با نگاهی غیر منصفانه و یک سویه؛
وقتی «تابناک» ضد ایرانی و بی غیرت خوانده می شود!
به هر حال، این را نوشتیم تا هم افکار عمومی و هم مسئولان بدانند که پرداخت یکسویه به هر یک از این دو بال ـ ایرانیت یا اسلامیت ـ و مغفول گذاردن دیگری، از سوی هر کس که باشد خیانت به این مردم، انقلاب و آرمان های آن است و همان گونه که بارها در همین رسانه از هر گونه تعرض به فرهنگ ایرانی، تمامیت ارضی، اعتقادات شیعی و... برآشفتیم، باز هم در همین راستا از پای نخواهیم نشست، حتی اگر...
کد خبر: ۱۱۲۷۱۹
| | 19787 بازدید
«تابناک» ـ در مراسم اختتامیه همایش ایرانیان خارج از کشور، سخنانی ایراد شد که به زعم ما و بسیاری از کسانی که دغدغه ایران اسلامی را دارند، محل تأمل است.
این سخنان که به گونه ای بیان شد که به نظر می رسد، با هدفی خاص به زبان رانده شده و اندیشهای بی ریشه را در ورای خود دارد، و هرچند سال هاست که نسبت تمدن و هویت ایرانی و اسلام تبیین و به عبارتی به عنوان موضوعی حل شده به شمار می رود و چنین سخنانی نمی تواند خللی در مبانی اعتقادی ایرانیان مسلمان ایجاد کند، طرح آن، این پرسش را در اذهان بسیاری پدید آورد که در شرایطی که پیش از این، بارها و بارها چنین شبهاتی مطرح و به طور متقن و اصولی، پاسخ آن داده شده است بار دیگر و در جمعی خاص، اینگونه ورود غیر کارشناسانه به چنین مباحث حساس و شبهه افکنی با چه هدفی و انتظار چه دستاوردی از طرح آن صورت می گیرد؟
آنچه از آن به عنوان شبهه و تفرقهافکنی یاد میکنیم از آن جهت است که بیشک نزد ملت مسلمان ایران تناسب میان دو عنصر ایران و اسلام، تناسبی متوازن، منطقی و مورد تفاهم بوده و بنابراین، طرح سخنانی با هدف القای جدایی میان ایرانیت و اسلامیت به مثابه یک مکتب، فرهنگ و ... این ملت، آن هم از زبان شخصی با سابقه تحصیلاتی و اجرایی مشخص، که با وجود احترام به نظرات وی در حوزه های تخصصی کاری اش، هیچ تخصصی در زمینه اسلام شناسی و حتی ایران شناسی ندارد نمی تواند موضوعی ساده و سهوی باشد.
به بیان بهتر، کیست که میزان اهتمام حضرت امام(ره)، رهبر انقلاب، مراجع معظم تقلید و دیگر بزرگان و اندیشمندان مسلمان ایرانی را نسبت به حفظ فرهنگ، زبان و ادب فارسی نداند، یا کیست که میزان ایراندوستی و علاقه فراوان بنیانگذار و دیگر نظریه پردازان این نظام و انقلاب را نسبت به این خاک مقدس نداند، اما نکته آنجاست که خلط جایگاههای این مباحث، آن هم با بیانی عوامانه و غیرتخصصی، غیر از آنکه مردم را به دو دسته مدافعین ایرانیت و مدافعین اسلامیت تقسیم کند، هیچ عایدی نخواهد داشت و طرح این موضوع از دو حالت خارج نیست؛ نخست اینکه گوینده سخن بر اساس جو حاکم بر جلسه و حاضرین به طور سهوی و سطحی چنین موضوعی را مطرح کرده باشد و دوم اینکه وی به سخنان خود ایمان راسخ داشته و برای آن توضیحات و مبانی و استناداتی دارد.
اگر اصل را بر موضوع نخست بگذاریم، باید گفت که تکرار چنین اشتباهاتی که قبلا نیز سابقه داشته از سوی یک شخص خاص و با موقعیت اجرایی ویژه اکنون به معضلی جدی تبدیل شده و وی باید به اصلاح آن به پردازد و اگر حالت دوم را بپذیریم که باید از چنین اندیشه ای بیمناک بود زیرا هرچند چنین موضوعی در یک سخنرانی مطرح شده اما حساسیت و اهمیت آن به گونه ای است که به یقین آغازگر جریان های التقاطی و افراطی در دو سوی ماجرا شود؛ ملی گرایان افراطی و یا اسلام گرایان افراطی.
در واقع مجموعه تفکرات و اعتقاداتی که پایههای اساسی این نظام بر آنها استوار است، چیزی جز همپوشانی ایرانیت و اسلامیت نیست چنانکه شهید بزرگوار، مطهری، نیز در کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» با توجه به وجود همین شبهات در آن دوره به روشنی آن را بیان کرده است. پس آنچه در مقاطع مختلف حساسیت امام بزرگوار(ره) ـ چنانکه در شاخصش آمد ـ و یا دیگر بزرگان دین را نسبت به طرح چنین مسائلی برمیانگیخته است، بیشک نه از باب تحقیر و یا حذف ایرانیت و فرهنگ غنی آن بوده بلکه از این جهت بوده که مبادا به نام دفاع از ایرانیت، عدهای بخواهند با افکاری منحرف و التقاطی، فرهنگ و مکتب انسانساز اسلام ناب را تخطئه کنند در حالی که همین همگامی ایرانیت و اسلامیت بود که با عاملی دینی و مذهبی برای نخستین بار در تاریخ این سرزمین کهن، اجازه دستاندازی به خاک پاک و عزیزتر از جان را به غیرایرانی نداد.
دیگر نکته اینکه تاریخ 13 قرن اخیر ایران چنان با اسلام در هم تنیده شده و پیوند خورده است که هیچ انسان اندیشمندی نمی تواند این دو را از هم تفکیک کند. البته چند پرسش ساده نیز در خلال طرح این موضوع محل تامل خواهد بود، نخست اینکه چه لزومی دارد یک مقام اجرایی که وظایف گسترده و سنگینی نیز دارد وارد حوزه اندیشه ای و مبنایی دینی و فلسفی شود و تا کی باید شاهد چنین سخنان بدون پشتوانه تئوریک لازم باشیم؟ چرا در مجموعه دولت علاقه مندی به طرح موضوعات جنجالی تمامی ندارد، آیا بهتر نیست دولت و دولتمردان طرح و بحث پیرامون چنین موضوعاتی را به حوزه و دانشگاه و مجامع علمی واگذار کرده و خود از برآیند و نتایج حاصله در مسیر تعالی کشور بهره ببرند؟
اما پرداخت دوباره به این نکته از آنجا اهمیت داشت که در چند روز گذشته و حداقل در میان کاربران زیادی که به "تابناک" مراجعه و نقد ما را بر این سخنان ـ با تکیه بر شاخصی از کلام امام(ره) ـ مطالعه کردند، به شکل جالب توجه و غیر قابل باوری «تابناک»، محکوم به ضد ایرانی بودن شد، در حالی که حتی در همان یکی دو مطلب، تلاش شد با تکیه بر اصل همگامی فرهنگ اصیل ایرانی و مکتب انسان ساز اسلام ناب، ـ نه التقاطی ـ این خط انحرافی و فتنه انگیز کور شود.
به هر روی، این را نوشتیم تا هم افکار عمومی و هم مسئولان بدانند که پرداخت یکسویه به هر یک از این دو بال ـ ایرانیت یا اسلامیت ـ و مغفول گذاردن دیگری، از سوی هر کس که باشد خیانت به این مردم، انقلاب و آرمان های آن است و همان گونه که بارها در همین رسانه و به بهانه های مختلف، از هرگونه تعرض به فرهنگ ایرانی، تمامیت ارضی، اعتقادات شیعی و... برآشفتیم، باز هم در همین راستا از پای نخواهیم نشست، حتی اگر با کج سلیقگی و کم لطفی ما را با القاب و عناوین مختلف که بعضا در نظرات می آید خطاب کنند و...
و در پایان خطاب به کسانی که ما را در آستانه روز خبرنگار، بی غیرت و ضد ایرانی خواندند یادآور شوم که شاید بدون اغراق، «تابناک»، از جمله معدود رسانه هایی باشد که در موارد مختلف از جمله تعرض به نام خلیج فارس، تعرض به حقوق ملت در رژیم حقوقی دریای خزر، تعرض به جزایر سه گانه ایرانی، غیر ایرانی خواندن مشاهیر علم، ادب و هنر این سرزمین توسط همسایگان، بلوکه کردن اموال ایرانی در کشورهای دیگر، خروج آثار گرانقدر باستانی از کشور، نامگذاری های غیر ایرانی بر اماکن و مناطق ایرانی و... به عنوان مصادیق غیرت ایرانی و هتک حرمت نام معصومین(ع) در موارد گوناگون، هتک حرمت اماکن مقدس مسلمانان، رواج بی بندوباری فرهنگی و اعتقادی و... به عنوان مصادیق غیرت دینی، بیشترین موضع گیری ها و حجم مطالب را داشته است. حال دیگر قضاوت با شماست...
سردبیر
این سخنان که به گونه ای بیان شد که به نظر می رسد، با هدفی خاص به زبان رانده شده و اندیشهای بی ریشه را در ورای خود دارد، و هرچند سال هاست که نسبت تمدن و هویت ایرانی و اسلام تبیین و به عبارتی به عنوان موضوعی حل شده به شمار می رود و چنین سخنانی نمی تواند خللی در مبانی اعتقادی ایرانیان مسلمان ایجاد کند، طرح آن، این پرسش را در اذهان بسیاری پدید آورد که در شرایطی که پیش از این، بارها و بارها چنین شبهاتی مطرح و به طور متقن و اصولی، پاسخ آن داده شده است بار دیگر و در جمعی خاص، اینگونه ورود غیر کارشناسانه به چنین مباحث حساس و شبهه افکنی با چه هدفی و انتظار چه دستاوردی از طرح آن صورت می گیرد؟
آنچه از آن به عنوان شبهه و تفرقهافکنی یاد میکنیم از آن جهت است که بیشک نزد ملت مسلمان ایران تناسب میان دو عنصر ایران و اسلام، تناسبی متوازن، منطقی و مورد تفاهم بوده و بنابراین، طرح سخنانی با هدف القای جدایی میان ایرانیت و اسلامیت به مثابه یک مکتب، فرهنگ و ... این ملت، آن هم از زبان شخصی با سابقه تحصیلاتی و اجرایی مشخص، که با وجود احترام به نظرات وی در حوزه های تخصصی کاری اش، هیچ تخصصی در زمینه اسلام شناسی و حتی ایران شناسی ندارد نمی تواند موضوعی ساده و سهوی باشد.
به بیان بهتر، کیست که میزان اهتمام حضرت امام(ره)، رهبر انقلاب، مراجع معظم تقلید و دیگر بزرگان و اندیشمندان مسلمان ایرانی را نسبت به حفظ فرهنگ، زبان و ادب فارسی نداند، یا کیست که میزان ایراندوستی و علاقه فراوان بنیانگذار و دیگر نظریه پردازان این نظام و انقلاب را نسبت به این خاک مقدس نداند، اما نکته آنجاست که خلط جایگاههای این مباحث، آن هم با بیانی عوامانه و غیرتخصصی، غیر از آنکه مردم را به دو دسته مدافعین ایرانیت و مدافعین اسلامیت تقسیم کند، هیچ عایدی نخواهد داشت و طرح این موضوع از دو حالت خارج نیست؛ نخست اینکه گوینده سخن بر اساس جو حاکم بر جلسه و حاضرین به طور سهوی و سطحی چنین موضوعی را مطرح کرده باشد و دوم اینکه وی به سخنان خود ایمان راسخ داشته و برای آن توضیحات و مبانی و استناداتی دارد.
اگر اصل را بر موضوع نخست بگذاریم، باید گفت که تکرار چنین اشتباهاتی که قبلا نیز سابقه داشته از سوی یک شخص خاص و با موقعیت اجرایی ویژه اکنون به معضلی جدی تبدیل شده و وی باید به اصلاح آن به پردازد و اگر حالت دوم را بپذیریم که باید از چنین اندیشه ای بیمناک بود زیرا هرچند چنین موضوعی در یک سخنرانی مطرح شده اما حساسیت و اهمیت آن به گونه ای است که به یقین آغازگر جریان های التقاطی و افراطی در دو سوی ماجرا شود؛ ملی گرایان افراطی و یا اسلام گرایان افراطی.
در واقع مجموعه تفکرات و اعتقاداتی که پایههای اساسی این نظام بر آنها استوار است، چیزی جز همپوشانی ایرانیت و اسلامیت نیست چنانکه شهید بزرگوار، مطهری، نیز در کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» با توجه به وجود همین شبهات در آن دوره به روشنی آن را بیان کرده است. پس آنچه در مقاطع مختلف حساسیت امام بزرگوار(ره) ـ چنانکه در شاخصش آمد ـ و یا دیگر بزرگان دین را نسبت به طرح چنین مسائلی برمیانگیخته است، بیشک نه از باب تحقیر و یا حذف ایرانیت و فرهنگ غنی آن بوده بلکه از این جهت بوده که مبادا به نام دفاع از ایرانیت، عدهای بخواهند با افکاری منحرف و التقاطی، فرهنگ و مکتب انسانساز اسلام ناب را تخطئه کنند در حالی که همین همگامی ایرانیت و اسلامیت بود که با عاملی دینی و مذهبی برای نخستین بار در تاریخ این سرزمین کهن، اجازه دستاندازی به خاک پاک و عزیزتر از جان را به غیرایرانی نداد.
دیگر نکته اینکه تاریخ 13 قرن اخیر ایران چنان با اسلام در هم تنیده شده و پیوند خورده است که هیچ انسان اندیشمندی نمی تواند این دو را از هم تفکیک کند. البته چند پرسش ساده نیز در خلال طرح این موضوع محل تامل خواهد بود، نخست اینکه چه لزومی دارد یک مقام اجرایی که وظایف گسترده و سنگینی نیز دارد وارد حوزه اندیشه ای و مبنایی دینی و فلسفی شود و تا کی باید شاهد چنین سخنان بدون پشتوانه تئوریک لازم باشیم؟ چرا در مجموعه دولت علاقه مندی به طرح موضوعات جنجالی تمامی ندارد، آیا بهتر نیست دولت و دولتمردان طرح و بحث پیرامون چنین موضوعاتی را به حوزه و دانشگاه و مجامع علمی واگذار کرده و خود از برآیند و نتایج حاصله در مسیر تعالی کشور بهره ببرند؟
اما پرداخت دوباره به این نکته از آنجا اهمیت داشت که در چند روز گذشته و حداقل در میان کاربران زیادی که به "تابناک" مراجعه و نقد ما را بر این سخنان ـ با تکیه بر شاخصی از کلام امام(ره) ـ مطالعه کردند، به شکل جالب توجه و غیر قابل باوری «تابناک»، محکوم به ضد ایرانی بودن شد، در حالی که حتی در همان یکی دو مطلب، تلاش شد با تکیه بر اصل همگامی فرهنگ اصیل ایرانی و مکتب انسان ساز اسلام ناب، ـ نه التقاطی ـ این خط انحرافی و فتنه انگیز کور شود.
به هر روی، این را نوشتیم تا هم افکار عمومی و هم مسئولان بدانند که پرداخت یکسویه به هر یک از این دو بال ـ ایرانیت یا اسلامیت ـ و مغفول گذاردن دیگری، از سوی هر کس که باشد خیانت به این مردم، انقلاب و آرمان های آن است و همان گونه که بارها در همین رسانه و به بهانه های مختلف، از هرگونه تعرض به فرهنگ ایرانی، تمامیت ارضی، اعتقادات شیعی و... برآشفتیم، باز هم در همین راستا از پای نخواهیم نشست، حتی اگر با کج سلیقگی و کم لطفی ما را با القاب و عناوین مختلف که بعضا در نظرات می آید خطاب کنند و...
و در پایان خطاب به کسانی که ما را در آستانه روز خبرنگار، بی غیرت و ضد ایرانی خواندند یادآور شوم که شاید بدون اغراق، «تابناک»، از جمله معدود رسانه هایی باشد که در موارد مختلف از جمله تعرض به نام خلیج فارس، تعرض به حقوق ملت در رژیم حقوقی دریای خزر، تعرض به جزایر سه گانه ایرانی، غیر ایرانی خواندن مشاهیر علم، ادب و هنر این سرزمین توسط همسایگان، بلوکه کردن اموال ایرانی در کشورهای دیگر، خروج آثار گرانقدر باستانی از کشور، نامگذاری های غیر ایرانی بر اماکن و مناطق ایرانی و... به عنوان مصادیق غیرت ایرانی و هتک حرمت نام معصومین(ع) در موارد گوناگون، هتک حرمت اماکن مقدس مسلمانان، رواج بی بندوباری فرهنگی و اعتقادی و... به عنوان مصادیق غیرت دینی، بیشترین موضع گیری ها و حجم مطالب را داشته است. حال دیگر قضاوت با شماست...
سردبیر
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
همه با هم تابناك دوست داريم ...
سوت، دست،...
شعارها همیشه زیباهستند حتی ازسوی امریکا و اسراییل و حتی شعار های ابن زیاد ملعون و یارانش شعار آنها این بود حسین ازدین خدا خارج شده و ما برای حفظ دین باید اورا بکشیم و...با هر ضربت که به سید الشهدا علیه السلام وارد میکردند قربه الی الله میگفتند
شعارها تا عملکردها فرسنگها فاصله دارند
شعارهای جمهوری اسلامی را با عملکردهایش نباید مقایسه کنیم چون گمراه میشویم ؟!...
تابناک تاحدودی واقعیت هارا مطرح میکند طبیعی است که عده ای خوششان نمیآید و آنرا ضدانقلاب و ...
میدانند
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟




