عدم كنترل احساسات فاجعه بار است
دكتر سعيد معيدفر*
کد خبر: ۳۰۳۲۹۱
| | 2816 بازدید
بيست و چهارم آذرماه امسال قتلي در پي رابطه عاطفي بين مردي 31 ساله با زني 30 ساله كه هر دو معتاد به مصرف شيشه بودند، رخ داد. اين جنايت در حالي به وقوع پيوست كه زن بعد از مدتي درخواست قطع رابطه با مرد جوان را كرده كه هر بار با مخالفت مرد روبه رو شده است و مرد جوان معتاد هم به دليل درخواست هاي مكرر زن دست به قتل زن جوان مي زند. در رابطه با اين قتل دو ديدگاه مي توان مطرح كرد: اول اينكه مواد مخدر از نوع شيشه تا چه حد مي تواند بر روابط افراد مصرف كننده تاثير بگذارد و اينكه تاثير مصرف شيشه و تركيب آن با مسائل عاطفي تا چه حد در بروز چنين جرايمي تاثير دارد.
همه انسان ها داراي عواطف هستند و اگر انسان بر اساس عقل و احساس مواد مخدر مصرف كند، با مصرف مواد مخدر جهات عقلاني اش كاهش پيدا مي كند اما از احساساتش كم نمي شود. در واقع انسان ها در شرايط اعتياد با كاهش عقل مواجه مي شوند اما برخوردهاي عاطفي و احساسي آنها ممكن است بهتر شود و با ديگران مهربان تر هم باشند و در اين ميان احساس تعقل بيشتر به آنها دست دهد چون يك نسبتي بين عقل و عاطفه وجود دارد و گاهي اوقات با دخالت عقل روابط عاطفي ممكن است، تعديل شود.
به نظر من زماني كه فرد به مصرف مواد مخدر از نوع شيشه روي مي آورد يا مشروبات الكلي استفاده مي كند، آن فرد قدرت تعديل ابعاد عاطفي و احساسي خود را هم ندارد. چون در حالت عادي فرد ممكن است يك ارزيابي براي خود داشته باشد مبني بر اينكه در زماني خاص لازم است از احساسات استفاده كند و بايد آن را كنترل كند و گاهي اوقات فرد در يك موقعيت شغلي و حرفه يي مهمي قرار داشته و عقلش حكم مي كند احساساتش را كنترل كند. اما فردي كه درگير اعتياد مي شود در اصل كنترل عصبي و عقلاني بر احساسات و عواطف خود را از هم دست داده و به حداقل مي رساند. حتي در شرايطي فرد معتاد احساس وابستگي به فرد ديگر پيدا مي كند كه اين وابستگي به حد جنون هم مي رسد.
اين در حالي است كه فرد معتاد زماني كه احساس كند طرف مقابل مي خواهد او را ترك كند، آسيب جدي مي بيند. بنابراين، عدم كنترل عصبي در فرد معتاد مي تواند فاجعه بار باشد و حتي ممكن است همان طور كه در اين ماجرا اشاره شد فرد به طرز وحشتناكي به فرد ديگر تعلق عاطفي پيدا كند. حال ممكن است اين احساس و عاطفه نسبت به همسر، فرزند و دوست فرد معتاد باشد و در همين حال اگر فرد معتاد نتواند جدايي خودش نسبت به فرد ديگر را تحمل كند ممكن است واكنش اش همين اتفاق باشد كه در اين قتل انجام شد.
*جامعه شناس و رييس سابق انجمن جامعه شناسان
همه انسان ها داراي عواطف هستند و اگر انسان بر اساس عقل و احساس مواد مخدر مصرف كند، با مصرف مواد مخدر جهات عقلاني اش كاهش پيدا مي كند اما از احساساتش كم نمي شود. در واقع انسان ها در شرايط اعتياد با كاهش عقل مواجه مي شوند اما برخوردهاي عاطفي و احساسي آنها ممكن است بهتر شود و با ديگران مهربان تر هم باشند و در اين ميان احساس تعقل بيشتر به آنها دست دهد چون يك نسبتي بين عقل و عاطفه وجود دارد و گاهي اوقات با دخالت عقل روابط عاطفي ممكن است، تعديل شود.
به نظر من زماني كه فرد به مصرف مواد مخدر از نوع شيشه روي مي آورد يا مشروبات الكلي استفاده مي كند، آن فرد قدرت تعديل ابعاد عاطفي و احساسي خود را هم ندارد. چون در حالت عادي فرد ممكن است يك ارزيابي براي خود داشته باشد مبني بر اينكه در زماني خاص لازم است از احساسات استفاده كند و بايد آن را كنترل كند و گاهي اوقات فرد در يك موقعيت شغلي و حرفه يي مهمي قرار داشته و عقلش حكم مي كند احساساتش را كنترل كند. اما فردي كه درگير اعتياد مي شود در اصل كنترل عصبي و عقلاني بر احساسات و عواطف خود را از هم دست داده و به حداقل مي رساند. حتي در شرايطي فرد معتاد احساس وابستگي به فرد ديگر پيدا مي كند كه اين وابستگي به حد جنون هم مي رسد.
اين در حالي است كه فرد معتاد زماني كه احساس كند طرف مقابل مي خواهد او را ترك كند، آسيب جدي مي بيند. بنابراين، عدم كنترل عصبي در فرد معتاد مي تواند فاجعه بار باشد و حتي ممكن است همان طور كه در اين ماجرا اشاره شد فرد به طرز وحشتناكي به فرد ديگر تعلق عاطفي پيدا كند. حال ممكن است اين احساس و عاطفه نسبت به همسر، فرزند و دوست فرد معتاد باشد و در همين حال اگر فرد معتاد نتواند جدايي خودش نسبت به فرد ديگر را تحمل كند ممكن است واكنش اش همين اتفاق باشد كه در اين قتل انجام شد.
*جامعه شناس و رييس سابق انجمن جامعه شناسان
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


