از رياست بچه تا قدرتگيری دوباره مولر!
ويروس بحران به استقلال سرايت كرد؛ بهگونهاي كه باشگاه صدرنشين حالا تا نيمه، در باتلاق فرو رفته. باخت شنبه شب مقابل پيكان در آزادي، استقلال را در تهران تحقير كرد.
به نوشته خراسان؛ تيمي كه سالها در آزادي نباخته بود به ناگهان، در خانه ميبازد. همه چيز از شكست 3 -2 مقابل استقلالاهواز در هفته يازدهم آغاز شد. با نتيجهاي تكراري مقابل راهآهن ادامه يافت و شنبه شب با همين نتيجه، استقلال را زمينگير كرد.
تصوير مغموم آبيها بعد از باخت 3 -2 مقابل پيكان، نمايي نزديك از مشكلات باشگاهي بود كه در پس پرده، ناجي ندارد. كارشناسان معتقدند درست از روزي كه واعظي آشتياني راه سازمان تربيتبدني را در پيش گرفت، هجمهاي از مشكلات به سوي استقلال آمد. مشكلات مالي، دعواهاي داخلي و در نهايت بحران. تصوير شنبه شب استقلال، مخدوش و مبهم بود.
وقتي بازيكنان سرخورده و مربي خشمگين به بدترين شكل ممكن وارد رختكن شدند. همه سرخورده از نتيجه و شعارهاي هواداران، هر آن منتظر اتفاقي تازه بودند كه سرانجام رقم خورد. وقتي صمد مرفاوي پا به رختكن گذاشت در بدو ورود به بهزاد غلامپور مربي گلرها حمله كرد، وقتي او در نيمه اول و در حين اعتراضهاي بازيكنان به داور، قصد داشت به زمين برود و غلامپور جلويش را گرفت: «من میخواستم بازیکنان را از داور جدا کنم و به آنها بگویم حق اعتراض ندارند.
2 - یک عقب بودیم و نباید اجازه میدادیم وقت تلف شود. وقتی تو مرا میگیری همه فکر میکنند میخواستم داور را بزنم. اصلا به تو چه ربطی دارد که من بروم وسط زمین یا نروم. از این به بعد هیچکس جز خودم اجازه ندارد از روی نیمکت بلند شود و کنار زمین بایستد...» تنش، به ناگهان به نيمكت استقلال هجوم آورد. اغلب بازيكنان از هم خرده گرفتند و اوضاع متشنج شد اما مرفاوي و چهره برافروختهاش، سكوت را دوباره بازگرداند. در پس سكوت او حرفهاي زيادي پنهان بود.
چه، وقتي به حرف آمد همه بازيكنان را مورد خطاب قرار داد: «اينهمه حرف ميزنم اما انگار در گوش... ميخوانم! حواستان كجاست؟ تمرينها چه شد؟ مگر نگفته بودم چطور بازي كنيد؟» از كسي صدايي در نميآمد و بعد از خود مرفاوي هم همينطور. هجوم خبرنگاران پشت در رختكن استقلال سرمربي را به اين نتيجه رساند كه فعلا بازيكنان را حبس كند.
او اجازه خروج نداد تا اينكه خبرنگاران رفتند و التهاب خوابيد. در تمام اين لحظهها كمكهاي مرفاوي حتي يك كلمه هم به زبان نراندند. سيامك رحيمپور كه در بازگشت از اردوي كيش با سرمربي به مشكل خورده بود، در طول بازي هم سكوت اختيار كرد. او كه مقابل تيم سابقش قرار گرفته بود و ميتوانست كمكحال مرفاوي باشد، حتي يكبار هم از روي نيمكت بلند نشد.
اريش روتهمولر هم همينطور. او كه در هفتههاي اخير نقش يك معترض را در استقلال بازي ميكرد، با سكوت معنيدار خود به اعتراضش ادامه داد. مرفاوي در واقع مربي تمريندهنده آلماني را در تمرينهاي استقلال بازي نميداد.
از رياست بچه تا قدرتگيري دوباره مولر
واعظي آشتياني، روز چهارشنبه به ايران بازميگردد تا شايد وضع استقلال را دوباره سر و سامان دهد. او با تفويض اختيار به نفريه، راهي حج تمتع شد. درحاليكه نفريه در اين مدت استقلال را به حال خود رها كرد و كمتر اتفاق افتاد كسي او را در باشگاه ببيند. در واقع با سفر واعظي، بابايي مشاور آشتياني معروف به بچه تمام امورات استقلال را رتق و فتق ميكرد.
حالا واعظي درحالي به ايران بازميگردد كه استقلال از خط قرمز عبور كرده است. ديروز آبيها دوباره شاهد اتفاقهاي تازهاي بودند. صمد مرفاوي با چهرهاي برافروخته به تمرين اين تيم رفت و در همان ابتدا به عكاسها حمله كرد: «شما جاسوسهاي خبرنگاران هستيد، برويد عقب...»
او قبل از شروع تمرين بازيكنان را دور هم جمع كرد و حرفهايي زد اما جالبترين تغيير استقلال حضور فعال روتهمولر در تمرينها خواهد بود. او از امروز دوباره نقش ابتداي فصل خود را در استقلال ايفا ميكند و ديگر در تمرينها بيكار نخواهد نشست. اين نكتهاي است كه به مرفاوي گوشزد شده و او راهي جز قبول آن ندارد. ديروز همچنين حرف از تغييرها در كادر فني استقلال به ميان آمد اما فعلا اتفاقي در اين زمينه نخواهد افتاد.
علي انصاري عضو هيئت مديره استقلال ميگويد: «حرفي درباره بركناري مرفاوي زده نشده. من هم مثل همه بازي را از منزل تماشا كردم. در اين خصوص كسي با من تماس نگرفت و تشكيل جلسه براي بركناري مرفاوي را تكذيب ميكنم.» ظاهرا همه چيز به بازگشت واعظي بستگي دارد.
اخراج ليدرها
ليدرهاي استقلال تا اطلاع ثانوي اخراج شدند. واعظي آشتياني با اين شعار كه «ليدرهاي تحصيلكرده براي استقلال ميآورم» آنها را به خدمت گرفت، حالا حكم بركناريشان را داده است. در جريان بازي با پيكان هواداران تا توانستند عليه مرفاوي و آشتياني شعار دادند و قلعهنويي را تشويق كردند. موضوعي كه پورسيف رئيس كانون هواداران استقلال آن را به ليدرها ربط داد: «از ما باج خواستند نداديم. اين كارها را كردند.»


