دادكان، سازمان و ضرورت يك مصالحه
1) تغييرات ساختاري در سازمان ورزش باعث شده است تا هواداران اين حوزه نسبت به جبران برخي كاستيها اميدوار شوند.
به نوشته گل؛ در واقع پس از آنكه برخي از مديران ارزشمند ورزشي به واسطه برخوردهاي سليقهاي مسوولان ارشد تربيت بدني در دوره گذشته به محاق حذف كشانده شدند، مجال خدمتگذاري از آنان گرفته شد و ناكاميهاي معناداري پديد آمد كه به نوبه خود هزينههاي فراواني را به پيكر ورزش كشور تحميل كرد.
حالا فرصت مناسبي فراهم شده تا برخي از مغضوبين به حوزه تخصصي خود بازگردند؛ كساني مثل آجورلو، كاشاني و البته دادكان.
2) نزديك به يك ماه از روزهايي ميگذرد كه بحث حضور دكتر محمد دادكان در سازمان تربيت بدني به عنوان رييس يا نايب رييس مطرح شد. با انتصاب علي سعيدلو به عنوان نفر اول دستگاه ورزش، موضوع استفاده از رييس اسبق فدراسيون فوتبال به عنوان نفر اول سازمان منتفي شد و به طور اتوماتيكوار بحث در مورد گماردن او به عنوان نفر دوم درگرفت.
در اين حوزه، كشمكش كماكان ادامه دارد. دادكان در ابتدا با عنوان اين مساله كه به قول خودش «سر» است و «دست» نميشود، سپرده صندلي رياست به ديگران و اكتفا به نايبرييس را رد كرد، اما اندكي بعد به واسطه اصرار جمعي از نزديكان و مديران سياسي كشورمجددا درمورد پذيرش اين سمت دچار ترديد شد.
حالا تمايل زيادي از جانب افراد گوناگون براي بازگرداندن دادكان به بدنه ورزش وجود دارد؛ پروسهاي كه ظاهرا به همين راحتيها ميسر نيست و موانعي را پيشروي خودش ميبيند.
3) محمد دادكان كماكان به واسطه رانده شدنش از ورزش در دوران دولت نهم، رنجيده خاطر است. او امروز به خودش حق ميدهد ديگراني كه مسببات حذفش را فراهم كردند، ابتدا و با تبعيت از منطق در پي دلجويي از او بربيايند و سپس پيشنهاد ادامه همكاري با وي را مطرح كنند.
در اين ميانه، اگرچه سعيدلو معاون اجرايي سابق رييس جمهور بوده و به هر جهت در دولت نهم كه دادكان از آن رانده شد نقش مهمي را ايفا ميكرده، اما نميتوان انتظار داشت چنان كه بعضي از نزديكان رييس سابق فوتبال متوقعند، رييس جديد ورزش به جاي سلفش بابت خطاي صورت گرفته از دادكان عذر بخواهد!
آنچه در شرايط كنوني براي از سرگيري همكاري ضرورت دارد، نه روياي بلندپروازانه و غير منطقي عذرخواهي، كه طي شدن مراحل يك دلجويي ساده است؛ همان كه ميتواند موجب رفع كدورت شود و يك مدير زبده را به آغوش ورزش كشور بازگرداند.
4) تربيت مديران كاركشته،خبره و توانمند در حوزههاي گوناگون براي هيچ جامعهاي كاري آسودها نيست. بنابراين اگر چنين مرداني در مكانيزمهايي دشوار پرورش مييابند، نبايد به همين راحتي از خير جذب خدماتشان گذشت.
چه بهتر كه امروز با وساطت عدهاي دلسوز و خيرخواه، دادكان و سازمان هر يك گامي كوتاه بيايند تا اين پيوند خجسته،هر چه سريعتر صورت بگيرد. كيست كه نداند مدير ارشد با انتخاب زير مجموعهاي قدرتمند ميتواند تا حدود زيادي موفقيت خود را تضمين كند؟
گزينش مرداني همچون دادكان براي همكاري، ميتواند چنين فضايي را براي دكتر سعيدلو فراهم آورد و وزن كابينه ورزش در دولت دهم را به شدت وزينتر از قبل سازد.
5) اين همه اما، به معناي موافقت تام و تمام ما با دادكان نيست. جامعه ورزش با او نيز مسايل حل نشدهاي دارد كه بعد از حضور اين نيروي «اصلح» در كادر ورزش كشور، ميتوان به واكاوي و حلش پرداخت، چه بين رابطه منتقدان و دادكان يك زبان مشترك و حرفهاي به نام «ورزشي بودن» حكمفرمايي ميكند.


