شبکه العالم در عرصه ميانجي گري رسانه ای
در دنیایی زندگی می کنیم که رسانه ها هر روز ابعاد جدید تری از توانایی خود را در اداره حیات بشر به نمایش می گذارند یکی از عرصه های جولان دهی رسانه ها ورود به فضای دیپلماسی و روابط بین الملل می باشد که در قالب مباحث دیپلماسی رسانه ای مقالات متعددی تا کنون منتشر شده است .
از دیر باز یکی از وظائف دیپلمات ها و سران کشور ها تلاش در میانجی گری و کوشش برای حل مناقشات بین واحد های سیاسی و کشور های دیگر بوده است طبیعتا رسانه های بین المللی و خصوصا شبکه های ماهواره ای نیز که رقیب سمج و بی پروای دیپلمات ها به شمار می روند تلاش کردند توانایی خود را در این عرصه نیز به نمایش گذارند .
اگر چه تاریخ ورود رسانه به عرصه میانجی گری از قدمت قابل توجهی برخوردار است ولی به نظر میرسد با رشد فناوری های ارتباطی و رونق شبکه های تلویزیونی بین المللی این بخش از کارکرد رسانه ها در سال های اخیر جایگاه حساس تری رابه خود اختصاص داده است به طوری که رسانه ها توانسته اند در موارد بی شماری این ظرفیت خود را به اثبات برسانند به طوری که امروزه شاهد هستیم که شبکه های پر بیننده تلاش می کنند تا با دعوت از کارشناسان و تحلیل گران در قالب برنامه های مختلف پیشنهادات طرفین مناقشات را در قالب بسته های رسانه ای به دولتمردان و رهبران سیاسی ارائه نمایند.
البته در این رهگذر برخی از شبکه های بین المللی با زیرکی و استفاده از تاکتیک های جنگ روانی سعی میکنند سمت و سوی مناقشات را به مسیری هدایت کنند که منویات صاحبان خود را تامین نمایند و اگر چنانچه منفعت آنان در ادامه درگیری ها باشد به خوبی ملاحظه خواهید کرد که برایند تلاشهایشان چیزی جز دامن زدن به آتش مناقشات نیست که برای جلوگیری از اطاله بحث از ورود به مصادیق آن خودداری می کنم .
در حال حاضر صاحب نظران معتقدند یکي از مهمترين وظايف رسانه های بین المللی تلاش براي ايجاد روابط دوستانه ميان کشورها و رفع تخاصمات بين دولتها است.
در این مجال سعی می شود تا حد امکان ساز و کار و چگونگی ایفای نقش میانجی گری رسانه ها و همچنین ورود شبکه العالم به این حوزه را مورد بررسی اجمالی قرار دهیم .
شرایط ایفای نقش میانجی گری
اساسا ايفاي چنين نقشي از طرف رسانه در شرايط خاصی امکان پذير مي شود که به اختصار به آن مي پردازيم.
پذیرش طرفین مناقشه: برخي از صاحبنظران معتقدند قبل از هر چيز طرفين مناقشه بايستي پذيراي دخالت و ميانجي گري يک رسانه و يا يک دولت از طريق رسانه باشند. يعني چنانچه حتي يکي از طرفين ورود يک دولت و يا رسانه مربوط به آن دولت به موضوع مورد مناقشه به رسميت نشناسد عملاً تلاش ها منجر به نتيجه مطلوب نخواهد شد اگرچه در زمان حاضر شاهد هستيم که برخي از رسانه ها از چنان قدرتي برخوردارند که مي توانند از طريق فضا سازي افکار عمومي ميانجي گري خود را به طرفين تحميل نمايند.
بعبارت ساده تر ، طرفین يک مناقشه در شرایط خاصی ناگزير به پذيرش ميانجي گري يک رسانه مي شوند. البته پر واضح است که صرف قبول يک ميانجي به معناي پايان درگيري و حل موضوع نيست چنانچه مشاهده مي کنيم رويدادهاي سياسي و ديدارهاي رهبران اگر با بي ميلي و بي رغبتي رهبران مواجه شود نهايتاً به نتیجه ای نخواهد رسید و تأثير چنداني نخواهد داشت. بعنوان مثال مي توانيم شکست کنفرانس صلح مادريد در سال 1991 را از همين دست بدانيم. کاخ تاريخي سلطنتي در مادريد براي اين ديدار در نظر گرفته شد و مقامات امريکايي آنرا بزرگترين کنفرانس بعد از ورساي ناميدند.
نزديک به 450 خبرنگار و گزارشگر از سراسر دنيا کنفرانس را پوشش خبري مي دادند. ولي نمايندگان اعراب و اسرائيل به قدري سرد و بي ميل بودند که حتي از دست دادن با يکديگر ابا داشتند. آقاي گيلبوا در نوشته هاي خود اين مورد را از مصاديق بارز شکست ديپلماسي رسانه اي مي داند. چرا که حداقلي از تمايل براي تفاهم وجود نداشت و تنها براثر ميانجي گري اجباري امريکا اين جلسه برگزار شده بود. البته ناگفته نماند که تأثيرات مياني و غير مستقيم اين رويداد رسانه اي در سال 1993 در توافقات اسلو مشخص شد و برخي صاحبنظران توافقات اسلو را در واقع نقطه عطفي در روابط بين نهضت آزاديبخش فلسطين و رژيم صهيونيستي مي دانند (Gilboa,1998).
پرستیز واعتبار رسانه
آنچه که مسلم است لازمه ورود موفقیت آمیز یک رسانه به عرصه حل و فصل مناقشات برخورداری از میزان قابل قبولی ازپرستیژ و اعتبار بین المللی است به عبارت ساده تر یک رسانه مغرض و با جهت گیری های افراطی هرگز نمی تواند پذیرش طرفین مناقشه و افکار عمومی را به دنبال داشته باشد چرا که ایفای این نقش نیازمند داشتن کارنامه درخشان و آبرومند در عرصه بین المللی می باشد . برای بررسی عوامل موثر بر ارتقاء اعتبار یک رسانه و تاثیر مستقیم آن بر اعتبار کشورها مراجعه شود به مقاله " دیپلماسی رسانه ای و پرستیژ ملی " که در پایگاه اینترنتی روزنامه جام جم خبرگزاری فارس موجود است .
در این بخش به اختصار نگاهی اجمالی خواهیم داشت به تاریخچه ورود شبکه العالم به بحث میانجیگری رسانه ای:
شبکه العالم در فوریه 2003 در حالی تأسیس گردید که هنوز پیامد های ماجرای سراسر ابهام 11 سپتامبر بر همگان روشن نشده بود و هر روز پرده جدیدی از سناریوی آمریکا در خاورمیانه آغاز می گردید که از آنجمله می توان به حمله به افغانستان و عراق اشاره کرد این شبکه توانست در مدت کوتاهی ضمن پایبندی به اصول حرفه ای و حمایت از مظلومین و مسلمانان تحت ستم ، تمایلات خیرخواهانه خود را در پایان دادن به مناقشات و در گیری ها به نمایش بگذارد و همین نکته باعث شد در کشور های مختلف عربی و خصوصا عراق به موقعیت قابل توجهی دست یابد این شبکه که پخش برنامه های خود را با 6 ساعت پخش اخبار و بکار گیری بیش از 50 خبرنگار در سراسر جهان و تاسیس 4 دفتر اصلی در تهران، بیروت، بغداد ودمشق و چندین دفتر غیر رسمی آغاز کرده بود همزمان با حمله امریکا به عراق زمان پخش برنامه های خود را جهت پوشش اخبار این رویداد مهم به 24 ساعت افزایش داد .
به دلیل اینکه یکی از چهار دفتر اصلی العالم در شهر بغداد قرار داشت این شبکه توانست تحولات این کشور را به خوبی دنبال کند و در زمانی که اختلافات قومی ، مذهبی و سیاسی در خصوص سرنوشت سیاسی این کشور در حال نضج گرفتن بود این شبکه نقش برجسته ای در میانجی گری میان احزاب و قومیت های مختلف داشت و توانست از طریق دعوت از کارشناسان وتحلیل گران سیاسی در افشای سیاست های اشغالگران و ترویج وحدت میان گروه ها و پرهیز از خشونت گام های اساسی بردارد و در نهایت در جریان دولت سازی در عراق با لحن ملایمی در مورد این رویداد برخورد نمود و توانست فضای مثبتی در بین شورای حکومتی عراق برقرار نماید
تلاش های شبکه بین المللی العالم در حدی بود که سایت خبری ( free Republic ) در این زمینه اعتراف می کند که :
" آمریکائیان که برنده جنگ علیه صدام حسین بودند ، تاکنون جنگ ارتباط با مردم عراق را به العالم باخته اند . العالم روز به روز با گزارش های خود بینندگان بیشتری را جذب کرده و ناکامی آمریکا درعراق را به تصویر می کشد" . (free Republic، 13 می 2003 )
شبکه العالم در سالهای اخیر در بیشتر بحران ها و مناقشات سعی در خاموش کردن و فرونشاندن آتش فتنه و در گیری داشته است که از دیگر نمونه های بارز آن می توان به تلاش این شبکه در آشتی میان گروه های سیاسی در لبنان اشاره کرد .این شبکه طی تماس های مکرر با سیاست مداران لبنانی و رهبران سیاسی این کشور تمامی تلاش خود را برای ایجاد وحدت ملی در این کشور به کار گرفت و در این زمینه نیز به موفقیت های نسبی دست یافت .
شایان ذکر است ورود به عرصه میانجی گری همواره با نتایج درخشان و موفقیت آمیز مواجه نیست و شاید بتوان اوج گیری درگیری مبارزین حوثی با دولت یمن را از این موارد دانست با شروع درگیری ها در یمن شبکه العالم حداکثر تلاش خود را برای ایجاد زمینه ها توقف درگیری و آتش بس را به کار بست ولی با وجود همه این تلاش ها نتیجه مشخصی حاصل نشد.
در پایان به این نکته اشاره می کنم که اگرچه بحث ميانجي گري فی نفسه امری پسندیده و قابل تقدیر است ولی آنچه که شالوده و اساس دیپلماسی رسانه ای همه کشور ها را میسازد توجه به پارادایم منافع و امنیت ملی است به عبارت ساده تر ورود نا به هنگام و شتابزده از آفات شبکه های بین المللی به شمار می رود و همین موضوع رسانه ها ناگزیر به تعریف و شناخت دقیق منافع و مصالح ملی کشور خود می سازد تا بتوانند براساس این شناخت منطقی ، ميانجيگري سنجيده و حساب شده ای در مناقشات بین المللی داشته باشند.
*محمد اسماعیلی کارشناس روابط بین الملل


