صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

زخم‌های ملتهب مینا، نتیجه پذیرفته نشدن توسط ناپدری

متاسفانه چند روز قبل مینا هنگام بازی ظرف آبجوش را از روی اجاق گاز واژگون کرد و بشدت دچار سوختگی شد. ناپدری این بچه 5 ساله اجازه نداد او را به بیمارستان برسانند و 4 روز طفل بی‌گناه را توی خانه نگه داشت تا با خوددرمانی درمانش کند اما به دلیل این سهل‌انگاری، زخم‌های سوختگی نوه‌ام عفونی شده است.
کد خبر: ۱۱۸۷۹۹
| |
5986 بازدید

وطن امروز:  دامادم شرایط دخترم را با وجود فرزندش پذیرفت و آنها با هم ازدواج کردند اما افسوس که او از روز اول نسبت به این بچه بی‌گناه حساسیت نشان داد و... .

عقربه‌های ساعت 4 بعدازظهر را نشان می‌دادند که تیم اورژانس بخش سوختگی بیمارستان امام رضا(ع) مشهد اقدامات لازم را برای نجات کودک خردسال آغاز کردند. دخترک درد می‌کشید و ناله می‌کرد اما هیچ‌یک از اعضای خانواده‌اش بالای سر او نبودند. پس از گذشت 2 ساعت خانمی میانسال با عجله وارد بخش شد و در حالی که گریه می‌کرد به سراغ «مینا کوچولو» رفت. او با آه و ناله گریه می‌کرد و می‌گفت: عزیز دلم، غصه نخور از این به بعد در کنارت هستم و تو تنها نیستی!

مادربزرگ مینا خیلی بی‌تاب بود و مدام به این طرف و آن طرف می‌رفت. در این لحظه دکتر غلامرضا شریعت در حالی که لبخندی بر چهره داشت جلو آمد و گفت: نگران نباشید به لطف خدا، خطر رفع شده و چند روز دیگر می‌توانید نوه‌تان را به خانه ببرید. مادر‌بزرگ دلشکسته با شنیدن این حرف کمی آرام شد و روی صندلی داخل راهرو نشست.

او در بیان حکایت تلخ زندگی مینا و دخترش گفت: 8 سال قبل پسر یکی از آشنایان به خواستگاری دخترم آمد و ما بدون انجام تحقیقات درست و حسابی، بله گفتیم. دخترم با این ازدواج مخالف بود ولی از ترس پدرش حرفی نزد و پا به خانه مردی گذاشت که در کمتر از چند ماه متوجه شدیم به هروئین اعتیاد دارد. با روشن شدن این واقعیت او می‌خواست طلاق بگیرد ولی در همان موقع بود که «مریم» گفت مامان من باردار هستم. در این شرایط، دختر بیچاره‌ام ناچار به ادامه زندگی شد. او خیلی سعی کرد همسرش را از منجلاب اعتیاد نجات دهد ولی فایده‌ای نداشت و حال دامادم روز به روز بدتر شد تا جایی که او به مصرف کریستال روی آورد و پس از مدتی خانه را ترک کرد و کارتن‌خواب شد.

دخترم که دیگر تحمل زندگی با چنین مردی را نداشت از شوهرش جدا شد و حضانت فرزند 5 ساله‌اش را برعهده گرفت. 2 سال گذشت و خواستگار دیگری برای مریم آمد. او شرایط دخترم را با وجود فرزندش پذیرفت و آنها با هم ازدواج کردند اما افسوس که دامادم از روز اول نسبت به این بچه بی‌گناه حساسیت نشان داد و گاهی بهانه‌گیری می‌کرد. متاسفانه چند روز قبل مینا هنگام بازی ظرف آبجوش را از روی اجاق گاز واژگون کرد و بشدت دچار سوختگی شد. ناپدری این بچه 5 ساله اجازه نداد او را به بیمارستان برسانند و 4 روز طفل بی‌گناه را توی خانه نگه داشت تا با خوددرمانی درمانش کند اما به دلیل این سهل‌انگاری، زخم‌های سوختگی نوه‌ام عفونی شده است.

مادربزرگ مینا اشک‌هایش را پاک کرد و افزود: من امروز خبردار شدم چه بلایی سر نوه عزیزم آمده است. فکر می‌کردم دخترم همراه مینا در بیمارستان است ولی دامادم خودش بچه را به بیمارستان تحویل داده است و نمی‌گذارد مریم بالای سر او باشد. خدا می‌داند دختر بیچاره‌ام چه عذابی می‌کشد و یقین می‌دانم او از سوز درد‌های فرزندش مثل شمع آب می‌شود.

مادر مریم در پایان گفت: از تمام پدران و مادران خواهش می‌کنم زمان ازدواج فرزندان خود تحقیقات درستی انجام بدهند و عجله نکنند تا مبادا پشیمانی به بار بیاید.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟