دعوا بر سر تكهپارههای ابومسلم
گل سوم كه به ثمر رسيد پيرمرد سفيدمو از جا بلند شد و سلانهسلانه به سمت جايگاه مقامات حركت كرد. هواداران پروپا قرص ابومسلم او را خوب ميشناسند.
به نوشته تهران امروز؛ در روزهايي كه ابومسلم در دسته اول بازي ميكرد و ركورد 10 عدد تماشاگر را در بازيهاي خانگي خود به ثبت ميرساند، او يكي از آن 10 نفر بود. حالا ديگر خيلي پير شده. توان فرياد كشيدن ندارد اما زير لب غر ميزند و مرتب رنگ عوض ميكند.
گل سوم را كه خوردند ديگر نميتوانست بنشيند. رفت وسط ليدرها و شروع كرد به بد و بيراه گفتن: «شماها غيرت نداريد، شماها ابومسلمي نيستيد، مشهدي نيستيد. با يك دست چلوكباب خودتان را ميفروشيد، چرا عليه مديرعامل شعار نميدهيد، به فلان مسئول استان چه ربطي دارد كه تيم ميبازد؟ شماها ابومسلمي نيستيد.»
ديگر صدايش درنميآمد، ميلرزيد، چند نفر با اصرار و خواهش ساكتش كردند، نشست، قفسه سينهاش بالا و پايين ميرفت و استقلال هنوز در محوطه جريمه ابومسلم جولان ميداد.
علاوه بر پر نشدن ورزشگاه ثامن و چربش تماشاگران استقلال بر تيم ميزبان اتفاقات عجيب و غريب ديگري هم در ورزشگاه جريان داشت. ابومسلم در نيمه دوم پشت سر هم توپ را از داخل دروازهاش بيرون ميآورد و تماشاگران عليه استاندار و مديركل تربيتبدني استان شعار ميدادند؛ همان تماشاگراني كه در بازيهاي گذشته بيش از 45 دقيقه به بنياسد – مديرعامل ابومسلم – تاختند و خواهان استعفاي او شدند، در بازي دو هفته قبل با راهآهن تماشاگران از دقيقه 48 بنياسد را هدف گرفتند و حتي وقتي بازي با نتيجه مساوي يك - يك به پايان رسيد ضرب شعارها را بيشتر كردند.
چه اتفاقي افتاده بود كه ابومسلم زير دست و پاي استقلال تقلا ميكرد و هواداران كاري به مديرعاملي كه چند متر آنطرفتر در جايگاه شيشهاي نشسته بود، نداشتند؟ پاسخ در جيب ليدرها بود. آنها شب قبل از بازي در يك ضيافت شام شركت كردند و فهميدند كه نبايد در اولين پخش مستقيم فصل ابومسلم آقاي مديرعامل را برنجانند، فهميدند كه در يك بازي پخش مستقيم بايد عليه مسئولان استاني شعار داده شود تا آنها تحت فشار قرار بگيرند و سركيسه را براي ابومسلم شل كنند.
سناريو بيكم و كاست در ورزشگاه اجرا شد و مصطفي بنياسد در بين دو نيمه حتي مورد تشويق هم قرار گرفت. فقط پنج دقيقه به پايان بازي باقي مانده بود كه استقلال گل چهارم را هم زد. پيرمرد دوباره از جا بلند شد. رفت جلوي جايگاه شيشهاي ايستاد و زل زد به چشمهاي مديرعامل. صدايش گرفته بود اما تلاش ميكرد فرياد بكشد؛ «تو از خدا نميترسي، از نفرين نميترسي، خدا جوابت را بدهد، خدا...»
اين بار ديگر نتوانستند ساكتش كنند. حنجرهاش كه از كار افتاد با مشت به سروصورت خودش ميكوبيد، در همين لحظات استقلال گل پنجم را هم به ثمر رساند تا اثر شام شب گذشته كاملا از بين برود و ورزشگاه يكپارچه عليه بنياسد شعار بدهد. دودي كه از كنده پيرمرد بلند شده بود عاقبت چشم مديرعامل عاقبتانديش را سوزاند.
سردار بنياسد پس از شكست پنج بر صفر با لبخند در دايره خبرنگاران حاضر شد و شرايط ابومسلم را عالي توصيف كرد. به اعتقاد او در قعرنشيني تنها نماينده مشهد فقط رسانهها مقصرند. خبرنگاران سوالات تحريككنندهاي ميپرسند و سردار همه را با لبخند جواب ميدهد. او خوب ميداند مالك باشگاه ابومسلم است و اگر 10 بازي ديگر هم ببازد محكم روي صندلي مديريت باشگاه مينشيند.
سردار اينها را خوب ميداند و البته انتظار دارد كه مسئولان استاني براي يك تيم خصوصي هزينه كنند و چالههاي عميق بدهيهاي مالياش را پر كنند. ابومسلم خراسان؛ تيمي كه ميتوانست يك ورزشگاه عظيم را به رنگ مشكي دربياورد و نسق هر حريفي را در ديار خودش بگيرد حالا در خانه، حقيرانه مغلوب ميشود و مديرش شرايط را عالي توصيف ميكند.
آنها از زماني در اين جاده قرار گرفتند كه تيم خصوصي شد و افراد براي چرخاندن باشگاه اعلام آمادگي كردند. بنياسد پيش از بازي با استقلال محمد ياري را بهعنوان مديرعامل جديد باشگاه معرفي كرد تا خيال حسين قاسمي – مردي كه ادعاي مالكيت ابومسلم را دارد – از اينكه فعلا جايگاهي در ابومسلم ندارد راحت شود. در هياهوي دعواهاي مديريتي، تيم هر روز محكمتر از قبل به ته جدول ميچسبد اما حتي سنگينترين شكستها هم تاثيري در تلطيف جو موجود ندارد.
مالك فعلي باشگاه بهمنظور دفع مقطعي مشكلات مالي صندليهاي مديريت ابومسلم را بين افراد ثروتمند تقسيم ميكند و پس از مدتي آنها را كنار ميگذارد؛ آنچه در نهايت به درگيري دامنهدار او با حسين قاسمي منجر شد و ابومسلم را به اينجا رساند.
بنياسد در گذشته براي مدتي كوتاه با افرادي مثل شكوهي، زمان و رحمان نادري كار كرد و همه آنها به اميد آينده بخشي از سرمايه شخصي خود را صرف احياي ابومسلم كردند اما قبل از آنكه ادعاي مالكيت كنند كنار گذاشته شدند. اواخر فصل گذشته و در روزهايي كه ابومسلم براي فرار از سقوط دستوپا ميزد فردي با شهرت قاسمي طرحي را از ايتاليا به غرب كشور برده بود و پول پارو ميكرد، او تحت عنوان طرح شهركهاي آلاينده مشاغل پرسروصدايي مثل صافكاري و نجاري را از سطح شهرها جمعآوري ميكرد و در شهركهاي مخصوص اين مشاغل اسكان ميداد.
قاسمي در مسير اجرايي اين طرح وامهاي كلاني از بانكها و ارگانهاي دولتي گرفت. ابومسلم براي خروج از بحران مالي به يكي مثل او احتياج داشت. تماس بين بنياسد و قاسمي برقرار شد و او براي اجراي طرح شهركهاي آلاينده به مشهد رفت. از محل وامهاي سه، چهار ميلياردي كه به اين منظور اخذ شد ابومسلم هم بينصيب نماند اما حسين قاسمي بيگدار به آب نزد و قبل از كمكهاي مالي جاي پايش را در ابومسلم محكم كرد.
او بخش بزرگي از سهام ابومسلم را به نام خود زد و حالا بنياسد براي دك كردن آخرين ثروتمندي كه در تور ابومسلم گير افتاده طبق راي شوراي حكميت بايد چهار ميليارد تومان نهايتا تا يك هفته ديگر به او پرداخت كند و در غير اينصورت حسين قاسمي با پرداخت يك ميليارد تومان به بنياسد مالك ابومسلم خواهد شد.
امضاي حكم مديرعاملي محمد ياري در ابومسلم در فاصله 24 ساعت مانده به بازي مقابل استقلال بيارتباط با اين ماجرا نبود. ياري يكي ديگر از آن افراد ثروتمند است كه تا چندي قبل در سوئد به تجارت خشكبار و فرش ايراني مشغول بوده است.
بنياسد سعي دارد چهار ميليارد قاسمي را از حساب بانكي مديرعامل جديد تامين كند اما سوال اينجاست كه آيا بنياسد و ياري هم در آيندهاي نزديك مثل بنياسد و قاسمي در ساختمان باشگاه با يكديگر گلاويز خواهند شد؟ محمد ياري كه طي هفتههاي اخير در اكثر مزايدههاي بزرگ شهرداري استان برنده شده خيلي زود به يكي از دوستان نزديك سردار بنياسد بدل شد.


