ماجرای کبک و کلاغ در الگوتراشی نشریات سیاسی از ورزش؛
داخلیها راه رفتن خودشان را هم فراموش میکنند
مشکل از آنجا آغاز میشود که این ایدههای تازه به کار گرفته شده همچون نشریات خارجی، محصول اتاق فکر نشریات وطنی نیست و تنها کپیبرداری صرف یا در بهترین حالت الگوبرداری از طرح و فرم یک روزنامه یا مجله است که با تکرارش در چندین روزنامه و عدم وجود طرحهای نو و نگارشهای تازه، مخاطب را از این سبک جدید نیز به مرور دلزده میکند.
کد خبر: ۸۲۷۳۹
| | 23062 بازدید
الگوبرداری از برخی اصول حرفهای گری در گزینش و چینش مطالب نشریات داخلی از مطبوعات خارجی یکی از رویههایی است که در سالهای اخیر به کرات مشاهده شده و نتایج رضایتبخشی به واسطه ایجاد تنوع و روحیه خلاقیت ربوده شده از این دست مطبوعات فرنگی، در افزایش مخاطب و تیراژ برخی رسانهها نیز داشته که باعث شده برخی نشریات نیز همان الگوی خارجی را مجدداً تکرار کنند و یک خلاقیت در صفحه بندی نشریات پرفروش دنیا، بارها و بارها در داخل ایران کپیبرداری شود اما تعدادی از این برداشتها نیز نتایج مثبتی دربرنداشته و حتی معکوس عمل کرده که در ایران میتوان نمونهای زنده برای آن یافت.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ حفظ و توسعه دامنه رسانه و به خصوص روزنامه در دهکده جهانی قواعد خاص خود را میطلبد و دیگر حضور و نقش آفرینی در این فضا که حجم رقابت در آن وجود دارد بدون درک و تامین نیاز مخاطب عام و خاص و بهرهگیری از تکنولوژی و خلاقیت در کنار حفظ و ارتقاء پارامترهای معمول همیشگی همچون دقت و کیفیت و همچنین حجم و کمیت امکان پذیر نیست و در ایران نیز با قطع یارانه نشریات، این فرصت فراهم شده تا نشریات بدون تکیه بر یارانهها، تنها راه پیش رو برای تامین هزینههایشان را سرمایهگذاری در بخشهای فوق الذکر بدانند.
در چنین شرایطی تقویت محتوا و طرح و چاپ در نشریات جزو اولویتهایی است که در هر سه زمینه، برخی مطبوعات داخلی که در چند سال گذشته روی دکه روزنامه فروشیها آمدهاند، گامهایی برداشتهاند و به مدد همین حرکتها است که تلاش برای رهایی از اتکاء به تنها منابع دولتی باقی مانده برای مطبوعات همچون آگهیهای مرتبط با دستگاههای دولتی را ملموس ساخته و مخاطب نیز به صرف انرژی برای چاپ و توزیع نشریاتی با کیفیت مطلوبتر توجه نشان داده و مخاطب پذیری این دست روزنامهها علی رغم عمر اندک نیز به سبب همین نگاه قابل قبول بوده است.
اما مشکل از آنجا آغاز میشود که این ایدههای تازه به کار گرفته شده همچون نشریات خارجی، محصول اتاق فکر نشریات وطنی نیست و تنها کپیبرداری صرف یا در بهترین حالت الگوبرداری از طرح و فرم یک روزنامه یا مجله است که با تکرارش در چندین روزنامه و عدم وجود طرحهای نو و نگارشهای تازه، مخاطب را از این سبک جدید نیز به مرور دلزده میکند و طبیعتاً چون اتاق فکری محمل این طرحها و ایدهها نبوده، نمیتوان به تنوع طلبی به حق مخاطبی که 300 یا 500 تومان هزینه خرید یک نشریه سیاسی را میدهد، پاسخی مناسب داد.
هزینهای که چندان اندک هم نیست و بسیاری از روزنامههای آمریکا با 50 تا 75 سنت منتشر میشوند که 500 تا 700 تومان است و این خود ثابت میکند که وقتی نشریه با آن کیفیت در آمریکا 500 تا 750 تومان روی دکه میآید، به مراتب در ایران باید ارزانتر از این ارقام باشد.
به همین دلیل مسئولان تحریریه این نشریات، آخرین ایدههای به کار نرفته در نشریات خارجی را در نشریات سیاسی داخلی به کار میبندند تا این بار با الگوتراشی خود را پیشتاز خلاقیت زایی جلوه دهند که متاسفانه این ایدهها دیگر نه تنها کارایی ندارد، بلکه برخی از آنها آثار معکوسی به خصوص در بحث محتوا به همراه میآورد.
یکی از این ایدههایی که در چند مدت اخیر در تعدادی از روزنامههای صبح تهران به اپیدمی مبدل شده، وام گرفتن روزنامههای سیاسی از روزنامههای ورزشی و درج تیتر و تصویر یک جلد این روزنامهها از موضوعات ورزشی است که برخی از آنها حتی برای نشریات ورزشی نیز آنچنان واجد اهمیت نیست و بعضاً مشاهده شده همان سوژه ورزشی روزنامههای سیاسی، تیتر یک روزنامههای ورزشی در همان روز نشده است.
این رویه که شاید الگوبرداری از روزنامههای پرتیراژی همچون روزنامه انگلیسی زبان نیویورک تایمز چاپ آمریکا است، جزو الگوهایی است که در ایران نتیجه معکوس میدهد، به علت آنکه ورزش در ایران برخلاف بسیاری از دیگر کشورها متاثر از نتایج حاصله در سطوح بینالمللی، همچنان با افت مخاطب روبرو است و نشریات ورزشی بعضاً با افت فروش سنگین، با سیلی صورتشان را سرخ میکنند تا جایی که یک روزنامه ورزشی با تیراژ سابق بیش از یکصدهزار نسخه، اکنون حتی نیمی از این تیراژ نیز ندارد.
بر پایه همین استدلال الگوی ورزشی در ایران برخلاف کشورهای آمریکایی حداقل در این مقطع زمانی مخاطب به همراه نخواهد آورد و تنها باعث خواهد شد برخی از این نشریات با برچسب زدن بودن، بخشی از مخاطبان سیاسی، اجتماعی و اقتصادیشان را نیز به مرور از دست دهند تا ضربالمثل "کلاغ قصد یاد گرفتن راه رفتن کبک را داشت اما راه رفتن خود را نیز فراموش کرد" برای این دست نشریات داخلی صادق باشد. اگرچه شاید گروهی از این نشریات نیز ناچار به درج تیتر یک ورزشی باشند تا نیاز مخاطب به تیترهای سیاسی و اقتصادی آنچنانی که مناسب فضای فعلی کشور نیست را در حد توانشان پوشش دهند.
باید انتظار کشید و مشاهده کرد کسب توفیقات جهانی و همچنین مدال آوری در بازیهای آسیایی در طول زمان، اقبال مردم را به ورزش بازخواهد گرداند، یا با استمرار خزان مطبوعات ورزشی که منجر به تعطیلی برخی از این رسانهها نیز تحت عناوین ظاهری دیگر شده، تعدادی دیگر از نشریات ورزشی نیز پیش قراول تعطیلی برای نشریات سیاسی خواهند شد. بیشک این اتفاق که وقوعش به غیرت ورزشکاران ایران به جای برخی تدبیراندیشیهای مدیریتی مربوط میشود، میتواند در نجات روزنامههای سیاسی شود که انگار راه رفتن خودشان را نیز آهسته آهسته با کاهش مخاطبانشان که دیدگاههای انتقادی در مورد اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع را در جریده خریده میطلبند، فراموش کردهاند، موثر واقع شود.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ حفظ و توسعه دامنه رسانه و به خصوص روزنامه در دهکده جهانی قواعد خاص خود را میطلبد و دیگر حضور و نقش آفرینی در این فضا که حجم رقابت در آن وجود دارد بدون درک و تامین نیاز مخاطب عام و خاص و بهرهگیری از تکنولوژی و خلاقیت در کنار حفظ و ارتقاء پارامترهای معمول همیشگی همچون دقت و کیفیت و همچنین حجم و کمیت امکان پذیر نیست و در ایران نیز با قطع یارانه نشریات، این فرصت فراهم شده تا نشریات بدون تکیه بر یارانهها، تنها راه پیش رو برای تامین هزینههایشان را سرمایهگذاری در بخشهای فوق الذکر بدانند.
در چنین شرایطی تقویت محتوا و طرح و چاپ در نشریات جزو اولویتهایی است که در هر سه زمینه، برخی مطبوعات داخلی که در چند سال گذشته روی دکه روزنامه فروشیها آمدهاند، گامهایی برداشتهاند و به مدد همین حرکتها است که تلاش برای رهایی از اتکاء به تنها منابع دولتی باقی مانده برای مطبوعات همچون آگهیهای مرتبط با دستگاههای دولتی را ملموس ساخته و مخاطب نیز به صرف انرژی برای چاپ و توزیع نشریاتی با کیفیت مطلوبتر توجه نشان داده و مخاطب پذیری این دست روزنامهها علی رغم عمر اندک نیز به سبب همین نگاه قابل قبول بوده است.

اما مشکل از آنجا آغاز میشود که این ایدههای تازه به کار گرفته شده همچون نشریات خارجی، محصول اتاق فکر نشریات وطنی نیست و تنها کپیبرداری صرف یا در بهترین حالت الگوبرداری از طرح و فرم یک روزنامه یا مجله است که با تکرارش در چندین روزنامه و عدم وجود طرحهای نو و نگارشهای تازه، مخاطب را از این سبک جدید نیز به مرور دلزده میکند و طبیعتاً چون اتاق فکری محمل این طرحها و ایدهها نبوده، نمیتوان به تنوع طلبی به حق مخاطبی که 300 یا 500 تومان هزینه خرید یک نشریه سیاسی را میدهد، پاسخی مناسب داد.
هزینهای که چندان اندک هم نیست و بسیاری از روزنامههای آمریکا با 50 تا 75 سنت منتشر میشوند که 500 تا 700 تومان است و این خود ثابت میکند که وقتی نشریه با آن کیفیت در آمریکا 500 تا 750 تومان روی دکه میآید، به مراتب در ایران باید ارزانتر از این ارقام باشد.
به همین دلیل مسئولان تحریریه این نشریات، آخرین ایدههای به کار نرفته در نشریات خارجی را در نشریات سیاسی داخلی به کار میبندند تا این بار با الگوتراشی خود را پیشتاز خلاقیت زایی جلوه دهند که متاسفانه این ایدهها دیگر نه تنها کارایی ندارد، بلکه برخی از آنها آثار معکوسی به خصوص در بحث محتوا به همراه میآورد.
یکی از این ایدههایی که در چند مدت اخیر در تعدادی از روزنامههای صبح تهران به اپیدمی مبدل شده، وام گرفتن روزنامههای سیاسی از روزنامههای ورزشی و درج تیتر و تصویر یک جلد این روزنامهها از موضوعات ورزشی است که برخی از آنها حتی برای نشریات ورزشی نیز آنچنان واجد اهمیت نیست و بعضاً مشاهده شده همان سوژه ورزشی روزنامههای سیاسی، تیتر یک روزنامههای ورزشی در همان روز نشده است.
این رویه که شاید الگوبرداری از روزنامههای پرتیراژی همچون روزنامه انگلیسی زبان نیویورک تایمز چاپ آمریکا است، جزو الگوهایی است که در ایران نتیجه معکوس میدهد، به علت آنکه ورزش در ایران برخلاف بسیاری از دیگر کشورها متاثر از نتایج حاصله در سطوح بینالمللی، همچنان با افت مخاطب روبرو است و نشریات ورزشی بعضاً با افت فروش سنگین، با سیلی صورتشان را سرخ میکنند تا جایی که یک روزنامه ورزشی با تیراژ سابق بیش از یکصدهزار نسخه، اکنون حتی نیمی از این تیراژ نیز ندارد.
بر پایه همین استدلال الگوی ورزشی در ایران برخلاف کشورهای آمریکایی حداقل در این مقطع زمانی مخاطب به همراه نخواهد آورد و تنها باعث خواهد شد برخی از این نشریات با برچسب زدن بودن، بخشی از مخاطبان سیاسی، اجتماعی و اقتصادیشان را نیز به مرور از دست دهند تا ضربالمثل "کلاغ قصد یاد گرفتن راه رفتن کبک را داشت اما راه رفتن خود را نیز فراموش کرد" برای این دست نشریات داخلی صادق باشد. اگرچه شاید گروهی از این نشریات نیز ناچار به درج تیتر یک ورزشی باشند تا نیاز مخاطب به تیترهای سیاسی و اقتصادی آنچنانی که مناسب فضای فعلی کشور نیست را در حد توانشان پوشش دهند.
باید انتظار کشید و مشاهده کرد کسب توفیقات جهانی و همچنین مدال آوری در بازیهای آسیایی در طول زمان، اقبال مردم را به ورزش بازخواهد گرداند، یا با استمرار خزان مطبوعات ورزشی که منجر به تعطیلی برخی از این رسانهها نیز تحت عناوین ظاهری دیگر شده، تعدادی دیگر از نشریات ورزشی نیز پیش قراول تعطیلی برای نشریات سیاسی خواهند شد. بیشک این اتفاق که وقوعش به غیرت ورزشکاران ایران به جای برخی تدبیراندیشیهای مدیریتی مربوط میشود، میتواند در نجات روزنامههای سیاسی شود که انگار راه رفتن خودشان را نیز آهسته آهسته با کاهش مخاطبانشان که دیدگاههای انتقادی در مورد اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع را در جریده خریده میطلبند، فراموش کردهاند، موثر واقع شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


