گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۰۸۳۱۸
| | 3828 بازدید
رسالت
«بيداري اسلامي و زوال قدرت هاي استکباري»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب اسلامي روز گذشته در ديدار مسئولان نظام به مناسبت سالروز بعثت پيامبر اعظم اسلام حضرت محمد (ص) با اشاره به تغيير شرايط دنيا و بيداري اسلامي روزافزون در دنياي اسلام، فرمودند: “يکي از دلايل آغاز زوال قدرتهاي استکباري، بيداري اسلامي مسلمانان است که موجب شده اين قدرتها، توانايي گذشته را نداشته باشند و شرايط کنوني آمريکا در مقايسه با گذشته، مويد اين مطلب است.” حضرت آيت الله خامنه اي با تاکيد بر ضرورت اتحاد بيش از پيش مسلمانان خاطرنشان کردند: “معارضين راه توحيد و راه سعادت بشريت، در هر نقطه اي که بيداري اسلامي بيشتر باشد، احساس خطر بيشتري مي کنند، و به همين دليل است که امروز، دشمني ها با جمهوري اسلامي ايران افزايش يافته است.”
واقعيت مورد تاکيد معظم له درباره زوال محتوم قدرت هاي استکباري مورد توافق عموم مومنين و باورمندان راه توحيد است. وضعيت فعلي دنيا بر خلاف سنت هاي الهي، طاغوتي و جاهلانه است. شرايط ظالمانه کنوني فاني است و بزودي بساط ساختار ناعادلانه دنيا برچيده خواهد شد. در اين ساختار کورسويه هاي اميد به اصلاح و بازگشت از بين رفته است و تئوريسين هاي زوال قادر به ترميم ساختارهاي بين المللي معيوب نيستند. بن بست در اصلاح به معناي آغاز فروپاشي است. ليبرال دموکراسي سرنوشتي همانند کمونيسم دارد.
امروز بيداري اسلامي فزاينده در کشورهاي اسلامي متاثر از امواج پي در پي انقلاب اسلامي به صورت گفتمان عدالت خواهي حتي در کشورهاي غير مسلمان تجسم و حلول يافته است. بيداري اسلامي اصطلاحي است که گستره اي وسيع از مباحث سياسي مرتبط با جنبشهاي اسلامي ، ارتباط دولتهاي ملي و اسلام ، فرايند رو به رشد اسلام گرايي در جهان ، اشائه اسلام سياسي در کشورهاي مسلمان ، نحوه تعامل اصولگرايان مسلمان با جهان پيرامون و ... را در بر مي گيرد.
تهران امروز
«استمرار اصولگرايي در گرو پرهيز از انحراف»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم عمادالدين پارسا است كه در آن ميخوانيد:
خط انحراف يكشبه پررنگ نميشود. تاريخ شاهد خوبي بر اين ادعاست، جريانهاي انحرافي به آرامي ظهور مييابند و در صورتي كه با مقاومت مصلحانه مواجه نشوند يا توان خودترميمي نداشته باشند، پررنگ شده و در مقطعي از زمان به شكل يك معضل خودنمايي ميكنند و در نهايت هم يا با هزينههاي گزاف حذف ميشوند يا به قدرت ميرسند و دورهاي سياه از تاريخ را بر ملت و جوامع تحميل ميكنند.
جريانهاي انحرافي مثل خوارج، امويان و عباسيان كه در برابر خط روشن و حياتبخش علوي و اهل بيت(ع) ايستادند در صدر اسلام از اين دست بودند و جريانهايي مثل انجمن حجتيه، فرقان و مجاهدين خلق(منافقين) نيز از نمونههاي مربوط به تاريخ انقلاب اسلامي هستند كه شواهد در اختيار نشان ميدهد يكشبه ظهور نيافتند بلكه به آرامي در ذهنها و قلبهاي ساده يا بيمار رسوخ كرده و در مقطعي همچون خوره به جان جامعه اسلامي افتادند. وجه اشتراك همه اين جريانهاي انحرافي، انحراف و حتي تقابل آنها با ولايت و امامت است كه در دوران غيبت كبري در روحانيت عادل، عالم، با تقوي و شجاع تجلي مييابد.
به عبارت ديگر اگر متغيرها و عوامل موثر در استمرار جنبشهاي اصيل اسلامي را در 14 سده اخير كه به انقلاب اسلامي ختم شد احصا كنيم يكي از مهمترين آنها و به نظر بسياري مهمترين آنها، مسئله حضور پررنگ و محوري روحانيت آگاه، عادل، عالم و باتقواست كه در نهضت اسلامي ملت ايران در شخصيت امام خميني(ره) بهعنوان ولي فقيه مشروع و مقبول زمان تجلي يافت. چنين تاريخ روشن و تجارب ارزشمند و گرانسنگي سرمايه جريان اصولگرايي در حركت و فعاليت در فضاي سياسي ايران است و اتفاقا يكي از موضوعات محل اختلاف اصولگرايان با ديگر گروههاي سياسي همين نگرش است كه البته در سالهاي اخير با اقبال و تاييد افكار عمومي نيز مواجه شده است. اما آنچه كه باعث نگراني و اخيرا در سخنان آقاي لاريجاني رياست محترم مجلس شوراي اسلامي و برادر ارجمند مرتضي نبوي ظهور يافته، شكلگيري جرياني انحرافي در ميان بخشي از اصولگرايان كه تحت پوشش موعودگرايي اصطلاحا روحانيت و ولايت را دور زده و اين ستون مستحكم جامعه اسلامي را ناديده ميگيرد. چنانچه در مسئله حجاب شاهد اين انحراف هستيم.
جمهوري اسلامي
«سياست و اخلاق» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
مبعث پيامبر گرامي اسلام مناسبت خوبي است كه ميتوان از فرصتي كه هر سال پيش ميآورد بهره برداريهائي در عرصههاي نوشتاري و گفتاري بعمل آورد. رسانههاي جديد و سنتي ميتوانند از ا ين فرصت حداكثر استفاده را براي تبيين صحيح هدف بعثت و خدمت بزرگي كه پيامبران الهي به ويژه پيامبر گرامي اسلام به بشريت كردهاند بنمايند.
دنياي امروز، به دليل مشكلات اخلاقي زيادي كه گريبان گير انسان هاست، بيش از هر زمان ديگري به تعاليم انبياء الهي نيازمند است. در قرن اخير، كه قرن پيشرفت شگفت انگيز علوم و فنون بود انسانها از همه امكانات خود براي حل مشكلات اخلاقي جامعه بشري استفاده كردند و با اينحال نه تنها نتوانستند براين مشكلات فائق آيند بلكه شاهد هستيم كه اين مشكلات هر روز بيشتر ميشود و اكنون به ميزان غيرقابل تحملي رسيده است. همين واقعيت نشان ميدهد نياز انسانها به معنويت كه فقط آنرا در تعاليم انبيا ميتوان يافت غيرقابل انكار است.
اگر به وضعيت امروز نقاط مختلف جهان نگاهي بياندازيم، متأسفانه با اين واقعيت تلخ مواجه خواهيم شد كه اكثر ملتها با انواع و اقسام گرفتاريها و نابسامانيها مواجهند.
علاوه بر جنگ و درگيريهاي خونين ناشي از اختلافات سياسي و قومي و گروهي و حتي مذهبي و فرقه گرائي، فقر و آلودگيها و ناهنجاريهاي اجتماعي، رمقي براي مردم باقي نگذاشته است. امروزه نسبت به گذشته، قوانين بهتر و جامع تري در اختيار كشورها قرار دارد ولي با ا ينحال شرايط اجتماعي و امنيتي در مجموع دشوارتر از هر زمان ديگري است كه محصول سلطه قدرتهاي زياده خواه است.
ايران
«18 تير 78 از ديروز تا امروز»عنوان يادداشت روز روزنامه ايران است كه در آن ميخوانيد:
18 تيرماه 1378 از جمله حركتهاي ساختارشكنانه در درون انقلاب اسلامي بود. از آن جهت كه اين حركت توسط افرادي كه نام «انجمن اسلامي» (سابق) را يدك ميكشيدند، انجام شد. بازخواني حوادث پس از دوم خرداد 76 كه منجر به غائله 18 تيرماه 78 شد، ميتواند آينده انقلاب و نظام را بيمه كند.
حادثهاي كه به نام دفاع از آزادي مطبوعات و پس از توقيف روزنامه سلام آغاز شد و در كوتاهترين زمان ممكن اساس نظام را هدف قرار داد. اصولاً جريان پيروز در دوم خرداد فكر ميكرد كه رأي به «اصلاحات» به معني رأي مردم به تغيير اساسي نظام جمهوري اسلامي بود. در اين راستا تندرويها و بحران آفرينيها روز به روز افزايش يافت. «دانشگاه» در اين بين اصليترين پايگاه براي تئوريزه كردن «اصلاحات» بود. اما آن جريان در فهم اين موضوع كه چه چيزي را بايد اصلاح كنند دچار مشكل شد. از اين رو دانشگاه به محور تمام مناقشات سياسي تبديل شد و ركن علمي – پژوهشي خود را از دست داد و جاي آن را به فضاي شعارزده «مرده باد و زنده باد» داد.
حادثه 18 تيرماه 1378، سرريز شدن جو التهابات سياسي در دانشگاه بود. آنجا كه دانشجو به گوشت قرباني فضاي متشنج سياسي تبديل شد. دانشجويان قرباني اصلاحطلباني شدند كه خواستههاي واقعي مردم را درك نكردند و تنها به دنبال تغيير هويت اصلي نظام بودند. نكته جالب آنكه مطبوعات به اصطلاح دوم خردادي آن زمان مانند صبح امروز، خرداد و ... دست به پروژه كشتهسازي زدند و بر التهابات افزودند، غرض ورزاني كه اقدام ناشيانه برخي افراد در نيروي انتظامي را به نام كل نظام نوشتند و به سرعت به جايگاه «ولايت فقيه» حملهور شدند.
حوادث روزهاي 18 الي 22 تيرماه 1378 و شعارهاي سرداده شده توسط افرادي كه عمدتاً دانشجو نبودند، نشان داد كه آنها دنبال واتيكانيزه كردن جايگاه «ولايت فقيه» بودند. يعني ولايت فقيهي كه هيچ نوع كنترل و نظارتي بر قواي 3 گانه كشور نداشته و بيبهره از هر نوع قواي نظامي و انتظامي باشد. براساس نگاه آنان تنها نقشي تشريفاتي براي ولايت فقيه قابل تصور بود. اما بانيان اين غائله در يك موضوع اشتباه كردند و آن فهم واقعي از «اراده ملت» بود؛ ارادهاي كه فرزندان مسلمان دانشجوي آنان در دانشگاه در برابر اين جريان مردانه ايستادند و خود مردم نيز پس از پنج روز ايستادگي، يكپارچه و متحد حماسه عظيم 23 تيرماه 1378 را خلق كردند. حماسهاي كه 10 سال بعد در 9 ديماه و 22 بهمنماه 88 پس از فتنه سال گذشته تكرار شد. جالب اينكه هسته مركزي هدايتكنندگان هر دو فتنه داراي هويت واحدي بود.
دنياي اقتصاد
«بر باد رفتن فرصتها»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دکتر سيد احمد ميرمطهري است كه در آن ميخوانيد:
صندوق بينالمللي پول در گزارشي اعلام کرده است که تا پايان سال 2008 فقط سيزده اقتصاد در سطح جهان رشدي حدود 7 درصد به طور متوسط در سال و براي 25 سال يا بيشتر داشتهاند که در اين سيزده کشور، 9 کشور آسيايي بودهاند؛ چين، هنگکنگ، اندونزي، ژاپن، کرهجنوبي، مالزي، سنگاپور، تايوان و تايلند.
کشورهاي هند و ويتنام نيز بهزودي به اين فهرست اضافه خواهند شد. دلايل مشترک در موفقيت اقتصادياين کشورها در اين خلاصه ميشود که استراتژي اقتصادي آنها متمرکز برايجاد ساختاري رقابتي در بخش صنعت بوده است و در کنار آن، سياستهايي را در پيش گرفتهاند که بيثباتيهاي اقتصادي و بياطميناني را از اقتصادهاي خود دور کنند.
نگاهي به فهرست اين کشورها يادآور فراز و نشيبهاي زيادي است که هر يک با آن روبهرو بودهاند. از ويتنام گرفته که سابقه جنگي بزرگ را در تاريخ خود دارد تا چين و هند که نيمي از جمعيت کره زمين را در خود جاي دادهاند يا مالزي و تايلند که بحران بزرگ مالي سقوط ببرهاي آسياي جنوب شرقي به مثابه توفاني سهمگين يک بار آنها را در هم نورديد و له كرد؛ ولي به هر حال امروز در اين فهرست هستند.
ترديد نکنيم که کشور ما به رشدي بالاي 6 درصد براي غلبه بر مشکلات خود و دستيابي به توسعهاي پايدار نياز دارد، آن هم رشدي متوازن در همه بخشهاي اقتصادي کشور، بنابراين جاي برنامه توسعه مصوب با هدفهايي در چارچوب اقتصاد ملي واقعا خالي است و برنامهاي که راهکارهايي براي رفع اختلالات احتمالي ناشي از تحريم، بازسازي ظرفيت توليد نفت و گاز، افزايش توانايي اقتصاد در بالا بردن سطح اشتغال، تجهيز پساندازها با هدف تامين منابع مالي براي سرمايهگذاري در حوزه نفت و گاز و اصلاحات ساختاري در بخش مالي کشور ارائه دهد.
جهان صنعت
«فيتيله باز هم تعطيله!»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مريم بابايي است كه در آن مي خوانيد؛ در حالي هيات دولت روزهاي يکشنبه و دوشنبه را تعطيل اعلام کرد که دو روز پيش از آن (جمعه و شنبه) نيز تعطيل رسمي بود و با اين حساب، فعلا تعداد روزهاي تعطيل به چهار روز رسيده است. اين تعطيلي در حالي به بهانه گرماي هوا شکل گرفت که يک هفته قبل هم، هوا خنکتر از روزهاي پيشرو نبود اما روال کارها عادي بود.
درست دوشنبه قبل بود که کارشناسان و مسوولان هواشناسي در جدال تعيين دما بودند که هواي تهران بين 43 تا 47 درجه سانتيگراد است و خشکي هوا، فقدان رطوبت و آلودگي زيستمحيطي تهران ميتواند بلاخيز و حتي حادثهآفرين شود. با اين وجود کارمندان، کارگران و بسياري از هموطنان بر سر کار خود حاضر شدند تا اينکه ديروز هيات دولت دو روز را به دليل گرما تعطيل کرد.اين موضوع در حالي است که سازمان مديريت بحران هنوز هم اعتقاد دارد در حالت بحران نيستيم و در عين حال هم هواشناسي مژده ميدهد که از روز سهشنبه دماي هوا رو به کاهش خواهد گذارد. حال با اين شرايط تعطيلي رسمي دو روزه از چند زاويه حايز اهميت است که بايد به آن توجه داشت.
- مجلس در گام نخست واکنش خود به اين تصميم را با قوت اعلام ميکند و ميگويد نمايندگان مردم در جلسه علني روز يکشنبه حضور مييابند اما ساعتي بعد اعلام ميکند يکشنبه را تعطيل ميکنند!
- در تصميم تعطيلي دو روزه، کارگران و کارمندان مجزا شدند و کارگران مکلف به سر کار رفتن هستند چون کارمندان دولتي تعطيل خواهند بود تا بخشخصوصي و عمومي براي به سر کار رفتن مختار شوند!حال با اين شرايط اين سوال جدي مطرح است؛چطور ميشود که زير بام آسمان يک شهر، عدهاي مکلف هستند کار کنند و عدهاي تعطيل ميشوند. آيا فرقي بين کارگر و کارمند است، جز آن است که شرايط کارگران سختتر است؟
«بيداري اسلامي و زوال قدرت هاي استکباري»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب اسلامي روز گذشته در ديدار مسئولان نظام به مناسبت سالروز بعثت پيامبر اعظم اسلام حضرت محمد (ص) با اشاره به تغيير شرايط دنيا و بيداري اسلامي روزافزون در دنياي اسلام، فرمودند: “يکي از دلايل آغاز زوال قدرتهاي استکباري، بيداري اسلامي مسلمانان است که موجب شده اين قدرتها، توانايي گذشته را نداشته باشند و شرايط کنوني آمريکا در مقايسه با گذشته، مويد اين مطلب است.” حضرت آيت الله خامنه اي با تاکيد بر ضرورت اتحاد بيش از پيش مسلمانان خاطرنشان کردند: “معارضين راه توحيد و راه سعادت بشريت، در هر نقطه اي که بيداري اسلامي بيشتر باشد، احساس خطر بيشتري مي کنند، و به همين دليل است که امروز، دشمني ها با جمهوري اسلامي ايران افزايش يافته است.”
واقعيت مورد تاکيد معظم له درباره زوال محتوم قدرت هاي استکباري مورد توافق عموم مومنين و باورمندان راه توحيد است. وضعيت فعلي دنيا بر خلاف سنت هاي الهي، طاغوتي و جاهلانه است. شرايط ظالمانه کنوني فاني است و بزودي بساط ساختار ناعادلانه دنيا برچيده خواهد شد. در اين ساختار کورسويه هاي اميد به اصلاح و بازگشت از بين رفته است و تئوريسين هاي زوال قادر به ترميم ساختارهاي بين المللي معيوب نيستند. بن بست در اصلاح به معناي آغاز فروپاشي است. ليبرال دموکراسي سرنوشتي همانند کمونيسم دارد.
امروز بيداري اسلامي فزاينده در کشورهاي اسلامي متاثر از امواج پي در پي انقلاب اسلامي به صورت گفتمان عدالت خواهي حتي در کشورهاي غير مسلمان تجسم و حلول يافته است. بيداري اسلامي اصطلاحي است که گستره اي وسيع از مباحث سياسي مرتبط با جنبشهاي اسلامي ، ارتباط دولتهاي ملي و اسلام ، فرايند رو به رشد اسلام گرايي در جهان ، اشائه اسلام سياسي در کشورهاي مسلمان ، نحوه تعامل اصولگرايان مسلمان با جهان پيرامون و ... را در بر مي گيرد.
تهران امروز
«استمرار اصولگرايي در گرو پرهيز از انحراف»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم عمادالدين پارسا است كه در آن ميخوانيد:
خط انحراف يكشبه پررنگ نميشود. تاريخ شاهد خوبي بر اين ادعاست، جريانهاي انحرافي به آرامي ظهور مييابند و در صورتي كه با مقاومت مصلحانه مواجه نشوند يا توان خودترميمي نداشته باشند، پررنگ شده و در مقطعي از زمان به شكل يك معضل خودنمايي ميكنند و در نهايت هم يا با هزينههاي گزاف حذف ميشوند يا به قدرت ميرسند و دورهاي سياه از تاريخ را بر ملت و جوامع تحميل ميكنند.
جريانهاي انحرافي مثل خوارج، امويان و عباسيان كه در برابر خط روشن و حياتبخش علوي و اهل بيت(ع) ايستادند در صدر اسلام از اين دست بودند و جريانهايي مثل انجمن حجتيه، فرقان و مجاهدين خلق(منافقين) نيز از نمونههاي مربوط به تاريخ انقلاب اسلامي هستند كه شواهد در اختيار نشان ميدهد يكشبه ظهور نيافتند بلكه به آرامي در ذهنها و قلبهاي ساده يا بيمار رسوخ كرده و در مقطعي همچون خوره به جان جامعه اسلامي افتادند. وجه اشتراك همه اين جريانهاي انحرافي، انحراف و حتي تقابل آنها با ولايت و امامت است كه در دوران غيبت كبري در روحانيت عادل، عالم، با تقوي و شجاع تجلي مييابد.
به عبارت ديگر اگر متغيرها و عوامل موثر در استمرار جنبشهاي اصيل اسلامي را در 14 سده اخير كه به انقلاب اسلامي ختم شد احصا كنيم يكي از مهمترين آنها و به نظر بسياري مهمترين آنها، مسئله حضور پررنگ و محوري روحانيت آگاه، عادل، عالم و باتقواست كه در نهضت اسلامي ملت ايران در شخصيت امام خميني(ره) بهعنوان ولي فقيه مشروع و مقبول زمان تجلي يافت. چنين تاريخ روشن و تجارب ارزشمند و گرانسنگي سرمايه جريان اصولگرايي در حركت و فعاليت در فضاي سياسي ايران است و اتفاقا يكي از موضوعات محل اختلاف اصولگرايان با ديگر گروههاي سياسي همين نگرش است كه البته در سالهاي اخير با اقبال و تاييد افكار عمومي نيز مواجه شده است. اما آنچه كه باعث نگراني و اخيرا در سخنان آقاي لاريجاني رياست محترم مجلس شوراي اسلامي و برادر ارجمند مرتضي نبوي ظهور يافته، شكلگيري جرياني انحرافي در ميان بخشي از اصولگرايان كه تحت پوشش موعودگرايي اصطلاحا روحانيت و ولايت را دور زده و اين ستون مستحكم جامعه اسلامي را ناديده ميگيرد. چنانچه در مسئله حجاب شاهد اين انحراف هستيم.
جمهوري اسلامي
«سياست و اخلاق» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
مبعث پيامبر گرامي اسلام مناسبت خوبي است كه ميتوان از فرصتي كه هر سال پيش ميآورد بهره برداريهائي در عرصههاي نوشتاري و گفتاري بعمل آورد. رسانههاي جديد و سنتي ميتوانند از ا ين فرصت حداكثر استفاده را براي تبيين صحيح هدف بعثت و خدمت بزرگي كه پيامبران الهي به ويژه پيامبر گرامي اسلام به بشريت كردهاند بنمايند.
دنياي امروز، به دليل مشكلات اخلاقي زيادي كه گريبان گير انسان هاست، بيش از هر زمان ديگري به تعاليم انبياء الهي نيازمند است. در قرن اخير، كه قرن پيشرفت شگفت انگيز علوم و فنون بود انسانها از همه امكانات خود براي حل مشكلات اخلاقي جامعه بشري استفاده كردند و با اينحال نه تنها نتوانستند براين مشكلات فائق آيند بلكه شاهد هستيم كه اين مشكلات هر روز بيشتر ميشود و اكنون به ميزان غيرقابل تحملي رسيده است. همين واقعيت نشان ميدهد نياز انسانها به معنويت كه فقط آنرا در تعاليم انبيا ميتوان يافت غيرقابل انكار است.
اگر به وضعيت امروز نقاط مختلف جهان نگاهي بياندازيم، متأسفانه با اين واقعيت تلخ مواجه خواهيم شد كه اكثر ملتها با انواع و اقسام گرفتاريها و نابسامانيها مواجهند.
علاوه بر جنگ و درگيريهاي خونين ناشي از اختلافات سياسي و قومي و گروهي و حتي مذهبي و فرقه گرائي، فقر و آلودگيها و ناهنجاريهاي اجتماعي، رمقي براي مردم باقي نگذاشته است. امروزه نسبت به گذشته، قوانين بهتر و جامع تري در اختيار كشورها قرار دارد ولي با ا ينحال شرايط اجتماعي و امنيتي در مجموع دشوارتر از هر زمان ديگري است كه محصول سلطه قدرتهاي زياده خواه است.
ايران
«18 تير 78 از ديروز تا امروز»عنوان يادداشت روز روزنامه ايران است كه در آن ميخوانيد:
18 تيرماه 1378 از جمله حركتهاي ساختارشكنانه در درون انقلاب اسلامي بود. از آن جهت كه اين حركت توسط افرادي كه نام «انجمن اسلامي» (سابق) را يدك ميكشيدند، انجام شد. بازخواني حوادث پس از دوم خرداد 76 كه منجر به غائله 18 تيرماه 78 شد، ميتواند آينده انقلاب و نظام را بيمه كند.
حادثهاي كه به نام دفاع از آزادي مطبوعات و پس از توقيف روزنامه سلام آغاز شد و در كوتاهترين زمان ممكن اساس نظام را هدف قرار داد. اصولاً جريان پيروز در دوم خرداد فكر ميكرد كه رأي به «اصلاحات» به معني رأي مردم به تغيير اساسي نظام جمهوري اسلامي بود. در اين راستا تندرويها و بحران آفرينيها روز به روز افزايش يافت. «دانشگاه» در اين بين اصليترين پايگاه براي تئوريزه كردن «اصلاحات» بود. اما آن جريان در فهم اين موضوع كه چه چيزي را بايد اصلاح كنند دچار مشكل شد. از اين رو دانشگاه به محور تمام مناقشات سياسي تبديل شد و ركن علمي – پژوهشي خود را از دست داد و جاي آن را به فضاي شعارزده «مرده باد و زنده باد» داد.
حادثه 18 تيرماه 1378، سرريز شدن جو التهابات سياسي در دانشگاه بود. آنجا كه دانشجو به گوشت قرباني فضاي متشنج سياسي تبديل شد. دانشجويان قرباني اصلاحطلباني شدند كه خواستههاي واقعي مردم را درك نكردند و تنها به دنبال تغيير هويت اصلي نظام بودند. نكته جالب آنكه مطبوعات به اصطلاح دوم خردادي آن زمان مانند صبح امروز، خرداد و ... دست به پروژه كشتهسازي زدند و بر التهابات افزودند، غرض ورزاني كه اقدام ناشيانه برخي افراد در نيروي انتظامي را به نام كل نظام نوشتند و به سرعت به جايگاه «ولايت فقيه» حملهور شدند.
حوادث روزهاي 18 الي 22 تيرماه 1378 و شعارهاي سرداده شده توسط افرادي كه عمدتاً دانشجو نبودند، نشان داد كه آنها دنبال واتيكانيزه كردن جايگاه «ولايت فقيه» بودند. يعني ولايت فقيهي كه هيچ نوع كنترل و نظارتي بر قواي 3 گانه كشور نداشته و بيبهره از هر نوع قواي نظامي و انتظامي باشد. براساس نگاه آنان تنها نقشي تشريفاتي براي ولايت فقيه قابل تصور بود. اما بانيان اين غائله در يك موضوع اشتباه كردند و آن فهم واقعي از «اراده ملت» بود؛ ارادهاي كه فرزندان مسلمان دانشجوي آنان در دانشگاه در برابر اين جريان مردانه ايستادند و خود مردم نيز پس از پنج روز ايستادگي، يكپارچه و متحد حماسه عظيم 23 تيرماه 1378 را خلق كردند. حماسهاي كه 10 سال بعد در 9 ديماه و 22 بهمنماه 88 پس از فتنه سال گذشته تكرار شد. جالب اينكه هسته مركزي هدايتكنندگان هر دو فتنه داراي هويت واحدي بود.
دنياي اقتصاد
«بر باد رفتن فرصتها»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دکتر سيد احمد ميرمطهري است كه در آن ميخوانيد:
صندوق بينالمللي پول در گزارشي اعلام کرده است که تا پايان سال 2008 فقط سيزده اقتصاد در سطح جهان رشدي حدود 7 درصد به طور متوسط در سال و براي 25 سال يا بيشتر داشتهاند که در اين سيزده کشور، 9 کشور آسيايي بودهاند؛ چين، هنگکنگ، اندونزي، ژاپن، کرهجنوبي، مالزي، سنگاپور، تايوان و تايلند.
کشورهاي هند و ويتنام نيز بهزودي به اين فهرست اضافه خواهند شد. دلايل مشترک در موفقيت اقتصادياين کشورها در اين خلاصه ميشود که استراتژي اقتصادي آنها متمرکز برايجاد ساختاري رقابتي در بخش صنعت بوده است و در کنار آن، سياستهايي را در پيش گرفتهاند که بيثباتيهاي اقتصادي و بياطميناني را از اقتصادهاي خود دور کنند.
نگاهي به فهرست اين کشورها يادآور فراز و نشيبهاي زيادي است که هر يک با آن روبهرو بودهاند. از ويتنام گرفته که سابقه جنگي بزرگ را در تاريخ خود دارد تا چين و هند که نيمي از جمعيت کره زمين را در خود جاي دادهاند يا مالزي و تايلند که بحران بزرگ مالي سقوط ببرهاي آسياي جنوب شرقي به مثابه توفاني سهمگين يک بار آنها را در هم نورديد و له كرد؛ ولي به هر حال امروز در اين فهرست هستند.
ترديد نکنيم که کشور ما به رشدي بالاي 6 درصد براي غلبه بر مشکلات خود و دستيابي به توسعهاي پايدار نياز دارد، آن هم رشدي متوازن در همه بخشهاي اقتصادي کشور، بنابراين جاي برنامه توسعه مصوب با هدفهايي در چارچوب اقتصاد ملي واقعا خالي است و برنامهاي که راهکارهايي براي رفع اختلالات احتمالي ناشي از تحريم، بازسازي ظرفيت توليد نفت و گاز، افزايش توانايي اقتصاد در بالا بردن سطح اشتغال، تجهيز پساندازها با هدف تامين منابع مالي براي سرمايهگذاري در حوزه نفت و گاز و اصلاحات ساختاري در بخش مالي کشور ارائه دهد.
جهان صنعت
«فيتيله باز هم تعطيله!»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم مريم بابايي است كه در آن مي خوانيد؛ در حالي هيات دولت روزهاي يکشنبه و دوشنبه را تعطيل اعلام کرد که دو روز پيش از آن (جمعه و شنبه) نيز تعطيل رسمي بود و با اين حساب، فعلا تعداد روزهاي تعطيل به چهار روز رسيده است. اين تعطيلي در حالي به بهانه گرماي هوا شکل گرفت که يک هفته قبل هم، هوا خنکتر از روزهاي پيشرو نبود اما روال کارها عادي بود.
درست دوشنبه قبل بود که کارشناسان و مسوولان هواشناسي در جدال تعيين دما بودند که هواي تهران بين 43 تا 47 درجه سانتيگراد است و خشکي هوا، فقدان رطوبت و آلودگي زيستمحيطي تهران ميتواند بلاخيز و حتي حادثهآفرين شود. با اين وجود کارمندان، کارگران و بسياري از هموطنان بر سر کار خود حاضر شدند تا اينکه ديروز هيات دولت دو روز را به دليل گرما تعطيل کرد.اين موضوع در حالي است که سازمان مديريت بحران هنوز هم اعتقاد دارد در حالت بحران نيستيم و در عين حال هم هواشناسي مژده ميدهد که از روز سهشنبه دماي هوا رو به کاهش خواهد گذارد. حال با اين شرايط تعطيلي رسمي دو روزه از چند زاويه حايز اهميت است که بايد به آن توجه داشت.
- مجلس در گام نخست واکنش خود به اين تصميم را با قوت اعلام ميکند و ميگويد نمايندگان مردم در جلسه علني روز يکشنبه حضور مييابند اما ساعتي بعد اعلام ميکند يکشنبه را تعطيل ميکنند!
- در تصميم تعطيلي دو روزه، کارگران و کارمندان مجزا شدند و کارگران مکلف به سر کار رفتن هستند چون کارمندان دولتي تعطيل خواهند بود تا بخشخصوصي و عمومي براي به سر کار رفتن مختار شوند!حال با اين شرايط اين سوال جدي مطرح است؛چطور ميشود که زير بام آسمان يک شهر، عدهاي مکلف هستند کار کنند و عدهاي تعطيل ميشوند. آيا فرقي بين کارگر و کارمند است، جز آن است که شرايط کارگران سختتر است؟
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


