روسيه، پوتين، ايران و سياست جهاني
*مهدي سنايي
کد خبر: ۲۴۴۲۶۴
| | 8228 بازدید
رويكرد روسيه به سياست و نظام بينالملل، نگاه اين كشور به مسائل منطقه و روابط ايران و روسيه، از جمله موضوعاتي است كه اين روزها و در آغاز دوره سوم رياست جمهوري ولاديمير پوتين، مورد توجه تحليلگران داخلي و خارجي است.اعتراضات محدود در حاشيه مراسم تحليف رئيس جمهور روسيه در هفته گذشته، نشان ميدهد پوتين در چشم همه روسها، ديگر آن منجي برآمده از شرايط سخت سياسي خاص پايان دهه نود نيست و راه دشواري را پيش روي براي اثبات دوباره كارآمدي خود دارد.
در عين حال، بازگشت پوتين به كرملين، يك نوع تجديد اقتدار را در ذهن روسها و جهانيان تداعي ميكند و رويكردهاي ارائه شده از سوي وي، نشان ميدهد پوتين اين بار روسيه اي مقتدر با تركيبي از ويژگيهاي شوروي و روسيه تزاري اما در قالبي دمكراتيك و همگام با دوره جهاني شدن تعقيب مينمايد.
در عرصه بينالملل پس از يك دوره تعامل چهار ساله بي حاصل با ايالات متحده آمريكا، روسيه سياستهاي مستقلتري را پيش خواهد گرفت و همچنین با اعلام پايبندي به اصول، ساختارها و قواعد بينالملل، بدگمانیهای بيشتري به روندهاي موجود در اين عرصه پيدا كرده است.
ولادیمیر پوتین در منشوری كه همزمان با انتخابات ریاست جمهوری این كشور منتشر نمود به خوبی این سوء ظن را به نمایش میگذارد تا آنجا كه آمریكا و ناتو را به نادیده گرفتن اصول و قواعد بین الملل و همچنین استفاده ابزاری از حقوق بشر و نقض حاكمیت دیگر كشورها به این بهانه متهم مینماید.
در این منشور اشاره میشود كه «كشورهایی كه قربانی عملیات انسان دوستانه و صادرات دمكراسی با موشك و بمب شدند، چقدر بیهوده تلاش میكردند و همگان را فرا میخواندند تا موازین حقوق بشر را رعایت كنند، ولی نمیخواستند صدای آنها را بشوند؛ گویی كه اعضاي ناتو و پیش از همه آمریكا، درك خاصی از امنیت در ذهنشان جا افتاده كه تفاوت بنیادینی با درك جهانیان دارد.
رئیس جمهور روسیه همچنین در موضوع بهار عربی، آمریكا را متهم مینماید كه ذیل شعار دمكراسی و حقوق بشر به دنبال مداخله در امور كشورهای عرب و مدیریت تحولات به سمت منافع دراز مدت خویش است و درباره لیبی از چهارچوب قطعنامه شورای امنیت خارج شد و اقداماتی فراتر از مفاد آن انجام داده است.
یك واقعیت تأثیرگذار در ذهنیت روسها نسبت به شرایط حاكم در عرصه بینالملل بی نتیجه بودن دوره Restart در روابط روسیه و آمریكاست. مهمترین مسائل در روابط دو كشور طی چهار سال گذشته افغانستان، سپر دفاع موشكی در اروپای شرقی، گسترش ناتو به شرق بود كه همچنان بلاتكلیف ماندهاند. افغانستان كه بهترین بخش همكاری دو كشور بوده است با آینده ای پرابهام روبهروست. در این منشور در زمینه سپر دفاع موشكی در حال ساخت از سوی ناتو اشاره شده كه «این بازیها امنیت ما را به خطر میاندازد و ثبات جهان را با خطر مواجه میكند».
ولادیمیر پوتین در این منشور میافزاید: «تلاشهای منظم آمریكا برای مهندس سیاسی از جمله در مناطقی كه به طور سنتی برای ما اهمیت دارد و حتی در جریان تبلیغات انتخاباتی در روسیه، به شدت مانع از تقویت درك متقابل در روابط روسیه و آمریكاست».
مفاد این منشور و مجموعه مواضع روسیه در ماههای اخیر، نشان میدهد كه روسیه سوءظن بیشتری به اقدامات آمریكا در منطقه و جهان پیدا كرده و عزم بیشتری برای مقابله با روند یكجانبه گرایی یافته است.
این نگاه اگر یكسره به ایجاد جبهه ضد آمریكایی توسط روسیه در سالهای آینده ـ چنانكه برخی اوراسیاگرایان در روسیه میپندارند ـ نشود، بیگمان، به استقلال بیشتر سیاست خارجی روسیه از آمریكا، تقویت نگاه به شرق و مقابله و مقاومت بیشتر روسیه با غرب در مسائلی مانند سوریه خواهد شد.
در بعد منطقهای سیاست اوراسیایی روسیه برجسته شده و همكاری با چین اولویت مییابد. پوتین رشد اقتصادی چین را نه یك تهدید بلكه «فراخوانی حامل توانمندی عظیم همكاری تجاری و فرصتی برای انداختن باد چینی به بادبان اقتصاد روسیه» میداند و اشاره مینماید كه «ما به پشتیبانی یكدیگر در عرصه بینالملل ادامه داده و با هم مشكلات منطقه ای و جهانی را حل کرده و تعامل در شورای امنیت، گروه بریكس، گروه 20، سازمان همكاریهای شانگهای و دیگر سازوكارهای چندجانبه را افزایش میدهیم.
همچنین روسیه توجه بیشتری به فضای پسا شوروی و كشورهای پیرامون خود و سیاست شفاف تری را در عرصه خاورمیانه دنبال خواهد کرد.
روسیه در سالهای پیش روی، تلاش خواهد كرد سازمانهای منطقه ای موجود را همچون همكاریهای شانگهای و سازمان امنیت دسته جمعی را تقویت و احتمالاً اندیشه سازمانها و ائتلافهای جدید را طرح نماید. یكی از بزرگترین مسائل در این روند، چگونگی تعامل با تركیه و متمایل كردن آن از همراهی كامل با ناتو به سمت امنیت بومی و منطقهای آسیایی خواهد بود.
روابط ایران و روسیه در سالهای پیش روی، شرایط بهتری را تجربه خواهد كرد؛ به ویژه باید یک سال جاری را كه روابط روسیه و آمریكا فریز خواهد بود، به عنوان یك فرصت نگریست.
هرچند در اوضاع كنونی، باد در فضای رسانهای روسیه هنوز چندان موافق با روابط ایران و روسیه نمیوزد، صدای طرفداران روابط دو كشور نیز بیشتر از گذشته شنیده میشود.
در منشور ارائه شده از سوی رئیس جمهور روسیه و همچنین در فرمان صادره در هفته گذشته از سوی ولادیمیر پوتین بر حل و فصل مسالمت آمیز پرونده هستهای ایران و تقویت فعالیت وزارت خارجه روسیه در این زمینه تأكید و بر حق ایران در زمینه فعالیت صلح آمیز هستهای و غنیسازی تصریح شده است.
البته مهم این است كه نگاه روسیه به مسائل جهانی در یك ساله اخیر به ایران نزدیكتر شده و به رغم خاستگاه بیزانسی و غربی پوتین و تیم وی، روسیة پوتین، عزم جدیتری برای تقویت جبهه شرقی خواهد داشت.
در این باره باید گفت، روسیه و ایران در برخی مسائل منطقه ای همچون سوریه، امكان همكاری گستردهای دارند كه گاهی در این زمینه تأخیر میکنند. هم اكنون موضوع افغانستان، یك زمینه همكاری جدّی است؛ بنابراین، باید امیدوار بود كه ولادیمیر پوتین با صدور فرمان تحویل سامانه دفاعی «اس 300»، گام بزرگی در حوزه اعتماد سازی در روابط دو كشور بردارد.
ناگفته نماند که پتانسیلهای اقتصادی و ترانزیتی ایران در منطقه شمالی و جنوبی و همچنین نفوذ استراتژیك ایران در حوزه جنوب به اندازه ای است كه به رغم فشارهای آمریكا، قابل چشم پوشی از سوی روسیه و دیگر كشورهای منطقه نیست و زمینه مناسبی برای بالا بردن همكاریهای دو كشور به سطح استراتژیك فراهم میکند.
ریاست ایران بر غیر متعهدها در سه سال آینده، تقویت همزمان حضور روسیه در جبهه شرقی، همچنین افزایش سطح همكاریهای منطقهای دو كشور، خروج روابط ایران و روسیه از زیر سایه روابط روسیه و آمریكا و همچنین افزایش حجم مبادلات میان دو كشور از جمله موضوعات مهم در روابط آینده ایران و روسیه است.
* عضو كميسيون سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي
* مدير گروه مطالعات روسيه در دانشگاه تهران
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


