ارزيابي جريانات سياسي در كشور
گفتوگو با رضا طلایینیک
کد خبر: ۹۲۷۰۸
| | 8701 بازدید
جریان اصلاحات با ادامه همین روند رفتاری موجود، احتمالا تا چند سال دیگر در رقابت های سیاسی غایب خواهد بود. اما بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان، با توجه به ریشه سیاسی و پیشینه آنان در نظام و البته با فراهم شدن فضای انعطاف و تعامل در طیف اصولگرا، امکان بازگشت به عرصه رقابت را دارند.
رضا طلایی نیک نماینده دوره ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی و از فعالان سیاسی اصولگرای منتقد است که به گفته خود دو ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری از دبیرکلی و عضویت در حزب «توسعه و عدالت ایران اسلامی» استعفا داده است. وی که دلیل این استعفا را گرایش تحصیلی، مشکلات شخصی و بیماری خود بیان میدارد، از بیتمایلی به فعالیت های حزبی و سیاسی خود خبر میدهد و میگوید: متناسب با ضرورت و تکلیف در صحنه حضور پیدا میکنم.در گفتگو با طلایی نیک که در آخرین روزهای سال 88 انجام شده، ارزیابی او از فضای سیاسی کشور در سال 88 معطوف به انتخابات ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن را جویا شدهایم.
فردا: آقای طلایی نیک تمام اتفاقات سال 88 معطوف به انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و حوادث و اتفاقات غیر قابل پیش بینی آن میشود، شما از منظر یک فعال سیاسی اصول گرای منتقد این سال را چگونه ارزیابی میکنید؟
طلایینیک: سال 88 نقطه عطف تاریخی در نظام جمهوری اسلامی است. مشارکت 40 میلیونی مردم در انتخابات 22 خرداد رکورد شکنی مردمسالاری دینی در ایران بود که ظرفیت عظیم ملی با اثربخشی فراملی را در تاریخ سیاسی و استحکام نظام سیاسی کشور فراهم کرد. این ظرفیت و دستاورد عظیم سیاسی و ملی می توانست بر دستاوردهای دیگر تاثیر جدی بگذارد اما متاسفانه قبل و پس از انتخابات با برخی رویدادها و پدیدهای تلخ مواجه شدیم که ضمن کاهش اثرات اولیه حماسه 22 خرداد، هزینه های غیر قابل قبولی نیز در جوانب مختلف به ملت و نظام وارد آورد.
اگر متناظر با هزینه های گوناگون داخلی و خارجی حوادث و انحرافات سیاسی پس از انتخابات، تدابیر کارآمدتری برای تبدیل این آسیبپذیری ها به فرصت سازی های جدید در کشور اتخاد شود، می توان در سال 89 و سال های آینده عوارض و آسیبهای تلخ حوادث پس از انتخابات را جبران کرد. به طور مثال با توجه به اینکه سرمایه اجتماعی نقش مولد و بنیادی در پیشرفت و انسجام ملی ایفا می کند، با عبرت ها و تجربه های فرایند انتخابات دهم و حوادث پس از آن، می توانیم به الگو سازی هنجاری و ساختاری در رقابت های سیاسی و جامعه سیاسی کشور فکر کنیم. اگر هر گروه و جریان سیاسی آسیب شناسی حوادث سال 88 را از خود شروع کند، امکان بازیابی، بازبینی و بازسازی سرمایه اجتماعی میسر خواهد بود به گونه ای دیگر می توان گفت از تجربه سال 88 باید برای بازدارندگی حوادث و آسیب های مشابه استفاده حداکثری کرد و در غیر این صورت و با بی اعتنایی و بی توجهی به آسیب شناسی و اتخاذ راهبردها و خوداصلاحی ها در جامعه سیاسی، امکان آسیب پذیریهای بیشتر در جامعه وجود دارد.
بزرگترین درس سال 88 آسیب شناسی و بازنگری در رفتارهای سیاسی بین احزاب، گروه ها و جناح ها از یک سو و اتخاذ تدابیر بازدارنده از تکرار حوادث مشابه از سویی دیگر است.
طیف شما به عنوان جریان سومی در کشور شناخته میشود که ضمن مشخص کردن مرزبندی خود از اصلاح طلبان، به عملکرد اصولگرایان هم انتقاداتی وارد میکند، شاید بتوان گفت که شما بهتر توانستید عملکرد هر دو جناح در کشور را در جریان انتخابات رصد کنید، به نظر شما سهم اشتباهات دو جناح قابل مقایسه است؟
طلایینیک: در این انتخابات وزن اشتباهات و تقصیرات یکسان نبود، با توجه به برخی حوادث غافل گیر کننده و سرعت رویدادها، بسیاری از جریانات سیاسی- انتخاباتی در پاسخ به نیاز جامعه و اتخاذ رویکردهای رفتاری خود، با مشکل مدیریت زمان مواجه شدند، این کم تحرکی و تاخیر زمانی نخبگان و هدایت کنندگان گروه ها و جریانات سیاسی- انتخاباتی باعث پیشی گرفتن حوادث از فعالان سیاسی و غلبه انفعال بر اکثر جریانات شده بود، دلیل این مسئله هم به این بر می گردد که ما با تقاطع جریانات داخلی و خارجی و تقاطع پدیده های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در تکوین حوادث و رویدادهای پر سرعت انتخابات مواجه شدیم.
ضعف اساسی در جامعه سیاسی ایران و تشکل های انتخاباتی و سیاسی با اوج گرفتن رویدادها و حوادث پس از انتخابات بیشتر آشکار شد و نشان داد که بسیاری ازاحزاب، تشکلها و نخبگان سیاسی، هنوز رفتارهای مطلوب را با الگوهای مناسب و ساختار نظام مردمسالاری دینی، نهادینه نکردهاند، به نوعی می توان گفت واکنش ها و رفتارهای انفعالی بر ابتکار عمل های سیاسی غلبه کرده بود.
حوادث و پدیده های منفی انتخابات مولود یک تشکل یا یک گروه خاص نبود بلکه بستر سیاسی- اجتماعی برای تاثیرپذیری از رفتارهای رادیکالی به وجود آمده بود و همچنین دخالت و تاثیرگذاری جریانات خارج از کشور، توام با شکل گیری روش های غیر قانونی در انتخابات، در تکوین حوادث به طور مستقیم و غیر مستقیم تاثیر داشتند.
وظیفه احزاب بود که فضای سیاسی را مصون ازهنجارها نگه دارند؟
طلایینیک: نه! در سه دهه گذشته دستاوردهای عظیمی برای تاسیس و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران داشتیم. ایران در حوزه های سیاسی، دفاعی و امنیتی به یکی از الگوها و موقعیتهای برتر منطقه ای و حتی جزء کشورهای مطرح جهان شد.اما در الگوسازی برای هنجارها و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، عملکرد مطلوبی در این سه دهه نداشتیم. این آسیب پذیری ها با محرک های سیاسی، امکان تبدیل به پدیده ها و ناهنجاری های بزرگتر و پیچیده تر را دارند.
در این انتخابات با نیازها و رویکردهای انتقادی پاسخ داده نشدهای مواجه بودیم، دو جریان غالب انتخاباتی با هدایت نامناسب انتقادها در بستر اجتماعی و استفاده از روش های نادرست تبلیغات و اعتراضات انتخاباتی، بستر حادثه آفرینی را با رفتارهای سیاسی خود فراهم کردند، به گونه ای که زنجیره ای از اشتباهات و رفتارهای غیر اخلاقی، غیر قانونی و مغایر با ارزش های پذیرفته شده نظام را قبل و بعد از انتخابات شاهد بودیم و این مسئله در روزهای پایانی هفته پس از انتخابات به اوج خود رسید.
شکل گیری حوادث زنجیره ای چند ماهه و گسترس برخی تنش ها و آشوب ها، ناشی از وجود یک بستر اجتماعی و زنجیره ای از اشتباهات سیاسی در برخی ستادها و گروههای گوناگون انتخاباتی بود که البته این اشتباهات وزن های متفاوتی داشتند. در برخی از مقاطع نخبگان متعهد به نظام وهوشمند، زودتر از دیگران با شفافیت و قاطعیت، مرزبندی خود را با برخی از جریانات محرک آشوب ها و مخالف نظام آشکار کردند اما برخی به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در شکل گیری و تداوم حوادث به شکل خواسته یا ناخواسته موثر واقع شدند.
این انتقادات شما به هر دو جناح بر می گردد؟
طلایینیک: نمی توانیم بگوییم همه انحرافات و تقصیرات متوجه یک جریان خاص و محدود بوده، اشتباهات با نسبت های متفاوت رخ داد. بداخلاقیهای انتخاباتی، قانون شکنیها و ساختار شکنیها در جریانات گوناگون با وزن های مختلف بود اما با سپری شدن 9 ماه از انتخابات، تمایلی به ورود به مصادیق و بازکردن مجدد پرونده انتخابات ندارم و معتقدم باید به عبرت ها و تجارب انتخابات تکیه کرد و در فصل پس از انتخابات فضای تعامل، وحدت و کمک به دولت را مبنا قرار دهیم.
ورود به مصادیق و اسم بردن کار دشواری نیست اما مشکلی را در این مقطع از جامعه و کشور حل نخواهد کرد، هرچند باید به طور جدی منتقد و معترض تندروهای هر جناح و جریانی بود که با تردیدسازی و درگیری سیاسی، به منافع ملی و فرصتهای ملی آسیب می زنند. با توجه به اینکه ایران در این مقطع تاریخی در موقعیت بسیار مهم داخلی و خارجی قرار دارد، و تعمیم رقابت های شدید سیاسی و جناحی به فصول غیر انتخابات به منافع ملی و فرصت های پیشرفت و تحقق آرمان ها آسیب خواهد زد، ادامه رقابت پس از انتخابات، یکی از مشکلات رفتاری جامعه سیاسی ایران است که باید به شدت با اصلاح رفتارها و عملکردها تحت کنترل درآید.
آقای طلایی نیک با توجه به تغییر و تحولات سیاسی در کشور، آینده جریانهای سیاسی و دسته بندی نیروها را چگونه ارزیابی میکنید؟
طلایینیک: نگاهم به عنوان یک اصولگرای نقاد به جریانات سیاسی گوناگون، شاید به جانب داری خاص سیاسی تعبیر شود اما فارغ از تعلق سیاسی و به عنوان یک نگاه واقع بینانه به این مسئله میپردازم. رقابت در چارچوب هر نظام سیاسی باید تابع قواعد شناخته شده آن نظام باشد، ممکن است در اعتقاد و نگرش فاصله های گوناگونی بین جریانات سیاسی پیش آید اما تبعیت از قانون و اصول سیاسی پذیرفته شده ومبانی هر نظام سیاسی در عملکردها و رفتارها، باید قاعده کار باشد.
قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی ایران را با محوریت ولایت و قانون و رویکردهای اخلاقی تنظیم کرده است. هرجریانی اگر در رفتار و عمل به قانون و فصل الخطاب بودن رهبری و رعایت اخلاق سیاسی پایبند نباشد، با موانع طبیعی و غیر طبیعی در مطلوبیت سیاسی و رقابت ها مواجه می شود. بخشی از این موانع طبیعی به محدودیت قانونی (با توجه به تعیین معیارها و شاخص های قانونی) و بخشی هم به واکنش های سیاسی ـ اجتماعی مردم (با توجه به پایبندی آنان به ارزش ها و قواعد اخلاقی مورد انتظار) ارتباط پیدا می کند.
جریان اصلاحات با ادامه همین روند رفتاری موجود، احتمالا تا چند سال دیگر در رقابت های سیاسی غایب خواهد بود. اما بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان، با توجه به ریشه سیاسی و پیشینه آنان در نظام و البته با فراهم شدن فضای انعطاف و تعامل در طیف اصولگرا، امکان بازگشت به عرصه رقابت را دارند، بخشی از اصلاح طلبان هم تا 5 سال آینده و بدون یک بازنگری جدی، زمینه ای برای مشارکت در عرصه های رقابتی و سیاسی نخواهند داشت، زیرا با فاصله گرفتن از معیارها و نقش های آنان در حوادث پس از انتخابات، فرصت زیادی برای بازیابی هویت آنان در چارچوب نظام نیاز است تا هم مجموعه نظام و هم افکار عمومی با توجه به رفتارهای مورد انتظار در چارچوب قانون و فصل الخطاب بودن ولی فقیه، رفتارهای جدید و بعدی این بخش رادیکال اصلاح طلب را مشاهده کنند.
اما بخش زیادی از اصلاح طلبان با فعاليتها و پیوندهای شفاف خود با نظام و انقلاب امكان بازگشت به صحنه سياسي را دارند. نمي توانيم براي همه اصلاح طلبان در بازگشت به عرصه رقابت و سياست حكم واحد صادر كنيم. در مجموع میتوان پیش بینی کرد که انشعابات جديدي در بين اصلاح طلبان با انفكاك آنان به بخش تعاملي با نظام و بخش فاصله با نظام اتفاق خواهد افتاد.
تكليف جريان اصولگرايان منتقد چه میشود؟
طلایینیک: اصولگرايان منتقد همانند ساير اصولگرايان در رقابت هاي بعدي مشاركت جدي خواهند داشت.
فكر نمي كنيد بيشتر مورد توجه اذهان عمومي قرار بگيرند؟
طلایینیک: با توجه به تجربه و درك اجتماعي و سياسي از رويدادها و حوادث پس از انتخابات، جريانات افراطي در رقابت هاي بعدي موقعيت محدودي خواهند داشت، مردم به رغم طرفداري از برخي نامزدها، به ساختار شكني يا افراطي گري منجر به فرصت سوزي منافع عمومي جامعه و پيشرفت كشور، طبق تجربه سه دهه گذشته واكنش هاي قاطع نشان مي دهند. در انتخاباتهاي گذشته هم شاهد بوديم كه به رغم برخي فضاهاي مقطعي براي ميدانداري برخي جريانات تند، مردم به این مسير غير شفاف افراطي رويكرد جدي نشان دادند، اصولگرايان حداقل تا چند سال آينده با يك طيف متنوعي به لحاظ گرايش و سلايق سياسي فعال خواهند بود و اصولگرايان منتقد هم نسبت به وضع موجود وضعيت بهتري در آينده خواهند داشت.
اگر اصلاح طلبان از شما بخواهند براي زنده ماندن و يا بازگشت به صحنه با آنها ائتلاف كنيد، به این درخواست آنان پاسخ مثبت میدهید؟
طلایینیک: احتمال ائتلاف بين اصولگرايان و اصلاحطلبان در سال هاي نزديك بسيار كم است، با بروز برخي ناهنجاري ها و رفتارها، فاصله بين اصلاحطلبان و اصولگرايان بيشتر شد و اين فاصله براي ترميم، نياز به زمان بيشتري دارد. زمينه ائتلاف بين اصولگرايان منتقد و اصلاحطلبان حداقل در چند سال آينده بعيد است، هر چند ممكن است در برخي موضوعات خاص، زمينه تعامل و همكاري به ويژه در عرصه هاي ملي وجود داشته باشد اما این تعامل با توجه به شكل گيري رقابتهاي دروني بين اصولگرايان و همچنين مبهم بودن ساختار اصلاحطلبان، در رقابتهاي انتخاباتي در چند سال آينده، بسيار كم است.
براي انتخابات رياست جمهوري دوره يازدهم برنامه مشخصي در دست دارید و يا آن را به دست قضا و قدر سپرده ايد؟ با توجه به مقبولیت نسبی آقای رضایی در حوادث پس از انتخابات، بازهم کاندیدا خواهند شد؟
طلایینیک: نمي توان به گمانه زني های فضاي انتخابات رياست جمهوري بعدي اتكا كرد. اگرچه برخي گمانهزنيها در خصوص نامزدهاي احتمالي و يا برخي رفتارهاي پيش انتخاباتي با استفاده از سوژهاي غيرمستقيم قابل تحليل و ارزيابي است اما جامعه شناسي انتخاباتي و سياسي ايران نشان مي دهد كه دو مسئله كليدي در شكل گيري فضاي انتخابات رياست جمهوري بعدي تعيين كننده است.
يكي اينكه با سپري شدن دو دوره رياست جمهوري متوالي، ساختار انتخابات به صورت جزيرهاي شكل مي گيرد، مشابه انتخابات نهم رياست جمهوري كه در مرحله اول امكان اكثريت قاطع براي هيچ كس از نامزدها براي پيروزي در دور اول فراهم نشد. احتمالا يكي از مشخصههاي انتخابات يازدهم تحقق الگوي مشابه انتخابات نهم با نامزادهاي متنوع و جريانات گوناگون انتخاباتی و چهرهاي جديد و قديم است که امكان عدم پيروزي قاطع در مرحله اول را رغم خواهد زد.
دومين ويژگي ساختاري در جامعه شناسي انتخاباتي ايران به كم كاري و نا كارآمدي احزاب و تشكلهاي سياسي شناخته شده در انتخابات مربوط مي شود. بيش از اينكه احزاب در انتخابات سرنوشت ساز باشند، پديده هاي اجتماعي و فضاهاي نزديك به زمان انتخابات تاثير گذارتر هستند و مفهومش اين است كه انتخابات ايران بيش از آنكه از قبل قابل پيش بيني باشد، محصول پديده هاي دقيقه نود است كه يك ضعف بزرگ در جامعه شناسي انتخابات كشور تلقی میشود چراکه از یک طرف زمينه تاثيرگذاري برخي از مولفههاي نامطلوب و مقاير با ارزشها را در انتخابات به وجود مي آورد و ازطرف ديگر بين كارآمدي،ارزش ها، آزادي و مشاركت در انتخابات، يك ناسازگاري ايجاد مي كند.
بايد در هر انتخابات به دنبال سطح حداكثري از ارزش ها،آزادي، مشاركت و كارآمدي در نتيجه انتخابات باشيم كه متاسفانه مولفه كارآمدي در ساختار رقابتهاي انتخاباتي ايران، يكي از گمشدههای این زمان است. نه فقط در انتخابات رياست جمهوري، بلكه در انتخابات مجلس و شوراها هم با نيل به كارآمدي حداكثري در نتايج رقابتهاي انتخاباتي چالش جدي داريم که خلاء نقش آفريني احزاب و تشكلهاي مدني غير سياسي، موجب برخي ناكارآمديها در فرايند انتخابات شده است.
چه چيزي باعث اين ناكارآمدي شده است؟ احزاب، دولت و يا آموزش اجتماعي؟
طلایینیک: در فرهنگسازي و مقولات اجتماعي و اقتصادي با آرمان هاي نظام و انقلاب فاصله جدي داريم؛ فرهنگ انتخاباتي يكي از مصاديق فرهنگ سياسي- اجتماعي است که به رغم عزم جدي مردم در مشاركت حداكثري، تعدد انتخابات و پشتیبانی جدی مردم از نظام و مردم سالاري ديني، متاسفانه در شاخصهاي كيفي انتخابات با چالشهاي جدي مواجهيم و اين ضعف به رغم مطلوب بودن شاخصهاي كمي، به آموزش و فرهنگ و ساختار نامناسب رقابتهاي سياسي مربوط است.
حوادث پس از انتخابات را میتوان هم خوب و هم بد برای دولت دانست، از آن جهت بد که با توجه به اتفاقات متععد نه ماهه اخیر، بار بر دوش دولت بسیار سنگینتر شده و میبایستی که خواستههای مردم را به هر نحوی پاسخ دهد، از آن جهت هم خوب بود که در این نه ماه گذشته کمتر نقد و بررسی عملکرد دولت را در حوزه های مختلف شاهد بودیم و اکثرا به تحلیل حواشی و تخریب یکدیگر سرگرم بودند و از نظارت بر عملکرد دولت دهم غافل! با توجه به اینکه شما در این جریانات تنها نظارهگر تنشها و التهابات بودید، عملکرد دولت را چگونه ارزیابی میکنید؟
طلایینیک: بايد دولت دهم فارغ از شعار و تعارف و به طور جدي ياري شود. حجم مطالبات معيشتي ، اقتصادي و اجتماعي و نیز هدف گذاري ها براي دهه پيشرفت و عدالت در چهار سال آينده و همچنين تداوم برخي چالشهاي منطقهاي و خارجي نظام، تكليف حمايت جدي از دولت را توام با نقد سازنده براي همه شهروندان و بهويژه نخبگان ايجاب ميكند، البته دولت بايد زمينه حمايت و پشتيباني نخبگان را از برنامه هاي خود فراهم كند.
دولت دهم هم به علت وعده ها و انباشته شدن مطالبات گوناگون و هم به دلیل فرصت تاريخي كنوني براي ارتقاء شاخصهاي پيشرفت وعدالت، با حجم سنگيني از امور و انتظارات مواجه است كه تقويت بدنه مديريتي و تيم برنامه ريزي دولت، كليد موفقيت آن است، متاسفانه حوادث پس از انتخابات ضمن ايجاد مشكل براي مردم ونظام از جمله براي دولت نیز، سبب فرصت سوزي شد. هر چند دولت براي پاسخ گويي به مطالبات فرصتی بدست آورد، اما چهار ساله دولت دهم با سپري شدن زمان قابل جبران نيست.
مخالفان افراطي دولت از يك سو و حاميان افراطي دولت از سوي ديگر به موفقيت دولت آسيب مي زنند چراکه حمايتهاي تعصبي و بدون منطق درست از دولت به ميزان مخالفت های غير منطقي با دولت، فرصت خدمت و کیفیت عملكرد را از قوه مجريه مي گيرد. بنابراين ادامه حوادث و تنشها و ناامنی هاي رواني، به نفع دولت نيست -حتي اگر برخي از طرفداران تعصبي و افراطي دولت همانند افراطيون مخالف دولت، منافع خود را در ادامه تنش ارزيابي كنند- برآيند فرصت سوزي ها از سوي هر جناح و جرياني براي كارنامه چهارساله دولت مطلوب نخواهد بود.
آقای طلایی نیک در این حوادث که نمیتوان یک بعد قضیه را دید و گفت تنها به این دلیل بود که مردم به خیابانها آمدند، فکر نمیکنید برخی از اظهارات و اقدامات تحریک آمیز برخی مسئولان هم دلیل بارزی برای تداوم اغتشاشات بود؟
طلایینیک: بستر برخي نقدها و نارضايتي ها از عملكرد حال و گذشته، به رغم وفاداري مردم به اصل نظام در تبليغات و رقابتهاي قبل از انتخابات كاملا بارز بود. برخي از نامزدها با تحريك وانحراف نقدها و مطالبات و انتظارات انباشته شده مردم در ابعاد سياسي، معيشتي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي به نحوي در بسترسازي حوادث پس از انتخابات به طور غير مستقيم و غيرارادي موثر بودند كه قانونشكنيها و بداخلاقيهاي بعد از انتخابات، این بستر مساعد را حادثهساز کرد.
دستگاههاي قانوني ضمن اينكه بايد با عدالت وانصاف و رعايت ملاحظات ملي، به جرائم پس از انتخابات رسيدگي قانوني داشته باشند، باید آسیب شناسی و رسیدگی به جرم در هر جا و نسبت به هر فرد و با هر موقعيت حقيقي و حقوقي را در دستور كار قرار دهند.
مديريت اعتراضات سياسي توسط برخي از شخصيتها و جريانات و جناحهاي سياسي هم ناكارآمدي خود را در حوادث پس از انتخابات نشان داد. علاوه بر بروز برخي از بداخلاقيها و كم توجهيها به ارزش ها در رقابت هاي قبل از انتخابات، ضعف برخي از شخصیت ها و جريانات سياسي هم در هدايت اعتراضات در چهار چوب قانون كاملا بارز بود.
متاسفانه با نوعي تحريك متقابل از سوي دو قطب انتخاباتي درقبل و بعد از انتخابات مواجه بودیم. اقدام شتابزده در اعلام نتيجه انتخابات از سوي نامزدها و همچنين تحريك متقابل با برپايي جشن يا اجتماعات بدون مجوز، همگي متناسب با وزن خود در حوادث تاثير داشتند.
اگر موسوي قبل از اعلام نتایج خود را پيروز انتخابات معرفي نمي كرد و يا برخي از جرائد قبل از اعلام نهايي نتيجه انتخابات، پيروز انتخابات را تبليغ نمي كردند و يا اگر جشني با فضاي تحريك معترضين به انتخابات برپا نميشد و يا راهپيمايي اعتراضی بدون مجوز قانوني با حضور برخي از شخصيت هاي سياسي انجام نمي گرفت و يا دعوت به برخي اعتراضات خياباني صورت نمي گرفت، واگرسران معترضین به راهکار قانونی پایبند بودند ،اغتشاشات این چنینی را هم شاهد نبودیم.
این موارد را شفافتر توضیح میدهید؟
طلایینیک: نميخواهيم آرامش و ثبات محصول راهپيمايي 9 دي و 22 بهمن را مخدوش كنيم، ضرورت و اولويتهاي كشور در حمايت از دولت، توام با نقد سازنده، و نپرداختن به رفتاررقابتي پس ازانتخابات است، اينها را بايد به آينده موكول كرد. ديگر نبايد به فضای گذشته برگشت، مگر اينكه پرداختن به گذشته، سبب تجربه براي آينده شود. بايد از حوادث و عبرتهاي انتخابات براي بازنگري در برخي مقررات و الگوهاي هنجاري و رقابتي انتخابات به شدت استفاده كرد. به طور مثال هزينه هاي تبلیغات انتخاباتی به شدت غير شفاف است و يكي از مصادیق ابهامات و رفتارهاي نامناسب انتخاباتي به اتهام زدن هاي ناشي از اين هزينهها مربوط ميشود كه متاسفانه براي نظارت و شفاف سازي هزينه هاي انتخاباتي كارآيي لازم را نمي بينيم ولی با تعيين سياست هاي كلي از سوی مجمع تشخیص و ابلاغ آن از سوي مقام معظم رهبري و اصلاح قوانين، شفاف سازي و اعتماد سازي در مورد هزينه ها و شيوههاي تبليغاتي به طور كلي ساماندهی میشود.
منبع: فردا
رضا طلایی نیک نماینده دوره ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی و از فعالان سیاسی اصولگرای منتقد است که به گفته خود دو ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری از دبیرکلی و عضویت در حزب «توسعه و عدالت ایران اسلامی» استعفا داده است. وی که دلیل این استعفا را گرایش تحصیلی، مشکلات شخصی و بیماری خود بیان میدارد، از بیتمایلی به فعالیت های حزبی و سیاسی خود خبر میدهد و میگوید: متناسب با ضرورت و تکلیف در صحنه حضور پیدا میکنم.در گفتگو با طلایی نیک که در آخرین روزهای سال 88 انجام شده، ارزیابی او از فضای سیاسی کشور در سال 88 معطوف به انتخابات ریاست جمهوری و حوادث بعد از آن را جویا شدهایم.
فردا: آقای طلایی نیک تمام اتفاقات سال 88 معطوف به انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و حوادث و اتفاقات غیر قابل پیش بینی آن میشود، شما از منظر یک فعال سیاسی اصول گرای منتقد این سال را چگونه ارزیابی میکنید؟
طلایینیک: سال 88 نقطه عطف تاریخی در نظام جمهوری اسلامی است. مشارکت 40 میلیونی مردم در انتخابات 22 خرداد رکورد شکنی مردمسالاری دینی در ایران بود که ظرفیت عظیم ملی با اثربخشی فراملی را در تاریخ سیاسی و استحکام نظام سیاسی کشور فراهم کرد. این ظرفیت و دستاورد عظیم سیاسی و ملی می توانست بر دستاوردهای دیگر تاثیر جدی بگذارد اما متاسفانه قبل و پس از انتخابات با برخی رویدادها و پدیدهای تلخ مواجه شدیم که ضمن کاهش اثرات اولیه حماسه 22 خرداد، هزینه های غیر قابل قبولی نیز در جوانب مختلف به ملت و نظام وارد آورد.
اگر متناظر با هزینه های گوناگون داخلی و خارجی حوادث و انحرافات سیاسی پس از انتخابات، تدابیر کارآمدتری برای تبدیل این آسیبپذیری ها به فرصت سازی های جدید در کشور اتخاد شود، می توان در سال 89 و سال های آینده عوارض و آسیبهای تلخ حوادث پس از انتخابات را جبران کرد. به طور مثال با توجه به اینکه سرمایه اجتماعی نقش مولد و بنیادی در پیشرفت و انسجام ملی ایفا می کند، با عبرت ها و تجربه های فرایند انتخابات دهم و حوادث پس از آن، می توانیم به الگو سازی هنجاری و ساختاری در رقابت های سیاسی و جامعه سیاسی کشور فکر کنیم. اگر هر گروه و جریان سیاسی آسیب شناسی حوادث سال 88 را از خود شروع کند، امکان بازیابی، بازبینی و بازسازی سرمایه اجتماعی میسر خواهد بود به گونه ای دیگر می توان گفت از تجربه سال 88 باید برای بازدارندگی حوادث و آسیب های مشابه استفاده حداکثری کرد و در غیر این صورت و با بی اعتنایی و بی توجهی به آسیب شناسی و اتخاذ راهبردها و خوداصلاحی ها در جامعه سیاسی، امکان آسیب پذیریهای بیشتر در جامعه وجود دارد.
بزرگترین درس سال 88 آسیب شناسی و بازنگری در رفتارهای سیاسی بین احزاب، گروه ها و جناح ها از یک سو و اتخاذ تدابیر بازدارنده از تکرار حوادث مشابه از سویی دیگر است.
طیف شما به عنوان جریان سومی در کشور شناخته میشود که ضمن مشخص کردن مرزبندی خود از اصلاح طلبان، به عملکرد اصولگرایان هم انتقاداتی وارد میکند، شاید بتوان گفت که شما بهتر توانستید عملکرد هر دو جناح در کشور را در جریان انتخابات رصد کنید، به نظر شما سهم اشتباهات دو جناح قابل مقایسه است؟
طلایینیک: در این انتخابات وزن اشتباهات و تقصیرات یکسان نبود، با توجه به برخی حوادث غافل گیر کننده و سرعت رویدادها، بسیاری از جریانات سیاسی- انتخاباتی در پاسخ به نیاز جامعه و اتخاذ رویکردهای رفتاری خود، با مشکل مدیریت زمان مواجه شدند، این کم تحرکی و تاخیر زمانی نخبگان و هدایت کنندگان گروه ها و جریانات سیاسی- انتخاباتی باعث پیشی گرفتن حوادث از فعالان سیاسی و غلبه انفعال بر اکثر جریانات شده بود، دلیل این مسئله هم به این بر می گردد که ما با تقاطع جریانات داخلی و خارجی و تقاطع پدیده های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در تکوین حوادث و رویدادهای پر سرعت انتخابات مواجه شدیم.
ضعف اساسی در جامعه سیاسی ایران و تشکل های انتخاباتی و سیاسی با اوج گرفتن رویدادها و حوادث پس از انتخابات بیشتر آشکار شد و نشان داد که بسیاری ازاحزاب، تشکلها و نخبگان سیاسی، هنوز رفتارهای مطلوب را با الگوهای مناسب و ساختار نظام مردمسالاری دینی، نهادینه نکردهاند، به نوعی می توان گفت واکنش ها و رفتارهای انفعالی بر ابتکار عمل های سیاسی غلبه کرده بود.
حوادث و پدیده های منفی انتخابات مولود یک تشکل یا یک گروه خاص نبود بلکه بستر سیاسی- اجتماعی برای تاثیرپذیری از رفتارهای رادیکالی به وجود آمده بود و همچنین دخالت و تاثیرگذاری جریانات خارج از کشور، توام با شکل گیری روش های غیر قانونی در انتخابات، در تکوین حوادث به طور مستقیم و غیر مستقیم تاثیر داشتند.
وظیفه احزاب بود که فضای سیاسی را مصون ازهنجارها نگه دارند؟
طلایینیک: نه! در سه دهه گذشته دستاوردهای عظیمی برای تاسیس و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران داشتیم. ایران در حوزه های سیاسی، دفاعی و امنیتی به یکی از الگوها و موقعیتهای برتر منطقه ای و حتی جزء کشورهای مطرح جهان شد.اما در الگوسازی برای هنجارها و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، عملکرد مطلوبی در این سه دهه نداشتیم. این آسیب پذیری ها با محرک های سیاسی، امکان تبدیل به پدیده ها و ناهنجاری های بزرگتر و پیچیده تر را دارند.
در این انتخابات با نیازها و رویکردهای انتقادی پاسخ داده نشدهای مواجه بودیم، دو جریان غالب انتخاباتی با هدایت نامناسب انتقادها در بستر اجتماعی و استفاده از روش های نادرست تبلیغات و اعتراضات انتخاباتی، بستر حادثه آفرینی را با رفتارهای سیاسی خود فراهم کردند، به گونه ای که زنجیره ای از اشتباهات و رفتارهای غیر اخلاقی، غیر قانونی و مغایر با ارزش های پذیرفته شده نظام را قبل و بعد از انتخابات شاهد بودیم و این مسئله در روزهای پایانی هفته پس از انتخابات به اوج خود رسید.
شکل گیری حوادث زنجیره ای چند ماهه و گسترس برخی تنش ها و آشوب ها، ناشی از وجود یک بستر اجتماعی و زنجیره ای از اشتباهات سیاسی در برخی ستادها و گروههای گوناگون انتخاباتی بود که البته این اشتباهات وزن های متفاوتی داشتند. در برخی از مقاطع نخبگان متعهد به نظام وهوشمند، زودتر از دیگران با شفافیت و قاطعیت، مرزبندی خود را با برخی از جریانات محرک آشوب ها و مخالف نظام آشکار کردند اما برخی به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در شکل گیری و تداوم حوادث به شکل خواسته یا ناخواسته موثر واقع شدند.
این انتقادات شما به هر دو جناح بر می گردد؟
طلایینیک: نمی توانیم بگوییم همه انحرافات و تقصیرات متوجه یک جریان خاص و محدود بوده، اشتباهات با نسبت های متفاوت رخ داد. بداخلاقیهای انتخاباتی، قانون شکنیها و ساختار شکنیها در جریانات گوناگون با وزن های مختلف بود اما با سپری شدن 9 ماه از انتخابات، تمایلی به ورود به مصادیق و بازکردن مجدد پرونده انتخابات ندارم و معتقدم باید به عبرت ها و تجارب انتخابات تکیه کرد و در فصل پس از انتخابات فضای تعامل، وحدت و کمک به دولت را مبنا قرار دهیم.
ورود به مصادیق و اسم بردن کار دشواری نیست اما مشکلی را در این مقطع از جامعه و کشور حل نخواهد کرد، هرچند باید به طور جدی منتقد و معترض تندروهای هر جناح و جریانی بود که با تردیدسازی و درگیری سیاسی، به منافع ملی و فرصتهای ملی آسیب می زنند. با توجه به اینکه ایران در این مقطع تاریخی در موقعیت بسیار مهم داخلی و خارجی قرار دارد، و تعمیم رقابت های شدید سیاسی و جناحی به فصول غیر انتخابات به منافع ملی و فرصت های پیشرفت و تحقق آرمان ها آسیب خواهد زد، ادامه رقابت پس از انتخابات، یکی از مشکلات رفتاری جامعه سیاسی ایران است که باید به شدت با اصلاح رفتارها و عملکردها تحت کنترل درآید.
آقای طلایی نیک با توجه به تغییر و تحولات سیاسی در کشور، آینده جریانهای سیاسی و دسته بندی نیروها را چگونه ارزیابی میکنید؟
طلایینیک: نگاهم به عنوان یک اصولگرای نقاد به جریانات سیاسی گوناگون، شاید به جانب داری خاص سیاسی تعبیر شود اما فارغ از تعلق سیاسی و به عنوان یک نگاه واقع بینانه به این مسئله میپردازم. رقابت در چارچوب هر نظام سیاسی باید تابع قواعد شناخته شده آن نظام باشد، ممکن است در اعتقاد و نگرش فاصله های گوناگونی بین جریانات سیاسی پیش آید اما تبعیت از قانون و اصول سیاسی پذیرفته شده ومبانی هر نظام سیاسی در عملکردها و رفتارها، باید قاعده کار باشد.
قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی ایران را با محوریت ولایت و قانون و رویکردهای اخلاقی تنظیم کرده است. هرجریانی اگر در رفتار و عمل به قانون و فصل الخطاب بودن رهبری و رعایت اخلاق سیاسی پایبند نباشد، با موانع طبیعی و غیر طبیعی در مطلوبیت سیاسی و رقابت ها مواجه می شود. بخشی از این موانع طبیعی به محدودیت قانونی (با توجه به تعیین معیارها و شاخص های قانونی) و بخشی هم به واکنش های سیاسی ـ اجتماعی مردم (با توجه به پایبندی آنان به ارزش ها و قواعد اخلاقی مورد انتظار) ارتباط پیدا می کند.
جریان اصلاحات با ادامه همین روند رفتاری موجود، احتمالا تا چند سال دیگر در رقابت های سیاسی غایب خواهد بود. اما بخش قابل توجهی از اصلاح طلبان، با توجه به ریشه سیاسی و پیشینه آنان در نظام و البته با فراهم شدن فضای انعطاف و تعامل در طیف اصولگرا، امکان بازگشت به عرصه رقابت را دارند، بخشی از اصلاح طلبان هم تا 5 سال آینده و بدون یک بازنگری جدی، زمینه ای برای مشارکت در عرصه های رقابتی و سیاسی نخواهند داشت، زیرا با فاصله گرفتن از معیارها و نقش های آنان در حوادث پس از انتخابات، فرصت زیادی برای بازیابی هویت آنان در چارچوب نظام نیاز است تا هم مجموعه نظام و هم افکار عمومی با توجه به رفتارهای مورد انتظار در چارچوب قانون و فصل الخطاب بودن ولی فقیه، رفتارهای جدید و بعدی این بخش رادیکال اصلاح طلب را مشاهده کنند.
اما بخش زیادی از اصلاح طلبان با فعاليتها و پیوندهای شفاف خود با نظام و انقلاب امكان بازگشت به صحنه سياسي را دارند. نمي توانيم براي همه اصلاح طلبان در بازگشت به عرصه رقابت و سياست حكم واحد صادر كنيم. در مجموع میتوان پیش بینی کرد که انشعابات جديدي در بين اصلاح طلبان با انفكاك آنان به بخش تعاملي با نظام و بخش فاصله با نظام اتفاق خواهد افتاد.
تكليف جريان اصولگرايان منتقد چه میشود؟
طلایینیک: اصولگرايان منتقد همانند ساير اصولگرايان در رقابت هاي بعدي مشاركت جدي خواهند داشت.
فكر نمي كنيد بيشتر مورد توجه اذهان عمومي قرار بگيرند؟
طلایینیک: با توجه به تجربه و درك اجتماعي و سياسي از رويدادها و حوادث پس از انتخابات، جريانات افراطي در رقابت هاي بعدي موقعيت محدودي خواهند داشت، مردم به رغم طرفداري از برخي نامزدها، به ساختار شكني يا افراطي گري منجر به فرصت سوزي منافع عمومي جامعه و پيشرفت كشور، طبق تجربه سه دهه گذشته واكنش هاي قاطع نشان مي دهند. در انتخاباتهاي گذشته هم شاهد بوديم كه به رغم برخي فضاهاي مقطعي براي ميدانداري برخي جريانات تند، مردم به این مسير غير شفاف افراطي رويكرد جدي نشان دادند، اصولگرايان حداقل تا چند سال آينده با يك طيف متنوعي به لحاظ گرايش و سلايق سياسي فعال خواهند بود و اصولگرايان منتقد هم نسبت به وضع موجود وضعيت بهتري در آينده خواهند داشت.
اگر اصلاح طلبان از شما بخواهند براي زنده ماندن و يا بازگشت به صحنه با آنها ائتلاف كنيد، به این درخواست آنان پاسخ مثبت میدهید؟
طلایینیک: احتمال ائتلاف بين اصولگرايان و اصلاحطلبان در سال هاي نزديك بسيار كم است، با بروز برخي ناهنجاري ها و رفتارها، فاصله بين اصلاحطلبان و اصولگرايان بيشتر شد و اين فاصله براي ترميم، نياز به زمان بيشتري دارد. زمينه ائتلاف بين اصولگرايان منتقد و اصلاحطلبان حداقل در چند سال آينده بعيد است، هر چند ممكن است در برخي موضوعات خاص، زمينه تعامل و همكاري به ويژه در عرصه هاي ملي وجود داشته باشد اما این تعامل با توجه به شكل گيري رقابتهاي دروني بين اصولگرايان و همچنين مبهم بودن ساختار اصلاحطلبان، در رقابتهاي انتخاباتي در چند سال آينده، بسيار كم است.
براي انتخابات رياست جمهوري دوره يازدهم برنامه مشخصي در دست دارید و يا آن را به دست قضا و قدر سپرده ايد؟ با توجه به مقبولیت نسبی آقای رضایی در حوادث پس از انتخابات، بازهم کاندیدا خواهند شد؟
طلایینیک: نمي توان به گمانه زني های فضاي انتخابات رياست جمهوري بعدي اتكا كرد. اگرچه برخي گمانهزنيها در خصوص نامزدهاي احتمالي و يا برخي رفتارهاي پيش انتخاباتي با استفاده از سوژهاي غيرمستقيم قابل تحليل و ارزيابي است اما جامعه شناسي انتخاباتي و سياسي ايران نشان مي دهد كه دو مسئله كليدي در شكل گيري فضاي انتخابات رياست جمهوري بعدي تعيين كننده است.
يكي اينكه با سپري شدن دو دوره رياست جمهوري متوالي، ساختار انتخابات به صورت جزيرهاي شكل مي گيرد، مشابه انتخابات نهم رياست جمهوري كه در مرحله اول امكان اكثريت قاطع براي هيچ كس از نامزدها براي پيروزي در دور اول فراهم نشد. احتمالا يكي از مشخصههاي انتخابات يازدهم تحقق الگوي مشابه انتخابات نهم با نامزادهاي متنوع و جريانات گوناگون انتخاباتی و چهرهاي جديد و قديم است که امكان عدم پيروزي قاطع در مرحله اول را رغم خواهد زد.
دومين ويژگي ساختاري در جامعه شناسي انتخاباتي ايران به كم كاري و نا كارآمدي احزاب و تشكلهاي سياسي شناخته شده در انتخابات مربوط مي شود. بيش از اينكه احزاب در انتخابات سرنوشت ساز باشند، پديده هاي اجتماعي و فضاهاي نزديك به زمان انتخابات تاثير گذارتر هستند و مفهومش اين است كه انتخابات ايران بيش از آنكه از قبل قابل پيش بيني باشد، محصول پديده هاي دقيقه نود است كه يك ضعف بزرگ در جامعه شناسي انتخابات كشور تلقی میشود چراکه از یک طرف زمينه تاثيرگذاري برخي از مولفههاي نامطلوب و مقاير با ارزشها را در انتخابات به وجود مي آورد و ازطرف ديگر بين كارآمدي،ارزش ها، آزادي و مشاركت در انتخابات، يك ناسازگاري ايجاد مي كند.
بايد در هر انتخابات به دنبال سطح حداكثري از ارزش ها،آزادي، مشاركت و كارآمدي در نتيجه انتخابات باشيم كه متاسفانه مولفه كارآمدي در ساختار رقابتهاي انتخاباتي ايران، يكي از گمشدههای این زمان است. نه فقط در انتخابات رياست جمهوري، بلكه در انتخابات مجلس و شوراها هم با نيل به كارآمدي حداكثري در نتايج رقابتهاي انتخاباتي چالش جدي داريم که خلاء نقش آفريني احزاب و تشكلهاي مدني غير سياسي، موجب برخي ناكارآمديها در فرايند انتخابات شده است.
چه چيزي باعث اين ناكارآمدي شده است؟ احزاب، دولت و يا آموزش اجتماعي؟
طلایینیک: در فرهنگسازي و مقولات اجتماعي و اقتصادي با آرمان هاي نظام و انقلاب فاصله جدي داريم؛ فرهنگ انتخاباتي يكي از مصاديق فرهنگ سياسي- اجتماعي است که به رغم عزم جدي مردم در مشاركت حداكثري، تعدد انتخابات و پشتیبانی جدی مردم از نظام و مردم سالاري ديني، متاسفانه در شاخصهاي كيفي انتخابات با چالشهاي جدي مواجهيم و اين ضعف به رغم مطلوب بودن شاخصهاي كمي، به آموزش و فرهنگ و ساختار نامناسب رقابتهاي سياسي مربوط است.
حوادث پس از انتخابات را میتوان هم خوب و هم بد برای دولت دانست، از آن جهت بد که با توجه به اتفاقات متععد نه ماهه اخیر، بار بر دوش دولت بسیار سنگینتر شده و میبایستی که خواستههای مردم را به هر نحوی پاسخ دهد، از آن جهت هم خوب بود که در این نه ماه گذشته کمتر نقد و بررسی عملکرد دولت را در حوزه های مختلف شاهد بودیم و اکثرا به تحلیل حواشی و تخریب یکدیگر سرگرم بودند و از نظارت بر عملکرد دولت دهم غافل! با توجه به اینکه شما در این جریانات تنها نظارهگر تنشها و التهابات بودید، عملکرد دولت را چگونه ارزیابی میکنید؟
طلایینیک: بايد دولت دهم فارغ از شعار و تعارف و به طور جدي ياري شود. حجم مطالبات معيشتي ، اقتصادي و اجتماعي و نیز هدف گذاري ها براي دهه پيشرفت و عدالت در چهار سال آينده و همچنين تداوم برخي چالشهاي منطقهاي و خارجي نظام، تكليف حمايت جدي از دولت را توام با نقد سازنده براي همه شهروندان و بهويژه نخبگان ايجاب ميكند، البته دولت بايد زمينه حمايت و پشتيباني نخبگان را از برنامه هاي خود فراهم كند.
دولت دهم هم به علت وعده ها و انباشته شدن مطالبات گوناگون و هم به دلیل فرصت تاريخي كنوني براي ارتقاء شاخصهاي پيشرفت وعدالت، با حجم سنگيني از امور و انتظارات مواجه است كه تقويت بدنه مديريتي و تيم برنامه ريزي دولت، كليد موفقيت آن است، متاسفانه حوادث پس از انتخابات ضمن ايجاد مشكل براي مردم ونظام از جمله براي دولت نیز، سبب فرصت سوزي شد. هر چند دولت براي پاسخ گويي به مطالبات فرصتی بدست آورد، اما چهار ساله دولت دهم با سپري شدن زمان قابل جبران نيست.
مخالفان افراطي دولت از يك سو و حاميان افراطي دولت از سوي ديگر به موفقيت دولت آسيب مي زنند چراکه حمايتهاي تعصبي و بدون منطق درست از دولت به ميزان مخالفت های غير منطقي با دولت، فرصت خدمت و کیفیت عملكرد را از قوه مجريه مي گيرد. بنابراين ادامه حوادث و تنشها و ناامنی هاي رواني، به نفع دولت نيست -حتي اگر برخي از طرفداران تعصبي و افراطي دولت همانند افراطيون مخالف دولت، منافع خود را در ادامه تنش ارزيابي كنند- برآيند فرصت سوزي ها از سوي هر جناح و جرياني براي كارنامه چهارساله دولت مطلوب نخواهد بود.
آقای طلایی نیک در این حوادث که نمیتوان یک بعد قضیه را دید و گفت تنها به این دلیل بود که مردم به خیابانها آمدند، فکر نمیکنید برخی از اظهارات و اقدامات تحریک آمیز برخی مسئولان هم دلیل بارزی برای تداوم اغتشاشات بود؟
طلایینیک: بستر برخي نقدها و نارضايتي ها از عملكرد حال و گذشته، به رغم وفاداري مردم به اصل نظام در تبليغات و رقابتهاي قبل از انتخابات كاملا بارز بود. برخي از نامزدها با تحريك وانحراف نقدها و مطالبات و انتظارات انباشته شده مردم در ابعاد سياسي، معيشتي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي به نحوي در بسترسازي حوادث پس از انتخابات به طور غير مستقيم و غيرارادي موثر بودند كه قانونشكنيها و بداخلاقيهاي بعد از انتخابات، این بستر مساعد را حادثهساز کرد.
دستگاههاي قانوني ضمن اينكه بايد با عدالت وانصاف و رعايت ملاحظات ملي، به جرائم پس از انتخابات رسيدگي قانوني داشته باشند، باید آسیب شناسی و رسیدگی به جرم در هر جا و نسبت به هر فرد و با هر موقعيت حقيقي و حقوقي را در دستور كار قرار دهند.
مديريت اعتراضات سياسي توسط برخي از شخصيتها و جريانات و جناحهاي سياسي هم ناكارآمدي خود را در حوادث پس از انتخابات نشان داد. علاوه بر بروز برخي از بداخلاقيها و كم توجهيها به ارزش ها در رقابت هاي قبل از انتخابات، ضعف برخي از شخصیت ها و جريانات سياسي هم در هدايت اعتراضات در چهار چوب قانون كاملا بارز بود.
متاسفانه با نوعي تحريك متقابل از سوي دو قطب انتخاباتي درقبل و بعد از انتخابات مواجه بودیم. اقدام شتابزده در اعلام نتيجه انتخابات از سوي نامزدها و همچنين تحريك متقابل با برپايي جشن يا اجتماعات بدون مجوز، همگي متناسب با وزن خود در حوادث تاثير داشتند.
اگر موسوي قبل از اعلام نتایج خود را پيروز انتخابات معرفي نمي كرد و يا برخي از جرائد قبل از اعلام نهايي نتيجه انتخابات، پيروز انتخابات را تبليغ نمي كردند و يا اگر جشني با فضاي تحريك معترضين به انتخابات برپا نميشد و يا راهپيمايي اعتراضی بدون مجوز قانوني با حضور برخي از شخصيت هاي سياسي انجام نمي گرفت و يا دعوت به برخي اعتراضات خياباني صورت نمي گرفت، واگرسران معترضین به راهکار قانونی پایبند بودند ،اغتشاشات این چنینی را هم شاهد نبودیم.
این موارد را شفافتر توضیح میدهید؟
طلایینیک: نميخواهيم آرامش و ثبات محصول راهپيمايي 9 دي و 22 بهمن را مخدوش كنيم، ضرورت و اولويتهاي كشور در حمايت از دولت، توام با نقد سازنده، و نپرداختن به رفتاررقابتي پس ازانتخابات است، اينها را بايد به آينده موكول كرد. ديگر نبايد به فضای گذشته برگشت، مگر اينكه پرداختن به گذشته، سبب تجربه براي آينده شود. بايد از حوادث و عبرتهاي انتخابات براي بازنگري در برخي مقررات و الگوهاي هنجاري و رقابتي انتخابات به شدت استفاده كرد. به طور مثال هزينه هاي تبلیغات انتخاباتی به شدت غير شفاف است و يكي از مصادیق ابهامات و رفتارهاي نامناسب انتخاباتي به اتهام زدن هاي ناشي از اين هزينهها مربوط ميشود كه متاسفانه براي نظارت و شفاف سازي هزينه هاي انتخاباتي كارآيي لازم را نمي بينيم ولی با تعيين سياست هاي كلي از سوی مجمع تشخیص و ابلاغ آن از سوي مقام معظم رهبري و اصلاح قوانين، شفاف سازي و اعتماد سازي در مورد هزينه ها و شيوههاي تبليغاتي به طور كلي ساماندهی میشود.
منبع: فردا
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


