صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

یگانگی سرشت اسلام و ایران؛ از جنگ در میدان تا ۹۰ شب حضور در خیابان

دکتر علیرضا عندلیب
کد خبر: ۱۳۷۵۹۹۱
| |
377 بازدید

آنچه در این مقطع از تاریخ ایران، در سومین جنگ تحمیلی که به «جنگ رمضان» شناخته شد، بیش از هر چیز قابل توجه است، رویارویی با دو قدرت هسته‌ای بود. این دو قدرت، از یک‌سو بزرگ‌ترین ابرقدرت کنونی جهان، یعنی آمریکا، و از سوی دیگر رژیم غاصب اسرائیل هستند. اما این رویارویی صرفاً یک «مقاومت سیاسی» یا یک «بسیج اجتماعی» نیست؛ بلکه تجلی حقیقتی عمیق‌تر است؛ حقیقتی که این پرسش را پیش روی ما قرار می‌دهد که چگونه یک ملت در یک مقطع تاریخی به حماسه تبدیل می‌شود؟

پرسش مهم‌تر آن است که این حماسه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ آیا حاصل هیجان است؟ آیا محصول فشارهای بیرونی است؟ یا ریشه در ساختاری عمیق‌تر دارد؟

و پرسش اساسی‌تر اینکه چه عاملی یک ملت را به نقطه‌ای می‌رساند که در یک جنگ چهل‌روزه ایستادگی کند و بیش از ۹۰ شب حضور خود را در صحنه حفظ نماید؟

پاسخ روشن است؛ این حماسه ریشه در یک «شجره طیبه» دارد؛ شجره‌ای که در طول تاریخ در سرزمین ایران رشد کرده است. به ثمر نشستن این شجره طیبه در بستر تاریخ را نمی‌توان با شاخص‌های صرفاً مادی یا تحلیل‌های کوتاه‌مدت تبیین کرد. باید آن را در امتداد همان نسبتی دید که از آن به‌عنوان هم‌پیوندی زنده و وحدت تمدنی اسلام و ایران یاد می‌شود؛ نسبتی که وحدت را در عین تمایز به نمایش می‌گذارد.

ما با پدیده‌ای مواجه هستیم که اگر درست فهم نشود، یا به هیجان تقلیل می‌یابد و یا در تحلیل‌های سطحی گم می‌شود. این فقط یک «حضور» نیست؛ بلکه یک «وضعیت تاریخی» است. این حماسه ریشه در نسبتی عمیق دارد؛ نسبت اسلام و ایران.

۱. اسلام و ایران؛ یک هم‌پیوندی زنده

اگر بخواهیم این پدیده را به‌درستی فهم کنیم، باید از برخی سوءتفاهم‌ها و نگاه‌های ساده‌انگارانه عبور کنیم. اسلام و ایران نه صرفاً هم‌زمان شده‌اند و نه یکی در دیگری حل شده است. ما با نوعی «هم‌زیستی مولد» مواجه هستیم؛ نسبتی زنده که در آن اسلام، معنا، جهت و انگیزه را می‌آفریند و ایران، بستر تاریخی، فرهنگی و امکان تحقق آن را فراهم می‌کند.

در این نسبت، نتیجه صرفاً شکل‌گیری یک جامعه دینی نیست، بلکه تولد یک تمدن است؛ تمدنی که در آن حقیقت توحیدی در بستر تاریخ به یک واقعیت اجتماعی تبدیل می‌شود.

۲. رفتار تمدنی، نه واکنش

آنچه در این ۹۰ شب مشاهده شد، یک رفتار تمدنی بود، نه صرفاً یک واکنش سیاسی یا اجتماعی. برای فهم این رفتار تمدنی، بهترین استعاره همان «شجره طیبه» است؛ درختی که ریشه در توحید دارد، در تاریخ رشد می‌کند و سرانجام به ثمر می‌نشیند.

اما این درخت به‌خودی‌خود رشد نمی‌کند؛ بلکه دارای منطق درونی و مسیری مشخص است. این مسیر را باید در چارچوب مفهوم «حیات طیبه» فهم کرد.

۳. ریشه حماسه؛ از معنا تا کنش

در این رخداد حماسی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تبدیل «باور» به «حضور» است. ملتی که دهه‌ها در معرض فشار، تهدید و جنگ ترکیبی قرار داشته است، هنگامی که بیش از ۹۰ شب پیاپی در صحنه باقی می‌ماند، صرفاً واکنش نشان نمی‌دهد؛ بلکه از یک ساختار درونی و ریشه‌دار برخوردار است.

برای فهم این رفتار، باید مسیر «معنا تا عمل» را شناخت. اسلام مجموعه‌ای از مفاهیم پراکنده نیست؛ بلکه یک «شجره طیبه» در مسیر تحقق حیات طیبه است؛ درختی که ریشه در توحید دارد، در تاریخ رشد می‌کند و در لحظه‌های سرنوشت‌ساز به بار می‌نشیند. حماسه امروز نیز یکی از همین لحظه‌های به ثمر نشستن است.

۴. هشت ستون حیات طیبه

این مسیر را می‌توان در قالب هشت ستون حیات طیبه فهم کرد: «از توحید تا بعثت»، «از قربان تا غدیر»، «از ولایت تا عاشورا» و «از انتظار تا ظهور». در این مسیر، ایمان به هویت تبدیل می‌شود و هویت، خود را در رفتار جمعی متجلی می‌سازد.

یک) توحید؛ بنیان

توحید فقط یک اعتقاد نیست؛ بلکه یک «نظام جهت‌دهنده» است. ملتی که توحید را درک کرده باشد، در برابر قدرت‌های ظاهری دچار ترس وجودی نمی‌شود. جامعه‌ای که بر محور توحید شکل گرفته باشد، در برابر قدرت‌های بزرگ دچار فروپاشی درونی نخواهد شد.

دو) بعثت؛ آغاز حرکت

بعثت به معنای ورود حقیقت به میدان عمل است؛ یعنی تبدیل ایمان به حرکت اجتماعی. بعثت یعنی آغاز حرکت، و حضور ۹۰ شبه مردم، تجلی همین حرکت است.

سه) قربان؛ آمادگی برای فداکاری

قربان، نماد گذشتن از خود و از خودخواهی و ترجیح حقیقت بر منفعت شخصی و رسیدن به حقیقتی برتر است. در فرهنگ قربانی، انسان برای حفظ ارزش‌های بزرگ‌تر، از منافع محدود خود عبور می‌کند. هر حماسه تاریخی، بدون روحیه ایثار و فداکاری، ناتمام خواهد ماند.

چهار) غدیر؛ تداوم هدایت

غدیر بیانگر آن است که این مسیر رها نشده و هدایت در میانه راه دچار انقطاع نمی‌شود. غدیر یعنی استمرار مسیر هدایت؛ یعنی جامعه در پیچ‌های تاریخی راه خود را گم نمی‌کند و از مسیر اصلی منحرف نمی‌شود.

پنج) ولایت؛ ساختار هدایت

ولایت این مسیر را به یک «نظام زنده» تبدیل می‌کند. بدون ولایت، مفاهیم پراکنده می‌شوند؛ اما با ولایت، به یک جریان تاریخی منسجم بدل می‌گردند. ولایت عامل انسجام است. در این حماسه نیز جامعه پراکنده نشد، بلکه انسجام خود را حفظ کرد.

شش) عاشورا؛ صیانت از حقیقت

عاشورا نقطه‌ای است که نشان می‌دهد حقیقت بدون هزینه حفظ نمی‌شود. این همان جایی است که ایمان به ایستادگی تبدیل می‌شود. عاشورا یعنی پایداری در لحظه‌های دشوار و دفاع از حقیقت، حتی به بهای سنگین‌ترین هزینه‌ها. ازاین‌رو، این حضور گسترده و پایدار را نمی‌توان جدا از فرهنگ عاشورا و آموزه‌های آن فهم کرد. این حضور گسترده و پایدار، بی‌تردید ریشه در فرهنگ عاشورا دارد.

هفت) انتظار؛ افق آینده

انتظار، امیدی منفعل و صرفاً آرزومندانه نیست؛ بلکه حرکتی آگاهانه و جهت‌دار در مسیر تحقق آینده‌ای است که وعده داده شده است. انتظار، امید فعال و مسئولانه است. مردمی که در صحنه باقی می‌مانند، به آینده‌ای روشن باور دارند و خود را در ساختن آن آینده سهیم می‌دانند.

هشت) ظهور؛ تحقق نهایی

در نهایت، این مسیر به «ظهور» ختم می‌شود؛ نقطه‌ای که عدالت به‌صورت کامل تحقق می‌یابد و شجره طیبه به ثمر نهایی خود می‌رسد. هر حماسه‌ای از این دست را می‌توان جلوه‌ای کوچک و تمرینی تاریخی برای آن تحقق بزرگ دانست؛ تمرینی برای جامعه‌ای که در مسیر رسیدن به آن افق متعالی گام برمی‌دارد.

۵. ایران؛ بستر این حماسه و تجلی این هشت‌گانه

این مفاهیم چگونه در ایران به واقعیت اجتماعی و تاریخی تبدیل شده‌اند؟ پاسخ روشن است: در قالب یک تجربه تاریخی عمیق و ماندگار.

در ایران، توحید به هویت تبدیل شد؛ عاشورا به فرهنگ عمومی راه یافت؛ و ولایت در قالب یک ساختار اجتماعی و تاریخی تداوم پیدا کرد. حاصل این فرآیند آن بود که اسلام از سطح معنا فراتر رفت و به سطح تمدن ارتقا یافت.
البته این مفاهیم در هر سرزمینی به یک شکل ظهور نمی‌کنند. ایران تنها یک جغرافیا نیست؛ بلکه حامل یک تاریخ انباشته است؛ تاریخی سرشار از تجربه‌های بزرگ، فرهنگ‌های ریشه‌دار و پیوندی عمیق میان دین و زندگی. در چنین بستری، هنگامی که بحران پدید می‌آید، پاسخ‌ها سطحی و مقطعی نیستند؛ بلکه ریشه‌دار، ماندگار و تمدنی‌اند. حماسه امروز نیز ادامه همان شجره طیبه است.

۶. تبدیل ایمان به ساختار درونی جامعه

آنچه در این روزها شاهد آن هستیم، از حضور مستمر مردم و همراهی نسل‌ها گرفته تا ایستادگی در برابر فشارها، صرفاً یک واکنش مقطعی نیست. همچنین مشارکت گسترده مردم در پویش «جانفدا برای ایران» و آمادگی برای دفاع از کشور، نشانه‌ای از استمرار همان ریشه‌های عمیق فرهنگی و اعتقادی است.
این رخدادها ادامه همان شجره‌ای هستند که در طول تاریخ رشد کرده است. هنگامی که ملتی ده‌ها شب در صحنه باقی می‌ماند، در عین تحمل فشارها انسجام خود را حفظ می‌کند و هم‌زمان زندگی روزمره خود را نیز اداره می‌کند، می‌توان دریافت که «ایمان» از سطح باور فردی فراتر رفته و به «ساختار درونی جامعه» تبدیل شده است.

۷. پیوند رهبری، مردم و فرماندهان

در هر حماسه تاریخی، سه رکن اساسی و تعیین‌کننده وجود دارد: رهبری، نیروهای میانی و مردم.
در این تجربه نیز همین سه‌گانه را مشاهده می‌کنیم:
رهبری؛ به‌عنوان نقطه تمرکز معنا، جهت و راهبری.
فرماندهان و پیشکسوتان دفاع؛ به‌عنوان حاملان تجربه و پیونددهندگان نسل‌ها.
مردم؛ به‌عنوان بستر تحقق و تجلی اراده تاریخی.

این سه رکن، اگر از یکدیگر جدا باشند، توانایی خلق یک حرکت تاریخی را ندارند؛ اما هنگامی که در نسبتی هم‌افزا قرار می‌گیرند، حماسه شکل می‌گیرد. در این میان، رهبری جهت را حفظ می‌کند، فرماندهان تجربه را منتقل می‌کنند و مردم این حقیقت را در صحنه اجتماع متجلی می‌سازند. این همان سه‌گانه‌ای است که حماسه را می‌آفریند.

۸. استمرار حضور؛ فراتر از هیجان

ویژگی برجسته این رخداد حماسی و ماندگار، تداوم آن است. تاریخ، نمونه‌های فراوانی از خیزش‌ها و واکنش‌های کوتاه‌مدت را به خود دیده است؛ اما حضور مستمر، آگاهانه و آرام یک ملت در طول ده‌ها شب، نشانه بلوغ تاریخی آن ملت است.
این بلوغ، محصول حافظه دفاع مقدس، تجربه‌های تاریخی و درونی‌شدن مفاهیم اعتقادی و ملی در بستر جامعه است.

۹. کارآمدی در سطح اداره زندگی

در کنار این حضور اجتماعی، نکته مهم دیگر حفظ ثبات در زندگی روزمره مردم است. اگر جامعه‌ای بتواند هم در میدان حضور داشته باشد و هم زندگی عادی خود را حفظ کند، این امر نشان‌دهنده وجود یک نظام اجتماعی منسجم است، نه صرفاً یک واکنش احساسی و گذرا.
این همان نقطه‌ای است که «معنا» به «نهاد» تبدیل می‌شود و ارزش‌ها در ساختارهای اجتماعی تجلی می‌یابند.

۱۰. تبیین در چارچوب وحدت تمدنی

اگر این رخداد را در چارچوب نسبت اسلام و ایران تحلیل کنیم، به جمع‌بندی روشنی خواهیم رسید:
اسلام، معنا، جهت و انگیزه مقاومت را فراهم می‌کند و ایران، بستر تاریخی، فرهنگی و اجتماعی تحقق این مقاومت را شکل می‌دهد.
حاصل این پیوند، یک رفتار تمدنی است؛ نه صرفاً یک واکنش سیاسی یا اجتماعی.

۱۱. نسبت با تاریخ

در تاریخ ملت‌ها نمونه‌های فراوانی از مقاومت و ایستادگی وجود داشته است؛ اما آنچه این تجربه را متمایز می‌کند، ترکیب سه عنصر بنیادین است:

معنا؛ در قالب ایمان و جهت‌گیری توحیدی،
سازمان؛ در قالب ساختار و رهبری،
مردم؛ در قالب حضور گسترده، آگاهانه و پایدار.
چنین ترکیبی به‌سادگی شکل نمی‌گیرد، بلکه حاصل یک تاریخ طولانی و یک فرآیند تمدنی مستمر است.

۱۲. نشانه‌ای تاریخی، نه حادثه‌ای گذرا

آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک حادثه گذرا نیست؛ بلکه نشانه‌ای تاریخی است. نشانه‌ای از اینکه هنگامی که یک حقیقت دینی در بستری تاریخی ریشه می‌دواند، می‌تواند به نیرویی زنده، پویا و پایدار تبدیل شود.
در این میان، اسلام به‌عنوان منبع معنا و جهت، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری این حماسه داشته است؛ اما این نقش در بستر ایران و در تعامل با تاریخ و فرهنگ این سرزمین، به یک واقعیت عینی و تمدنی تبدیل شده است.

حماسه جنگ چهل‌روزه و ۹۰ شب حضور مستمر مردم در خیابان‌ها و میدان‌های شهر چه معنایی دارد؟
معنای آن روشن است: جامعه از درون فرو نریخته است؛ ایمان به رفتار جمعی تبدیل شده است؛ و تاریخ، به‌جای تکرار خود، در حال تداوم و تکامل است. این حضور، یک تصمیم لحظه‌ای و مقطعی نیست؛ بلکه تجلی یک ساختار درونی پایدار است.

سخن آخر

آنچه امروز شاهد آن هستیم، رخدادی حماسی و کم‌نظیر در تاریخ اسلام و ایران است؛ رخدادی که بی‌تردید در حافظه تاریخی این سرزمین ماندگار خواهد شد.

اسلام و ایران، در یک نسبت هم‌پیوند و زنده، شجره طیبه‌ای را شکل داده‌اند. این شجره از توحید آغاز می‌شود، با بعثت در تاریخ رشد می‌کند، در غدیر و ولایت تداوم می‌یابد، با فرهنگ عاشورا استحکام پیدا می‌کند و در مسیر انتظار به سوی ظهور حرکت می‌کند.

حماسه‌های ملت ایران نیز در همین مسیر تاریخی شکل گرفته‌اند؛ در پیوندی میان شجاعت ایرانی، هوشمندی انقلابی و دانش بومی.

امروز ما نه در حاشیه این شجره، بلکه در متن آن ایستاده‌ایم. این بدان معناست که جامعه ما، به‌جای فروپاشی، در حال بازتولید و تقویت سرمایه‌های هویتی و تمدنی خویش است.

و اکنون پرسش اصلی این است: نقش ما در ادامه این مسیر چیست؟ آیا تنها روایت‌گر این تاریخ خواهیم بود یا خود نیز بخشی از تداوم آن خواهیم شد؟

پاسخ این پرسش، در اراده و مسئولیت‌پذیری ما نهفته است.

 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟