صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
آنچه بر سیاست ایرانی در پانزده روز نخست سال گذشت

سیاست ایرانی در تعطیلات در پانزده پاراگراف!

هرچند تعطیلات نوروز‌ طولانی بود، ‌نتوانست تحولات سیاسی کشور را متوقف کند؛ تحولاتی که هم جالب بود و هم گاهی نو و تازه؛ هم هشدار تهدید سیاسی داشت و هم وعده‌های انتخاباتی. همه این تحولات را به زبان «تابناک» در پانزده پاراگراف روایت کرده‌ایم.
کد خبر: ۳۱۱۸۰۲
| |
10482 بازدید
تحولات سیاسی سال جدید، بلافاصله پس از تحویل سال نو و پیام نوروزی رهبر انقلاب و رئیس‌جمهور آغاز شد. در حالی که رهبر انقلاب سال جدید را سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نامیدند، رئیس جمهور، احمدی نژاد در پیام نوروزی خود دو هشدار یا تهدید انتخاباتی داد: نخست این که حق انتخاب با ملت است، نه با کس دیگری! و همه ایرانیان و از جمله امام راحل و رهبر انقلاب هم تنها یک رأی دارند ( گویی کسی گفته است که حق انتخاب با ملت نیست) و دوم آن که وی گفت اجازه تخلف در انتخابات را نخواهد داد و شخصا در این باره حساسیت خواهد داشت. (گویی قرار است تخلفی رخ دهد)!

اما روز دوم سال و پس از سخنان مهم رهبر انقلاب در مشهد مقدس که ایشان اشاراتی به مسائل انتخابات، سیاست خارجی، تأکید بر استقلال بدون نفت و همچنین بیاناتی نسبت به سردمداران آمریکا داشتند، نخستین سوء استفاده‌های از این بیانات شروع شد. در آن سخنرانی رهبر انقلاب بر عدم باور برخی از تکنوکرات‌ها بر اقتصاد بدون نفت تأکید کردند، اما بلافاصله برخی رسانه‌های ولایتمداری از این سخنان برای کوبیدن رقیب استفاده کردند. این در حالی بود که این عده که ایدهٔ رهبر انقلاب را مبنی بر تلاش برای قطع وابستگی به نفت را در سال حماسه اقتصادی فرو گذاشته‌اند و به حاشیه‌ها چسبیده‌اند. زمانی که در نخستین روز سال «اصل‌ها» ی بیانات رهبری نادیده گرفته می‌شود و «فرع‌ها» جایگزین آن می‌شود، نمی‌توان به پا کار بودن این افراد امیدی داشت!

روز سوم روز اوج‌گیری انتقادات از احمدی نژاد  از تریبون نماز جمعه بود. در حالی که در آخرین نماز جمعه سال نود و یک آیت الله جنتی به خاطر اتفاقات مراسم ختم چاوز به رئیس جمهور تاخته بود، این بار سید احمد خاتمی بر رئیس جمهور خرده هایی انتخاباتی گرفت و همچنین‌ موضوع برگزاری ۲۵۰۰ جشن نوروزی و هزینه‌های زیاد این جشن‌ها را مورد انتقاد قرار داد. وی همچنین اعلام کرد که هیچ یک از سران قوا حق ندارند ‌به نفع کاندیدایی در انتخابات تبلیغ کنند. اوج گرفتن انتقادات علیه رئیس جمهور در روز‌ها و ماه‌های اخیر، در اواخر سال گذشته نویسنده‌ای را مجبور کرد که بنویسد باید از آقای دکتر احمدی‌نژاد پرسید که کجا آبروی مؤمنی را برده‌اید که اینجور در روزهای پایانی خدمت شما، چوب حراج به آبروی شما زده‌اند و هر کس از راه می‌رسد به نیّت قربت حرفی و سخنی و ناسزایی نثار شما می‌کند!

روز چهارم فروردین هم رسید، اما بداخلاقی‌های سیاسی و سوء‌استفاده از سخنان رهبر انقلاب همچنان ادامه داشت و رسانه‌هایی که مدعی ولایت‌مداری هستند، به جای فراهم آوردن شرایط برای انتخابات پرشور در سال جاری که مطالبه رهبر انقلاب است، فرصتی برای تسویه حساب با رقبا فراهم کردند. آنان پیام نوروزی رهبر انقلاب را نادیده گرفته و آن بخش را که می‌توانند علیه اشخاص از آن سوء‌استفاده کنند، برجسته کردند.

 در روز بعد تکلیف کاندیداتوری سید محمد خاتمی هم مشخص شد، البته نه از سوی خودش و یا از سوی اصلاح طلبان، بلکه این سید احمد خاتمی بود که وضعیت وی را مشخص کرد و گفت : برخی از این صحبت های رهبری سوء استفاده کردند و به دلخواه خود این معنا را برداشت کردند که بر این مبنا جریان های ساختارشکن و قانون گریز هم می توانند در انتخابات شرکت کرده و کاندیدا معرفی کنند که این برداشتی از اساس نادرست و بر خلاف روح کلی سخنان ایشان است.وموضوع مشارکت همه کسانی که به جمهوری اسلامی و استقلال کشور اعتقاد دارند، شامل حال فتنه گران نمی شود. احتمالا منظور سید احمد خاتمی، عمدتا متوجه سید محمد خاتمی بود. چون از بین کسانی که متهم می شوند به عنوان فتنه گران، فقط سید محمد خاتمی است که احتمال کاندیداتوری دارد. 

فردای آن روز، یکی اعضای جبهه پایداری این بار شورای نگهبان را تهدید کرد که تأیید صلاحیت مشایی یعنی تأیید انحراف. قاسم روانبخش در این باره گفت: احمدی‌نژاد از مشایی کوتاه نخواهد آمد و البته مشایی تأیید صلاحیت نخواهد شد، چرا که تأیید مشایی یعنی تأیید انحراف. پیش از روانبخش هم‌ سید احمد خاتمی با تفسیر سخنان رهبر انقلاب در مشهد، پیش از شورای نگهبان صلاحیت عده ای را که وی فتنه‌گر نامیده بود، رد کرده ‌و گفته بود که فتنه گران حق شرکت در انتخابات را ندارند. 

روز بعد هم روز رواج بی اخلاقی بود، چرا که یکی از سایت‌های خبری نزدیک به دولت، صداقت در سیاست را تفکر عوام معرفی کرد . عاملی که به گفته این سایت، باعث شکست در سیاست می‌شود. این سایت در همین ارتباط هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد را دو سیاست مدار طراز اول معرفی کرده ‌که هر دو نفر که هشت سال رئیس جمهور کشور بوده‌اند در سیاست موفق بوده‌اند. وقتی به نظر تئوری پرداز این سایت صداقت عامل شکست در سیاست است، پس قطعا آنان که به قول این سایت طراز اول هستند، صداقت نداشته‌اند، وگرنه آنان نیز شکست می‌خوردند! بنابراین، آیا می‌شود دو رئیس جمهور شانزده سال با بی صداقتی حکمرانی کرده باشند؟

روز هفتم، نخستین نقطه عطف در حوزه کاری سران سه قوه بود؛ جایی که هر سه رئیس، در یک روز سخنرانی کردند. رئیس جمهور همان سخنان، پیام نوروزی خود را تکرار کرد، اما رئیس قوه قضائیه هشدارهایی جدی به یک مقام مهم داد و گفت: گاهی کسانی که سمتی ندارند مطالبی‌ می‌‌گویند که گویی نقش نظارتی دارند، در حالی که نظارت بر انتخابات از مسئولیت‌ها و اختیارات شورای محترم نگهبان است؛ کما این که دستگاه قضایی برای رفع این چنین توهم‌هایی همواره اعلام کرده است که شأن قوه قضاییه در انتخابات شأن نظارتی نیست، بلکه برخورد با جرایم و پیشگیری از وقوع تخلفات است. قانون اجازه هیچ گونه تلاش برای انحراف در مقام اجرای انتخابات را نخواهد داد و در مقام نظارت نظر شورای نگهبان فصل الخطاب است ... نباید عده‌ای تصور کنند که با زور می‌توانند حرف خود را به کرسی بنشانند و هیچ گروه و دسته‌ای نباید در فکرش این مسأله راه یابد که می‌تواند از راه‌های ‌انحرافی و نادرست‌ به آنچه ‌به گمان خود درست است، دست یابد و در این راه باید از رخدادهای سال 88 درس عبرت گرفته باشند. 

اما روز بعد، روزی است که مردم ایران با یکی از شخصیت‌های ایرانی که شبیه مرحوم شهید بهشتی هستند، آشنا شدند، چراکه عبدالرضا داوری در مطلبی مشایی را به شهید بهشتی تشبیه کرد و نوشت: منظومه گفتمانی مهندس مشایی را اگر در مقولاتی مانند «مکتب ایران»‌ رصد کنید، می‌بینید که این گفتمان نوظهور ایشان یک پدیده «امنیت‌زا» در جامعه است؛ یعنی مقابله با گفتمان جمهوری ایرانی است که در تقابل با گفتمان جمهوری اسلامی ایجاد شده بود. گفتمان مهندس مشایی مقابله با آن جنگ نرمی است که دشمن دارد به عرصه جامعه ایران می‌آورد و برای همین است که شما می‌بینید بیشترین حملات غرب روی افرادی مانند مهندس مشایی است که دنبال این هستند تا بین نگاه جامعه و‌ حاکمیت پل بزنند. این‌ افراد همیشه بیشترین حملات طرف غربی را تجربه می‌کنند. این پدیده‌ای است که کمتر به آن توجه می‌شود. مثلا چرا در یک دوره‌ای شهید بهشتی مورد بیشترین هجمه قرار گرفت؟ چون مشی و منش شهید بهشتی مشی‌ این بود که همیشه یک پل بین گفتمان مردم و حاکمیت باشد. این نقطه‌ای است که دشمن همیشه روی آن دست می‌گذارد و آن را دنبال می‌کند و آن شکاف بین نگرش مردم و نگرش حاکمیت است. 

در تحول انتخاباتی بعدی در نوروز، حجت‌الاسلام علی عسکری رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصحت نظام حضور هاشمی و خاتمی در انتخابات را منتفی دانست و از تلاش هاشمی برای خلق یک هاشمی جدید سخن گفت‌ که: اصلاح طلبان در ديداري که با آقاي هاشمي داشتند، خواستار کانديداتوري ايشان در انتخابات رياست جمهوري پيش روی بودند؛ اما آقاي هاشمي تأکيد کردند، کانديداي شما مي‌تواند آقاي خاتمي باشد؛ اما اگر آقاي هاشمي کانديدا نشود که نخواهد شد، تلاش خواهند کرد افکار نخبگان و چهره‌هاي مقبول و محبوب جامعه را به نفع هاشمي جديد توجيه کند.

وی با تأکید بر این ‌که هاشمی جدید از بین نخبگان و عقلا خواهد بود، اذعان داشت: ضرورتی ندارد هاشمی جدید از بین اصلاح طلبان باشد، زیرا این طیف کاندیدایی شاخص‌تر از خاتمی ندارد و تنها چهره شاخص اصلاح‌طلبان عارف است که توانمندی لازم را برای هاشمی شدن ندارد؛ بنابراین، بنده بر این باورم که دکتر حسن روحانی می‌تواند در نقش هاشمی جدید برای برون رفتن از وضع موجود و گرایش در عرصه‌های جهانی ‌ایفای نقش کند. (این سخنان البته بعدا توسط یکی از نزدیکان نا‌شناس هاشمی تکذیب شد).

روز پس از تعطیلات نوروز، دوباره به سید احمد خاتمی، امام جمعه فعال نوروز اختصاص یافت. وی در این روز از ‌پشیمان نشدن خود از انتخاب احمدی‌‌نژاد گفت: «ما از رأی به احمدی‌نژاد پشیمان نیستیم، چراکه انجام تکلیف پشیمانی ندارد و کسانی که رهبری را در سال ۸۸ تنها گذاشتند باید اعتراف به اشتباه کنند. به صراحت می‌گویم در آن مقطع راه درست، انتخاب آقای احمدی‌نژاد بود. نکته جالب در میان سخنان امام جمعه موقت تهران، سخنان وی درباره انحرافی جدید در کشور بود. تا چند روز ماه پیش اگر انحراف در قالب مشایی و طرفدارانش بود، بنا به گفته سید احمد خاتمی از این به بعد هر کس در شرایط کنونی زمینه ساز مذاکره با آمریکا باشد منحرف است.

وی در این باره گفت: مسأله مذاکره با آمریکا در شرایط کنونی یک انحراف است. هر جریانی که زمینه ساز مذاکره با آمریکا باشد، منحرف محسوب می‌شود. (البته رهبر انقلاب در سخنان خود در مشهد اظهار داشتند که من به مذاکره با آمریکا خوشبین نیستم، ولی مخالفتی هم ندارم. این جمله رهبر انقلاب، با سخنان امام جمعه موقت تهران، تفاوت هایی اساسی داشت).

در تحولی دیگر در ایام نوروز، برخی از طرفداران اصلاحات مدعی شدند که اگر خاتمی بیاید و پیروز نشود، حتما در انتخابات تقلب شده است، یکی از یادداشت نویس‌های اصلاحات در این باره نوشت: جریان قدرت در ‌سال‌های اخیر نشان داده ‌که به هیچ وجه حاضر به بازگشت افرادی چون خاتمی ـ حتی به حلقه مشاوران و نزدیکان حکومت ـ نیست. در این صورت‌ و با توجه به پیروزی احتمالی خاتمی در انتخابات، چه راهی وجود دارد که از نفوذ او به ارکان قدرت جلوگیری نمایند؟ راه باقی‌ مانده صرفا در برگزاری انتخابات ناسالم متجلی می‌شود. انتخابات و نتایج آن به گونه‌ای باید باشد که نام خاتمی به عنوان پیروز انتخابات اعلام نشود! در کنار اینها، پرسش بسیار مهم‌تری که پیش از ورود به آزمون دشوار نامزدی در انتخابات باید بدان اندیشید، آن است که آیا تمامی این هزینه‌ها به ایجاد زمینه‌ای برای مشروعیت‌ بخشیدن دوباره به حاکمان می‌ارزد؟ 

روز بعد، دوباره بحث عدم پشیمانی از انتخاب احمدی نژاد، به رغم همه انتقادات به وی پر رنگ شد و این بار دبیر شورای تبیین بسیج دانشجویی گفت، حتی اگر از انحراف احمدی نژاد هم اطلاع داشت به وی رأی می‌داد: وی در پاسخ به این پرسش که اگر ما باز به سال ۸۸ برگردیم و با این فرض که بدانید احمدی نژادی به وجود خواهد آمد که مشائی را ‌‌معاون اول خود بر‌می‌‌گزیند و یازده روز خانه نشینی خواهد داشت و سایر اتفاقاتی که رخ داد‌، آیا باز هم به احمدی‌نژاد رأی می‌دهید، پاسخ داد: من هر زمان به گزینه انقلابی رأی خواهم داد و سال ۸۸ دوگانه‌ای شکل گرفت که یک طرف آن جریان انقلابی و جریان دیگر غیر انقلابیون بودند. در هر کس امکان انحراف وجود دارد و چون فردی امکان انحراف دارد به آن شخص رأی ندهیم.

وی همچنین ادامه داد‌: بسیج دانشجویی یک اصل کلی دارد و آن هم این است که از کاندیدای خاصی حمایت نمی‌کند، مگر اینکه دو قطبی‌های شفافی پدید بیاید و مشابه آن چیزی که در سال ۸۸ به وجود آمد؛ یعنی بنای راهبردی بسیج این است.

اما روز بعد هم روز انتقاد از احمدی نژاد بود و مجتبی ذوالنور، داوزده عیب اساسی رئیس جمهور که هر کدام خود به تنهایی یک اتهام جداگانه علیه رئیس جمهور بود را برشمرد: وی خودمحوری و استبداد رأی، عدم تمکین به رهنمودهای رهبری، بی‌توجهی به رهنمودهای مراجع و بزرگان، تأثیرپذیری از افراد خاص و محدود، ‌رعایت نکردن شایسته سالاری در دوره دوم، تفاوت در گفتار و عمل، نداشتن هماهنگی با سیاست های کلی نظام، گریز از قانون ضعف تعامل با ارکان نظام، نبود نظارت و کنترل بر وضعیت اقتصادی کشور، تأکید بر نظرات انحرافی از اصول دینی و کتبی نظام و در نهایت تساهل و تسامح در مسائل فرهنگی و دینی را از معایب دوازده گانه رئیس جمهور دانست!

در روز بعد بحث کمک مالی تبلیغاتی دولت به مردم پر رنگ شد و  خبر رسید که گویا سیاست‌های امدای اخیر دولت به مردم جنبه تبلیغاتی دارد. دور جدید این اقدامات که فعلا مقدمه و خبرهای آن در حال اعلام شدن است، بالا بردن حقوق‌ها بود. نخستین خبر از این نوع را وزیر آموزش و پرورش داد و اعلام کرد که معوقه‌های حقوق بازنشستگان پرداخت می‌شود و حقوق فرهنگیان نیز ۲۰ درصد افزایش پیدا می‌کند.

خبر بعدی از این دست را رحیم ممبینی، معاون بودجه معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رییس جمهوری اعلام کرد و گفت: در صورت تصویب هیأت دولت، میزان افزایش حقوق کارمندان در سال ۹۲،‌۲۵ درصد می‌شود. بنا به پیشنهاد رییس جمهوری و در صورت تصویب هیأت دولت، ضریب ریالی برای افزایش حقوق در سال جاری ۲۵ درصد خواهد بود. مردم هنوز توزیع سیب زمینی در شب‌های منتهی به انتخابات سال ۸۸ توسط دولت را فراموش نکرده‌اند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟