مدیران استان سيستان نگرش توسعهای ندارند
توسعه، اشک سیستان و بلوچستان را درآورده است. استانی که در روزهای آغازین رشد و توسعه در ایران، ساخت و تأسیس کارخانهها، غایب بود و چیزی نصیبش نشد. بسیاری از استانها آنقدر خوشاقبال بودند که پیش از اجرایی شدن اصل 44 سهمی از دولت ببرند اما چرخ اصل 44 چرخید و سیستان و بلوچستان هم باید با آن حرکت کند.
"احمدعلی کیخا "نماینده زابل و زهک در مجلس شورای اسلامی كه گلایههای بسیاری از جایخالی دولت در سرمایهگذاریهای استان دارد، معتقد است طرح توازن منطقهای هم گرهای از کارشان نگشوده است و میگوید كه ما در دولت اصلاحات سالی 20میلیارد تومان اعتبار از طرح توازن منطقهای داشتیم و امسال سهممان از این طرح صفر است. گفتوگوی مندیل را با عضو کمیسیون کشاورزی مجلس بخوانید.
به نظر میرسد استان سیستان و بلوچستان با موانع مبهم و پیچیدهای در مسیر رشد و توسعه روبهرو است. ظاهراً سرمایهگذار بومی است و نمایندگان استان هم در جهت بهبود سرمایهگذاری تلاشهایی میکنند. کجای کار گره خورده است؟
من معتقدم یکی از موانع توسعه و شاید مهمترین آن، دیدگاههای نامناسب در مدیران است. دیدگاههای آنها عمدتاً مناسب برای توسعه نیست، با این نگرشی که آنها دارند توسعه در استان سیستان و بلوچستان اتفاق نمیافتد.
نگرش حاکم چه سنگهایی پیشپای سرمایهگذاران انداخته است؟
ما در دنیایی زندگی میکنیم که مثلاً در بسیاری از کشورها، اگر کسی قادر باشد شغل ایجاد کند میتواند ویزای اقامت داشته باشد.
سؤال من این است؛ اگر مثلاً کسی در استان سیستان و بلوچستان بخواهد ایجاد اشتغال کند با همان نگاه با آنها برخورد میشود؟ من در استانداری کار کردهام و متأسفانه نوع نگرش حاکم در مدیران، نگرش کارگشایی نیست. آنها این نگاه را ندارند که اگر کسانی که توانایی سرمایهگذاری دارند، بروند آنها را پیدا کنند، بقاپند و با آنها گفتوگو کنند. مدیران باید بتوانند سرمایهگذاران را راضی کنند که در استان خودشان کار کنند. به نظر من باید برای سرمایهگذاری که میخواهد به استان ما بیاید ایجاد انگیزه كرد. باید مشوق آنها باشیم. حداقل اینکه آنها را خوب پذیرش کنیم.
شما قبلاً در مصاحبهای نبود بازار مرکزی مثلاً در شهر زابل را علیرغم حضور سرمایهگذار بومی ضعف مدیریت شهری عنوان کردید!
بله، ما باید یک تقسیمبندی کنیم. برای اینکه یک سرمایهگذار بیاید و در سیستان و بلوچستان سرمایهگذاری کند ما باید پیششرطهایی داشته باشیم. مثل اینکه در زمینهای که سرمایهگذاری میخواهد کار کند، در سیستان و بلوچستان مزیتهایی داشته باشد. مثلاً وقتی کسی در حاشیه تهران برای احداث یک کارخانه زمین و اعتبارات خوبی میگیرد در نزدیکیاش یک بازار فروش خوب هم هست و بعد ادارات و دستگاههای دولتی هم همکاری میکنند. پس انگیزه سرمایهگذار هم قویتر خواهد بود اما با حضور سرمایهگذار در استان ما این همکاریها انجام نمیشود.
از نظر شما چه زمینههای سرمایهگذاری بکری در حالحاضر در سیستان و بلوچستان وجود دارد؟
مثلاً شرایطی را که ما در چابهار داریم در هیچ کجای کشور نداریم. ساحل خوب، آب و هوا و خاک مناسب. این شرایط ظرفیتهای بسیاری دارد. مثلاً برای صنعت توریسم مناسب است، در طول سال معمولاً مردم در تابستان به شمال میروند ولی در زمستان اقلیمی بهتر از چابهار وجود ندارد. شما به عنوان یک شهروند میتوانید تعطیلات زمستانیتان را در چابهار بگذرانید و اولین مسئله رسیدن به چابهار است. تنها وسیلهای که الان وجود دارد هواپیماست که هزینه بسیار بالایی دارد، در حالی که اگر قطار بود، مردم با پرداخت هزینههای کمتری میتوانستند به آنجا بروند. هزینه کمتر حضور مردم را تسهیل میکند. اگر جاده و امنیت بود، مردم راحتتر سفر میکردند اما صنعت توریسم با بهرهای که میتوانستیم در آنجا ببریم، عملاً وجود ندارد.
بعضی خلیجنشینها تفریحات دریایی بهتری در آنجا به راه انداختهاند و سود بسیاری از توریسم نصیبشان میشود.
البته از اینها گذشته این فقط نگاه داخلی به چابهار بود. در زمستان با فاصله 2 تا 3 ساعت پرواز از چابهار، در بسیاری از کشورهای اروپایی با شرایط سخت و نامطلوب هوایی روبهرو هستیم. باران، برف، سرما و یخبندان، در حالی كه من در همان ایام به هلند و نروژ رفتهام یخبندان است. اگر امکانات تفریحی و توریستی در ساحل چابهار ایجاد شود گردشگران خارجی بسیاری را در فصل زمستان جذب خواهدکرد.
باز هم رسیدیم به موانع کار، یکجایی از کار میلنگد. شما دیدگاه مدیران را عنوان کردید. کمی موشکافی میکنید.
من انتقادم به نوع نگاه مدیران است که به نظرم مناسب توسعه نیست. شما اگر با مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان صحبت کنید و بپرسید برنامه شما برای توسعه گردشگری چیست؟ ایشان بالاخره بخشی از دولت است. اگر دولت قبول دارد که چابهار یک ظرفیت گردشگری فوقالعاده دارد باید بگوید این برنامه من است و من طی چند سال این مجموعه اقدامات را انجام خواهم داد تا به این هدف برسم. اما آیا اینطور است؟ نه، هیچ برنامهای در کار نیست. زمانی سیستانوبلوچستان را هندوستان کوچک میگفتند. ما ظرفیتهای بالایی هم در کشاورزی داریم، اقلیمهای متنوع و مختلف، گرمسیر، سردسیر و نیمه گرمسیر و نیمه سردسیر اما آیا این ظرفیتها در جایی معرفی شدهاند؟ آیا امکان دسترسی مردم به آنها فراهم شده است؟ باغهای موز، خرما، انبه و خربزه درختی و انواع مرکبات؛ آیا کسی شناخت کامل و درستی از این ظرفیتها دارد؟ واقعیت این است که معرفی نشدهاند.
مدتی به دنبال گرهها و موانع توسعه بودهایم و امروز به نگاه نامناسب مدیران رسیدیم. چطور میتوان در این نوع نگاه تغییر ایجاد کرد؟
به نظر من دولت باید این را بپذیرد و هنوز به این جمعبندی نرسیده است. من از طرف مجمع نامهای برای رئیسجمهور نوشتهام که طرح توازن منطقهای از نظر قانونی با این هدف آورده شد که توسعه را در کشور متعادل کند. یعنی مناطق محروم و عقبافتاده را بالا بکشند. ما در دولت اصلاحات 20 میلیارد تومان از محل اعتبارات توازن منطقهای داشتیم، در حالی که در دولت عدالتمحور روز به روز کمتر شده است و در سال گذشته به صفر رسید .دولت چه توجیهی دارد، چطور میخواهند سیستانوبلوچستان توسعه پیدا کند؟
این تغییرات برخاسته از چه دیدگاهی است؟
به نظر من نگاهها در دولت درست نیست. اصلاً برنامه و هدفی وجود ندارد. در قانون آمده است این اعتبارات برای مناطق محروم است در حالی که سیستانوبلوچستان از آن بهرهای ندارد و بعضی استانهای برخوردار از این اعتبار سهم دارند. این نشان میدهد خود دولت هم در نگاهش به استان سیستانوبلوچستان درست عمل نمیکند.
شما به عنوان یک نماینده مجلس همیشه دغدغههای توسعه در استان را دارید. هفت نماینده دیگر هم از استان سیستانوبلوچستان در مجلس کرسی دارند. چقدر میتوانید در تغییر نگاه دولت به استان تأثیرگذار باشید؟
من تا به حال تمام استراتژی خودم را طبق گفته مقام معظم رهبری که میگوید؛ وظیفه مجلس هدایت دولت است به کار بستهام. همیشه آنچه به ذهنم رسیده نوشتهام و گفتهام اما گوش شنوایی در کار نیست. بخشهایی از دولت شنیدهاند و عمل کردهاند و به نظر من بخشهایی هم هستند که اصلاً نمیخواهند بشنوند.
راهحل چیست و شما چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
دردها و گرفتاریهای ما کم نیست، به نظر من اگر اعتقاد دارند که استان ما توسعه پیدا کند باید یک کارگروه ویژه توسعه در استان تشکیل دهند و مرتباً آنجا کار کنند. من نامهای در این خصوص به رئیسجمهور نوشتم. ایشان دستور تشکیل ستاد راهبردی توسعه سیستانوبلوچستان را داد و گفت به همین زودی تشکیل جلسه بدهند. با گذشت 6 ماه از زمان دستور هیچ ستادی تشکیل نشد و بالطبع جلسهای هم شکل نگرفت. موضوع را با معاون نظارت راهبردی ریاستجمهوری مطرح کردم، ایشان گفتند فراموش کردیم و تاکنون ستادی تشکیل نشده است.
مردم چطور فکر میکنند؟ به هر حال بسیاری از آنها حضوری و از طریق نامه با شما در ارتباطند.
در سفر اخیر که به زابل داشتم نامهای برای من آوردند که بریدهای از یک روزنامه هم ضمیمه آن بود. در بریده روزنامه آمده بود؛ سایپای کاشان برای 23 هزار نفر اشتغالزایی میکند. مردم پرسیدهاند چرا دولت برای ما چنین کاری نمیکند در حالی که اینجا پر از جوان بیکار است و نرخ بیکاری بسیار بالایی دارد؟ فکر میکنم همین یک نامه برای نشان دادن تلاش و پیگیریهای مردم کافی به نظر میرسد.


