: چرخه تنبیه تولید و تشویق دلالی
تصور کنید شما یک کیسه گونی گندم را به بهای هزار تومان خریداری کردهاید و پس از شش ماه به دلیل تورم، بهای این یک کیسه گونی گندم به ۱۰۰ هزار تومان رسیده است. همچنین همسایه شما که یک کشاورز است، یک کیسه گندم را با قیمت تمام شده ۵۰۰ تومان تولید کرده است.
شش ماه بعد هر دوی شما برای فروش یک کیسه گندم به بازار میروید و دریافتی هر دو از بابت فروش یک کیسه گندم، ۱۰۰ هزار تومان است. سود شما ۹۹ هزار تومان و سود کشاورز ۹۹ هزار و ۵۰۰ تومان است.
در ظاهر به دلیل تورم، سود ناشی از احتکاری که توسط شما صورت گرفته و کار تولیدی که کشاورز برای تولید یک کیسه گندم صورت داده است، چندان تفاوتی ندارد و حتی کشاورز در این شش ماه، ۵۰۰ تومان بیشتر از شما سود کرده است.
اما نکته اساسی در اینجاست که کشاورز به دلیل کار تولیدی خود در این شش ماه و به دلیل آنچه پیش از این در خصوص دزدی دو برابری تورم گفته شد، متحمل زیان شده، در حالی که شما بدون هیچ کاری برای تولید گندم و تنها با احتکار آن، سودی سرشار به دست آوردهاید.
به همین دلیل در جایی که تورم به شدت افزایش پیدا میکند، فعالیت تولیدی به نفع دلالی تعطیل میشود و همین خود منجر به افزایش دوباره تورم نیز میشود، زیرا با کاهش تولید، تعادل در عرضه و تقاضا به هم خورده و منجر به افزایش دوباره قیمتها شده که از این مسیر احتکار و دلالی مجددا تشویق و تقویت میشود.
همچنین این نکته را باید به یاد داشت که بالا بودن نرخ تورم در یک کشور به همراه عدم تناسب نرخ سود بانکی، منجر به آن میشود که بانکها و سرمایهگذارانی که دسترسی به تسهیلات ارزان را دارند، دست به فعالیتهای سفته بازی برای افزایش سود خود برند.
این امر منجر به آن میشود که سرمایه گذاری در فعالیتهای تولیدی به دلیل تورم در آینده نزدیک، منجر به سد دهی بالا برای بانکها و سفته بازان شده؛ بدون آنکه از منابع داخلی خود استفاده چندانی کرده باشند. این در حالی است که اگر تورم نزدیک به صفر باشد، به دلیل آن که بهای تولیدات در آینده نزدیک چندان افزایشی نخواهد داشت، سرمایهها مستقیم به جای سفته بازی وارد اصل فعالیت تولیدی شده و چرخ کارخانجات و واحدهای تولیدی را به گردش درمیآورند.
هماکنون تورم کشور در مرز ۴۰ درصد است و به رغم آنکه بارها وعده کنترل تورم را از دولت گذشته و مسئولان دولت فعلی شنیدهایم، همچنان نرخ تورم کشور در حال افزایش است. بیگمان با نگاهی به وضعیت امروز اقتصاد کشور، میتوان به خوبی نمونههایی را که در اثرات تورم ذکر شد در رفتار و وضعیت اقتصادی جامعه دید.


