شهید باقری میدانست حافظه برخی کوتاهمدت است!
هر چه به انتخابات ریاست جمهوری و لحظه تعیین سرنوشت کشور برای چهار سال آینده نزدیکتر میشویم، مردم با تمرکز بیشتری، فضای سیاسی کشور، برنامه کاندیداها و همچنین شرایط بینالمللی کشور در سالهای آینده را رصد میکنند تا با انتخابی دقیق تر از همیشه، مقدرات کشور را به دستان پرتوانی بسپارند که بتواند کشور را از جنبه مدیریت داخلی و روابط خارجی با صلابت بیشتری هدایت کند.
بیگمان، مهارت و شاید یکی از هنرهای یک سیاستمدار یا یک مدیر سیاسی سطح کلان در قامت رئیس جمهور، تحلیل اوضاع و شرایط داخلی و بینالمللی و شناخت روندها و فرایندها است، به گونه ای که پیش از وقوع حوادث، تا اندازهای پیش بینی برای تدبیر امور و رویارویی با مخاطرات و همچنین استفاده از فرصتها، برای ارتقا و پیشرفت کشور را داشته باشد.
رئیس جمهور یا رئیس دولت نه بناست برای مردم پل و خیابان بسازد و نه بناست برای آنان نظریه پردازی محض کند؛ رئیس جمهور، مدیری است که بناست کشور را اداره کند، روندها را بشناسد، بر فرایندهای داخلی و بینالمللی تسلط داشته باشد، بتواند برای غلبه بر مشکلات داخلی و بینالمللی، میان نخبگان و مردم اجماع پدید آورد، به گونه ای که تا حد امکان پتانسیل کشور، مورد استفاده قرار گیرد؛ بنابراین، توان تحلیل اوضاع داخلی و بینالمللی است که به رئیس جمهور، قدرت میدهد پیش از وقوع حوادث به حرکت درآید و ملتش را نیز به حرکت درآورد.
رئیس جمهور ایران نه رئیس جمهور اصلاحطلبان است و نه رئیس جمهور اصولگرایان، بلکه به مانند فرماندهای است که از کیان و خاک کشور دفاع میکند و برایش فرق نمیکند در جغرافیای آن خاک چه کسانی زندگی میکنند. برای این فرمانده خاک مهم است و مردمش؛ مردمی که برای فرد فردشان میجنگد و تا پای شهادت حرکت میکند و دل از جان میشوید.
حال با این مقدمات، دوران جنگ را تصور کنید. سال 1360 است و هنوز خرمشهر در اشغال نیروهای بیگانه است. رزمندگان اسلام و ایران با همه توان برای بیرون کردن اشغالگر از کشور با نیروی متجاوزگر مشغول هستند. اما فرمانده جنگ با اینکه به شدت در حین برنامه ریزی و طراحی برای بازپسگیری مناطق اشغال شده است، با رصد اوضاع بینالمللی، نگران اوضاع آینده کشور و مخاطرات پیش روی انقلاب اسلامی است و به راههای مقابله با آنان میاندیشد. شهید حسن باقری که گویا میداند حافظهها در ایران کوتاه مدت است، دغدغههای فرمانده را مینویسد تا در گذر زمان، گم نشود و به دست کسانی برسد که بناست کشور را اداره کنند؛ کشوری که پیش از برخورد با خطر، باید از خطر آن را نجات داد.
در همان سال 1360، شهید باقری به نقل از محسن رضایی مینویسد: آمریکا سر سازگاری با انقلاب امام خمینی را ندارد و پس از جنگ به منزوی کردن ایران و تحریمهای شدید اقتصادی روی خواهد آورد. هرچند این یک پیشبینی است که ممکن بود، محقق هم نشود، هر چه تسلط یک مدیر بر شرایط و اوضاع دقیق تر باشد، پیشبینیهای وی برای مقابله با مخاطرات پیش روی و استفاده از فرصتها هم به درستی نزدیکتر است.
پیشبینی آن روزهای کشور از سوی محسن رضایی، که توسط یکی از باهوشترین شهدای اسلام هم مکتوب شده، افزون بر توان تحلیل اوضاع و شرایط داخلی و جهانی توسط رضایی، حاکی از این است که وی سالهاست نگران وضعیت اقتصادی کشور است و بیش از هر کس دیگری خود را برای مقابله با تهدیدات مطرح از ناحیه اقتصادی و استفاده از فرصتها و ظرفیتهای داخلی و بینالمللی آماده کرده است.
این پیشبینی محسن رضایی و تجهیز وی به سلاح دانش اقتصاد و تلاش برای کمک به دولتهای پیشین برای حل مشکلات اقتصادی کشور، همه حاکی از صداقت وی برای نجات اقتصاد کشور و کمک به مردمی است که به اعتقاد او باید نه تنها در مشکلات محرم حکومت باشند که باید در همه امور به آنان تکیه کرد و صادقانه با آنان سخن گفت؛ مردمی که نباید تنها گاه انتخابات و نیازهای سیاسی، سراغ آنان رفت، بلکه باید تنگنای معیشتی آنان را درک کرد و برای حل آن چاره اندیشید.
وقتی که او میگوید سفره مردم و دولت باید یکی باشد، برای این است که وقتی زجر و دردی متوجه مردم شد، دولتیان هم به سرعت این درد را احساس کنند و برای حل آن چاره اندیشند، نه اینکه مردم از سفرهای تناول کنند که خالی است و دولت هم از سفره ای که آنقدر آکنده است که کمبود مردم را حس نکند.
کشور بیش از پل ساختن و نظریهپردازی، به یک مدیر سیاسی نیاز دارد؛ مدیری که مردم را از مخاطرات داخلی و بینالمللی در حوزههای گوناگون محافظت کند، چرا که مردم مقدرات خود را به او سپردهاند.


