سکوت معنادار رسانههای منطقه؛ با چه انگیزهای؟
در چند روز گذشته، پرونده اتمی ایران، شاهد تحولات عمیق درباره آژانس بینالمللی انرژی اتمی بود؛ این تحولات که در نوع خود بیسابقه است، زمینهای را برای جمهوری اسلامی را فراهم آورده که پیام هستهای خود را به جهان بفرستد و توجه جهانیان به حق مسلم استفاده ایران از انرژی صلحآمیز هستهای را به اثبات برساند و در واقع تهدید را به فرصت تبدیل کند.
به گزارش «تابناک»، اما رسانههای منطقه که همواره تحولات هستهای ایران را زیر ذرهبین تحلیلهای سیاسی خود رصد میکردند، در سکوتی معنادار، این مسأله را بایکوت خبری کرده و در انتظار واکنش ایران برآمدهاند و بر خلاف روزها و هفتههای گذشته که چندین خبر و گزارش را درباره ایران و فعالیتهای اتمی ایران اختصاص میدادند، در روزهای آخرین هفته گذشته، اقدام به سانسور خبری کرده و با هماهنگی با یکدیگر، از البرادعی و آژانس انرژیِ اتمی حمایت کردند.
اما اینکه عملکرد البرادعی تا چه اندازه قابل قبول است، موضوعی است که کارشناسان باید آن را تحلیل کنند؛ اما حمایتهای رسانهای کشورهای همسایه از این شخص که عملکردی دوگانه و چندگانه در قبال پرونده ایران داشته، موضوعی است که رسانههای ایران و منطقه باید به آن بپردازند و اجازه ندهند مرد چند چهره انرژی اتمی پس از سالها همکاری صمیمانه علمی و عملی جمهوری اسلامی ایران، این گونه با حیثیت ایران و ایرانی بازی کند.
بنا بر این گزارش، در چنین شرایطی، اگر دستکم فضای رسانهای به همین منوال پیش رود، کاملا مشخص است که منطقه هیچگاه نخواهد توانست، از انرژی هستهای بهره ببرد، زیرا این بازیها را ممکن است، جانشینان البرادعی برای کشورهای منطقه که در صدد دستیابی به انرژی هستهای هستند، تکرار کنند تا حس باج خواهی خود را از کشورهای ثروتمند اشباع کنند.
و نکته آخر اینکه کشورهای منطقه باید به این نکته توجه داشته باشند که جهان غرب و آژانس انرژی اتمی هیچگاه تمایلی به برخورداری کشورهای آسیایی و عرب از این انرژی ندارند و همواره در مسیر این کشورها سنگ اندازی خواهند کرد تا دانش فنی آن را به این کشورها بفروشند و بازار خود در منطقه را از دست ندهند.
اما اگر کمی تردید کنیم که شاید این همه بدبختی که سر ما می آیند ناشی از سیاستهای غلط خودمان است شاید به فکر اصلاح بر بیاییم.




