دیپلماسی ایران در مرزهای شرقی نیاز به تقویت دارد
"احمدعلی كیخا" نماینده 42ساله زابل و زهك در مجلس شورای اسلامی كه نایبرئیس كمیسیون آب، كشاورزی و محیطزیست نیز هست دیدگاههای خاصی درباره توسعه استان دارد.
وی در گفت و گو با مندیل یكی از راههای توسعه سیستان و بلوچستان را تقویت دیپلماسی خارجی ایران در قبال پاكستان میداند و در نقد آن میگوید: سیاستها ناشی از رابطه بین ایران و پاكستان تبعات متفاوتی داشته است اما این مردم سیستان و بلوچستان بودهاند كه تاوان بسیاری از این سیاستها را متحمل شدهاند. مثلاً بسیاری از هزینههای اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی به مردم منطقه سیستان و بلوچستان تحمیل شده است.
نماینده مردم سیستان در مجلس شورای اسلامی ضمن تسلیت شهادت برادران اهل تسنن و شیعه در تاسوعای حسینی و محكوم كردن چنین اتفاقاتی در استان میافزاید: شرایط زندگی و اشتغال در سیستان و بلوچستان سخت است. ما بارها تاكید كردهایم كه جوانان ما از بیكاری در رنج هستند و از آن سو نیز اشرار فعالند و چه بسا همین عامل سبب جذب جوانان ما شده و آنان جوانان ما را با سوءاستفاده از همین نقیصه فریب دهند.
این دكترای اقتصاد كشاورزی اما خطاب به مردم نیز تاكید میكند: خود مردم هم باید به این باور برسند كه آیا میخواهند پیشرفتی در استان ما رخ بدهد و در این صورت اگر پاسخشان مثبت است باید خود مردم همكاری كرده و كمك كنند تا امنیت برقرار شود.
اگر دستگاه دیپلماسی ایران به پاکستان فشار بیاورد، آنها ناگزیر به همکاری خواهند شد، به هر حال در همسایگی ایران هستند اما به نظر میرسد ما پاکستان را رها کردهایم. اگر ما انرژی بیشتری برای پاکستان بگذاریم مثلاً در مرز برای مردمی که زندگی میکنند امکاناتی ایجاد میکردیم آیا آنها با ما همکاری نمیکردند؟ به نظر شما نقش دستگاه دیپلماسی ایران در این خصوص چگونه بوده است؟
البته، به نظر من نقش دیپلماسی ایران را در این خصوص نمیتوان نادیده گرفت كه یکی راههایی است که میتواند ما را به امنیت در مرزهایمان با پاکستان برساند.
من فکر میکنم دستگاه دیپلماسی ایران باید به شکلی اقدام کند که پاکستان برخورد جدی و شدیدی با گروههای تروریستیاش داشته باشد.
مردم مرزنشین در ایجاد امنیت در مرزها چقدر تأثیرگذارند؟ آیا بهتر نیست در مرزها شرایطی فراهم شود که مردم مرزنشین امنیت بیشتری در زندگیشان احساس کنند. شاید به این طریق بتوانند در حفظ امنیت کشور هم تأثیرگذار باشند.
بله، به نظر من مردم مرزنشین نقش پررنگ و عمدهای در ایجاد امنیت در مرزها دارند. ما نباید صرفاً از دولت انتظار داشته باشیم که همه کارها را بکند و تمام نقش حفظ امنیت را به دست او بسپاریم. خود مردم هم باید به این باور برسند که آیا میخواهند پیشرفتی در استان ما باشد و آیا میخواهند توسعهای اتفاق بیفتد. اگر میخواهند توسعه اتفاق بیفتد، همه میدانیم که توسعه بدون امنیت امکانپذیر نیست. باید مردم همکاری کنند. شرایط زندگی و اشتغال در سیستان و بلوچستان بسیار سخت است. ما بارها از بیکاری در استان گله کردهایم جوانان خواهان کار هستند. در کنارش گروههای اشرار هستند که جوانان را جذب میکنند. به نظر من خانوادهها باید بسیار مراقب باشند و با دستگاههای امنیتی در استان همکاری کنند. آنها میتوانند غیبت و عدم حضور طولانی و مشکوک فرزندانشان را پیگیری کنند و اطلاع دهند. بعضی خانوادهها ممکن است در ایران باشند و فرزندانشان در آن طرف مرز جذب گروههای اشرار شده باشند. همکاری خانوادهها برای خودشان و فرزندانشان مطمئناً نتایج بهتری برای آنها خواهد داشت و شاید بتوانند پیش از حادثه آنها را نجات دهند. به نظر من مردم را باید ترغیب کرد، باید به آنها اختیار داد و از آنها مسئولیت خواست. جوانانی که در یک روستا یا یک خانواده اقدامات شرورانه انجام میدهند یا برای مدتی طولانی مفقود میشوند ممکن است دست به خطرهای بزرگتری بزنند. بزرگان ما باید احساس مسئولیت کنند و پاسخگو باشند. به نظر من فراهم کردن زمینه اجتماعی مناسب و مشارکت مردمی یکی از فاکتورهای برقراری امنیت و شاید مهمترین آن در رسیدن به موفقیت باشد.
سیاست ایران را درخصوص پاکستان و افغانستان چگونه ارزیابی میکنید. شما به عنوان نمایندهای از استان سیستان و بلوچستان که مرز طولانی و مشترکی با این دو کشور دارید با مسائل پیچیده و زیادی در مرزها درگیر هستید.
ما که در سیستان و بلوچستان هستیم به طور کلی چه در مورد افغانستان و چه پاکستان فکر میکنیم به هر حال دولت جمهوری اسلامی براساس مصلحتها و یا به هر دلیلی امتیازهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زیادی به این دو کشور داده است اما تاوان آنها را مردم ما در سیستانوبلوچستان پرداخت کردهاند. بسیاری از هزینههای اجتماعی، فرهنگی، بهداشتی و درمانی، هم به ما تحمیل شده است. حالا اگر بپذیریم این روابط برای ما هم منافعی داشته است، این منافع عاید همه مردم ایران شده در حالی که هزینههایش را ما متحمل شدهایم. نظر من توسعه در سیستانوبلوچستان بدون در نظر گرفتن شرایط پاکستان و افغانستان امکانپذیر نیست. ما باید دیپلماسیمان را تقویت کنیم.
در این صورت دستگاه دیپلماسی ایران نیاز به اقدامات جدیدی در مرزهای شرقی دارد؟
بله دولتمردان باید به این قضیه توجه داشته باشند كه آیا واقعاً میخواهند توسعه در سیستانوبلوچستان هم اتفاق بیفتد. اگر میخواهند بایستی برنامه استراتژیکی برای توسعه استان داشته باشند. این نسخههایی که برای کل کشور پیچیده میشود و سیستانوبلوچستان را هم مثل دیگر استانها لحاظ میکنند، دردی از استان ما دوا نمیکند و سیستانوبلوچستان به این راحتیها توسعه پیدا نخواهد کرد.
سیستانوبلوچستان در همسایگی با دو کشور بیثبات است، آیا کمک به مردم مرزنشین در این دو کشور که اتفاقاً روابط تنگاتنگی هم با مردم ما و رفتوآمد بسیاری هم در کشور ما دارند کمک به تأمین حفظ امنیت در مرزها نمیكند؟
البته که این اقدام بیتأثیر نخواهد بود. شاید یک اقدام توسعهای در آنطرف مرز به مراتب اثرات توسعهای بیشتری برای ما داشته باشد. مثلاً ما مشترکاً با کشور پاکستان جاده میرجاوه به کویته را ساختیم و این جاده را دیدهایم در بخشی که جمهوری اسلامی ایران کار کرده است جاده بسیار خوب است و مردم راضیاند اما در بخشی دیگر که حدود 80 درصد است و پاکستان کار کرده ، جاده بسیار نامناسب است و دو خودرو هم به سختی میتوانند عبورکنند. فقر هم در آنطرف بیداد میکند، مردم آنجا از داشتن جادهای مناسب هم محرومند. به نظر من دولت میتواند كمك هایی را كه به مردم پاكستان و افغانستان می كند روی مردم مرزنشین آن طرف مرز متمرکز کند تا آنها هم از توسعه بهرهمند شوند مثلاً دولت میگوید در افغانستان اقداماتی کردهاست اما اثرات توسعهای آن به کشور ما برنمیگردد.
یا اقداماتی که در آفریقا انجام میشود؟
بله ما باید در جاهایی سرمایهگذاری کنیم که اثرات آن به جامعه و کشورمان بازگردد و در مورد مردم مرزنشین افغانستان و پاکستان باید این کارها را انجام دهیم. چرا در دیگر کشورها این اقدامات را میکنیم، چرا در بلوچستان پاکستان سرمایهگذاری نکنیم؟ در کویته یک کارخانه ریسندگی و بافندگی دیدم که میگفتند آنرا دولت ایران بیش از 40 سال پیش ساخته است. میبینید که دولت ما در توسعه آنجا نقش داشته است. این کار آنها را مدیون کشور ما کرده و این در ایجاد امنیت و به دنبال آن ثبات و رشد و توسعه در کشور بسیار تأثیرگذار بود. وقتی من به دیدن این کارخانه رفتم داشتند سولههای آنرا برمیداشتند و میخواستند آنجا را تبدیل به یک دانشکده I.T کنند. حتی میگفتند در دهه 1350 مسئولین کشور هم در آنجا حضور پیدا میکردند. به نظر من که آنها هدفشان برقراری ارتباط فرهنگی قوی بین مردم دو طرف بود و متأسفانه ما در این زمینه بسیار کمکاری کردهایم و این واقعیت را باید بپذیریم.


