لوييس فانگال؛ خشك و شيفته كار
مخالفان فانگال با طعنه گزنده خود نه جذب وي بلكه استخدام روبن را نقطه عطف اين فصل ميدانند و نقش اين مهاجم چپ را بسيار بالاتر از رل سرمربي بايرن در موفقيتهاي اين تيم ميدانند اما تجربه سالها كار در سطح اول فوتبال اروپا به فانگال ياد داده است كه چگونه از ابزار موجود استفاده كند و كنار گذاشتن كلوزه نامدار و حتي ماريو گومز از تركيب اصلي در بعضي مسابقات و گسيل تيم به ميدان بدون يك نوك حمله كلاسيك در برخي روزها و استفاده گاه به گاه و همزمان از 3 مهاجم گوش، سند اين مدعا است.
کد خبر: ۹۹۶۱۹
| | 2706 بازدید
تنها وجه تشابه و روند مشترك كه بين لوييس فانگال مربي بايرنمونيخ و خوزه مورينيو هدايتگر اينتر ديده ميشود اين است كه در دوره 3 ساله سرمربيگري اين هلندي بشدت انضباطگرا و خشك اما كاربلد در نوكمپ، مورينيو يكي از دستياران وي بود.به نوشته جام جم و به نقل از سایت فیفا؛ روايات مختلفي از نحوه اين همكاري نقل شده، اما ترديدي وجود ندارد كه همين امروز هم فانگال با احترام فراوان و حتي علاقهاي عميق از مورينيو ياد ميكند. او در آستانه بازي برگشت بارسا ـ اينتر با علم به اينكه مورينيو زرنگتر و برنامهدارتر از اين است كه برتري 1 ـ 3 ديدار رفت را در نوكمپ از دست بدهد، گفته بود: «دوست دارم با تيم مورينيو در فينال روبهرو شوم، زيرا در آن صورت با رفيق قديميام از نو ملاقات خواهم كرد.»
اما 10 سال گذشته همانقدر كه زمان صعود شگفتانگيز مورينيو در سلسله مراتب مربيگري بوده، براي فانگال يك عصر راكد و توام با نزول بعد از دهه طلايي 1990 به حساب آمده است. به واقع اگر قهرماني با «الكمار» در ليگ هلند در سال گذشته و سپس بدل كردن نمايشهاي متزلزل بايرن مونيخ در نيمفصل اول پيكارهاي امسال بوندسليگا را به عنوان قهرماني در نيمفصل دوم ناديده بگيريم، فانگال باور آورده بود كه دوره سرمربيگري و جولانش در فوتبال اروپا سرآمده و بهتر است به كارهاي مديريت و امثال آن روي بياورد. به همين سبب بود كه او دو سال به عنوان مدير فني آژاكس و يك فصل هم تحت عنوان مدير كميته فني فدراسيون فوتبال هلند كار ميكرد و اصلا سراغ مربيگري نميرفت.
يورش بايرن به سمت 3 جام بزرگ داخلي و خارجي در فصل رو به پايان، زندگي فانگال را عوض و وي را به عصر درخشان اواسط دهه 1990 وي، هنگامي كه او نسل ديگري از جوانان آژاكس را قهرمان اروپا كرد، بازگردانده است. برخي ميگويند فانگال واقعا خوشاقبال بوده است، زيرا خريد «آرين روبن» هموطن خروشان وي كه 3 هفته بعد از شروع فصل توسط مديران بايرن و ظاهرا بدون اطلاع چندان اين مربي صورت پذيرفت و سرنوشت بايرن و كل فصل و فوتبال اروپا را عوض كرد خارج از تمامي محاسبات و پيشبينيهاي فانگال بوده است. او اصلا تصور نميكرد كه روبن به «اليانزارهنا» بيايد و يا اگر ميآيد، اينقدر موفق باشد. اگر تمام اينها را يك شوك و شگفتي بناميم، طبعا فانگال با استفاده از يك موهبت غيرمنتظره احيا شده است و اگر روبن نميآمد، تيم باواريايي هرگز اينچنين به موفقيت نميرسيد.
در عين حال فانگال را به خاطر بدل كردن نقاط ضعف بايرن به نقاط قوت در نيمفصل دوم مسابقات امسال آلمان و اروپا بايد تحسين كرد و در سيستمهاي انتخابي او بود كه ايويكا اوليچ و دانييل فرانچيچ كروات، حميد التين تاپ اهل تركيه و دانيل فان بويتن بلژيكي جلوهاي تازه يافتند و لام، شواين اشتايگر و دي ميكليس از نو درخشيدند.
رفتار فانگال با شاگردانش ادغامي از تندخويي و محبت پدرانه بوده است. عدهاي او را به خاطر اين كه بعد از رفتار اعتراضآميز روبن پس از تعويضشدنش در ديدار بايرن با ليون، به گفتگو و برخوردي بسيار كوتاهمدت با وي در لب خط اكتفا كرد، سرزنش ميكنند، اما پخش تصاوير آن لحظات از تمامي شبكههاي تلويزيوني به وضوح نشان ميداد كه ارباب و حاكم حقيقي اليانزارهنا كيست و همان افراد ميتوانند به مورينيو هم ايراد بگيرند كه بهرغم تمامي رفتارهاي مخدوش ماريو بالوتلي، هنوز از وي در اينتر بازي ميگيرد.
اما بزرگترين عامل و دليل تعريف از فانگال تحولي است كه وي در نيمفصل دوم در مونيخ در تيمي ايجاد كرد كه در 10 هفته اول فصل هر چيزي نشان ميداد، الا يك تيم مستعد و واجد شرايط قهرماني، البته در آن مقطع زماني روبن هنوز «روبن» نشده و فرانك ريبهري دائما مصدوم و غايب بود و اوليچ، اين چپپاي غيرقابل پيشبيني هنوز دالانهاي عبور را در روشهاي بازي مرد برنامهريز هلندي نيافته بود.
پس از حل اين مشكلات، بايرن با كسب برد 1 ـ 4 در زمين يوونتوس (كه به رغم نزول كلان يووه، نتيجهاي شگفتانگيز بود) حذف تقريبا حتمي خود از جام قهرمانان اروپا را به صعود از گروه اول جام به مرحله حذفي بدل و از آنجا بود كه حذف فيورنتينا، سپس منچستريونايتد و در نهايت ليون را ميسر كرد. در ليگ آلمان نيز بايرن در يك مقطع 9 بازي متوالي خود را برد تا بايرلوركوزن پديده و قهرمان نيم فصل اول، وردربرمن پديده نيم فصل دوم و شالكه تيم قدرتمند تمامي فصل را پشت سر بگذارد و براي بيست و دومين بار قهرمان شود.
اين امر تحقق وعدههاي «پيش فصل» سرمربي فصل گذشته الكمار بود كه در بدو ورود به اليانزارهنا گفته بود: «از كنار گذاشتن هيچ ستارهاي از تركيب تيم ابا ندارم. من به كارم مطمئن و نسبت به هر خطايي بيگذشت هستم. چه كسي ميگويد اين خصلتها با بايرن همخواني ندارد؟»
اين خصايل بعد از مخالفتهاي اوليه فرانس بكن باوئر رئيس افتخاري بايرن به يمن تغيير مثبت سرنوشت تيم در نيمفصل دوم تبديل به حمايت اين چهره افسانهاي از فانگال در مصاحبههاي اخير وي شده و ساير سران بايرن ( رومنيگه، نرلينگر و البته هوينس) نيز اين روزها از بابت انتخاب اين «مرد بشدت شيفته كار» فخر ميفروشند و به چنين اقدام بايستهاي ميبالند.
مخالفان فانگال با طعنه گزنده خود نه جذب وي بلكه استخدام روبن را نقطه عطف اين فصل ميدانند و نقش اين مهاجم چپ را بسيار بالاتر از رل سرمربي بايرن در موفقيتهاي اين تيم ميدانند اما تجربه سالها كار در سطح اول فوتبال اروپا به فانگال ياد داده است كه چگونه از ابزار موجود استفاده كند و كنار گذاشتن كلوزه نامدار و حتي ماريو گومز از تركيب اصلي در بعضي مسابقات و گسيل تيم به ميدان بدون يك نوك حمله كلاسيك در برخي روزها و استفاده گاه به گاه و همزمان از 3 مهاجم گوش، سند اين مدعا است.
او از اين طريق به باشگاهي كه به خاطر غرورها و منيتهايش سالها باشگاه اف.س.هاليوود ناميده شده، نظم بخشيده و يك رنسانس آشكار فني را هديه داده است. در سيماي او بايرن مربياي دارد كه اگر جنگهاي رواني را به مورينيو ببازد، ستيزهاي فني را احتمالا نخواهد باخت.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


